معماي خانهباغ پيرزن ايراني مقيم هلند
کد خبر: ۲۹۴۵۷۰
| | 6944 بازدید
جاعلان حرفهاي با نقشههاي فريبكارانه خانههاي خالي در پايتخت را شناسايي ميكردند و به زمينخواري ميپرداختند.
به گزارش ایران پيرزن وقتي 12 سال در هلند ماند به ياد خانه باغش افتاد و به تهران بازگشت غافل از اينكه خانواده ناشناسي در آنجا زندگي ميكنند. دو مرد و يك زن گردانندگان اصلي اين باند كلاهبرداري بودند و با پولهاي ميلياردي توانسته بودند چندين ويلا در لواسان را خريداري كنند.
جزئيات اين كلاهبرداري زماني فاش شد كه اوايل آبانماه سال جاري صاحب خانه اصلي از سفر خارج از كشور بازگشت و براي سركشي بهخانه باغش در شرق تهران رفت. پيرزن مسافر قصد داشت خانه باغش را بفروشد و با پول آن آپارتماني را در شمال شهر بخرد.
پيرزن تنها براي ديدن خانه باغش ثانيه شماري ميكرد، تصورش اين بود در طول 12 سال كه در هلند زندگي ميكرد، حالا خانهاش متروكه شده و درختهاي باغچه خشك شدهاند. تاكسي فرودگاه وارد كوچه شد، پيرزن از دور با نگاهش خانه باغي را كه خاطرات زيادي در آنجا داشت، جستوجو ميكرد. در همه 12 سالي كه در هلند بود خيلي چيزها تغيير كرده بود. تصور ميكرد در و ديوار خانهباغش فرسوده شدند. در همين فكر و خيال سير ميكرد كه راننده تاكسي جلوي پلاك 7 توقف كرد و پيرزن با نگاه حيرتانگيزي از تاكسي پياده شد. دسته كليد را از كيفاش درآورد تا درخانه باغ را باز كند. گويا قفل درخانه عوض شده بود و كليدهاي پيرزن آن را باز نميكرد. ناگهان مردي در خانه باغ را باز كرد و با تعجب به پيرزن نگاهي انداخت. نگاههاي آن دو به هم گره خورد و مرد ناشناس به پيرزن گفت: نشاني جايي را گم كردهايد؟! ميتوانم شما را راهنمايي كنم؟ چند جملهكوتاهي بين پيرزن و صاحبخانه رد و بدل شد تا اينكه مسافر بدشانس متوجه شد مرد غريبه درخانهاش زندگي ميكند و خودش را صاحب اصلي خانه باغ ميداند. در ادامه پيرزن وقتي اسناد و مدارك خانه را بررسي كرد خودش را در برابر معماي پيچيدهاي ديد و به همين خاطر به دادسراي ناحيه 4تهران رفت و از يك كلاهبرداري عجيب پرده برداشت.
پير زن گفت: در مدت 12 سالي كه در ايران نبودم، خانهباغام توسط گروهي ناشناس فروخته شده و در حال حاضر گروهي در آنجا زندگي ميكنند و ادعا دارند خانهباغ را از زن و شوهري 2 سال پيش خريدهاند و اسناد و مدارك كافي نيز در اختيار دارند.
با ادعاهاي پيرزن تيم قضايي وارد عمل شد. آنها ابتدا شماره پلاك ثبتي ملك را از اداره ثبت اسناد استعلام كردند تا مشخص شود سند در كدام دفترخانه به نام خريدار ثبت شده است. با مشخص شدن دفتر ثبت اسناد يكي از اعضاي تيم دفتر ثبت اسناد كه سردفتر اصلي بود درخصوص همكاري با زن و مرد جاعل بازداشت شد.
