پرسشهایی که نامزدها در مناظرات به آن پاسخ ندادند
در مناظره سوم بین نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری، فضای متفاوت مناظره، باعث شد که نامزدها امکان این را بیابند که مستقیم از یکدیگر پرسشهایی بپرسند. این گزارش مروری است بر سوالاتی که بیپاسخ ماندند؛ از پرسشهایی که از چند نامزد پرسیده شد تا سوال مشترک احمدینژاد و جلیلی از ولایتی.
کد خبر: ۳۲۴۵۶۸
| | 29263 بازدید

در مناظره سوم بین نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری، فضای متفاوت مناظره، باعث شد که نامزدها امکان این را بیابند که مستقیم از یکدیگر پرسشهایی بپرسند. زمانبندی و نوع رفتار نامزدها، باعث شد که برخی از آنها چندان در معرض سؤال قرار نگیرند.
برای مثال، در ابتدای مناظره به محسن رضایی تنها سه دقیقه فرصت برای پاسخگویی به سوالات سایر نامزدها داده شد در حالی که در ادامه فرصت بیشتری در اختیار نامزدها قرار گرفت که در حالت ایستاده به پرسش سایر نامزدها پاسخ دهند. به سؤالات آقای غرضی به دلیل غیرجناحی بودن و عدم حساسیت به آنها کمتر پاسخ داده شد و این در حالی است که شیوه استفاده آقایان جلیلی و غرضی از زمان، به دیگر نامزدها مجال کمتری داد که از این دو نامزد سوالی را مظرح سازند.
1 ـ پرسشی که رضایی فرصت نکرد پاسخ دهد
نخستین پرسش بدون پاسخ در این مناظره، وقتی بود که عارف از رضایی پرسید: در مراسمی جوانان در پوستری عکس من، سیدحسن خمینی و محمد خاتمی را در کنار هم قرار داده بودند که در برخی استانها از پخش این پوستر جلوگیری شد. شما برای اینکه این کارها در چهارچوب قرار گیرد، چه راهکاری دارید؟به نظر میرسد، پرسش عارف بیشتر از این که پرسشی مستقیم از رضایی باشد، اعتراض به وقایع روزهای پیش بوده است. محسن رضایی فرصت نکرد به این سؤال مستقیم پاسخ بگوید، ولی بخشی از پاسخ وی به آقای غرضی در مورد نهادینه کردن آزادی و قانون پاسخی به سؤال عارف هم بود. محسن رضایی پیش از این امنیتی کردن فضای کشور و برخوردهای غیرقانونی را از مشکلات مهم کشور دانسته بود. حداد عادل نامزدی بود که بعدا احساس کرد، باید به این پرسش عارف پاسخ دهد و مسأله مورد اعتراض را نمونهای از رفتار سلیقه در اداره کشور دانست که باید از آن پرهیز شود.
2 ـ پرسشهایی که قالیباف نمیتواند پاسخ دهد
سید محمد غرضی، یکی از پرسشگرترین نامزدها در این مناظره از قالیباف پرسید: در مورد سیاست داخلی آیا شما استعداد جمعی را در عقبه خودتان دارید که بتواند مشکلات سیاسی داخلی را حل کند. این سؤال از سوی قالیباف بیپاسخ ماند.
سعیدجلیلی از قالیباف پرسید: در گزارشی که شما تحت عنوان برنامه راهبردی دیپلماسی سیاسی نوشتید با نگاههای شخص شما مطابقت ندارد که اگر ما به دنبال نظم هستیم نباید در چالش نظم جهانی باشیم. این در صورتی است که ما قدرت هژمونی جهانی را قبول نداریم و با آن در چالش هستیم و اساس انقلاب اسلامی بر اساس بر هم زدن هژمونی جهانی بود. ما در چالش با نظام جهانی هستیم که میخواهد با چند کشور کل جهان را اداره کند.
این پرسش سعید جلیلی، ضربهای محکم به برنامههای مکتوب منتشره از سوی قالیباف برای اداره کشور بود. عدم واکنش قالیباف به این پرسش سخت بعد از مناظره و بر مبنای برنامه منتشره وی نشان میدهد که قالیباف به این ایراد پاسخی ندارد و باید بگوید که کتابش اصلاح شود.
افزون بر این که قالیباف چالش مطرح از سوی قالیباف در مورد پیش فروش کردن تراکم در تهران را با عبارت «تکذیب میکنم» در حین طرح پرسش جواب داد، ولی بعدا تمایلی نداشت به این مسأله بپردازد.
3 ـ پرسشهایی که از حداد عادل پاسخ نداد
محمدرضا عارف از حدادعادل پرسید: شما گفتید که از حوزه عزت و اقتدار مذاکره میکنید؛ چگونه و در چه شرایطی میخواهید به این موضع برسید که بتوانید مذاکره متعادلی داشته باشید؟
این پرسش با پاسخ روشنی مواجه نشد.
سیدمحمد غرضی درباره اظهارات حدادعادل با طرح این پرسش که آقای دکتر، عزت و اقتدار کشور مربوط به استعداد داخل کشور است یا مکتوب در کتابهاست، اظهار داشت: شما زحمات زیادی در آموزش و پرورش کشیدید، ولی آموزش و پرورش و آموزش عالی ما جوانان ما را در 25 سالگی به اشتغال نمیرساند؛ بنابراین، چگونه میتوانیم بگوییم عزت و اقتدار داریم؟
محسن رضایی هم درخصوص سخنان حدادعادل گفت: بنده از سخنان آقای حدادعادل واقعا تعجب میکنم، آقای حدادعادل شعاری صحبت میکند، مگر میشود سرنوشت یک کشوری را این طور با شعار پشت سر هم بگذاریم؟ ما الان وقت نداریم یک دقیقه از وقت ملت ایران را بگیریم، ما در این کشور گرفتار دو گروه شدهایم، یک عدهای مینشینند مدام شعار مقاومت میدهند، مثل همانهایی که در تهران نشسته بودند و خرمشهر اشغال شده بود، میگفتیم اگر راست میگویید بیایید به آزادسازی خرمشهر کمک کنید. مگر آن موقع کسانی که مینشستند و در تهران شعار میدادند، میتوانستند به ملت ایران کمک کنند؟
حداد عادل با سه پرسش بدون پاسخ، سهم بالایی از پرسشهای بدون پاسخ داشت.
4 ـ عارف سپر بلای اصلاحطلبان شد
حدادعادل از عارف پرسید: اینکه میفرماید برای اقوام معاونت ایجاد میکنید آیا برای قوم فارس هم معاونت ایجاد میکنید؟
این سؤالی بود که در میان سؤالات پرسیده شده از عارف گم شد، ولی احتمالا پاسخ دادن به آن چندان هم ساده نیست.
سعید جلیلی از عارف پرسید: چرا در زمان دولت شما هر اعتراض اجتماعی با بدترین وضع برخورد میشد؟ به طور مثال اعتراض در سمیرم هشت نفر کشته داشت و به همین صورت اعتراض در فیروزآباد چهار نفر و اعتراض در سبزوار یک نفر کشته به همراه داشت.
سیدمحمد غرضی هم در واکنش به اظهارات عارف گفت: آقای عارف! چرا زمانی که فردی هیچ سمتی در جمهوری اسلامی نداشت آمد و دبیرکل اصلاحطلبان شد، حرفی نزدید؟ من قبول دارم که اصلاحطلبان بخشی از انقلاب است اما آن دبیرکل آمد و به قانون اساسی ما تعرض کرد و یک نفر از جریان اصلاحات به وی پاسخ نداد. آقای عارف! من به شما علاقهمندم و قصد جدل ندارم اما سؤالم این است چرا وقتی فردی منسوب به جریان اصلاحطلب به قانون اساسی تعرض کرد شما جواب ندادید؟
5 ـ سؤال مشترک جلیلی و احمدینژاد از ولایتی بی پاسخ ماند
یکی از اثرات شرکت علیاکبر ولایتی در انتخابات ریاست جمهوری به زیر ذرهبین رفتن سالیان وزارت وی است. جالب در این میان سؤال مشترک احمدینژاد و جلیلی از ولایتی بود!.
چهار سال پیش احمدینژاد از میرحسین موسوی پرسید: کدام سیاست خارجی موفق بوده و کدام ذلت آفریده است؟ کدام سیاست خارجی استقلال ما را حفظ کرده، کدام بیشتر امتیاز داده و دستاوردی نداشته است. پانزده سال اروپاییها میگفتند ما میخواهیم با ایران گفتوگوی انتقادی کنیم، هر روز میآمدند و (مطالبشان) را میگذاشتند روی میز که ایران حقوق بشر را رعایت نمی کند.
پرسشهای جلیلی از ولایتی مفصل بود که مهمترین آنها همین سؤال بالا بود که: نکته دوم اینکه شما گفتید مسئولیت سیاست خارجی را میپذیرید. در دوران شانزده ساله شما اتفاقاتی افتاد که اگر شما مسئولیت آنها را بپذیرید کار بسیار خوبی کردهاید. نمونه آن همین گفتوگوهای انتقادی است که شما در دوره خودتان با اروپا داشتید و مجموعه این گفتگوها هفت دوره بود که به قضایای بعد از جنگ اول خلیج فارس برمیگشت که خود آنها در قطعنامه 1997 گفتند که باید گفتوگوها انتقادی باشد، ما شروع کنیم و بحثها درباره نگرانیها درباره رفتارهای ایران باشد و خواستار بسیاری از عوامل از جمله حقوق بشر باشیم. مثل حکم اعدام علیه سلمان رشدی و مسائل مربوط به تروریسم.
در این باره هفت دور گفتوگو برگزار شد که آخرش آن چیزی که مطرح شد این بود که در سال 1997 و اواخر کار شما که با توجه به دنبال بحثی بود که درباره رئیس جمهور وقت یعنی هاشمی رفسنجانی که حکم را دادند و گفتند ملاقاتهای دوجانبه رسمی با وزیران ایران لغو و هیچ مبنایی برای مذاکره با ایران وجود ندارد. با توجه به بحث بعدی که مطرح شد، ما باید تحلیل دقیق تر ارائه دهیم. اگر قضایای 598 حل شد، باید ببینیم چه زمانی بوده، آیا پس از حمله صدام به کویت بود؟ در آن زمان هیچ کس دیگر مدافع او نبود. این را باید بگوییم که اگر ما از کردههای خودمان فقط حرف بزنیم، بی انصافی است و باید همه اینها را حاصل هشت سال دفاع مقدس رزمندگان کشورمان بدانیم.
سید محمد غرضی هم از ولایتی پرسید: در زمانی، آمریکا بر همه منطقه مسلط بود. الان ما نیز بخشی از این قدرت سیاسی را به همراه داریم؛ آیا قدرت سیاسی ما افزون است یا آمریکا؟
قالیباف هم در پایان وقت مناظره، فرصت این را یافت که ولایتی را به چالش بکشد. وی از ولایتی پرسید: آقای ولایتی اگر موضع شما دیپلماسی بود چرا یک بار از غرامت جنگ که عراق متجاوز بود حتی یک مذاکره نتوانستید بکنید؛ بنابراین، به نظر من سیاست خارجی در آن دوره نتوانست فعال شود حتی در حوزه دیپلماسی اقتصادی نیز همین طور بود.
6 ـ پرسشهایی که محسن رضایی از چند نامزد پرسید
پس از این که قالیباف از فرصت خود برای به چالش کشیدن ولایتی استفاده کرد، محسن رضایی فرصت یافت که مبنای ائتلاف 2+1 را زیر سؤال ببرد و بگوید: سؤال من از آقای حداد، ولایتی و قالیباف این است که مگر شما ائتلاف تشکیل ندادید؟ از این اختلاف نظرها پیداست که اختلافنظرهای جدی دارید. برای ما توضیح دهند که چرا این گونه شده است.
محسن رضایی سؤال دیگری هم از نامزدهایی که سابقه کار دیپلماسی داشتند پرسید که: ما الان در حوزه سیاست خارجی عمدتا در سیاست جهادی موفق بودهایم یعنی در رابطه با حزبالله، سوریه و مسائل لبنان اما باید ببینیم ارتباط ما با اروپا و روسیه کجاست. روابط موجود قادر نیست ما را به عنوان یک بازیگر منطقهای حتی در خود منطقه جا دهد. اگر این سه چهار کشور هم نباشند که این رابطهها در اثر جنگ و دفاع مقدس به وجود آمده است تکلیف ما در روابط با کشورهای دیگر کجاست؟
گزارش خطا
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟


