مرور روزنامههای دوازدهم خرداد ماه
این بار احمدینژاد عدالت را به زباندرازها ربط داد
با نزدیک شدن به روزهای پایانی دولت احمدینژاد، این بار وی عدالت را از حوزه اقتصاد به سیاست برده است؛ سخن جدید احمدینژاد یک گام دیگر در نزدیک شدن به افکار اصلاحطلبان است. نقد و بررسی مناظره عصر جمعه تلویزیون در کنار برخی مسائل اجتماعی، از مهمترین مسائل امروز روزنامههاست.
کد خبر: ۳۲۳۲۵۲
| | 17981 بازدید

با نزدیک شدن به روزهای پایانی دولت احمدینژاد، این بار وی عدالت را از حوزه اقتصاد به سیاست برده است؛ سخن جدید احمدینژاد یک گام دیگر در نزدیک شدن به افکار اصلاحطلبان است. نقد و بررسی مناظره عصر جمعه تلویزیون در کنار برخی مسائل اجتماعی، از مهمترین مسائل امروز روزنامههاست.
این بار احمدینژاد عدالت را به زباندرازها ربط داد
تاکنون مفهوم عدالت از زبان رئیسجمهور بیشتر در حوزه اقتصاد شنیده میشد، ولی این بار وی عدالت را به حوزه رسانهها هم کشانده است. روزنامهها در این باره نوشتهاند، احمدی نژاد با بیان اینكه «ایران میتواند و باید به سرعت خود را به پیشرفته ترین كشورهای جهان برساند» گفته است: شیاطین از داخل و خارج به دلیل آنكه نمیخواهند ایران پیشرفت كند، در برابر حركت ملت مانع تراشی میكنند كه در مقابل آن باید با كار و تلاش و البته پایبندی به عدالت به قلهها برسیم.وی با بیان اینكه «عدالت اكسیری است كه انسانیت انسانها را شكوفا میكند» اظهار كرد: عدالت یعنی اینكه همه نقاط كشور فرصت یكسانی برای پیشرفت و شكوفایی برخوردار باشند و بتوانند از امكانات و منابع طبیعی موجود بهره مند شوند. وی افزود: عدالت این نیست كه تنها عده قلیلی از فرصتها و امكانات بهره مند باشند و اكثریت دست خالی بمانند، عدالت این است كه فقط زبان درازها و صدا بلندها به چشم نیایند بلكه آنهایی كه زبان و صدای بلندی نیز ندارند هم در نظر گرفته شوند.
روزنامه اعتماد هم در مطلبی با تیتر «عدالت: از شعار تا واقعیت» به قلم فرشاد مومنی به عملکرد دولت احمدینژاد پرداخته است. استاد اقتصاد دانشگاه در این مورد نوشته است: یكی از وجوه اغلب ناشناخته موانع بزرگ توسعه ملی در ایران، ضعف كاركردهای نهادهای تخصصی مدنی از جمله نقش آفرینی بایسته رسانهها به ویژه مطبوعات مستقل در جهت ایجاد یك حافظه تاریخی قدرتمند و قابل اتكاست. در غیاب این توانایی جمعی برای ایرانیان در حالی كه كشور از طریق اتخاذ جهت گیریهای گوناگون هزینههای بزرگی بابت این آزمون و خطاها میپردازد اما از آنجا كه امكان ثبت و ضبط دقیق و كارشناسانه آنها در حد نصاب وجود ندارد، تكرار این آزمون و خطاهای بی فرجام نوعی دور باطل توسعه نیافتگی را در كشورمان ایجاد كرده و آن را تشدید میكند. از جمله مهمترین نمونههای این آزمون و خطاها ماجرای شعارهایی است كه مسئولان سیاسی مطرح میكنند اما در زمان مناسب برای چگونگی تبدیل آن شعارها به برنامههای اجرایی و اقدامات عملی ارائه میكنند و نه آنكه نهادهای مدنی از طریق ثبت و ضبط آنها امكان پیشگیری از تكرار این آزمون و خطاهای پرهزینه را فراهم میسازد. شاید به این اعتبار مرور تجربه دولت حاضر از این زاویه بتواند گامهایی برای بهتر ساختن آینده كشور فراهم سازد.
مهمترین شعارهای این دولت از سال 1384 تاكنون عدالت بوده است و به طور مشخص تجلی این شعار در سه حوزه قابل رد گیری است كه عبارتند از:
1 ـ سهام عدالت
2 ـ مسكن مهر
3 ـ و بنگاههای زود بازده
وی با بررسی تحلیلی این سه موضوع نتیجه گرفته است که بنابراین شهروندان گرامی باید به این موضوع توجه داشته باشند كه شعارهای فاقد برنامه و فاقد مبنای كارشناسی در عمل میتواند به یك دنباله روی چشم بسته از سیاستهای همان كسانی و آژانسهایی همراه شود كه ما فكر میكرده ایم با آنها مخالفت جدی داریم. بنابراین حتی اگر بنا را بر صداقت كامل بگذاریم متوجه میشویم كه داشتن یك نیت خوب چیزی است و طراحی كارشناسانه برنامههای عملیاتی برای تحقق آن شعارها چیزی دیگر.
همه رازهای همسرکشی در ایران
روزنامه ابتکار در مطلبی به بررسی پدیده همسرکشی پرداخته و نوشته است: نتایج یک پژوهش نشان داد که عوامل و مسائل یکسانی میتوانند در بروز پدیده یا جرم”همسرکشی" دخیل باشند. با این همه عوامل همسرکشی در زنان و مردان متفاوت است ضمن اینکه نحوه ارتکاب قتل نیز در این دو جنس متفاوت بروز میکند.
همسرکشی مسألهای فردی، خانوادگی و اجتماعی است که تأثیر مخرب و نابودکنندهای بر امنیت و سلامت عمومی جامعه به جای میگذارد. به گزارش ایسنا، این در حالی است که قتلهای خانوادگی به خصوص همسرکشی بر خلاف قتلهای دیگر، خشونتی تصادفی و نامحتمل نیست بلکه ماجرای غمانگیزی از انواع خشونت خانوادگی، فشارها و پیامدهای زیانبار فردی و اجتماعی در خود پنهان دارد. لذا کشف علل و عوامل اجتماعی و فرهنگی موثر بر پدیده همسرکشی که طی سالهای اخیر در جامعه افزایش داشته و زنان و مردان بسیاری را در جایگاه قاتل و مقتول درگیر ساخته است، ضروری به نظر میرسد. در همین راستا پژوهشی در دانشگاه الزهرا (س) انجام شده که به بررسی کیفی عوامل اجتماعی همسرکشی پرداخته است. این پژوهش که در قالب پایاننامه به نگارش درآمده، از میان پروندههای جنایی همسرکشی مربوط به قتلهایی که در سالهای 1380 تا 1387 در استان تهران رخ داده است به بررسی 34 پرونده ( 17 مورد مربوط به زنکشی مردان و 17 مورد مربوط به شوهرکشی زنان ) پرداخته است.
نتایج این پژوهشی حاکی از آن است پایگاه اقتصادی ـ اجتماعی خانواده رهیاب اکثر قاتلان مورد مطالعه این پژوهش بسیار پایین بوده و افراد مذکور از میان محرومترین قشرهای اجتماعی برخاستهاند از این رو میتوان گفت میراث فقر مادی و فرهنگی خانواده، به صورت بین نسلی به فرزندان آنان انتقال یافته و به صورت مستقیم و غیرمستقیم شرایط بعدی آنان را در زندگی شخصی و خانوادگی مستقل در بزرگسالی و در چرخشهای اصلی حیات یعنی عبور از تحصیل به اشتغال، از تجرد به تاهل و مسئولیتپذیری و از سکونت در خانه پدری به منزل شخصی بهطور جدی تحت تأثیر قرار داده است. چنین محرومیت مزمنی همراه با فقدان چتر حمایتی خانواده منشا، در رابطه با مشکلات بعدی زوجین، زمینهساز آسیبزدگی و آسیبزایی افراد مذکور است.
نتایج این بررسی همچنین نشان داد که وجود فرزندان، سن و موقعیت اجتماعی فرزندان بهطور مثبت در وقوع قتلهای خانوادگی از نوع همسرکشی، تأثیرگذار خواهد بود و زوجین دارای فرزندان بزرگتر و متاهل، ضریب ایمنی بالاتری در این خصوص دارند. نتایج این پژوهش حاکی از آن است که برحسب پارهای از نظریات مشهور در حوزه آسیبشناسی خانواده و اجتماع، این امر میتواند ناشی از مکانیزمهای تأثیرگذار عنصر سوم (به ویژه فرزندان) از جمله اقتدار فرزندان متاهل و مسنتر و مداخلات مثبت آنها در جریان اختلاف میان والدین و پیشگیری از وقوع آسیبهای سختتر در خانوادهها باشد. لازم به ذکر است که این امر در مورد زنان قاتل بیشتر صدق میکند و داشتن فرزندان متاهل برای زنان نسبت به مردان بازدارنده قویتری در زمینه ارتکاب به قتل همسر بوده است.
در این بررسی مشخص شد که احتمال ارتکاب به قتل توسط زنان در ازدواج دوم دو برابر مردان است. زنان با تجربه شکست و سرخوردگی در ازدواج اول و با امید زندگی بهتر وارد ازدواج دوم میشود اما زمانی که ازدواج دوم نیز شکست خورد، ناامیدانه و بدون هیچ حمایت خانوادگی و اجتماعی دست به قتل همسر خود میزنند. بر این اساس حتی گشودن راه طلاق برای زنان مشکلدار، در غیاب سایر تضمینهای مادی و غیرمادی و حمایتهای لازم از آنان نمیتواند مانع آسیب دیدگی و آسیبزایی این زنان شده و بنبستهای زندگی همچنان آنان را قربانی میکند.
از نکات مورد توجه این پژوهش این است که مردان در تمام موارد، خود به تنهایی و بدون کمک فرد یا افراد دیگر دست به قتل همسران خود میزنند. در حالی که زنان از کمک افراد دیگر در قتل همسر خود استفاده کرده و نقش معاونت و مشارکت در آن داشتهاند.
نتایج این پژوهش نشان داد ابزار استفاده شده در همسرکشی توسط زنان و مردان همسرکش نیز کارد (سلاح سرد) بوده است با این حال زنان به علت قدرت بدنی پایینتر، در مواردی از شیوههای مسمومسازی استفاده کردهاند، اما مردان در هیچ یک از موارد از این مواد استفاده نکردهاند. برخلاف نتایچ پژوهشهای قبلی، زنان بسیار بیشتر از مردان با طرح و نقشه قبلی دست به همسرکشی زدهاند.
نتایج این پژوهش تأیید میکند که سابقه آزاردیدگی زنان از سوی مردان (شوهران) قبل از ارتکاب قتل، عامل خطرزای دیگری برای همسرکشی است در این بررسی مشخص شد که 80 درصد از زنانی که همسرانشان را به قتل رساندهاند از خشونتهای فیزیکی و روانی شوهران خود رنج میبردند. این در حالی است که این موضوع درباره مردان مصداقی نداشته است و برخلاف مردان، زنان بعد از سالها تحمل خشونتهای فیزیکی و پس از اینکه احساس کردهاند تمام منابع حمایتی و کمکی موجود بی فایده بوده، از ترس جان و زندگی اقدام به همسرکشی کردهاند.
نتایج تجزیه و تحلیل علل و عوامل همسرکشی این پژوهش نشان داد که زنان و مردان سرکش از نظر شدت و تراکم فشار روانی اجتماعی در زمان ارتکاب قتل در شرایط نامناسب و بغرنجی قرار داشته و هر کدام از آنان منابع فشار گوناگونی را تجربه کرده بودند که در واقع، اثر برآیند مجموع عوامل خطرزا یا تشدیدکننده مثبت و منفی موجود در زندگی آنهاست که از منابع مختلف به سوی آنان جریان مییابد. نتایج بررسیهای این پژوهش نشان داد که مکانیسم عمل منابع فشار مذکور در سطح دو جنس یکسان نبوده و زنان همسرکش بیشتر از مردان تحت فشار هستند و به علت تفاوت جایگاه (موقعیت فرد است در جامعه و خانواده) و نابرابری در قدرت و امتیازات و اختیارات در واقع فشار مضاعفی را متحمل شدهاند.
ماحصل این پژوهش تأکید کرد: زنان همسرکش دو برابر مردان سعی در حل مشکلات و فشارهای وارده از راههای غیر بزهکارانه و مسالمتآمیز داشتهاند. این زنان علیرغم فشارهایی نظیر اعتیاد و بیکاری همسر، فقر خانواده، قطع رابطه با خانواده همسر و خشونتهای فییزکی روانی همسر سعی در انطباق با این گونه فشار از طریق عادی و به هنجار داشتهاند ولی چون به نتیجهای نرسیدهاند با حمله فیزیکی به نزدیکترین منبع فشار شوهر سعی کردهاند به تمام فشارها و محرکهای منفی یک زندگی طاقت فرسا پایان دهند.
نتایج این بررسی حاکی از آن است که اغلب زنان همسرکش به خاطر عدم استقلال مالی، عدم حمایت از جانب خانواده، تحصیلات پایین و نداشتن شغل غالبا مجبور به ادامه زندگی همراه با نارضایتی شدید و تضاد و درگیری با همسرانشان بودهاند ولی در مورد مردان چون منابع قدرت (اقتصادی و اجتماعی) کمی در اختیار داشتند و از طرفی دیگر درصدد بودند سلطه خویش را بر خانواده اعمال کنند برای تحکیم سلطه و نهادینه کردن قدرت مردانه خود در روابط خانوادگی غالبا از استراتژی خشونت به عنوان تنها منبع در دسترس استفاده کردند.
برخی واكنشهای سیاسیون و كاندیداها به نخستین مناظره
هرچند موضوع مناظرهها، موضوع داغ دیروز روزنامهها بود، امروز هم مطالب زیادی به این مسأله اختصاص داده شده است؛ از جمله روزنامه قانون به جمعبندی برخی واكنشهای سیاسیون و كاندیداها به نخستین مناظره پرداخته که به صورت زیر آمده است:
عماد افروغ
در هر حال این نبود اعتماد سبب شده که بنده نسبت به تعمدی بودن برگزاری چنین مناظره ای مشکوک باشم.
قدر مسلم عذرخواهی رسانه ملی از مردم کوچکترین و ضروری ترین قدم برای احیای اعتماد عمومی از دست رفته نسبت به این دوره از انتخابات است.
مسلم بدانید بی عملی رسانه ملی در قبال این خطای بزرگ بازخوردی منفی به دنبال خواهد داشت.
حسن روحانی
این روزها رسانه ملی تبدیل به رسانه مِیلی شده است.
نمیتوان رضایت مردم را مهندسی کرد.
در مناظره یاد کلاس اول دبستان افتادم که مدیر مدرسه ما را تست میکرد.
در جلسه مناظره در صداوسیما به کاندیداها توهین شد.
مقام معظم رهبری فرموده بودند مردم باید از طریق صداوسیما بهتر با کاندیداها آشنا شوند اما متأسفانه چیز دیگری شد.
جلسه مناظره دیروز در صداوسیما وسیله تمسخر رسانههای خارجی شد.
غلامعلی حداد عادل
نامزدهای انتخابات نباید به این زودی از مناظرهها قهر کنند.
نامزدها باید اشکالات مناظره را به مسئولان صداوسیما گوشزد کنند.
مناظرهها را میتوان به شکل بهتری برگزار کرد.
صدا و سیما نمیخواهد بداخلاقیهای چهار سال قبل تکرار شود.
محمد غرضی
رسانه ملی باید تلاش کند مناظرههای بعدی را چالشیتر برگزار کند.
اگر رسانه ملی تلاش داشته باشد برنامههای بعدی را چالشیتر برگزار کند، قطعا این مناظرهها نتیجهبخشتر خواهد بود.
محسن رضایی
شیوه اجرای مناظره، جسارت به ساحت شریف مردم ایران بود.
در حال بررسی این موضوع برای شرکت یا شرکت نكردن در مناظرههای بعدی هستم.
در طراحی مناظرههای امسال از ترس حوادث سال 88 از سوی دیگر بام افتادند.
ما حق نداریم حتی یک لحظه وقت مردم را تلف کنیم.
این برنامه و نوع طراحی آن موجب شد تا حرفها بریده بریده مطرح شود.
پرویز اسماعیلی سخنگوی قالیباف
ساختار مناظرههای صداوسیما نیازمند تحول است.
پرسشها میتواند پیش از برنامه مطرح نشود اما اطلاع از ساختار برنامه، حق کاندیداست.
نقد به این برنامه به معنی نادیده گرفتن زحمات صدا و سیما نیست.
این شکل از مناظره اولین تجربه سیما و بخشی از مشکلات قابل انتظار بود.
شاهین محمد صادقی، رئیس ستاد ولایتی
نوع برنامهریزی مناظره به گونهای بود که با سطح انتخابات ریاست جمهوری تناسبی نداشت.
مناظره در جهت بیان توانمندیها و برنامه کاندیداها نبود؛ بنابراین باید بهتر از این عمل میشد.
یوسفیان ملا، نماینده آمل
به نظر میرسد این شیوه مناظره، نوعی الگوبرداری از سبکهای اروپایی و آمریکایی بود.
در آمریکا کاندیداهایی که به مرحله مناظره میرسند دو نفر از دو حزب جمهوریخواه و دمکرات هستند نه هشت نفر.
حمیدرضا پشنگ، نماینده مردم خاش
مناظره اول کاندیداها در یک فضای اخلاقی و عقلانی برگزار شد.
مناظرههای تلویزیونی شبیه تست هوش و گزینش استخدامی بود.
نصرالله پژمانفر، نماینده مردم مشهد
رویکرد اولین مناظره، رویکرد خواص بود نه عامه مردم.
باید در برگزاری مناظرهها، شور انتخاباتی به وجود آید.
مناظرهای که انجام شد، سبک جدیدی بود که قطعا دارای نقاط قوت و ضعف بوده است.
مفید کیایینژاد، نماینده طالقان و نظر آباد
بهتر است مناظرهها دو به دو برگزار شود.
قادرباستانی، كارشناس ارتباطات
برگزاركنندگان مناظره آن را با برنامه كودك اشتباه گرفته بودند.
مناظره روز گذشته صدا و سیما تقلیدی ناشیانه از شیوه مناظره فرانسوی بود.
حسین باهر
صدا و سیما از نامزدهای ریاست جمهوری آزمون گرفت.
صادق زیبا كلام
مناظره جمعه توهین به کاندیداها و مردم بود.
در این میان، توصیه توکلی به نامزدها جالب است. احمد توكلی نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی نه تنها از صدا و سیما انتقاد كرد، بلكه ادامه مناظره از سوی هشت نامزد ریاستجمهوری را اشتباه دانست. این نماینده مجلس در گفتوگویی با بیان اینکه روشهای بچگانه برای برپایی این مذاكره به عنوان خطا در كارنامه صدا و سیما ثبت شد، ابراز تعجب كرد كه چرا نامزدهای ریاستجمهوری به نشانه اعتراض سالن را ترك نكردند؟
احمد توکلی با بیان اینكه آنچه به نام مناظره توسط صدا و سیما پخش شد، اسباب تأسف و شرمندگی است ادامه داد: صدا و سیما نتوانست مردم ایران را به عنوان مخاطبان مناظرههای ریاست جمهوری نگه دارد. او این شیوه مناظره را موجب تحقیر نامزدها و به ضرر اقتدار ملی و باعث كاهش سرمایه اجتماعی دانست. در این مناظره به نامزدها زمان كوتاهی داده میشد تا به پرسشها پاسخ بدهند.
توكلی با اشاره به این موضوع عنوان كرد: یک کارشناس خبره اقتصادی نمیتواند دو یا سه دقیقه راه حل مسائلی با این پیچیدگی را تبیین کند، چه برسد به این نامزدها که جز یک نفر بقیه در بحث اقتصاد سررشته ای ندارند.
وی با انتقاد از مجری مناظره گفت: مجری به جای به چالش کشیدن نامزدهای ریاستجمهوری، از آنها در خواست اظهار نظر میکرد، البته این ضعف نامزدها بود که قدرت چالش با یکدیگر را نداشتند. توكلی بر این باوراست كه این مناظره نه تنها انتخاب را برای مردم آسانتر نكرد بلكه موجب سردرگمی آنها نیز شد.