اعضاي اين باند فريبكار با جعل كردن امضاي پيرزن سند را از نام وي خارج كردند و درخواست سند المثني داده بودند. در واقع گردانندگان اين باند 3 نفره ابتدا خانههاي خالي را كه به مدت چندين سال و بدون صاحب اصلي رها شده بود، شناسايي ميكردند و از روي قبضهاي آب و برق صاحب را شناسايي و شماره پلاك ثبتي زمين را از اداره ثبت اسناد استعلام ميكردند و به مشخصات ملك دست مييافتند. آنان از طريق جعل امضاي مالك، وكالتنامه جعلي مينوشتند و با هماهنگي يكي از اعضاي دفتر اسناد رسمي با وكالتنامه جعلي همه اختيارات را از صاحب اصلي گرفته و با اعلام اين كه سند اصلي گم شده است از اداره ثبت اسناد درخواست صدور سند المثني ميدادند. پس از مراحل قانوني وقتي سند المثني صادر ميشد خانه باغ را به ارزش 950 ميليون تومان به مردي فروخته بودند. ظاهر كار نشان ميداد كه سند و وكالتنامه رسمي است در صورتي كه وكالتنامه جعلي بود و جاعلان فريبكار توانسته بودند با جعل امضا و وكالتنامه سند المثني بگيرند و سند را با همدستي يكي از اعضاي دفتر اسناد رسمي به نام خريدار منتقل كنند.
پس از شكايت پيرزن از خريدار خانه باغ، مرد غريبه مشخصات زن و شوهر فروشنده را به مقامات قضايي تحويل داد و آنان توانستند با اقدامات پليس آگاهي يكي از اعضاي اين باند را در مخفيگاهش كه ويلايي در لواسان بود، دستگير كنند.
زن فريبكار پس از آن كه با حكم قضايي به زندان محكوم شد، قصد داشت با استفاده از يك سند جعلي به ارزش 2 ميليارد تومان با قرار وثيقه آزاد شود تا اين كه قاضي با بررسيهاي كارشناسانهاي توانست سند جعلي را تشخيص دهد.
بنا به اين گزارش هنوز يكي از اعضاي اين تيم كه گفته ميشود همسر موقت زن فريبكار است فراري است و دستگير نشده است.
به گزارش ایران پيرزن وقتي 12 سال در هلند ماند به ياد خانه باغش افتاد و به تهران بازگشت غافل از اينكه خانواده ناشناسي در آنجا زندگي ميكنند. دو مرد و يك زن گردانندگان اصلي اين باند كلاهبرداري بودند و با پولهاي ميلياردي توانسته بودند چندين ويلا در لواسان را خريداري كنند.
جزئيات اين كلاهبرداري زماني فاش شد كه اوايل آبانماه سال جاري صاحب خانه اصلي از سفر خارج از كشور بازگشت و براي سركشي بهخانه باغش در شرق تهران رفت. پيرزن مسافر قصد داشت خانه باغش را بفروشد و با پول آن آپارتماني را در شمال شهر بخرد.
پيرزن تنها براي ديدن خانه باغش ثانيه شماري ميكرد، تصورش اين بود در طول 12 سال كه در هلند زندگي ميكرد، حالا خانهاش متروكه شده و درختهاي باغچه خشك شدهاند. تاكسي فرودگاه وارد كوچه شد، پيرزن از دور با نگاهش خانه باغي را كه خاطرات زيادي در آنجا داشت، جستوجو ميكرد. در همه 12 سالي كه در هلند بود خيلي چيزها تغيير كرده بود. تصور ميكرد در و ديوار خانهباغش فرسوده شدند. در همين فكر و خيال سير ميكرد كه راننده تاكسي جلوي پلاك 7 توقف كرد و پيرزن با نگاه حيرتانگيزي از تاكسي پياده شد. دسته كليد را از كيفاش درآورد تا درخانه باغ را باز كند. گويا قفل درخانه عوض شده بود و كليدهاي پيرزن آن را باز نميكرد. ناگهان مردي در خانه باغ را باز كرد و با تعجب به پيرزن نگاهي انداخت. نگاههاي آن دو به هم گره خورد و مرد ناشناس به پيرزن گفت: نشاني جايي را گم كردهايد؟! ميتوانم شما را راهنمايي كنم؟ چند جملهكوتاهي بين پيرزن و صاحبخانه رد و بدل شد تا اينكه مسافر بدشانس متوجه شد مرد غريبه درخانهاش زندگي ميكند و خودش را صاحب اصلي خانه باغ ميداند. در ادامه پيرزن وقتي اسناد و مدارك خانه را بررسي كرد خودش را در برابر معماي پيچيدهاي ديد و به همين خاطر به دادسراي ناحيه 4تهران رفت و از يك كلاهبرداري عجيب پرده برداشت.
پير زن گفت: در مدت 12 سالي كه در ايران نبودم، خانهباغام توسط گروهي ناشناس فروخته شده و در حال حاضر گروهي در آنجا زندگي ميكنند و ادعا دارند خانهباغ را از زن و شوهري 2 سال پيش خريدهاند و اسناد و مدارك كافي نيز در اختيار دارند.
با ادعاهاي پيرزن تيم قضايي وارد عمل شد. آنها ابتدا شماره پلاك ثبتي ملك را از اداره ثبت اسناد استعلام كردند تا مشخص شود سند در كدام دفترخانه به نام خريدار ثبت شده است. با مشخص شدن دفتر ثبت اسناد يكي از اعضاي تيم دفتر ثبت اسناد كه سردفتر اصلي بود درخصوص همكاري با زن و مرد جاعل بازداشت شد.
اعضاي اين باند فريبكار با جعل كردن امضاي پيرزن سند را از نام وي خارج كردند و درخواست سند المثني داده بودند. در واقع گردانندگان اين باند 3 نفره ابتدا خانههاي خالي را كه به مدت چندين سال و بدون صاحب اصلي رها شده بود، شناسايي ميكردند و از روي قبضهاي آب و برق صاحب را شناسايي و شماره پلاك ثبتي زمين را از اداره ثبت اسناد استعلام ميكردند و به مشخصات ملك دست مييافتند. آنان از طريق جعل امضاي مالك، وكالتنامه جعلي مينوشتند و با هماهنگي يكي از اعضاي دفتر اسناد رسمي با وكالتنامه جعلي همه اختيارات را از صاحب اصلي گرفته و با اعلام اين كه سند اصلي گم شده است از اداره ثبت اسناد درخواست صدور سند المثني ميدادند. پس از مراحل قانوني وقتي سند المثني صادر ميشد خانه باغ را به ارزش 950 ميليون تومان به مردي فروخته بودند. ظاهر كار نشان ميداد كه سند و وكالتنامه رسمي است در صورتي كه وكالتنامه جعلي بود و جاعلان فريبكار توانسته بودند با جعل امضا و وكالتنامه سند المثني بگيرند و سند را با همدستي يكي از اعضاي دفتر اسناد رسمي به نام خريدار منتقل كنند.
پس از شكايت پيرزن از خريدار خانه باغ، مرد غريبه مشخصات زن و شوهر فروشنده را به مقامات قضايي تحويل داد و آنان توانستند با اقدامات پليس آگاهي يكي از اعضاي اين باند را در مخفيگاهش كه ويلايي در لواسان بود، دستگير كنند.
زن فريبكار پس از آن كه با حكم قضايي به زندان محكوم شد، قصد داشت با استفاده از يك سند جعلي به ارزش 2 ميليارد تومان با قرار وثيقه آزاد شود تا اين كه قاضي با بررسيهاي كارشناسانهاي توانست سند جعلي را تشخيص دهد.
بنا به اين گزارش هنوز يكي از اعضاي اين تيم كه گفته ميشود همسر موقت زن فريبكار است فراري است و دستگير نشده است.
گزارش خطا
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟


