ابطحي: زبان مهربان به جاي گير دادن به چکمه بلند
حجتالاسلام محمدعلي ابطحي در سايت خود نوشت:
به تازگي فرمانده نيروي انتظامي تهران بزرگ براي نخستين بار از طرح برخورد با پوششهاي نامناسب زمستاني، خبر داده است. چکمههاي بلند نيز يکي از مصاديق اين پوششهاي نامناسب تعيين شده است. در اين مورد به چند نکته مهم اشاره ميکنم:
۱ـ اگر ملاک در اين برخوردها، شرع و يا قانون است، کجاي شرع و قانون مثلاً چکمه بلند را ممنوع کرده است؟ و اگر اين شيوه تعيين مصاديق سليقهاي به همين نحو پيش رود تا کجا ميتواند ادامه داشته باشد؟ و آيا قانون نبايد به جاي سليقهها مصداق تعيين نمايد؟
۲ـ مخاطب اين نوع بخشنامهها معمولاً جوانان هستند. تأثير منفي اين افراطها در جوانان که با احساستر از ديگر اقشارند و معمولاً چون اين نوع کارها را دستورهاي ديني تلقي ميکنند، از چنين ديني دل زده ميشوند و اين کار حتماً گناه بزرگتري به شمار ميرود؛ گناه دور کردن و نفرت ايجاد کردن از دين گناهي است که عامل معاصي ديگر ميشود. چه کسي بايد اين گناه بزرگ را پاسخ بگويد و نهي از منکر در اين موارد کند؟
۳ـ ايجاد ترس و نگراني بيدليل در جامعه، چيزي است که حکومت وظيفه دارد با آن مقابله کند، نه آن که به آن دامن بزند. سردرگمي در برابر تصميمات غير متعارف در مسئله پوشش، جامعه را دچار نگراني و ترس ميکند؛ ترسي که همراه با آن ترس از حکومت و دين را هم دنبال دارد.
۴ـ خانوادهها بهترين تضمين حفظ سلامت اجتماع هستند. اين که تعداد فراواني از دختران و پسران در اوان سن جواني به مراکز پليس مراجعه کرده باشند، تنها نتيجهاش زدودن قبح گناه و جرم است و اين آمار بالا،نه تنها هرگز افتخار يک حکومت نيست، بلكه تضمينهاي تاريخي خانوادگي را هم خدشهدار ميکند.
۵ـ بايد در برخورد با تخلف و گناه در جامعه توازن وجود داشته باشد. وقتي در جامعه دروغ، رياکاري، ظلم، مواد مخدر و دستبرد به اموال عمومي که همه آنان گناهان بزرگتري از بدحجابي است، فراوان و در سطوح گوناگون هست، طبعاً اين پرسش در ذهن جوانان شکل ميگيرد که چرا تنها پوشش اين قدر پراهميت شده است؟ و در اين حال طبعاً اين مبارزههاي شکلي اثر نميکند.
۶ـ بين فحشا و بدحجابي بسيار فرق هست. بدترين کار اين است که اين تفاوت مورد توجه قرار نگيرد. اين کار به سود فحشاست.
۷ـ دختران و پسراني که به خواست خود پوششهاي سنگينتري را برگزيدهاند، به ويژه خانمهاي چادري، بيدليل در اين تقسيمبنديهاي اجتماعي زير فشار بيشتر قرار ميگيرند و وقتي دست افراد از مسئولان کوتاه است، آنان بيدليل زير نگاه نفرت کينهآميز بخش ديگري از جامعه قرار ميگيرند.
و در اين باره بايد گفت كه تنها بهکارگيري زبان مهربان که صفت خدا و رفتار انبيا بوده است براي جواناني که ديگر همه آنان تربيت شده پس از انقلاب هستند، به دينداري و دينخواهي جامعه، ميتواند کمک کند. کاش، مسئولان و به ويژه عالمان ديني کمي درازمدتتر به اين پديدهها توجه كنند!