بررسی عملكرد یك ساله مجلس نهم
روزنامه اعتماد در ستون نگاه روز خود به «بررسی عملكرد یك ساله مجلس نهم» به قلم مهدی سنایی از نمایندگان مجلس پرداخته است. این نماینده در پایان مطلب خود نتیجه گرفته است که اگر عواملی را كه از بیرون از مجلس درصدد تضعیف نهاد قانونگذاری و قانون محوری برآمدند، مورد اشاره قرار ندهیم و پیكان توجه ما به عملكرد مجلس شورای اسلامی باشد، باید مواردی را اشاره كنیم:
1 ـ در استفاده از ابزارهای نظارتی دقت كنیم. پرسش، تذكر، استیضاح و تحقیق و تفحص از جمله ابزارهای نظارتی مجلس هستند اما استفاده ابزاری از سؤال و استیضاح برای تامین اهداف بخشی و منطقه ای، هم تأثیرگذاری نظارت را كاهش میدهد و هم اعتبار مجلس را در چشم دولت و مردم خدشه دار میكند. تحقیق و تفحص با اینكه ابزار نظارتی تأثیرگذاری است اما نبود ساز و كار اجرایی آن موجب شده كه عموم تحقیق و تفحصها به سرانجام نرسند.
2 ـ تنقیح قوانین و پرهیز از انباشت آن است. یكی از وظایف مجلس تصویب قانون است ولی تصویب قوانین محكم و شناسایی خلاهای قانونگذاری و پرهیز از تصویب قوانین تكراری و جلوگیری از انباشت قانون بسیار حائز اهمیت است. رییس مجلس در این راستا معاونت تنقیح قوانین را ایجاد كرد كه تا رسیدن به نقطه ایده آل، مجلس باید گامهای اساسی در تنقیح قوانین بردارد.
3 ـ پرهیز از ارائه مكرر طرحهای دوفوریتی است. بر اساس آیین نامه مجلس اصل بر این است كه هنوز به صورت عادی طرح شوند و فقط در حالت استثنا و فوت فرصت طرحهای دوفوریتی ارائه شوند اما متاسفانه ارائه طرحهای دو فوریتی تبدیل به یك رویه شده است كه این شایسته نیست، چون فرصت كافی برای كار كارشناسی پیدا نمیكنند و مجلس را با دشواری مواجه میكنند.
4 ـ پرهیز از امضای هر طرح، بیانیه و نامهای است كه در مجلس شورای اسلامی صورت بگیرد كه متأسفانه تبدیل به یك رویه و پدیده روزمره شده و البته طبیعی است كه مجلس باید در مسائل كلان كشور و به ویژه سیاست خارجی بیانیه ارائه كنند. بسیار موضع مجلس در این مورد حائز اهمیت است ولی باید درباره مسائل كلان و منافع ملی باشد؛ بنابراین، باید در تهیه بیانیههای متعدد و همین طور امضای طرحهای متعدد دقت لازم را داشت.
5 ـ جمع میان منافع ملی و نیازهای منطقهای است. طبیعی است كه نمایندگان بر اساس وكالتی كه بر عهده گرفتند مسائل حوزه انتخابیهشان را دنبال میكنند. اما حفظ مصالح كلی كشور و برنامه كلی كشور در این پیگیریها و در واقع جمع میان منافع ملی و نیازهای منطقه یی میتواند به توسعه پایدار كشور از طریق وضع قوانین كمك كند.
6 ـ خلأ احزاب است كه به صورت جدی در مجلس محسوس است طبیعتا وجود احزاب قوی و ریشه دار از جمله لوازم اصلی سازوكار پارلمانی است كه در امر قانونگذاری و در ایفای وظایف مجلس شورای اسلامی با خلأ مواجه هستیم. تقویت احزاب هم میتواند به تقویت مجلس بیانجامد و هم پشتوانه حزبی و كارشناسی جدی برای نمایندگان كه وظایف جدی بر عهده دارند محسوب میشود.
7 ـ توجه بیشتر به تخصص و كارشناسی و تقویت فعالیت كمیسیونها هم دو موضوع حائز اهمیت است كه به تأثیرگذاری بیشتر مجلس كمك میكند و از تصمیمگیریهای فصلی و تغییرات مقطعی قوانین جلوگیری كند.
گزارش خطا
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟


