عراق، نقطه تلاقي تمام دعواهاي جهان
گفتوگو با دكتر رضا سيفاللهي
کد خبر: ۳۱۸۱
| | 3734 بازدید

ابتدا لطفا درباره مؤلفههاي مؤثر بر عراق توضيح دهيد.
سيفاللهي: در حال حاضر عراق به محل درگيري و برخورد استراتژيهاي گوناگون موجود در ساختار نظام بينالملل تبديل شده است كه مهمترين علل و عوامل متعدد آن عبارتند از:
1. اهميت ژئوپلتيك عراق:
الف ـ عراق كشوري عربي است كه در عين حال، 25 درصد از جمعيت آن را كردها تشكيل ميدهند.
ب ـ با وجود اينكه اهل تشيع از اكثريت برخوردارند، در عين حال اهل تسنن نيز در اين كشور از درصد قابل ملاحظهاي برخوردارند.
2. از لحاظ منابع نفتي
3. موقعيت جغرافيايي عراق در منطقه خاورميانه
4. پيشينه تاريخي و رژيمهايي كه پيش از حمله آمريكا به عراق در اين كشور روي كار آمدند؛ از جمله بارزترين آنها صدام و رفتار كنترلنشده او بود.
5. درگيريهاي دو كشور ايران و عراق در پيش و پس از پيروزي انقلاب اسلامي به ويژه جنگ تحميلي با توجه به تأثيرات شگرفي كه در دو كشور و منطقه بر جاي گذاشت، بسيار مهم است.
اين عوامل باعث شده عراق در دو ـ سه دهه گذشته در منطقه از موقعيت ويژهاي برخوردار باشد كه حمله يكجانبه آمريكا به آن، باعث شد اين كشور به محل تلاقي استراتژيهاي مختلف موجود در نظام بينالملل تبديل شود.
مقوله امنيت عراق، مقولهاي است كه بايد فراتر از مرزهاي جغرافيايي اين كشور بررسي شود. بازيگران موجود در صحنه عراق، از تنوع مكاني و زماني بسياري برخوردارند. اما از شرايط سياسي، انرژي، جغرافياي طبيعي و مسائل تاريخي عراق تنها در جهت معادلات عراق استفاده نميشود، بلكه خاستگاه آن، معادلات منطقهاي و بينالمللي است.
يكي از مؤلفههاي مؤثر در صحنه عراق كنوني، سياستها و استراتژيهاي آمريكاست كه سرفصل آن هم حمله نظامي آمريكا به عراق بدون مصوبه شوراي امنيت سازمان ملل به بهانه وجود سلاحهاي كشتارجمعي و مبارزه با تروريسم است.
هرچند مسائل و مشكلاتي كه امروز در عراق براي آمريكاييها پيش آمده، فراتر از انتظار بوده و چالشها و شكستهاي پيش آمده، آنقدر سهمگين هست كه آنها را به ادامه حضور نظامي در عراق مردد كند، در عين حال، با توجه به اهداف درازمدت و استراتژيك آمريكاييها در منطقه كه در قالب طرح «خاورميانه بزرگ» دنبال ميكنند و همچنين هزينههاي چندين ميليارد دلاري اين انتقال و از همه مهمتر بحث حيثيتي كه الان آمريكاييها دارند، اين سادهانديشي است كه گمان كنيم آمريكاييها در آيندهاي نزديك، حاضر به ترك عراق ميشوند.
دودستگي كه ما اكنون در هيأت حاكمه آمريكا و به ويژه دو جناح حاضر در صحنه سياسي آمريكا ميبينيم، در پي عدم تطبيق وضعيت موجود با آنچه از پيش درباره عراق در ذهن داشتند، بوده و هزينهها و مشكلات حضور در عراق، فراتر از انتظارات و محاسبات آنها از آب درآمده است.
اما باز هم دو طيف حاكم در آمريكا، عراق را كشوري ميدانند كه ميتوان با آن معادلات منطقهاي را تعيين كرد و در اصل ميدانند كه سرنوشت منطقه با آن گره خورده و به همين لحاظ، سياست خارجي آمريكا، ايجاب ميكند كه آنها براي اين كشور محاسبات خاصي داشته باشند. البته اين برنامهها ابعاد گوناگون نظامي، سياسي، فرهنگي، اطلاعاتي ... را در بر ميگيرد و لازم است براي ما شناخته شود و به نحوه تأثيرات آنها در منطقه پي ببريم.
در معادلات عراق، کشورهاي همسايه و قدرتهاي ديگر چه نقشي ايفا ميکنند؟
سيفاللهي: مبحث ديگر درباره عراق، كشورهاي همسايه هستند كه هر كدام فرصتها و تهديدهايي در عراق و جريانات آن دارند؛ ايران را ميتوان به لحاظ پيشينه تاريخي و همچنين داشتن مرزهاي آبي و خاكي بسيار حساس، مهمترين كشور همسايه عراق دانست.
در طول تاريخ معاصر اخير ايران از ناحيه عراق تهديدهاي مرزي را همواره احساس كرده كه در نهايت منجر به امضاي قرارداد 1975 الجزاير شد و اكنون نيز با توجه به اينكه مسائل مرزي فيمابين به طور كلي حل نشده است اما دو كشور راضي هستند كه قرارداد 1975 مبنا باشد. ايران با عراق داراي مسائل مشترك فرهنگي بسيار عميقي است.
هرچند بين فرهنگ شيعه شيعيان ايران و عراق تفاوتهايي است، ولي نقاط مشترك آرماني بين دو فرهنگ وجود دارد كه عتبات عاليات مستقر در عراق، باعث تعلق اهداف فرهنگي و اعتقادي بين دو ملت شده همچنان كه در حادثه تأسفبار سامرا ما ديديم كه جامعه عراق و ايران به شدت متأثر شدند.
از سوي ديگر در بين كردهاي ايران و عراق يك رابطه ديرينهاي وجود دارد كه حتي در زمان صدام ايران رابطه بسيار فعالي با كردهاي منطقه داشت.
اينها تعلقاتي است كه در طول زمانهاي طولاني و در يک فرآيند تاريخي شكل گرفته و باعث شده است دو كشور در برخي مسائل، همسرنوشت باشند، همچنانكه در برخي از مسائل اختلاف نظر دارند.
تركيه، همسايه ديگر عراق است و مسائل مرزي با عراق و همچنين قضيه «پ.ك.ك»، براي تركيه در حد يك بحران ملي مطرح است و دستور نخست امنيتي آنهاست. تركيه بر اين باور است كه شمال عراق، مأمن كردهاي تركيه شده و اين مسئله و نيز تبادلات اقتصادي و سياسي و هممرزي سبب گشته كه روابط تركيه و عراق، يكي از مؤلفههاي مهم و مؤثر در منطقه و مسائل عراق باشد.
كويت، همسايه جنوبي عراق كه يك جنگ مستقيم با اين كشور را نيز تجربه كرده، بازيگر ديگر اين صحنه است. كشور و دولت كويت، چون جمعيت و وسعت كمي دارد و طبعا از نظر نظامي با عراق برابري ندارد، براي تأمين امنيت خود، همواره به نظام بينالمللي به ويژه آمريکا متوسل شده است.
از سوي ديگر، در سوريه حزب بعث حاكم است كه با حكومت سابق عراق مشترك بوده. همچنين بين سه حزب بعث تركيه، عراق و سوريه، ارتباطات و تعلقاتي بوده است. هرچند بين سياستهاي دو دولت سوريه و عراق تفاوتهايي در گذشته وجود داشته، ولي در نهايت يك سري اختلافات و همكاريها را در رابطه متقابل اين دو كشور، ميبينيم.
چون ايران و سوريه در ساختار هژموني آمريكا قرار ندارند، به همين دليل اين دو كشور در مورد مسائل امنيتي عراق به گونهاي كاملا كنترلشده وارد ميشوند تا مراقب هرگونه سوءاستفاده احتمالي آمريكاييها باشند.
محور مؤثر بعدي در عراق، عربستان است. دولت و مردم عربستان نيز از رفتار آمريكاييها در منطقه خرسند نيستند و از اينكه آمريكا يكطرفه به دو كشور عراق و افغانستان كه عربستان در آنها پايگاه نسبتا خوبي داشت، حمله كرد، عصباني هستند و اين نارضايتي را در قالبهاي اقتصادي، سياسي، نظامي و امنيتي ـ اطلاعاتي نشان ميدهند.
يكي از دلايل عصبانيت سعوديها از سياستهاي آمريكا، به اين مسئله برميگردد كه زماني در عراق، اكثريت قاطع سني، ساختارهاي سياسي، نظامي و امنيتي را در دست داشتند، اما پس از حمله آمريكاييها، اين ساختارها به نسبت وزني بين كردها، شيعيان و اهل سنت تقسيم شده است.
اما ... به جز كشورهاي همسايه عراق، ديگر قطبهاي دنيا نيز بر سر عراق حرف دارند كه مهمترين آنها اتحاديه اروپا و روسيه است.
در گذشته فرانسه در عراق داراي جايگاه بوده و اكنون، هم به لحاظ منابع نفت موجود در عراق و هم به دليل معادلات بينالمللي، مسائل عراق را از نزديك پيگيري ميكند.
روسيه نيز پيش از فروپاشي شوروي پايگاهي مستحكم در عراق داشت، چراكه اين كشور در گذشته، از نظر سياسي و نظامي وابسته به بلوك شرق بود و روسها اكنون خواستار احياي منافع از دست رفته خود در عراق هستند. چنانكه ميبينيم پوتين در سفر خود به ايران، نسبت به حضور نظامي آمريكاييها در عراق از بعد نظامي هشدار داد كه آمريكاييها بايد عراق را ترك كنند.
با بررسي استراتژي فعال در عراق، به اين واقعيت ميرسيم كه در عمل، دو استراتژي در عراق، نقش تعيينكنندهاي دارد؛ يكي استراتژيهاي آمريكا و ديگري استراتژيهاي ايران.
کمي هم درباره ساختار حكومتي و جمعيتي عراق توضيح دهيد.
سيفاللهي: ساختار خود عراق اساسيترين مؤلفه است. به طور عمده، سه جبهه شيعيان، سنيها و كردها ساختار حكومتي عراق را تشكيل ميدهند كه هر يك از اينها نيز به دستههاي گوناگوني تقسيم ميشوند، براي مثال، بين شيعيان گروههاي تندرو، انقلابي و محافظهكار و ... هستند كه سبب شده تا كردها بيشترين بهره را ببرند زيرا از يك سو بين آنها (كردها) وحدت حكمفرماست و از اين واقعيت نميتوان چشمپوشي کرد که حساسترين نقاط جغرافيايي عراق مثل مناطق نفتخيز جنوب در اختيار شعيان است. آنها رفتار ديپلماتيك دارند. رفتار آنها بر مدار خودشان تنظيم شده و به همين دليل، هم در داخل عراق و هم در ارتباط با قدرتهاي مؤثر منطقه، از لحاظ سياسي، حاكميتي، اقتصادي و ديگر مسائل، بيشترين سود را به دست آوردهاند.
موضوعي كه براي همه استراتژيها و جريانات درون عراق مطمع نظر است، تأثير منابع نفت و انرژي روي معادلات انرژي دنياست، البته بعد اقتصادي منابع انرژي عراق نيز عامل مهم و انكارناشدني است.
دولت عراق آشكارا دريافته كه مؤلفههاي سرنوشتساز در عراق، آمريكا و ايران است، براي همين از آنها دعوت كرد تا با يكديگر بر سر مسائل عراق مذاكره كنند. از يك سو، ساختار سياسي و حكومتي عراق بهترين حالت براي ايران است و بهتر است به برقراري ثبات و امنيت در اين كشور كمك شود، اما از سوي ديگر آمريكاييها از برقراري امنيت در عراق براي خود يك پيروزي ميسازند. حال ايران چگونه ميتواند اين تضاد منافع را حل كند؟
اساسا آمريكاييها نه تنها براي عراق، بلكه براي كل منطقه برنامه بلندمدت طراحي كردهاند. آنها ميخواهند از عراق، يك واحد نمونه و الگو بسازند. اگر آنها عراق را ترك كنند، شكست خوردهاند و به همين خاطر، يقينا تمايلي به استقلال و حاكميت دولت عراق ندارند و به دنبال استقرار يك رژيم وابسته و كنترلشده با يك سري اختيارات محدود هستند، برعكس ايران به دنبال استقرار يك حكومت مقتدر و قوي در عراق است كه ساختار حاكميت آن را خود عراقيها تشكيل دهند و روابط آنان با ديگر كشورهاي منطقه، صلحآميز بوده و براي هيچ كشوري تهديدآميز نباشد. براي ايران همين كافي است، عراقيها نيز اين راهكار را پذيرفتهاند و به همين دليل به رغم ميل آمريكا، روابط عراق با ايران روز به روز تقويت ميشود.
بارها ايران، عربستان، آمريكا و انگلستان، يكديگر را به تحريك گروههاي داخلي عراق متهم كردهاند. به نظر شما، چقدر اين گروهها از خارج عراق خط ميگيرند؟
سيفاللهي: همانگونه كه گفتيم، در عراق استراتژيهاي مختلفي فعال است و تاكنون هم اتهام زدن به يكديگر، چيزي را حل نكرده است. بايد بپذيريم كه اين استراتژيها هر كدام در حوصله زماني و مكاني خود و بنا به تعريفي كه از فرصتها و تهديدهاي مسئله عراق دارند، اجرا شود، اگر استراتژيهاي حاضر در عراق تمايل داشته باشند اوضاع عراق را به سمتي بكشانند كه منطقه و منافع آنها كمتر تهديد شود، بايد نقشهاي طراحي كرده و اجراي اين نقشه را نيز به خود عراقيها واگذار كنند. چون اگر بخواهند خود اين كشورها در عراق فعال باشند و حاكميت و قلمرو عراق را نقض كنند، مسائل امنيتي عراق هيچ وقت حل نخواهد شد. دولت و ملت عراق با سياستهاي ايران در عراق موافقند. اصلا كدام كشور و ملتي است كه نخواهد خودش ارباب خود بوده و همه كاره خودش باشد؟ در صورتي كه تمامي اينها با منافع و سياستهاي آمريكاييها در تعارض است.
البته برخي ايران را متهم ميكنند كه حرف و عملش در عراق يكي نيست و حتي اين دو با هم متضادند؟
سيفاللهي: اينگونه نيست؛ زيرا اصلا تنها راهحل ما همين است؛ اين راهحل هم ملي است، هم اسلامي. راهي منطقي است كه ملت و دولت عراق نيز آن را قبول دارند. درواقع يكي از مؤلفههايي كه باعث شكست آمريكاييها در صحنه سياسي دنيا شده، سياستهاي ابلاغي، يكجانبهگرا و بدون توجه به زيرساختهاي فرهنگي هر منطقه است. براي همين، نه تنها در عراق و افغانستان شكست ميخورند، بلكه با اين سياست در هر جاي ديگر شكست خواهند خورد.
آمريكاييها بايد بپذيرند كه امروز ديگر تهديد و ارعاب از راه نظامي ديگر اثر ندارد و در درازمدت هرگز جواب نميدهد.
آيا ميتوانيم ارتباطي بين موضوع هستهاي ايران و موضوع عراق در مذاكرات ايران و آمريكا بيابيم؟
سيفاللهي: شايد تا حدودي مبحث هستهاي و عراق به هم گره خورده باشند، ولي به نظر من، بحث فراتر از اين حرفهاست. پس از پيروزي انقلاب اسلامي در ايران، رابطه آمريكا با ما دچار چالش شديد شد، چون تا پيش از آن، منافع آمريكا در منطقه توسط ايران تأمين ميشد و پس از بهمن 57 آمريكا منافعش را در ايران و منطقه از دست رفته ديد.
اگر فرض كنيم سخنان و ادعاهاي آنان در مورد دخالت ايران در عراق درست باشد، آيا گمان ميكنيد به ما بگويند شما حركت اتمي خود را به جلو ببريد و مثلا در عراق ديگر دخالت نكنيد؟
سيفاللهي: به نظر من چنين چيزي امكانپذير نيست و اين موضوعات هموزن نيستند؛ حتي اگر مسئله اتمي ايران حل شود، آنها بهانههاي جديدي مثل حقوق بشر ميآورند. اين بهانهها تمامشدني نيست زيرا چالش ايران و آمريكا فراتر از اين موضوعات است.
نظرتان درباره حضور گروه «پ.ك.ك» در شمال عراق و تأثير تحركات آنان و واكنشهاي تركيه به آن در امنيت عراق چيست؟
سيفاللهي: سرنوشت كردها، مسئله حساسيتبرانگيزي است. آمريكاييها ميخواهند براي تعديل سياستهاي دولت ايران، تركيه و سوريه، نيروهاي كرد را مقابل دولتهاي مركزي اين كشورها قرار دهند تا منافع خودشان در منطقه تأمين شود.
اما كردهاي منطقه نبايد محل سوءاستفاده از استراتژيهاي استعمارطلبانه شوند و بايد مراقب باشند و هستند. ارتباط با قدرتهاي بزرگ استعمارگر يك بحث است و سرنوشت خود و ملت خود را در اختيار آنها قرار دادن بحث ديگر كه مسلما مبحث دوم يك سري مشكلات و اصطكاكها و مسائلي را به وجود ميآورد. پيروي كردها از سياستهاي استعماري، باعث ميشود كه همه دولتها و كشورهاي منطقه جلوي آنها موضع بگيرند؛ بنابراين، اين يك تهديد جدي است كه متوجه آنهاست.
از سوي ديگر، دولت تركيه بايد يك حداقلي را براي حل اين مسئله ملي قايل باشد. به نظر من با برخورد نظامي با گروه «پ.ك.ك» مشكل حل نميشود. شايد با اقدام نظامي، سكوت و سركوب در كوتاهمدت حاصل شود، ولي باعث وسيعتر شدن ابعاد قضيه خواهد شد.
من بر اين باورم که براي حل اين موضوع، بايد روش ديگري را پيش گرفت؛ هرچند كه روش پيچيدهاي خواهد بود.
درباره حملات تروريستي گروه «پ.ك.ك» در داخل ايران و ادعاي دولتهاي تركيه مبني بر استفاده «پ.ك.ك» از خاك ايران براي ضربه زدن به تركيه هم بايد گفت، با كنترلهاي اطلاعاتي، امنيتي، سياسي و مجموعهاي از برخوردهاي اقتصادي، بايد حركات آنها را كنترل كرد. اگر در تنظيم برنامهها و استراتژيها دقت شود و بخواهيم، ميتوانيم به راحتي مسئله را كنترل كنيم. اين در حالي است كه در اين چند سال اخير، اين تروريستها چندين نفر از نيروهاي ايراني و فرماندهان را به شهادت رساندهاند.
گزارش خطا
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟


