كسي آموزش و پرورش را تحويل نميگيرد
بررسي مشكلات سيستم آموزش عمومي، يكي از موضوعاتي است كه هميشه از دغدغههاي دولت و مجلس بوده است.
فرج كميجاني دبير كل مجمع فرهنگيان ايران در گفتوگو با خبرنگار «تابناك» گفت: پرداختن به اين مسأله ـ بيشتر وزراي آموزش و پرورش در خطر استيضاحند ـ حساسيت خاص خودش را دارد، چراكه متأسفانه آموزش و پرورش ما مشكلات بسياري دارد و در هر زمان كه اراده شود، بهانههاي خوبي براي استيضاحكنندگان هست، ولي علت اصلي و ریشهای استیضاحکنندگان، هیچ گاه مشکلات آموزش و پرورش نبوده، هر چند به ظاهر اين مشكلات مطرح میشوند که هیچ گاه هم برطرف نشدهاند.
هنگامي كه استيضاحهاي پس از انقلاب را بررسي میکنیم، به اين نتيجه میرسيم كه برخی نمايندگان محترم مجلس، قصد جابهجايي يكسري از مدیران در سطوح گوناگون را داشتهاند و بعد وزير وقت آموزش و پرورش هم یا نخواسته و یا نتوانسته به اين مطالبات پاسخ دهد و قضیه از استيضاح وزیران، آن هم به دلایل کاملا تخصصی سر درآورده است و بعضا دیدهایم که با تغییر یکی دو مدیرکل، همه امضاها پس گرفته شده است.
و همه اینها به این دلیل است که آموزش و پرورش، جمعيت بسياري در اختيار دارد؛ يك ميليون و دويست هزار معلم و چهارده ميليون دانشآموز كه به لحاظ سياسي، تعداد آراي اين افراد، ميتواند در انتخابات گوناگون و نيز برای انتخاب دوباره نمایندگان مؤثر باشد. البته نبايد غافل شد همانگونه كه گفتيم، آموزش و پرورش با مشكلات بسياري دست به گريبان است كه هر كدام از آنها ميتواند بهانهاي براي استيضاح باشد.
ايشان در ادامه افزود:در ضمن به عنوان آخرين نكته، بايد از طرف جمعي از معلمان بگويم كه ما از دولت نهم به شدت گلهمنديم و انتقادهاي بسیار جدی نسبت به عملکرد ضعیف آنها، آن هم در حوزه آموزشوپرورش در مقایسه با وعدههای که دادهاند، داریم. جناب آقاي رئيسجمهور، هنگامي كه سرگرم تبليغات انتخابات رياستجمهوري بود، يكسري وعدههايي به معلمان آموزش و پرورش دادند كه از این وعدهها، رأی بسیاری هم به نفع خود تصاحب کرد که گمان میکنم، اشارهاي به آنها، خالی از لطف نباشد.
ايشان در سخنرانيهاي گوناگون خود مطرح كردند كه «آموزش و پرورش را اولويت نخست خود قرار خواهم داد» و يا «وزير آموزش و پرورش در صدر وزراي من قرار خواهد داشت» كه با انتخاب وزراي آموزش و پرورش ايشان، عملا دیدیم تنها حرف بود و يا اين جمله كه «تا پايان اولين سال رياستجمهوري، دستكم چهار كار مهم براي فرهنگيان انجام خواهم داد»، اما هماكنون با پايان رياستجمهوري ايشان، ما هيچ كدام از اين وعدهها را محقق نميبينيم و يا گفتند «براي پرداخت مطالبات معلمان حتي اگر لازم باشد، كارخانهها را به فروش خواهيم رساند و خرج فرهنگيان خواهيم كرد» كه متأسفانه بايد گفت در ثروتمندترين دولت پس از انقلاب، مدارس آموزش و پرورش ایران با بدترين و اسفناکترین وضعيت ممکن اداره میشوند؛ هم از نظر حقوق و مزايا براي معلمان و هم از نظر رسيدگي به مدارس و پرداخت سرانه مدارس و يا آموزش ضمن خدمت معلمان و... .
و يا گفتند كه «قدرت خريد معلمان را در چهار سال دو برابر افزايش خواهم داد» كه ما عملا با اين نرخ تورم، ميبينيم كه هر سال، تنها 6 درصد به حقوق معلمان افزوده شده است.
هماكنون در مقابل این وعده، میبینیم كه آقاي علي احمدي، هفته گذشته جملاتي گفتند و با شدت از دولت گله كردند كه چرا آموزش و پرورش جايگاه خوبي در دولت ندارد؟
در نشست خبري شنبه، نهم آذر، آقاي علي احمدي گفت كه «آموزش و پرورش، محلي از اعراب در ميان دستگاههاي تصميمگيري كشور ندارد» و يا در جمله ديگري گفته بود كه «دولت هيچ كميسيوني براي آموزش و پرورش ندارد و در شوراي عالي انقلاب فرهنگي حتي يك عضو از آموزش و پرورش هم وجود ندارد، نگاه دولتها به آموزش و پرورش نگاه مصرفی است و نگاه تولیدی ندارند». با اين جملات، میبینیم كه آقاي علي احمدي پس از دو سال وزارت به اين نتيجه رسيده كه واقعا كسي ايشان و وزارتخانهاش را تحويل نميگيرد و این در حالی است که ما براي اصلاح آموزش و پرورش، احتياج به يك عزم ملي داريم و اميدواريم روزي برسد كه به آموزش و پرورش به عنوان يك نهاد تخصصي و حرفهای صرف نگاه شود، آن هم به دور از هر نگاه سياسي؛ اين آرزوي ماست و اميدواريم شاهد چنين روزي باشيم.
مشروح اين مطلب را در ستون گفتگو بخوانيد
هنوز که هیج خبری نیست .
من اگر رئيس جمهور بودم اين دستور را صادر مي كردم .
من اگر رئيس جمهور بودم اين دستور را صادر مي كردم .
من ليسانس دارم؛ برادرم فوق ليسانس دارد. ما هردو در آموزش و پرورش هستيم. يك برادر ديگر هم داريم كه در ...كار ميكند. او ديپلم دارد. آن برادر ديپلم به اندازهي ما دو نفر حقوق ميگيرد.
چند پرسش:
1- آيا من دروغ ميگويم؟ نه به خدا
2- آيا اين عدالت است؟ نه به خدا
3- آيا خدا اينجور كشورداري را ميپسندد؟ نه به خدا
4- آيا حاضرم گفتههايم را ثابت كنم؟ آره به خدا
5- آيا او در ايران كار ميكند؟ آره به خدا
6- آيا او از ما كوچكتر است؟ آره به خدا
7- آيا گوش شنوايي هست؟ آره به خدا
8- آيا ما هرسه در تهران كار ميكنيم؟ آره به خدا
9-- كو گوش شنوا؟نميدونم به خدا
اگر این موضوع فقط در این وزارتخانه اتفاق میافتاد میشد تصور کرد که قضیه فراموش شده اما متاسفانه در جاهای دیگر هم همین بدقولی ها و عمل نکردن به شعار های اولیه انتخاباتی وجود دارد ایکاش روزی برسد هر کاندیدی که به مردم قولهای سر خرمنی میدهد مجلس یا ارگانی دیگر نظارت کامل کند و اگر به وعده ها عمل نشده بود ( دقیقا" مانند همین امروز ) قول دهنده را به دادگاه میکشاندند انوقت هیچکس جرات قول بیهوده نداشت




