ابعاد ناشناخته یک کشتار جمعی
این مردم همچون اهالی حلبچه قربانی شدند اما دیده نشدند + فیلم ۱۸+
تنفس سخت، سرفههای خشن و همراه با نصب دستگاههای تنفسی و... که حال لازم و ملزوم همدیگر شدهاند. آیا با وجود این، این فراموشیها هم به سراغ این جانباز میآید؟ باید پرسید زاویه دید ایشان نسبت به زندگی و ادامه آن چگونه است؟ فیلم زیر بخشی از روایت رسانههای غربی از بمباران شیمیایی صدام در سال ۱۳۶۶ است که طبیعتاً تا اندازهای در راستای منافع صدام بوده است. دیدن این فیلم توصیه برای اشخاص زیر هجده سال به هیچ عنوان توصیه نمیشود.

بیست و پنج سال پیش در حالی که بسیاری از مردم مناطق کردنشین ایران و عراق، به پیشواز نوروز رفته بودند، یک دیکتاتور خونخوار بر سر مردم کشورش و بخشی از مردم ایران بمبهای شیمایی ریخت و با سلاح کشتار جمعی سفرههای هفت عیدشان را رنگ خون بخشید. وسعت حادثه اما آنچنان بزرگ بود که با گذشت بیش از دو دهه از آن، همچنان ابعادی از ظلم بزرگی که به مردم بیگناه حلبچه روا شد، بازشناسی شود؛ ظلمی که بخشی از آن در گفتار دردمندانه یکی از قربانیان این فاجعه انسانی به تابناک نمایان است.
به گزارش «تابناک»، کردنشینان عراق و کردنشینان ایرانی، به بمباران خاک عراق توسط نیروهای هوایی صدام خیره بودند. بمباران یک هدف داشت و آن اثبات این نکته به ایران بود که ارتش عراق در مقابل پیشروی نیروهای ایرانی، حتی به مردم خودش هم رحم نمیکند و قطعاً هشداری بزرگ بود که اگر بنای پیشروی رزمندگان کشورمان در خاک عراق باشد، با سلاحهای نامتعارف و کشتار جمعی به مقابله پرداخته خواهد شد و چه بسا این سلاحها بر سر مردم بیگناه شهرهای بزرگ کشور آوار میشد.
صدام برای آنکه جدیتش را در مقابله با سرعت پیشروی عراق به نمایش بگذارد، بدترین گازهای شیمیایی را بر حلبچه و برخی مناطق کردنشین ایران در چنین ایامی تخلیه کرد و سپس ارتش عراق چندین روز پیاپی به بمباران سنگین این مناطق پرداخت تا شیشهها و جدارههای حفاظتی نیز تا سر حد ممکن فرو ریزد و این گازها بیشترین اثرگذاری را بیابد و قربانیان بیشتری بگیرد.
سه تا پنج هزار کشته و هزاران زخمی و صدها کودک که بعدها در زمان تولد ناقص زاده شدند و درگذشتند، حاصل این جنایت علیه بشریت بود؛ اما این همه ماجرا نبود و ابعاد آن بیش از اینها بود. قربانیان این حادثه از پاوه در سالگرد این فاجعه، برای «تابناک»، مطلبی فرستادهاند که جای بسی تأمل دارد. در این مطلب آمده است:
به یاد بمباران شیمیایی نودشه و اماهای بسیار در ورای آن جنگها همواره و در نهایت تمام میشوند، حرارتها فروکش مینمایند، زندگی روند و روال طبیعی خویش را از سر میگیرد، خرابیها بازسازی میشوند (بهتر و جذابتر از گذشته)، اما آن چیزی که باقی میماند خاطرات تلخ و شیرین دوران حساسی است که گاهی از آن یاد میشود. ما به عینه شاهدیم حتی رزمندگان مخلصی که در شرایط جنگی، سختترین وضعیت را تجربه نمودهاند. حال با رویایی در ذهن آن صحنهها را یاد مینمایند.
حضور در کنار جانبازان بمباران شیمیایی نودشه (جانباز ۷۰ درصد بمباران شیمیایی جناب آقای فلاحی، یعقوبی و...) در جهت ثبت و ضبط حماسههای ماندگار مردم این دیار، برایم بسیار تأمل برانگیز و نگران کننده بود؛ نه از آن جهت که دژخیمانی سفاک منش چنین جنایت وحشتناک را موجب شدهاند، چرا که این موضوعات همواره در تاریخ تکرار شدهاند و تکرار آن مانع از ادامه جنایت دیگری نمیشود. تأملم در فراموشی موضوعاتی است؛ آن هم نه در هر موضوعی!

تنفس سخت، سرفههای خشن و همراه با نصب دستگاههای تنفسی و... که حال لازم و ملزوم همدیگر شدهاند. آیا با وجود این، این فراموشیها هم به سراغ این جانباز میآید؟ باید پرسید زاویه دید ایشان نسبت به زندگی و ادامه آن چگونه است؟ آیا حرفهای امثال ما که در مالاندوزی و... غرق
شدهایم میتواند تسلی خاطر ایشان را فراهم آورند و آیاهای بسیار و
دیگر ...؟!
تأسفبارتر آن که شاید اکثریت قریب به اتفاق شهروندان منطقه اورامانات از شیمیایی شدن شهر نودشه و حماسههای جاری آگاهی نداشته باشند، اظهار همدردی در تشییع جنازه باشکوه سربازان وطن چه دردی را از آنان درمان میکنند؛ این در شرایطی است که هماکنون در بستر بیماری و در کنار ما هستند.
به هر حال ما جنایت صدام در بمباران شیمیایی حلبچه را که در ۲۵ اسفند ۶۶ با شهید شدن هزاران نفر صورت گرفت، محکوم مینماییم و به مردم آن دیار و آزادگان جهان تسلیت عرض مینماییم. حادثه دلخراش یک روز پس از بمباران حلبچه یعنی در ۲۶ اسفند ۶۶ در شهر نودشه بخش نوسود از توابع شهرستان پاوه روی داد و مستندات آن در کتاب جنگهای شیمیایی و تبعات آن نوشته دکتر عباس فروتن که در تاریخ دوم فروردین سال ۶۷ به رشته تحریر درآمد.
کارشناسان سازمان ملل در هفتم فروردین سال ۶۷ این جنایت را که ناشی از اصابت هشت بمب حاوی گاز خردل صورت گرفته و بر اثر آن سیزده نفر از همشهریان شهید و بیش از یکصد نفر دیگر دچار مصدومیت شدند با ارائه مستندات و... به عنوان سندی معتبر ثبت نمودند تا همچنان در تاریکخانههای تاریخ از آن یاد شود؛ هر چند این شهر در فاصله زمانی سوم و سیزدهم فروردین ۶۷ در فاصلهٔ کمتر از ۲۰ نیز آماج بمبارانهای شیمیایی واقع شد.
در بیشتر مناطق ایران یادوارههای شیمیایی حلبچه برگزار میشود. جالبتر آن که کاروانهایی از مسیر شهرهای نوسود و نودشه راهی مزار شهدای حلبچه در خاک عراق میشوند. شاید برای این فعل پسندیده، هفتهها طول بکشد تا مجوز خروج برای آن صادر شود؛ اما این خطه بدون مجوز هم میتواند پذیرای دردمندان ایران زمین در تاریخ باشند تا در مجاورت مزار شهدای شیمیایی نودشه که همزمان با آن واقعه به درجه رفیع شهادت رسیدهاند، نفرت خویش را از حرکتهای ددمنشانه صدام و صدامیان نشان دهند.
اکنون باید از مسئولان محترم صدا و سیما پرسید؛ آیا در سالهای متمادی این حماسهها و جنایات سفاکان تاریخ را در راستای رسالت محوله بازتاب دادهاید و چند برنامه در این زمینه تهیه شده است؟؟
فیلم زیر بخشی از روایت رسانههای غربی از بمباران شیمیایی صدام در سال 1366 است که طبیعتاً تا اندازهای در راستای منافع صدام بوده است. دیدن این فیلم برای اشخاص زیر هجده سال به هیچ عنوان توصیه نمیشود.
به گزارش «تابناک»، کردنشینان عراق و کردنشینان ایرانی، به بمباران خاک عراق توسط نیروهای هوایی صدام خیره بودند. بمباران یک هدف داشت و آن اثبات این نکته به ایران بود که ارتش عراق در مقابل پیشروی نیروهای ایرانی، حتی به مردم خودش هم رحم نمیکند و قطعاً هشداری بزرگ بود که اگر بنای پیشروی رزمندگان کشورمان در خاک عراق باشد، با سلاحهای نامتعارف و کشتار جمعی به مقابله پرداخته خواهد شد و چه بسا این سلاحها بر سر مردم بیگناه شهرهای بزرگ کشور آوار میشد.
صدام برای آنکه جدیتش را در مقابله با سرعت پیشروی عراق به نمایش بگذارد، بدترین گازهای شیمیایی را بر حلبچه و برخی مناطق کردنشین ایران در چنین ایامی تخلیه کرد و سپس ارتش عراق چندین روز پیاپی به بمباران سنگین این مناطق پرداخت تا شیشهها و جدارههای حفاظتی نیز تا سر حد ممکن فرو ریزد و این گازها بیشترین اثرگذاری را بیابد و قربانیان بیشتری بگیرد.
سه تا پنج هزار کشته و هزاران زخمی و صدها کودک که بعدها در زمان تولد ناقص زاده شدند و درگذشتند، حاصل این جنایت علیه بشریت بود؛ اما این همه ماجرا نبود و ابعاد آن بیش از اینها بود. قربانیان این حادثه از پاوه در سالگرد این فاجعه، برای «تابناک»، مطلبی فرستادهاند که جای بسی تأمل دارد. در این مطلب آمده است:
به یاد بمباران شیمیایی نودشه و اماهای بسیار در ورای آن جنگها همواره و در نهایت تمام میشوند، حرارتها فروکش مینمایند، زندگی روند و روال طبیعی خویش را از سر میگیرد، خرابیها بازسازی میشوند (بهتر و جذابتر از گذشته)، اما آن چیزی که باقی میماند خاطرات تلخ و شیرین دوران حساسی است که گاهی از آن یاد میشود. ما به عینه شاهدیم حتی رزمندگان مخلصی که در شرایط جنگی، سختترین وضعیت را تجربه نمودهاند. حال با رویایی در ذهن آن صحنهها را یاد مینمایند.
حضور در کنار جانبازان بمباران شیمیایی نودشه (جانباز ۷۰ درصد بمباران شیمیایی جناب آقای فلاحی، یعقوبی و...) در جهت ثبت و ضبط حماسههای ماندگار مردم این دیار، برایم بسیار تأمل برانگیز و نگران کننده بود؛ نه از آن جهت که دژخیمانی سفاک منش چنین جنایت وحشتناک را موجب شدهاند، چرا که این موضوعات همواره در تاریخ تکرار شدهاند و تکرار آن مانع از ادامه جنایت دیگری نمیشود. تأملم در فراموشی موضوعاتی است؛ آن هم نه در هر موضوعی!

این تصویر توسط سعید جان بزرگی ثبت شده است. او نیز سالها بعد بر اثر عوارض سلاحهای شیمایی به شهادت رسید
تأسفبارتر آن که شاید اکثریت قریب به اتفاق شهروندان منطقه اورامانات از شیمیایی شدن شهر نودشه و حماسههای جاری آگاهی نداشته باشند، اظهار همدردی در تشییع جنازه باشکوه سربازان وطن چه دردی را از آنان درمان میکنند؛ این در شرایطی است که هماکنون در بستر بیماری و در کنار ما هستند.
به هر حال ما جنایت صدام در بمباران شیمیایی حلبچه را که در ۲۵ اسفند ۶۶ با شهید شدن هزاران نفر صورت گرفت، محکوم مینماییم و به مردم آن دیار و آزادگان جهان تسلیت عرض مینماییم. حادثه دلخراش یک روز پس از بمباران حلبچه یعنی در ۲۶ اسفند ۶۶ در شهر نودشه بخش نوسود از توابع شهرستان پاوه روی داد و مستندات آن در کتاب جنگهای شیمیایی و تبعات آن نوشته دکتر عباس فروتن که در تاریخ دوم فروردین سال ۶۷ به رشته تحریر درآمد.
کارشناسان سازمان ملل در هفتم فروردین سال ۶۷ این جنایت را که ناشی از اصابت هشت بمب حاوی گاز خردل صورت گرفته و بر اثر آن سیزده نفر از همشهریان شهید و بیش از یکصد نفر دیگر دچار مصدومیت شدند با ارائه مستندات و... به عنوان سندی معتبر ثبت نمودند تا همچنان در تاریکخانههای تاریخ از آن یاد شود؛ هر چند این شهر در فاصله زمانی سوم و سیزدهم فروردین ۶۷ در فاصلهٔ کمتر از ۲۰ نیز آماج بمبارانهای شیمیایی واقع شد.
در بیشتر مناطق ایران یادوارههای شیمیایی حلبچه برگزار میشود. جالبتر آن که کاروانهایی از مسیر شهرهای نوسود و نودشه راهی مزار شهدای حلبچه در خاک عراق میشوند. شاید برای این فعل پسندیده، هفتهها طول بکشد تا مجوز خروج برای آن صادر شود؛ اما این خطه بدون مجوز هم میتواند پذیرای دردمندان ایران زمین در تاریخ باشند تا در مجاورت مزار شهدای شیمیایی نودشه که همزمان با آن واقعه به درجه رفیع شهادت رسیدهاند، نفرت خویش را از حرکتهای ددمنشانه صدام و صدامیان نشان دهند.
اکنون باید از مسئولان محترم صدا و سیما پرسید؛ آیا در سالهای متمادی این حماسهها و جنایات سفاکان تاریخ را در راستای رسالت محوله بازتاب دادهاید و چند برنامه در این زمینه تهیه شده است؟؟
فیلم زیر بخشی از روایت رسانههای غربی از بمباران شیمیایی صدام در سال 1366 است که طبیعتاً تا اندازهای در راستای منافع صدام بوده است. دیدن این فیلم برای اشخاص زیر هجده سال به هیچ عنوان توصیه نمیشود.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۲
در انتظار بررسی: ۱۱۰
انتشار یافته: ۸۵
فقط همین رو می تونم بگم .
این فیلم اونایی که هرجا صحبت از انزجار از آمریکا و سایر کشورهای حامی حکومت صدام می شه رای منفی می دن باید ببینن ، می خوام بدونم بازم آنقدر بی غیرت هستند که بازم رای منفی بدن.
پاسخ ها
ناشناس
| ۲۰:۴۶ - ۱۳۹۱/۱۲/۲۷
ناشناس
| ۰۹:۴۹ - ۱۳۹۱/۱۲/۲۸
وغربی ها بی توجه به این موضوعات فقط همیشه در صدد تامین منافع مشروع و نامشروع خود به هر قیمتی هستند.
وای بر ما که گاهی ناخواسته گول ظاهر آراسته و ژست حقوق بشری انها رو میخوریم.
بر مسئولین کشور وظیفه است که مردم رو آنچنان از نظر اقتصادی قوی کنند که بر اثر فقر مرعوب ادعاهای بشر دوستانه این وحشی های غربی نشوند.
پاسخ ها
ناشناس
| ۲۲:۵۳ - ۱۳۹۱/۱۲/۲۷
اگه بخاطر اقتصاد بخواهیم مرعوب بشویم که تا حالا شده بودیم باید مسولین حواس خود را جمع کنند تا دشمن سواستفاده نکند اینگونه ملت گول حرفهای دشمن را میخورد
پاسخ ها
مجتبی
| ۲۱:۱۳ - ۱۳۹۱/۱۲/۲۷
sina
| ۱۰:۵۶ - ۱۳۹۱/۱۲/۲۸
پاسخ ها
ناشناس
| ۰۰:۱۹ - ۱۳۹۱/۱۲/۲۸
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟





