پنهان شدن تبهكار دو زنه پشت ميلههاي زندان
زندان مخفيگاه خوبي براي مرد كلاهبرداري بود كه با هنرپيشگي ماهرانه به شكار طعمههايش ميرفت.
به گزارش ایران، مرد شياد در هيچ كدام از تبهكاريهايش ردپايي از خود بر جاي نميگذاشت تا اينكه وسوسه شد از آشنايي كلاهبرداري كند.
اوايل خرداد ماه امسال مردي وارد شعبه اول دادسراي ورامين شد و از ماجراي فريبكاري جوان 26 سالهاي خبر داد.
اين مرد در ادعاهايش گفت: چندي پيش در حالي كه به دنبال وام ميليوني بودم با جواني به نام «سهراب» آشنا شدم كه ادعا كرد در يك نهاد بالاي دولتي كار ميكند و ميتواند با آشنايي كه دارد براي من وام ميليوني دست و پا كند.
وي افزود: پسر جوان با چرب زبانيهايش اعتمادم را جلب كرد و پيشنهاد داد براي تهيه وام ميليوني بايد 14 ميليون تومان بپردازم، من نيز كه مدتها بود به دنبال وام ميليوني بودم پذيرفتم و همه پول درخواستي را پرداخت كردم. «سهراب» پس از گرفتن پول، مدارك را براي وام گرفت و من نيز هر روز با وي تماس ميگرفتم تا اينكه پس از مدتي ديگر جوابگوي تماسهايم نبود و زماني كه به محل كارش رفتم متوجه شدم «سهراب» دروغ گفته و فريب چرب زبانيهايش را خوردهام.
با ادعاي اين مرد، بازپرس مسعودي از شعبه اول دادسراي ورامين دستور داد تيمي از كارآگاهان پليس آگاهي براي رديابي جوان فريبكار وارد عمل شوند.
كارآگاهان در حالي كه ردي از «سهراب» نداشتند دست به تحقيقات گسترده زدند و پي بردند چند مرد ديگر در دام كلاهبرداريهاي اين شياد افتادهاند.مالباخته ديگري به ماموران گفت: مدتي بود به دنبال وام ميليوني بودم كه با سهراب آشنا شدم، وي كه خود را از كاركنان پليس معرفي كرده بود ادعا كرد با گرفتن پول ميتواند كار مرا راه بيندازد، من نيز كه ميخواستم وامم زود به دستم برسد پيشنهادش را قبول كردم و 20 ميليون تومان به وي پرداخت كردم اما بعد از مدتي ديگر از اين شياد خبري نشد و موبايلش را نيز خاموش كرد و تازه متوجه شدم كلاه سرم گذاشته است.
پليس كه به دنبال ردزني «سهراب» بود يكي ديگر از طعمههاي كلاهبردار جوان سرنخ جديدي در اختيار تيم تحقيق گذاشت.
اين مرد كه ادعا ميكرد از آشنايان جوان كلاهبردار است گفت به دنبال وام بودم كه «سهراب» با اعتماد به نفس پيش من آمد و گفت در يكي از ارگانهاي اطلاعاتي كار ميكند. وقتي شنيدم كه وي كارش چيست، شوكه شدم چون فكر ميكردم بيكار است اما «سهراب» ادعا كرد كه به خاطر شرايط كارياش به همه ميگويد بيكار است و بعد از اينكه با چربزبانيهايش از وي اطمينان پيدا كردم پيشنهاد داد براي تأييد وامم كمكم كند و براي اين كار بايد پولي به حسابش بريزيم تا وامم تأييد شد.
من كه فكر نميكردم «سهراب» قصد فريب من را كه از آشنايانش هستم داشته باشد پول را به حسابش ريختم، وقتي ناپديد شد باور نميكردم كه سرم كلاه رفته باشد تا اينكه چند روز پيش متوجه شدم «سهراب» به جرم خيانت در امانت به زندان افتاده است.
با به دست آمدن اين سرنخ روز 22 خرداد ماه امسال بازپرس مسعودي دستور داد «سهراب» براي افشاي راز پنهان فريبكاريهايش از زندان به شعبه اول دادسراي ورامين انتقال داده شود.
«سهراب» وقتي ديد پرونده ديگري در دادسراي ورامين برايش كليد زده شده است اصرار بر بيگناهي كرد اما زماني كه خود را در برابر طعمههاي فريب خوردهاش ديد به ناچار لب به اعتراف گشود.
بنا به اين گزارش، تجسسها نشان داد تبهكار جوان بارها به اتهامات مختلف به زندان افتاده است و بازپرس مسعودي از شعبه اول دادسراي وارمين خواست كساني كه به اين شيوه و شگرد در دام كلاهبرداري جوان فريبكار گرفتار شدهاند به پليس آگاهي ورامين يا شعبه اول دادسراي ورامين مراجعه كنند.



