حاشیهای بر چهره زشت شهرها پس از انتخابات + تصاویر
وقتی ضعف رسانه، تبلیغات انتخاباتی را سرشار از شعارزدگی میکند
در پایتخت که به نوعی چشم و چراغ کشور در مسائل گوناگون است، یک کاندیدا با کسب کمی بیش از نیم میلیون رأی، به عنوان نفر نخست راهی شورای شهر شده و در پایان لیست، افرادی با 114 هزار رأی، حائز حد نصاب اکثریت مورد نیاز برای ورود به بزرگترین پارلمان محلی کشور شدهاند؛ آن هم در شرایطی که جمعیت پایتخت بنا به روایات گوناگون، کمی بیش از هشت میلیون نفر ذکر شده است.
هرچند همزمانی انتخابات شوراهای شهر با انتخابات بزرگ ریاستجمهوری، عرصه سخنرانیهای کاندیداهای شورای شهر را به شدت تحت تأثیر قرار داده و محدود کرده بود، باز این اتفاق موجب نشده بود که کارکرد شعارهای شهر محور که بر تمیزی، فرهنگ، آبادی و ... تأکید داشتند، مورد توجه کاندیداهای پر شمار تکیه بر کرسی شورای شهر قرار نگیرد؛ شعارهایی به شدت کلیشهای و به مقدار زیادی توخالی!به گزارش «تابناک»، همزمان با هیاهوی تبلیغات گسترده کاندیداهای ریاست جمهوری ـ که بخشی از برنامههای رسانههای بزرگ همچون صدا و سیما، روزنامهها، خبرگزاریها و سایتهای اینترنتی را در برگرفته بود ـ تبلیغات کاندیداهای شوراهای شهر محدود به نصب پوستر و بنر و پخش تراکتهای گوناگون ماند، چراکه انتقادات گلدرشت نامزدهای ریاست جمهوری و طرح برنامههای کلان ایشان برای بهبهود شرایط بغرنج کشور، مجالی برای کاندیداهای شورای شهر (حتی در کلانشهرهای کشور همچون تهران) باقی نگذاشت که بتوانند نقدی به عملکرد شوراهای قبلی وارد کرده و به دنبال آن، برنامههای خود را برای تغییر در روند این پارلمانهای محلی مطرح کنند.
به عبارت بهتر، سایه انتخابات فراگیر ریاست جمهوری آنچنان بر فضای کشور گسترده شده بود که حتی اگر نامزدی از مجموعه کاندیداهای شورای شهر با برنامه پا به میدان گذاشته و میخواست مواضع خود را برای شهروندان روشن کند، کمتر مجالی برای طرح آنها مییافت، چراکه با کج سلیقگی متولیان برگزاری انتخابات، همزمانی انتخابات کلان ریاست جمهوری با انتخابات کوچکتر شوراهای شهر و روستا، توجه مردم را به مشکلات کشوری معطوف کرده بود و کمتر گوشی برای شنیدن سخنان و مواضع نامزدهای شورای شهر و صد برابر بدتر، شوراهای روستا کرده بود.
ماحصل کار چیزی بود که البته انتظارش میرفت؛ راه معرفی نامزدهای شوراها محدود شد به پوسترها، بنرها، تراکتها و حتی کارت ویزیتهایی که جز نام و نشان و تصویر چهره روتوش کرده این افراد، گاه شعارهایی به شدت کلیشهای و البته به مقدار زیادی توخالی، نکته دیگری در آن به چشم نمیخورد.
اینجا بود که در و دیوار شهرها پر شد از پوسترهای ریز و درشتی که حتی گاه ابعاد آنها با ابعاد مصوب در قانون انتخابات هم همخوانی نداشت، ولی افراد ستادی نامزدها برای نصب آنها حتی از سطلهای مکانیزه زباله نیز نگذشته بودند، تا نتیجه امر، چهره به شدت آسیب خورده در و دیوارهای شهری باشد که بسیاری از کاندیداها از تمیزی آن در شعارهایشان استفاده کرده بودند.
این معجون به شدت ناهمخوان در حالی به چشم میخورد که به نظر نمیرسد نصب پوستر جز یادآوری این نکته که فلانی هم در صف متقاضیان ورود به شورای شهر است، کاربرد دیگری داشته باشد و البته این مهم با کمی دقت در نام راه یافتگان به شوراهای شهرهای گوناگون به چشم میخورد؛ جایی که میبینیم افراد مشهوری همچون ورزشکاران، هنرمندان، سیاسیون شناخته شده و امثال ایشان با تکیه بر شناختی که پیش از آغاز فصل انتخاباتی در مردم حاصل کرده اند، راهی پارلمانهای محلی شده اند.
کافی است بدانیم در کلانشهر بزرگ کشور، تهران ـ که به نوعی (درست یا نادرست) چشم و چراغ کشور در مسائل گوناگون است ـ یک کاندیدا با کسب کمی بیش از نیم میلیون رأی، به عنوان نفر نخست راهی شورای شهر شده و در انتهای لیست، افرادی با به دست آوردن 114 هزار رأی، حائز حد نصاب اکثریت مورد نیاز برای ورود به بزرگترین پارلمان محلی کشور شده اند؛ آن هم در شرایطی که جمعیت پایتخت بنا به روایات گوناگون، کمی بیش از هشت میلیون نفر ذکر شده و درصد بسیاری از ایشان دارای شرایط رأی هستند.
آنچه از این آمار برمیآید، جدای از پشتوانه ضعیف آرایی که نصیب نمایندگان شهروندان در شورای شهرشان خواهد کرد ـ و البته جا دارد که در دیدگاه کلان، نقد و بررسی شد ـ مشارکت پایین مردم در این انتخابات است که در کنار عوامل گوناگونی که در شکل گیری آن مؤثر بودهاند، ضعف شدید رسانههای محلی را آشکار خواهد کرد.
به عبارتی بهتر، همان گونه که در انتخابات ریاست جمهوری نمیتوان نقش کارآمد رسانههای فراگیر همچون رادیو و تلویزیون، روزنامهها، خبرگزاریها و سایتهای خبری در انتشار اخبار و مطالب گوناگون گذشته و تأثیر ایشان بر داغ کردن تنور انتخاباتی را نادیده گرفت، به همان نسبت میتوان ورود نکردن ایشان به مقوله مهمی همچون انتخابات شورای شهر را در تمایل کمتر شهروندان به رأی دادن و حتی خط زدن تعرفههای رأیی که خودکار توسط متولیان صندوقها صادر شده و در اختیارشان قرار میگرفت (!) رهگیری کرد.
این گزاره که میتواند تأکیدی دوباره بر کجسلیقگی متولیان تصمیمگیر در امر انتخابات و همزمانی این دو انتخابات ناهمجنس باشد، در درون خود حقیقتی نهفته دارد که رخنمون آن در این دوره، چندان خوشایند نیست؛ فقدان یا ضعف شدید رسانههای محلی.
کافی است کمی به دور و برمان نگاه کنیم تا این ضعف آشکار شود؛ در نبود تلویزیونهای شهری، نه تلویزیونهای استانی بر راهی سوای خط سیر شبکههای تلویزیونی سراسری میروند، نه این مبحث جامانده در رادیوهای محلی پیگیری میشود، نه روزنامه فراگیری در شهرها و کلانشهرها داریم که تیراژی درخور داشته باشند و سرانجام نه سایت و روزنامهای در عرصه تولید محتوای اینترنتی به آنجا رسیده که بتواند نقش رسانه محلی را تمام عیار ایفا کند و اگر هم اتفاق مثبتی رخ داده باشد، بسیار نادر و انگشتشمار بوده و همان هم تا جایی تداوم خواهد یافت که بتواند دخل و خرجش را تنظیم کند.
