راهکار شهروندان برای دفاع از حقوق سياسی
طاهره صاحبالزمانی
همان گونه که میدانیم، شورای اسلامی شهر«رکن اصلی تصمیمگیری و اداره امور شهر است» و «دو وظیفه کلی قانونگذاری و نظارتی دارد»؛ نمایندگی شورا، مسئولیتی است که برای احراز آن علاوه بر شرایط عمومی، مانند عقل و بلوغ و ... باید شرط قانونی را نیز دارا بود؛ و انتخاب کنندگان نمایندگان شورا «همه ایرانیان عاقل بالای 18 سال هستند.» حال چگونه باید نماینده خود را انتخاب کنیم که شورای اسلامی کارآمدتری داشته باشیم و تصمیمات آن باعث بهبود وضعیت زندگی ما ایرانیان و تحکیم مبانی دینی و اعتقادی و ارزشهای فرهنگ ایرانی در جامعه و ارتقای هر چه بیشتر جایگاه شهر گردد؟
به یقین همه ما شهروندان «وضع موجود اقتصادی» و «برخی نارساییهای اجتماعی» را شایسته خود و نام كشور عزیزمان ندانسته و خواهان ايران آرمانی خود هستیم؛ «ايراني نو» که «آرمان» نیم قرن اخیر ملت ایران است و برای دستیابی به آن انقلاب کردهایم، هشت سال در مقابل انبوه متجاوزان، با نثار خون خود ایستادیم و حدود سه دهه است که همه مشکلات را تحمل میکنیم. ایرانی که در سند چشم انداز بیست ساله، «ایران 1404» ترسیم شده است. اما چه کنیم که بهتر، سریعتر و ملموستر به این آرمان دست یابیم؟
یقیناً کسی از کشوری خارجی، ایران آرمانی ما را نخواهد ساخت و این فرد فرد ما ایرانیانیم که باید برای ساختن ایران مطلوب خود، در راستای اهداف سند چشم انداز بیست ساله بکوشیم، هر چند مسئولان وظیفهای مضاعف دارند، این ما رأی دهندگانیم که با انتخاب نمایندگانی شایسته، میتوانیم و میباید آغازگر این حرکت ملی باشیم.
بایستههای انتخاب: آنچه در انتخاب نماینده شوراي شهر باید در نظر داشته باشیم.
1) جایگاه شورا و اهمیت نمایندگی را در نظر داشته باشیم
انتخاباتی که ما در آن شرکت میکنیم، برای تعیین نمایندگانی است که «دست کم» چهار سال سرنوشت شهر و شهروندان در دست آنان خواهد بود؛ بنابراین، به موضوع انتخاب نماینده به عنوان رویداد یک روزه یا به عنوان حمایت چشم و گوش بسته از یک فرد نگاه نکنیم؛ شورا بنا به اذعان نادرست عدهاي امري سياسي نيست، بلكه موضوعي كاملا اجتماعي است، پس انتخاب فردي سياسي و با پيشينه كار سياسي امري كاملا نادرست و باطل است و كمكي به رشد و آباداني شهر نخواهد كرد.
2) اهمیت رأی خود را بدانیم
هر رأی میتواند در تعیین سرنوشت انتخابات و در ادامه، در تعیین سرنوشت یک طرح و لایحه شهري مؤثر باشد؛ زیرا این یک یک آرای ماست که به نفع کاندیداها خوانده میشود و در نهایت یکی از آنان که بیشترین آرا به نام او نوشته شد، به عنوان منتخب مردم شهر به شورا راه مییابد و این تک تک آرای نمایندگانی که همه ما انتخاب کردهایم است که در رد یا تصویب یک طرح یا لایحه شمارش میشود و در نهایت با تصویب یا رد آن طرح، زندگی اجتماعي ما بدان پیوند میخورد؛ بنابراین، عملكرد افراد بايد بررسي شده و با نهايت دقت انتخاب صورت گيرد.
3) در رأی دادن، رضای خداوند را در نظر داشته باشیم
همان گونه که از نمایندگان میخواهیم خدا و قیامت را به یاد داشته باشند و برای رضای خداوند کار کنند، خود نیز رضایت خداوند را در انتخاب کاندیدای مورد نظر معيار قرار دهيم و ملاک رأی دادن خود را تعلقات طایفهای یا شهری در نظر نگیریم و به فرموده حضرت امام خمینی (ره) «در انتخاب وكلاي خود رضاي حق را بر رضاي خود مقدم داريم».
4) ملی بیندیشیم!
به دلیل اهميت شوراي شهر تهران و تاثير پذيري شوراي استانها بايد نمايندگان شوراي شهر تهران در همه امور و كميسيونهاي موجود در شورا تخصص كافي و تجربه امور اجتماعي و شهري را داشته باشند ؛پس در انتخاب نماینده به «ایران» بیندیشیم! ایرانی بهتر برای همه ایرانیان! و بر این اساس، نماینده شایسته خود در شورای اسلامی را انتخاب کنیم.
5) مغلوب و مقهور تبلیغات نشویم!
ادعای از طبقه متوسط، ساده زیست بودن یا مستقل از احزاب و گروه های ذی نفوذ: اگر کاندیدایی با تبلیغات «بسیار پرهزینه»، خود را این گونه معرفی کند، مصداق ملاک های هشتم و نهم کاندیدای شایسته است، اما به تنهایی مزیتی برای اثبات شایستگی نیست و باید ملاکهای دیگر را نیز در او یافت.
ذکر نسب خانوادگی: برادر، فرزند، نواده یا عروس یا داماد شهید یا یک شخصیت مشهور دینی، علمی، فرهنگی یا سیاسی بودن از جمله تبلیغاتی است که برخی از کاندیداها در تبلیغات خود از آن استفاده می کنند. این نسبت هر چند میتواند نشانه مقبولیت اجتماعی فرد باشد، نباید ما را از ملاکهای فردی وی غافل کند؛ زیرا از فضل پدر، پسر چه حاصل! ملاک ما برای انتخاب وی برای نمایندگی شورا، باید حسن شهرت خود او و توانایی ها و شایستگی های فردی وی باشد.
سوابق شغلی متعدد: برخی از کاندیداها با ذکر سوابق شغلی بسیار برای خود، آن را نشانه تخصص و توانایی خود معرفی میکنند که این مسأله نیز جای تأمل دارد؛ اگر این سوابق شغلی، «دراز مدت»، «در حوزه تخصصی فرد»، «به سوی مسئولیتهای مهمتر و بالاتر» و «با موفقیت چشمگیر» باشد، نشانه توانایی و کفایت وی است؛ اما اگر شغلهای پی در پی وی، «در حوزه های گوناگون و بدون ارتباط با تخصص وی»، «کوتاه مدت»، «با فراز و نشیب» و «بدون دستاورد خاص» باشد، مزیت محسوب نمیشود.
احراز چند شغل: یکی دیگر از شیوههای تبلیغاتی مرسوم کاندیداها، ذکر چند مقام و مسئولیت به عنوان «شغل های فعلی» است. با توجه به اهمیت مسئولیت نمایندگی شورا ـ که به تنهایی وقت بسیاری میطلبد ـ چند شغل دیگر داشتن نه تنها مزیت نیست، بلکه در صورت تداوم این شغل ها در دوره نمایندگی، فرد را از انجام وظیفه نمایندگی بازمیدارد.
مستقل یا حزبی بودن: همه کاندیداها در سه دسته «مستقل»، «مورد حمایت گروه ها» و «عضو حزب» جای میگیرند و هر یک به نوعی سعی میکنند این موضوع را به عنوان یک مزیت تبلیغ نمایند؛ در حالی که هیچ یک از این سه موضوع به خودی خود مزیت نیست و باید به شاخصهای دیگر نگریست:
«عضو حزب بودن» بنا بر آیه شریفه «يدالله مع الجماعة» عاملی مثبت است، به شرط آن که هدف حزب از رسیدن به قدرت، تأمین منافع ملت باشد و این کاندیدا نیز در انسجام، برنامه ریزی و اداره آن حزب تأثیرگذار و از نظر تعهدات ملی وفادار باشد. اما نحوه قرار گرفتن افراد در ليست ها نيز بايد مورد توجه خاص قرار گيرد ؟! آيا قرار گرفتن افراد در گروها با معيار هاي اسلامي وايفاي خدمت سنخيت دارد يا بر اساس تعاملات...!!
«مورد حمایت گروه ها بودن» در صورتی مزیت است که این حمایت به خاطر طرح ها و برنامه های ارائه شده از سوی کاندیدا، حمایت وی از اهداف قانونی گروه یا عضویت وی در آن باشد.
«مستقل بودن» نیز به سابقه و رویکرد کاندیدا بستگی دارد؛ اگر کاندیدایی پس از سال ها فعالیت در گروه ها و احزاب و به رغم تمایل به عضویت در حزب و جناح یا جلب حمایت گروهها، موفقیتی در آن حاصل نکرد، و از روی ناچاری به صورت مستقل واردِ انتخابات شد؛ مستقل بودن نشانه مقبولیت کمتر وی نسبت به رقبای درون گروهی یا درون حزبی است؛ اما اگر کاندیدایی سرشناس، مشهور و موفق به دلیل پافشاری بر دیدگاههایی که بدان اعتقاد دارد، حضور در لیست انتخاباتی احزاب یا حمایت مالی افراد و گروه ها را نپذیرفت، مستقل بودن نشانه استواری و پایبندی او به تعهدات اخلاقی، ارزشی و ملی است. ضمن این که باید اذعان کرد اکثریت قریب به اتفاق کاندیداهای جوان، به رغم برخورداری از ملاک های یک نماینده شایسته، در گروه ها، جناح ها و احزاب پذیرفته نمیشوند و با داشته های فردی خود به مردم روی می آورند.
«شعار» شعار به دلیل برقراری رابطه سریع ذهنی بین کاندیدا و رأی دهندگان به جزء ضروری تبلیغات انتخاباتی تبدیل شده است؛ اما متأسفانه در هیاهوی تبلیغات، اساس آن که طرح و برنامه است، فراموش شده و تنها شعارهای کلی و ابتر مطرح می شود. شعار صحیح آن است که برای رسیدن به آن طرح هایی تدوین شده و عملی و مفید بودن آن طرح ها ارزیابی شده و برای رسیدن به آن برنامه ریزی شده باشد.
نهايتا اينكه در شناخت نامزدها، نبايد تبليغات رنگين و متنوع و يا وعدههاي بزرگ و غيرعملي عمران و آباداني را ملاك قرار داد؛ چرا كه اين گونه كارها وظيفه دولت است و وظيفه نماينده شوراشناخت و تصويب قوانين مورد نياز شهر و مشخص كردن مسير حركت شهرداري در پيشبرد اهداف عاليه نظام مقدس اسلامي ونظارت بر حسن اجراي قوانين است.
در يک نگاه نماينده شوراي شهر بايد: ولايتمدار، قانون گرا، جوان،پر انرژي، متخصص و كار آمد، توانمند باشد.
به یقین همه ما شهروندان «وضع موجود اقتصادی» و «برخی نارساییهای اجتماعی» را شایسته خود و نام كشور عزیزمان ندانسته و خواهان ايران آرمانی خود هستیم؛ «ايراني نو» که «آرمان» نیم قرن اخیر ملت ایران است و برای دستیابی به آن انقلاب کردهایم، هشت سال در مقابل انبوه متجاوزان، با نثار خون خود ایستادیم و حدود سه دهه است که همه مشکلات را تحمل میکنیم. ایرانی که در سند چشم انداز بیست ساله، «ایران 1404» ترسیم شده است. اما چه کنیم که بهتر، سریعتر و ملموستر به این آرمان دست یابیم؟
یقیناً کسی از کشوری خارجی، ایران آرمانی ما را نخواهد ساخت و این فرد فرد ما ایرانیانیم که باید برای ساختن ایران مطلوب خود، در راستای اهداف سند چشم انداز بیست ساله بکوشیم، هر چند مسئولان وظیفهای مضاعف دارند، این ما رأی دهندگانیم که با انتخاب نمایندگانی شایسته، میتوانیم و میباید آغازگر این حرکت ملی باشیم.
بایستههای انتخاب: آنچه در انتخاب نماینده شوراي شهر باید در نظر داشته باشیم.
1) جایگاه شورا و اهمیت نمایندگی را در نظر داشته باشیم
انتخاباتی که ما در آن شرکت میکنیم، برای تعیین نمایندگانی است که «دست کم» چهار سال سرنوشت شهر و شهروندان در دست آنان خواهد بود؛ بنابراین، به موضوع انتخاب نماینده به عنوان رویداد یک روزه یا به عنوان حمایت چشم و گوش بسته از یک فرد نگاه نکنیم؛ شورا بنا به اذعان نادرست عدهاي امري سياسي نيست، بلكه موضوعي كاملا اجتماعي است، پس انتخاب فردي سياسي و با پيشينه كار سياسي امري كاملا نادرست و باطل است و كمكي به رشد و آباداني شهر نخواهد كرد.
2) اهمیت رأی خود را بدانیم
هر رأی میتواند در تعیین سرنوشت انتخابات و در ادامه، در تعیین سرنوشت یک طرح و لایحه شهري مؤثر باشد؛ زیرا این یک یک آرای ماست که به نفع کاندیداها خوانده میشود و در نهایت یکی از آنان که بیشترین آرا به نام او نوشته شد، به عنوان منتخب مردم شهر به شورا راه مییابد و این تک تک آرای نمایندگانی که همه ما انتخاب کردهایم است که در رد یا تصویب یک طرح یا لایحه شمارش میشود و در نهایت با تصویب یا رد آن طرح، زندگی اجتماعي ما بدان پیوند میخورد؛ بنابراین، عملكرد افراد بايد بررسي شده و با نهايت دقت انتخاب صورت گيرد.
3) در رأی دادن، رضای خداوند را در نظر داشته باشیم
همان گونه که از نمایندگان میخواهیم خدا و قیامت را به یاد داشته باشند و برای رضای خداوند کار کنند، خود نیز رضایت خداوند را در انتخاب کاندیدای مورد نظر معيار قرار دهيم و ملاک رأی دادن خود را تعلقات طایفهای یا شهری در نظر نگیریم و به فرموده حضرت امام خمینی (ره) «در انتخاب وكلاي خود رضاي حق را بر رضاي خود مقدم داريم».
4) ملی بیندیشیم!
به دلیل اهميت شوراي شهر تهران و تاثير پذيري شوراي استانها بايد نمايندگان شوراي شهر تهران در همه امور و كميسيونهاي موجود در شورا تخصص كافي و تجربه امور اجتماعي و شهري را داشته باشند ؛پس در انتخاب نماینده به «ایران» بیندیشیم! ایرانی بهتر برای همه ایرانیان! و بر این اساس، نماینده شایسته خود در شورای اسلامی را انتخاب کنیم.
5) مغلوب و مقهور تبلیغات نشویم!
ادعای از طبقه متوسط، ساده زیست بودن یا مستقل از احزاب و گروه های ذی نفوذ: اگر کاندیدایی با تبلیغات «بسیار پرهزینه»، خود را این گونه معرفی کند، مصداق ملاک های هشتم و نهم کاندیدای شایسته است، اما به تنهایی مزیتی برای اثبات شایستگی نیست و باید ملاکهای دیگر را نیز در او یافت.
ذکر نسب خانوادگی: برادر، فرزند، نواده یا عروس یا داماد شهید یا یک شخصیت مشهور دینی، علمی، فرهنگی یا سیاسی بودن از جمله تبلیغاتی است که برخی از کاندیداها در تبلیغات خود از آن استفاده می کنند. این نسبت هر چند میتواند نشانه مقبولیت اجتماعی فرد باشد، نباید ما را از ملاکهای فردی وی غافل کند؛ زیرا از فضل پدر، پسر چه حاصل! ملاک ما برای انتخاب وی برای نمایندگی شورا، باید حسن شهرت خود او و توانایی ها و شایستگی های فردی وی باشد.
سوابق شغلی متعدد: برخی از کاندیداها با ذکر سوابق شغلی بسیار برای خود، آن را نشانه تخصص و توانایی خود معرفی میکنند که این مسأله نیز جای تأمل دارد؛ اگر این سوابق شغلی، «دراز مدت»، «در حوزه تخصصی فرد»، «به سوی مسئولیتهای مهمتر و بالاتر» و «با موفقیت چشمگیر» باشد، نشانه توانایی و کفایت وی است؛ اما اگر شغلهای پی در پی وی، «در حوزه های گوناگون و بدون ارتباط با تخصص وی»، «کوتاه مدت»، «با فراز و نشیب» و «بدون دستاورد خاص» باشد، مزیت محسوب نمیشود.
احراز چند شغل: یکی دیگر از شیوههای تبلیغاتی مرسوم کاندیداها، ذکر چند مقام و مسئولیت به عنوان «شغل های فعلی» است. با توجه به اهمیت مسئولیت نمایندگی شورا ـ که به تنهایی وقت بسیاری میطلبد ـ چند شغل دیگر داشتن نه تنها مزیت نیست، بلکه در صورت تداوم این شغل ها در دوره نمایندگی، فرد را از انجام وظیفه نمایندگی بازمیدارد.
مستقل یا حزبی بودن: همه کاندیداها در سه دسته «مستقل»، «مورد حمایت گروه ها» و «عضو حزب» جای میگیرند و هر یک به نوعی سعی میکنند این موضوع را به عنوان یک مزیت تبلیغ نمایند؛ در حالی که هیچ یک از این سه موضوع به خودی خود مزیت نیست و باید به شاخصهای دیگر نگریست:
«عضو حزب بودن» بنا بر آیه شریفه «يدالله مع الجماعة» عاملی مثبت است، به شرط آن که هدف حزب از رسیدن به قدرت، تأمین منافع ملت باشد و این کاندیدا نیز در انسجام، برنامه ریزی و اداره آن حزب تأثیرگذار و از نظر تعهدات ملی وفادار باشد. اما نحوه قرار گرفتن افراد در ليست ها نيز بايد مورد توجه خاص قرار گيرد ؟! آيا قرار گرفتن افراد در گروها با معيار هاي اسلامي وايفاي خدمت سنخيت دارد يا بر اساس تعاملات...!!
«مورد حمایت گروه ها بودن» در صورتی مزیت است که این حمایت به خاطر طرح ها و برنامه های ارائه شده از سوی کاندیدا، حمایت وی از اهداف قانونی گروه یا عضویت وی در آن باشد.
«مستقل بودن» نیز به سابقه و رویکرد کاندیدا بستگی دارد؛ اگر کاندیدایی پس از سال ها فعالیت در گروه ها و احزاب و به رغم تمایل به عضویت در حزب و جناح یا جلب حمایت گروهها، موفقیتی در آن حاصل نکرد، و از روی ناچاری به صورت مستقل واردِ انتخابات شد؛ مستقل بودن نشانه مقبولیت کمتر وی نسبت به رقبای درون گروهی یا درون حزبی است؛ اما اگر کاندیدایی سرشناس، مشهور و موفق به دلیل پافشاری بر دیدگاههایی که بدان اعتقاد دارد، حضور در لیست انتخاباتی احزاب یا حمایت مالی افراد و گروه ها را نپذیرفت، مستقل بودن نشانه استواری و پایبندی او به تعهدات اخلاقی، ارزشی و ملی است. ضمن این که باید اذعان کرد اکثریت قریب به اتفاق کاندیداهای جوان، به رغم برخورداری از ملاک های یک نماینده شایسته، در گروه ها، جناح ها و احزاب پذیرفته نمیشوند و با داشته های فردی خود به مردم روی می آورند.
«شعار» شعار به دلیل برقراری رابطه سریع ذهنی بین کاندیدا و رأی دهندگان به جزء ضروری تبلیغات انتخاباتی تبدیل شده است؛ اما متأسفانه در هیاهوی تبلیغات، اساس آن که طرح و برنامه است، فراموش شده و تنها شعارهای کلی و ابتر مطرح می شود. شعار صحیح آن است که برای رسیدن به آن طرح هایی تدوین شده و عملی و مفید بودن آن طرح ها ارزیابی شده و برای رسیدن به آن برنامه ریزی شده باشد.
نهايتا اينكه در شناخت نامزدها، نبايد تبليغات رنگين و متنوع و يا وعدههاي بزرگ و غيرعملي عمران و آباداني را ملاك قرار داد؛ چرا كه اين گونه كارها وظيفه دولت است و وظيفه نماينده شوراشناخت و تصويب قوانين مورد نياز شهر و مشخص كردن مسير حركت شهرداري در پيشبرد اهداف عاليه نظام مقدس اسلامي ونظارت بر حسن اجراي قوانين است.
در يک نگاه نماينده شوراي شهر بايد: ولايتمدار، قانون گرا، جوان،پر انرژي، متخصص و كار آمد، توانمند باشد.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۲
بزنیم دهن مخالف رو صاف کنیم !
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟



