صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

مواضع رهبري و دستگاه‌هاي اجرايي

اميرعلي اميري
کد خبر: ۲۸۷۵
| |
8619 بازدید

مواضع انقلاب اسلامي و پس از آن نظام جمهوري اسلامي در امور مهم کشور، از شروع نهضت امام خميني (ره) از سال‌هاي 41 و 42 تا به امروز توسط رهبري انقلاب اسلامي تعيين تبيين و اعلام مي‌گردد. اين مواضع در سالهاي پيش از پيروزي انقلاب اسلامي توسط امام خميني (ره) به صورت اعلاميه‌هاي رسمي و يا سخنراني و مصاحبه صادر و با وسايل و ابزار مختلف منتشر و به اطلاع عموم مي‌رسيد.
نشر مواضع امام (ره) در سالهاي پيش از پيروزي و رساندن آن به مردم و مبارزين که مجريان اين مواضع و تدابير بودند، به دليل خفقان حاکم، خود بخشي از مبارزه و قسمتي از عمليات مجاهدين آن ايام به حساب مي‌آمد؛ افراد زيادي به جرم پخش اعلاميه يا نوار سخنراني يا کتب و حتي درس امام (ره) در رژيم گذشته دستگير و محاکمه و به زندان و ساير مجازات‌ها محکوم مي‌گرديدند تا اين که در سالهاي 56 و 57 با شرايط خاصي که پيش آمد، رسانه‌هاي مختلف و متعددي، حتي آنها که در دست دشمنان انقلاب هم بودند، ناچار به نشر اين مواضع مي‌گرديدند.
 
در تمام زمان حيات امام (ره) بعد از پيروزي انقلاب اسلامي هم اين سبک اعلام مواضع ادامه يافت و آنگاه که امام (ره) تشخيص مي‌دادند موضوع يا حادثه و امري آنقدر مهم و داراي اهميت است که بايد نسبت به آن موضع‌گيري کنند، يا بيانيه‌اي صادر مي‌کردند يا در سخنراني آن را اعلام مي‌کردند و مسئولين مربوطه در اداره کشور و همچنين مردم در اجراي آن خود را موظف مي‌دانستند و در عمل به آن تلاش مي‌کردند.
موارد متعددي براي يادآوري اين امر در ذهن آحاد مردم و مسئولين کشور وجود دارد که فقط به ذکر چند مورد، آن هم بسيار کوتاه اشاره مي‌کنم که نمونه‌اي باشد براي يادآوري موضع‌گيري امام (ره) در سال‌هاي 56 و 57 در نحوه برخورد با رژيم شاهنشاهي: «شاه بايد برود، رژيم شاهنشاهي بايد منتقرض شود، نظام اسلامي بايد به وجود آيد، دولت و مجلس غير قانوني است، شوراي سلطنت پذيرفته نيست، مردم بايد باشند، شرکت در تظاهرات و راهپيمايي‌ها وظيفه همه مردم است، دولت شريف امامي، ازهاري، بختيار غير قانوني هستند، اعتصاب‌ها بايد ادامه يابد و ...»

اين مواضع را امام (ره) در نجف و بعد نوفل لوشاتو يا به صورت مصاحبه يا سخنراني و يا صدور اعلاميه مطرح مي‌کردند و به طرق مختلف به مجريان اين مواضع که مردم باشند، اعلام و مردم از آن مطلع مي‌شدند و با جان و دل همانگونه که امام (ره) مي‌خواستند در اجراي آن مي‌کوشيدند و بارها و بارها توسط امام (ره) مورد تقدير و تشويق قرار گرفتند. به ياد داريم پيدا مي‌شدند کساني که ايمان سست‌تري داشتند و يا هنوز ترس از برخورد رژيم داشتند و مواضع امام را متفاوت با بقيه مردم تفسير مي‌کردند و ضمن اداي احترام براي امام (ره) و فرامين ايشان طوري القا مي‌کردند که نتيجه ديگري حاصل شود. مثلا مي‌گفتند درست است امام فرموده‌اند در راهپيمايي‌ها و تظاهرات شرکت کنيم، اما امام (ره) راضي به اين نيستند که قطره خوني از بيني کسي بيايد؛ در نتيجه اگر ادامه تظاهرات باعث مقابله عوامل رژيم و درگيري و تيراندازي شود، نبايد انجام شود و نتيجه نهايي اين مي‌شد که تظاهرات نشود. اين در حالي بود که انبوه مردم پيرو امام (ره) در اين که بايد تظاهرات انجام شود و شعار مرگ بر شاه هم شعار اصلي باشد و ساير شعارهاي اصلي انقلاب مطرح شود، هيچ ترديدي نمي‌کردند؛ چه منجر به به درگيري و شهادت و جراحت عده‌اي بشود يا نشود. البته حداکثر تدبير را براي جلوگيري از درگيري و خونريزي را هم منظور مي‌کردند.
 
البته فکر نکنيد آن گروهي که از مواضع امام (ره) تفسير خاصي داشتند، افراد وابسته به رژيِم بودند؛ حتي برخي از آنها انسان‌هاي بسيار موجه، عالم، عابد و مورد احترام مردم هم بودند. گر چه عوامل رژيم هم از اين گونه تفاسير سوء استفاده مي‌کردند. حتي اگر اين تظاهرات منجر به کشتارهاي عظيمي چون 17 شهريور 57 هم مي‌شد امام (ره) نه تنها ادامه تظاهرات را تعطيل نمي‌کردند، بلکه شهداي اين وقايع را مي‌ستودند و مردم شرکت کننده را مورد تقدير و تشويق براي ادامه راه قرار مي‌دادند. اين روند بعد از انقلاب هم ادامه يافت و در موضوعات مختلف، حضور مردم در پاوه، تصرف لانه جاسوسي، جنگ و شرکت مردم در جبهه‌ها و... امام پيام خود را مي‌دادند.
 
و اما مجريان مواضع امام (ره) که بعد از انقلاب در رأس يک نظام و حکومت نيز قرار گرفتند، علاوه بر مردم، دستگاه‌هاي حکومتي هم را شامل مي‌شد؛ بدين معني که مثلا وقتي امام (ره) اعلام مي‌کردند جنگ مسأله اصلي کشور است،  مردم در اجراي اين موضع يک وظيفه داشتند و دولت، مجلس و نيروهاي مسلح هم هر کدام وظيفه‌اي داشتند که در تحقق مواضع امام (ره) مي‌بايست انجام مي‌دادند.
حدود سه دهه از پيروزي انقلاب اسلامي مي‌گذرد و اين روند ادامه دارد و پس از امام (ره) رهبري معظم انقلاب اسلامي نيز به همين منوال ادامه مي‌دهند. غرض از طرح اين مقدمه اين است که پاسخي مناسب بيابيم براي اين سؤال که گاهي در ذهن‌ها خطور مي‌کند که به عنوان مثال، اصول مواضع رهبري در مورد پرونده هسته‌اي ايران در طول اين چند سال گذشته که اين پرونده مطرح شده، تغيير کرده است که هر دولتي به نحوي در مورد اجراي آن اقدام مي‌کند؟ يا مگر موضع رهبري در مورد اصل عدالت اجتماعي، معيشت مردم و رفع تبعيض و فساد در طول اين سالها تغييري داشته است که دولتها و قوه قضائيه و مجلس‌ها که تغيير مي‌کنند، موضع متفاوتي نسبت به آن مي‌گيرند؟ پاسخ اين است که اصول مواضع رهبري که اصول انقلاب اسلامي و تعاليم الهي و اسلامي است که هميشه با عدالت خواهي، مبارزه با ظلم، نرفتن زير بار ظلم دفاع از مظلوم خدمت به مردم نشر فرهنگ و تفاهيم اسلامي و... همراه است، ثابت بوده و ثابت خواهد ماند. از زمان پيامبر اعظم اسلام تا به امروز، اين اصول در مواضع رهبران اسلام ناب يعني ائمه معصومين عليهم السلام و پس از آن فقهاي واجد شرايط شيعه ثابت بوده و تغيير نمي‌کند و متاثر از اين اصول در موضوعات مهمي که اتفاق مي‌افتد رهبري اتخاذ موضع مي‌نمايد. پس چرا احساس تفاوت مي‌شود؟
 
توضيح آن اين است که هر دولت يا نهادي که بايد مجري اين مواضع باشد، به چه نحوي در اجراي اين مواضع اقدام و تلاش مي‌کند؟ مثلاً احقاق حق جمهوري اسلامي در پرونده هسته‌اي موضع رهبري است. دولت هشتم در اجراي اين موضع به يک نحو عمل مي‌کند و دولت نهم به نحو ديگري؛ به حدي که گاه اين دو عملکرد کاملاً متفاوت و در بعضي موارد متضاد با هم ديده مي‌شود، ولي موضع رهبري در زمان هر دو دولت تقريباً ثابت است. ملاحظه مي‌کنيد که اين تفسير مجريان، ميزان اعتقاد آنها و پايبندي آنها و شجاعت و کارآمدي و مديريت و تدبير آنها و افراد و تيمهاي مجري اين مواضع است که مي‌تواند گاه يک موضوع يا فرمان را به دو شکل کاملاً متضاد هم در عمل پياده کند.
 
اين مثل همان مسئله شرکت در تظاهرات است و موضع امام (ره) و تفسير متفاوت که يک تفسير منجر به تعطيلي تظاهرات مي‌شد و يک تفسير منجر به انجام تظاهرات ولو به قيمت از دست دادن جان و شهيد شدن. در پرونده هسته‌اي يا امثال آن در مبارزه با مفاسد اقتصادي، در برقراري عدالت اجتماعي، در نشر فرهنگ اسلامي و در امور مختلف ديگر هم همين طور است. يک مثال ديگر امام (ره) مي‌فرمودند مسئله اصلي جنگ است، بايد جوانها در جبهه‌ها حضور يابند تنور جنگ را داغ نگهداريد، اگر جنگ بيست سال هم طول بکشد ما ايستاده‌ايم و به دنبال آن، از حضور جوانها، جنگ آنها رزم و رشادتها و شجاعت‌هاي آنها تقدير و تشکر مي‌کردند. مردم بسيجي هم همه جنگ را به درس و دانشگاه و کار و کسب و رسيدگي به زن و فرزند و ساختن خانه و … ترجيح و اولويت مي‌دادند و با جان و دل، فرمان امام (ره) را لبيک مي‌گفتند و در جبهه حضور مي‌يافتند. اما بودند کساني که تفسير ديگري مي‌کردند، افراد موجهي هم بودند که از همه اقشار اجتماعي هم در بين آنها يافت مي‌شد. بنده شخصاً مواردي را شاهد بوده‌ام رئيس حوزه علميه‌اي پيدا مي‌شد که به طلبه‌ها اعلام مي‌کرد ماندن در حوزه و ادامه درس طلبگي بر شما از جنگ واجب‌تر است؛ استاد دانشگاهي يافت مي‌شد که درس خواندن دانشجو را در دانشگاه از شرکت در جبهه واجب‌تر مي‌دانست.
 
در دانشگاه از پيش‌نماز دانشجويان مسلمان شنيده مي‌شد که عوام به جبهه مي‌روند، وظيفه اصلي دانش آموزان درس خواندن است، نه جبهه رفتن و بعضاً به دانش‌آموز رزمنده نمره انظباط پاييني مي‌دادند. کارگر کارخانه را مدير کارخانه به دليل رفتن به جبهه و ترک کار در کارخانه اخراج مي‌کرد و از اين قبيل وزير و وکيل و قاضي دولت و مجلس و دادگستري به وفور ديده مي‌شدند که ادامه شغل خود را به مراتب واجب‌تر از حضور در جبهه مي‌پنداشتند. از طرفي در بين همه اين اقشار و همه اين مشاغل بودند کساني که موضع امام (ره) را مثل انبوه مردم مي‌فهميدند و تفسير مي‌کردند و حضور در جبهه را اولويت مي‌دادند و در جبهه حضور مي‌يافتند و خيلي از آنها هم به شهادت رسيدند، از عالم و روحاني، استاد دانشگاه، دانشجو، طلبه، دانش آموز، معلم و مديرمدرسه، مدير کارخانه و وکيل و قاضي دادگاه و…
 
پس يک موضع واحد، مي‌تواند دو نوع اجراي متفاوت که تا حد متضاد هم پيش مي‌رود درعمل پيدا کند. اين تفاوت عملکرد امروز و ديروز دستگاه‌هاي حکومتي و دولتي در قبال اجراي مواضع ثابت رهبري است که اين دوگانگي‌ها را در ذهن به وجود مي‌آورد. تدبير و اداره پرونده هسته‌اي را از ابتدا تاکنون، رهبري نظام تحت کنترل و هدايت دارند و مواضع ايشان هم مشخص است. مذاکره با آمريکا را رهبري نظام تحت هدايت دارند و بارها هم موضع خود را اعلام کرده‌اند، نحوه برگزاري انتخابات، آزاد بودن انتخابات، اهميت رأي مردم، مبارزه با مفاسد اقتصادي رفع فقر و تبعيض توجه به حوزه فرهنگ و مسائل مختلف ديگر. اما هر دولتي يا مجلسي يا قوه قضائيه‌اي به نحوي اقدام نموده که گاه عکس مواضع در عمل پياده شده است. لذا اين عملکرد دستگاه‌هاي مجري است که بايد مورد دقت و تجزيه و تحليل قرار گيرد و در زمان مغايرت عمل و اجرا با روح مواضع، مورد نقد و هشدار قرار گيرند که با افراط و تفريط موجب لوث شدن مواضع اصولي نظام که از زبان رهبري نظام مطرح مي‌شود، نشوند.
 
شايد بيش از همه، انجام اين رسالت و نقد اين انحراف به عهده رسانه‌ها باشد که ساکت نباشند و نقد از موضع انقلاب اسلامي را سر لوحه کار خود قرار دهند تا موجب جلوگيري از انحراف مسير شده و امور طبق مواضع اصولي انقلاب اسلامي که همان آرمانهاي امام و شهدا مي‌باشد پيش رو و سعادت جامعه و پيشرفت و سربلندي کشور در گرو اين امر مي‌باشد.
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