بسیار روشن است که وقتی تیراژ روزنامههای سراسری کشور در اعدادی ناچیز (گاه چند ده هزار نسخه برای سراسر کشور!) باقی مانده و سایتهای محلی مخاطبانی به مراتب کمتر داشته باشند و نه تنها هیچ حمایتی به خود نمیبینند، بلکه به شدت تحت تأثیر نظارتهای سلبی قرار میگیرند، نقش رسانههایی که در صف ارتزاق کنندگان از بیتالمال هستند، به شدت پر رنگ شده و کم کاری و ضعف ایشان به شدت به چشم خواهد خورد تا بدانیم، علاوه بر حمایت نکردن از رسانههای موثر اما مهجور، نبود نظارت بر رسانههای بودجهبگیر هم درد دیگری است که جامعه امروزی ما با آن روبهروست.
اکنون کافی است تا به این سیاهه، مواردی همچون فراگیر نشدن ابزارهای ارتباطی همچون اینترنت و بلایای مبتلا به آن را بیفزاییم تا دیگر برایمان عجیب نباشد که انتخابات شورای شهر در روز حضور گسترده مردم در پای صندوقهای رأی، اینچنین کم رمق رقم بخورد و در و دیوار شهر به مانند سالهای دور پر شود از پوستر، بنر، استیکر، تراکت و ...!
شاید بد نیست به روایت تصویر، چهره زشت شهر پس از انتخابات را نگاه کرده و کمی در علت بروز این تصاویر بیندیشیم:
سیل پوسترهایی که روی یکدیگر چسبانده شده، نشانگر تخلفی انتخاباتی (البته از نوع خفیف اما به شدت رایج) است که دست کم ثابت میکند نامزدها در انتقال باید و نبایدهای قانونی تبلیغات انتخاباتی به اعضای ستادهایشان موفق نبودهاند؛ موفقیتی که با نگاه بد بینانه ممکن است این شبهه را به اذهان القا کند که این افراد چگونه میتوانند مواردی کلان تر از تبلیغات را مدیریت کنند!
شاید بد نباشد بپرسیم که چسباندن ردیف پوسترهای یک کاندیدا بر یک دیوار (فارغ از قانونی بودن یا نبودن آن) چه تاثیری بر افزایش اقبال مردم به آن کاندیدا خواهد گذاشت؟
در گاراژی که احتمالا مالک خصوصی دارد اما از دید اعضای ستادهای انتخاباتی، تابلو اعلانات دیده شده است!
سرانجام پوسترهایی که هم برای تدارکشان هزینه صرف شده و هم نشر و نصبشان هزینه بر بوده اما سرنوشتی جز سطل زباله و احتمالا افزون کردن زحمت رفتگران نداشته اند.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۲
در انتظار بررسی: ۱۴
انتشار یافته: ۲۰
در شهر ما، رشت واقعا جایی باقی نمانده که با اسپری رنگ نوشته نشده باشد. آقایانی که از پس اداره ستادهای خود بر نمی آیند و اینچنین چهره شهر را تا مدت ها زشت می کنند آیا به درد اداره شهر می خورند؟
پول تمیز کردن شهر رو از کاندیداها بگیرن بعضی از این آقایون(ریاست جمهوری) میلیاردی خرج کردن!!
پاسخ ها
ناشناس
| ۰۲:۲۲ - ۱۳۹۲/۰۳/۲۹
ناشناس
| ۰۸:۴۵ - ۱۳۹۲/۰۳/۲۹
پاسخ ها
ناشناس
| ۱۰:۲۳ - ۱۳۹۲/۰۳/۲۹
ولی احتمالا توش خورده شده
چقدر بیلبورد و پایه های فلزی محکم در پیاده رو ها و کنار میدانها برای آگهی ها
و پوستر ها قرار میدهند.
پاسخ ها
ناشناس
| ۱۰:۲۴ - ۱۳۹۲/۰۳/۲۹
نظرسنجی
امضای یادداشت تفاهم ایران با آمریکا را در این مقطع...






