مسئوليت شهروندي روي دوش شرکتها
براي تجديد ديدار و ديدهبوسي يکي از دوستان به دفترش رفته بودم. خبر دادند که جواني با اصرار اجازه ورود ميخواهد. دوستم که مديرعامل شرکتي بزرگ در منطقهاي نسبتا محروم بود، اجازه داد که جوان وارد شود. جوان وارد شد و به محض ورود، شروع کرد به گريستن. در طول مدتي که جوان در حال گريستن بود، دوستم هيچ نگفت تا اين که او زبان به سخن گشود و از دشواريهاي زندگياش گفت و اين که مادر بيماري دارد و پدرش از کار افتاده و اين که زندگي روي بدش را به او نشان داده است.
بسيار متأثر شدم و اطمينان دارم که دوستم نيز به شدت تحت تأثير قرار گرفت. خواسته جوان، کمک مالي بود و نامه اي توصيه آميز از بزرگي را هم به همراه داشت. دوستم نامه را از او گرفت و خواند و به جوان گفت: ترجيح ميدهم به جاي اين که تو را با دادن يک ماهي، روانه خانهات کنم. به تو ماهيگيري بياموزم. دوستم بي هيچ توضيحي، کاغذي برداشت و چند خطي نوشت و آن را به جوان داد. مدتي از اين ماجرا گذشت و من باري ديگر براي ديدن وي به محل کارش رفتم. پس از حال و احوالپرسيهاي اوليه، نخستين پرسشم اين بود که براي آن جوان چه اتفاقي رخ داد و آيندهاش چگونه رقم خورد و او توضيح داد که بار اول او را براي کارآموزي به يکي از بخشهاي شرکتش فرستاده و پس از مدتها همان جوان، با نشان دادن لياقتش، سرکارگر همان بخش شده است.
مسئوليت اجتماعي شرکتها
در جامعه امروزي، شرکتهاي بزرگ اغلب به خاطر آنچه سوءرفتار يا پايمال کردن حقوق ديگران خوانده ميشود، سرزنش شده و متهم به رعايت نکردن مسئوليت خود در ازاي نتايج فعاليتهايشان هستند. شرکتهاي توليد مواد شيميايي زبالههاي خود را در محيط دفن ميکنند، برخي ديگر براي کاهش هزينههاي خود از موادي که قابليت بازيافت دارند، استفاده نميکنند و يا اين که براي افزايش سود خود ميزان دستمزدها را در پايينترين سطح ممکن نگه ميدارند. هم اکنون و در يک جريان زنده و فعال اجتماعي همه خواستار رعايت «مسئوليت اجتماعي شرکتها» (Corporate Social Responsibilities) هستند.
هرچند دولتها درباره شرايط کار و به خصوصيات زيست محيطي فعاليت شرکتها قوانيني وضع کردهاند، انتظارات جامعه و رسانهها بيش از اين استانداردهاست. در کل، جامعه جهاني بر اين باور است که شرکتهاي بزرگ با سودهاي سرشار، از نقطه نظر اخلاقي ملزم به تخصيص مقداري از درآمد خود به اجتماع، کارکنان و مشکلات جهاني و زيست محيطي هستند.
اصطلاح مسئوليت اجتماعي شرکتها دربردارنده سرمايه گذاري دوباره شرکتها در نيروي کار، جامعه و جهان است. با اين همه در جايي خواندم که از هر شش مدير، تنها يک نفر است که شرکت متبوع خود را همانند يک شهروند کنوني دنيا ميشمارد که در برابر مشکلات اجتماعي موجود، مسئوليت دارد.
همچنين آمار منتشره از سوي مرکز منابع حقوق بشر و تجارت (BHRRC) نشان ميدهد، هماكنون تنها 167 شرکت هستند که سياستي اصولي درباره حقوق بشر و مسئوليتهاي اجتماعي خود دارند.
شرکتهايي همچون شرکت مايکروسافت در نهضت مسئوليت اجتماعي شرکتها، پيشگام و پيشرو هستند و فعاليتهايشان برآمده از درون ساختار شرکت يا زمينههاي ايجاد شده توسط مديريت، مشتريان و کارکنان است. مسئوليت اجتماعي شرکتها يک تعهد اخلاقي است. اجراي يک برنامه كارساز، اصلاحي و تبليغي مناسب درباره مسئوليت اجتماعي شرکتها، بهترين روش بازاريابي براي محصولات يا ارايه خدمات يک شرکت قلمداد ميشود. در چنين وشعيتي، جامعه و کارکنان اين شرکت تحت تأثير اين كارها با روي آوري به سوي محصولات و خدمات اين شرکت، سال مالي پربارتري را براي آن ايجاد ميکنند، چرا که از احترام اصولي و صادقانه شرکت نسبت به حقوق انساني و اجتماعي خود آگاهند.
در جايي خواندم که شرکت «بن اند جريز»، توليد کننده محبوب و مشهور بستني، برنامه کاري خود را به سمت توليد محصولات سالمتر با استفاده از مواد اوليه طبيعي و ارتقاي فعاليتهاي تجاري خود با احترام به محيط زيست و کره زمين به پيش ميبرد. اين شرکت همچنين بر مشارکت مثبت کارکنان خود با جوامع محلي، ملي و بينالمللي تأکيد دارد.
اين شرکت همچنين آزادانه بيان ميکند که سرمايهداري فرصتهاي يکساني را براي همه پديد نميآورد. به اين دليل اين شرکت به دنبال ايجاد توازن، گسترش صلح، به حداقل رساندن ضايعات و توليد محصولات غذايي سالم و استاندارد است.
شرکت مايکروسافت هم يکي ديگر از شرکتهايي است که در اين زمينه پيشگام و پيشروست. در واقع، نفس گسترش اين شرکت به معناي سود براي دنياست و بيشتر کارکنان مايکروسافت همانند رئيس سابق اين شرکت بيل گيتس از نظر مالي به مقدار قابل توجهي سازمانهاي غيرانتفاعي را حمايت ميکند. علاوه بر اين، مايکروسافت به جاي رويکرد مستقيم و انتشار گزارش مسئوليت اجتماعي به تقويت جامعه جهاني، به ويژه مناطقي در دنيا که کمتر امکانات دريافت ميکنند از طريق ارايه نرمافزار، آموزش، ايجاد فرصتهاي شغلي و پيشرفت تکنولوژي روي آورده است.
شرکت Seventh Generation: هدف نهايي اين شرکت توليد، فروش و بالا بردن استفاده از محصولات ايمن و غير سمي در عرصه مواد مصرفي درخانه مثل باند و لوازم بهداشتي، مواد شوينده قابل تجزيه، پوشک و دستمالهاي تنظيف بدون کلر است. اين شرکت به واسطه نوع محصولات توليدي اش جزء رهبران نهضت مسئوليت اجتماعي است. اين شرکت همچنين اقدام به آموزش مصرف کنندگان از طريق ارايه اطلاعات درباره توکسين و مواد سمي موجود در لوازمي که به طور روزانه از آنان استفاده ميکنيم، کرده است. محصولات اين شرکت باعث صرفه جويي يک ميليون و 313 هزار و 700 گالن مواد پتروشيمي شده است.
اجبار يا اختيار؟
كار خير، کاملا اختياري است و مشارکت در امور اجتماعي کاملا خود خواسته بايد باشد و نبايد زمينه به گونه اي باشد که انسانها يا بنگاههاي تحت اختيار آنها درباره انجام دادن كار خير، در فشار قرار گيرد. در جرياني که در آغاز نوشته يادآور شدم، دوست من ميتوانست چند رويکرد نسبت به جوان نيازمند داشته باشد.
او ميتوانست با پرداخت مبلغ پنجاه هزار تومان، جوان را راهي خانهاش کند، اما احتمالا او يک سال بعد با آن جوان در حالي برخورد ميكرد که دست نياز به سوي ديگران دراز کرده است.
او ميتوانست جوان را نااميد کرده و از دفترش براند که از نظر من که بيننده اين اوضاع بودم، به هيچ عنوان کاري پسنديده نبود.
اما او از ميان راههاي موجود، آموزش و کار آفريني را به جوان آموخت و به او ياد داد چگونه کار کند و بعد که لياقت او را ديد، استخدامش کرد. اشتغال گوشهاي از مسئوليت اجتماعي شرکتهاست، اما يادمان باشد که شرکتها را نبايد مجبور به مشارکتهاي اجتماعي کرد. مسئوليت اجتماعي شرکتها، پسنديده است، اما اجباري در کار نيست. در حوزه مسائل اجتماعي، کارهاي زمين مانده زياد داريم، اما با اين حال نبايد شرکتها را مجبور به مشارکتهاي اجتماعي کرد.
هرچند مشارکت شرکتها در زمينه مسائل گوناگون پسنديده و خوب است، قطعا اين موضوع را ميپذيريد که پسنديده نيست که 90 درصد هزينه ليگ برتر فوتبال را بنگاههاي اقتصادي بپردازند، در حالي که اگر به سوي حرفهاي کردن ليگ فوتبال گام برداريم، نيازي به هزينه کردن از جيب شرکتها نيست و آنگاه شرکتها هستند که ميتوانند انتخاب کنند آيا مايلند تيم فوتبال داشته باشند يا هزينههاي گزافي که دارند به آنها چنين اجازهاي نميدهد.
و نکته پاياني اين که مشارکتهاي خيرخواهانه و مشارکت در امور اجتماعي، اختياري است و نبايد شرکتها را در اين زمينه در فشار گذاشت. اگر اقتصادي، رقابتي و رو به رشد باشد، افراد با دغدغه کمتري نسبت به مسائل توليد و بازاريابي، در امور اجتماعي مشارکت خواهند داشت.
دبيرکل اتاق بازرگاني و صنايع و معادن تهران


