صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

هيچ‌كس از‌ خطر ‌اعتياد مصون نيست

آذرخش مکری
کد خبر: ۲۷۷۵۴۲
| |
3142 بازدید

كم پيش مي‌آيد، میان متولیان درمان اعتیاد در سازمان‌های دولتی و غیردولتی بحثی درباره مشكلات معتادان باشد و نام دكتر آذرخش مكری یا نظراتش در این حوزه یكی دوبار تكرار نشود.

17‌سال‌كار در حوزه درمان اعتیاد، مكری را به ایده‌هایی نو در این زمینه رسانده است و به همین دلیل معاون آموزش مركز ملی مطالعات اعتیاد درباره فرآیند درمان معتادان و شیوه برخورد با آنها نظراتی را مطرح می‌كند كه هنوز هم برخی درمانگران سنتی اعتیاد برخلاف آنها عمل می‌كنند.

این روانپزشك و عضو هیات علمی دانشگاه تهران با روش‌های قهری برای وادار كردن معتادان به ترك مخالف است، اما راهكارهای بهتری را سراغ دارد كه معتادان را با پای خودشان به مراكز درماني می‌كشاند.

تاكنون چند بار در تحریریه با تماس‌هایی از مردم مواجه شده‌ام كه می‌گویند به اعتیاد یكی از اعضای خانواده‌شان پی برده‌اند، اما نمی‌دانند چگونه باید با معتادشان برخورد كنند.

در طول سال‌های فعالیتم در حوزه اعتیاد متوجه شده‌ام كه یكسری سوءتفاهم در حوزه درمان اعتیاد وجود دارد؛ سوءتفاهم‌هایی كه درمان را ناموفق می‌كند. برای نمونه خیلی از خانواده‌های معتادان گمان می‌كنند با پدیده‌ای واحد در برخورد با اعتیاد روبه‌رو هستند، اما این گونه نیست.

یك بیماری را تصور كنید مثلا رماتیسم، سرطان روده یا سكته قلبی، این بیماری‌ها تا حد زیادی ماهیت و نمودی معین دارد و شیوه درمانشان هم تا حد زیادی مشخص است، اما اعتیاد، هزاران نمود دارد. هر معتادی یك نوع درمان دارد. برای نمونه در یكی درمان افسردگی اهمیت بیشتری دارد و در دیگری پزشك ابتدا باید برای كاهش اضطراب بیمار كاری كند، یك معتاد ممكن است مشكل وسوسه‌اش آنقدر شدید باشد كه بیشتر باید برای آن كاری كرد و در معتادی دیگر شاید مشكلات جسمی بیشتر نمود پیدا كرده باشد.

بنابراین ما در برخورد با اعتیاد با پدیده واحدی مواجه نیستیم بلكه با یك مجموعه متنوع روبه‌روییم. نكته دیگر این است كه فرآیند اعتیاد در طول عمرش شكل‌های مختلفی را از خود نشان می‌دهد و سیری را طی می‌كند كه در آن مدام ماهیتش تغییر می‌كند. پرسش درباره این كه با اعتیاد چگونه باید برخورد كنیم مثل این است كه بپرسیم با كودك چگونه باید رفتار كنیم!

در حالی كه همه می‌دانیم نیاز نوزاد چند ماهه سالم با بچه نارس فرق می‌كند. نیاز نوزاد تازه به دنیا آمده با نیاز كودك یك ساله متفاوت است. نیازهای كودك یك‌ساله قابل مقایسه با كودك هفت ساله نیست.

در واقع امكان دارد كسی كه در مراحل اولیه اعتیاد است فرقی با من و شما نداشته باشد و حتی گاهی اوقات از من و شما هم روحیه بهتری دارد. در این مرحله معتاد هنوز آسیبی از مصرف مواد مخدر ندیده است. این كه با چنین معتادی چگونه برخورد كنیم زمین تا آسمان با شیوه برخورد با معتادی كه 10 سال سابقه اعتیاد داشته، بارها دستگیر شده، چند بار اقدام به خودكشی كرده و حالا هم می‌گوید نمی‌تواند مواد مخدر را كنار بگذارد، متفاوت است. پس مهم است كه وقتی حرف از اعتیاد می‌شود بدانیم از كدام مرحله‌اش سخن می‌گوییم.

اما من هنوز پاسخ پرسشم را نگرفته‌ام. خانواده‌ای كه باخبر شده است یكی از اعضایش مواد مخدر مصرف می‌كند، چگونه باید نسبت به او واكنش نشان بدهد؟

رفتار با معتاد یك چارچوب دقیق دارد. اولین گام این كه خانواده توجه كند به غیر از پیدا كردن ماده مخدر در محیط زندگی فرد، چه تغییراتی در او مشاهده می‌كند. هرگونه تغییری مهم است. برای مثال آیا ساعت خوابش تغییر كرده؟ آیا روحیه‌اش عوض شده؟ انرژی‌اش كم یا زیاد شده؟ آیا بهتر یا بدتر به فعالیت‌های روزمره‌اش می‌رسد؟ مثلا اگر محصل است آیا ناگهان وضع تحصیلی‌اش خوب یا بد شده است؟ به طور كلی منظورم این است كه خانواده باید هرگونه تغییر فراگیری را در معتاد بررسی كند حتی آنچه به ظاهر به مواد مخدر ربطی ندارد.

از صحبت‌های شما این طور برداشت كردم كه احتمال دارد این تغییرات همیشه در ظاهر منفی نباشد، این طور نیست؟

بله. ممكن است این تغییرات ظاهرا و در مراحل اولیه اعتیاد مثبت باشد مثلا خانواده مشاهده می‌كند فرد ناگهان بخشنده و دست و دلباز شده، رفتارش از پیش ملایم‌تر شده، سحرخیز شده یا دیرتر خسته می‌شود یا حجم عضلات و توانایی بدنی­‌اش ناگهان زیاد شده است.

آیا خانواده باید به معتاد نشان بدهند كه متوجه تغییراتش شده است؟

گام دوم این است كه اعضاي خانواده ، ‌بیمار را بدون تمسخر، سرزنش، تهمت و لفافه با آنچه خانواده را نگران كرده، رو‌به‌رو كنند. مثلا از او بپرسند «این پودر سفید كه در خانه پیدا شده چیست» یا «ما در میز كار شما ، فندك و سنجاق قفلی پیدا كرده‌ایم و می‌خواهیم برایمان توضیح بدهی كه این وسایل چه كاربردی دارد؟» یا «چند روز قبل وقتی اتاقت را ترك كردی پر از دود بود. لطفا توضیح بده كه در اتاقت چه كار می‌كردی؟»

همزمان كه اعضای خانواده درباره نشانه‌های ظاهری كوچك از معتاد می‌پرسند باید درباره تغییرات فراگیر هم در زندگی‌اش سوال كنند مثلا «چرا در سه ماه اخیر، درآمد تو كم شده است؟» یا «چرا بتازگي نظم زندگی‌ات به هم خورده است؟» یا «تو هرگز با پدر و مادرت بد رفتاری نمی‌كردی، چرا تازگی با آنها بد برخورد می‌كنی؟»

توجه كنید كه باید بیان مسائل در شرایطی صمیمی و جو روانی آرام باشد، حتی بهتر است از پیش برنامه‌ریزی شده باشد مثلا اعضای خانواده به معتاد بگویند «ما می‌خواهیم پس‌فردا با تو صحبت كنیم.» بهتر است كه چند نفر با هم در اين باره با او صحبت كنند.

مشاور یا روان‌شناس هم باید در این جلسه شركت كند؟

نه، در این مرحله باید نزدیكان و اعضای خانواده حضور داشته باشند.

اما معتادها در پاسخ به همه این پرسش‌ها دروغ می‌گویند. این طور نیست؟

وقتی پرسش‌ها را مطرح می‌كنید چند سناریو وجود دارد. سناریوی بسیار خوشبینانه این است كه معتاد تائید می‌كند رفتارش تغییر كرده و دلیلش این است كه او گرفتار مواد مخدر شده است. این رفتار از معتادانی سر می‌زند كه در مرحله میانی اعتیاد هستند. البته این رفتار معتاد در صورتی است كه بیان مسائل و مشكلات از زبان خانواده در جوی بسیار صمیمی و آرام رخ بدهد.

سناریوی بدبینانه این است كه معتاد همه ماجرا را انكار می‌كند، اما خواهش می‌كنم این باور را اصلاح كنید كه معتاد ذاتا دروغگو و شرور است. دروغگویی معتاد در این موقعیت حاصل یك فرآیند ساده است؛ مواد مخدر برای او لذتبخش است و او دوستش دارد و در مقابل، خانواده می‌خواهد آن را از او بگیرد.

پس چگونه معتاد را وادار كنند به اعتیادش اعتراف كند؟

در بازجویی اداره آگاهی لازم است یك مجرم اعتراف كند، مثلا كسی كه قتل انجام داده یا سرقت كرده باید جرمش را تائيد كند، اما در نظام برخورد با معتاد ، هدف خانواده‌ها اعتراف گرفتن از معتاد نیست، بلكه هدف ترغیب معتاد به تغییر رفتار است.

اگر او به اعتیادش اعتراف نكند چگونه می‌شود به تغییر رفتار ترغیبش كرد؟

برخلاف این كه برخی مردم تصور می‌كنند معتادها سود و ضررشان را تشخیص نمی‌دهند و هیچ چیز بر آنها اثر ندارد، خانواده‌ها می‌توانند در سناریوی بدخیم اعتیاد با استفاده از روش‌هایی سنجیده، معتاد را وادار به ترك كنند.

مرحله نخست این است كه آنها به معتاد بگویند دقیقا از او چه انتظاری دارند. این كه بگویند می‌خواهیم آدم سابق شوی، مبهم است. آنها دقیقا باید تعیین‌كنند‌ مایلند كدام بخش‌های زندگی معتاد بازسازی شود. مثلا بگویند «می‌خواهیم از ماه آینده باز ورزش‌ را شروع كنی» یا «می‌خواهیم از ماه آینده دوباره در درس‌هایت نمره‌های قابل قبول بگیری» این درخواست‌ها باید شدنی باشد. برای مثال اگر او پیش از اعتیادش هم خوب درس نمی‌خوانده، مطرح كردن این درخواست كه از ماه آینده دانش‌آموز ممتاز شود، غیرمنطقی است.

معتادها قول‌های بی‌اساس می‌دهند یا حتی امكان دارد از همان ابتدا با این درخواست‌ها مخالفت كنند. در این صورت خانواده باید چه واكنشی نشان بدهد؟

در این شرایط خانواده باید اعمال انواعی از فشارهای حساب شده و محدودیت‌هایی را آغاز كند و او را تحت فشار قرار بدهد، مثلا والدینی كه پسری معتاد دارند به او هشدار بدهند كه اگر نخواهد از ماه آینده مثل گذشته به باشگاه برود و وضع تحصیلی‌اش را بهتر نكند، پول توجیبی‌اش را قطع می‌كنند یا خودروی خانوادگی را در اختیارش نمی‌گذارند یا موبایل را از او می‌گیرند یا اینترنت او قطع می‌شود. فشارها هم باید همان ویژگی گفت‌وگو را داشته باشد، یعنی واضح و روشن.

دقت كنید حتی در این بخش، هدف خانواده اعتراف گرفتن از او نیست. شاید او هرگز به اعتیادش اعتراف نكند، اما آن را به دلیل این فشارها ترك كند.

برخی روان‌شناس‌ها می‌گویند ترك اعتیاد ممكن نیست مگر آن كه معتاد خودش بخواهد ترك كند. این ایده درست است؟

خیر، من به این موضوع اعتقاد ندارم. معتادهایی را می‌شناسم كه صرفا به دلیل افزایش فشارها ناگزیر به ترك شده‌اند. معتادهایی را هم می‌شناسم كه با میل شخصی برای ترك مراجعه كرده‌اند، اما موفق نشده و برگشته‌اند.

هنگامی كه بستگان به شیوه­ای هماهنگ و منطقی برای معتادان محدودیت‌­های روزافزونی بوجود آورند درصد زیادی، سرانجام تحت اثر این گونه اقدامات تغییر را آغاز می­‌كنند، اما باید دانست كه این موضوع نیاز به صبر و حوصله آنها دارد و نباید دلسرد شوند.

وقتی والدین امتیاز‌ها را می‌گیرند معتاد پرخاشگری می‌كند تا امتیازها را به زور پس بگیرد. واكنش اطرافیان در این شرایط باید چگونه باشد؟

این رفتارها در مواردی است كه معتاد به اين نتیجه برسد اطرافيان در عمل به تهديدهايشان جدي نيستند و حرف‌هايشان توخالي و ناشدني است ، اما تجربه نشان داده وقتی تهدیدها جنبه دقیق، غیرمبهم و حساب شده داشته باشد، ‌معتاد تسلیم می‌شود.

من از خانواده‌ها می‌خواهم ‌رفتارهایی مانند التماس كردن، باج دادن، تهدیدكردن‌های توخالی و گریه و زاری را در مواجهه با معتاد كنار بگذارند.

نهایت فشارهایی كه می‌گویید این است كه سرانجام خانواده ناچار می‌شود به معتاد بگوید اگر ترك نكند او را به خانه راه نمی‌دهد. اگر آنها به این تهدید عمل كنند، فرد از یك معتاد خانگی به معتادی كارتن خواب و بسیار پرخطر تبدیل می‌شود. به نظرتان این روال غلط نیست؟

تهدیدها از حد نهایت شروع نمی‌شود. در درمانگری اعتیاد ما به این نتیجه رسیده‌ایم ‌اگر فشارها به درستی اعمال شود معتاد، اعتیادش را پیش از آن كه به ترك خانه بینجامد، كنار می‌گذارد.

از سوی دیگر خانواده‌ها باید دقت كنند بلافاصله پس از آن كه معتاد تصمیم به ترك گرفت از فشارها بكاهند. به مجموعه این اقدامات خانواده «اقدامات مداخله‌ای» می‌گویند.

فكر می‌كنم پرسشم واضح نبود. منظور من این است كه از وجهه اجتماعی، ما با اعمال این روش معتادان پرخطر را در جامعه زیاد می‌كنیم؟

اولا اگر سیستم حمایت‌های اجتماعی قوی باشد معتاد بلافاصله پس از ترك خانه باید از سوی سازمان‌های حمایتی تحت پوشش قرار بگیرد.

ثانیا اگر بحث انتخاب میان نجات جان اعضای یك خانواده و یكی از افراد كه به بیماری اعتیاد مبتلا شده مطرح باشد، شما كدام را انتخاب می‌كنید؟ اگر این معتاد به مرحله‌ای رسیده كه تهدیدها بر او اثر ندارد احتمال دارد برای تهیه پول و ادامه رفتار ناهنجارش جان اعضای خانواده را به‌خطر بیندازد یا سرنوشت‌شان را تباه كند و بنابراین بهتر است كه خانه را ترك كند، اما دقت كنید همیشه درخواست برای ترك خانه آخرین قدم است.

چرا خانواده باید تا زمانی كه به این مرحله آخر برسد صبر كند و نباید از همان ابتدا، به روش‌های خشن متوسل شود؟ منظورم این است كه چرا درمانگران اعتیاد هشدار می‌دهند كه خانواده نباید معتاد را با روش‌های قهری و خشن وادار به ترك بكند؟

به چند علت این روش درست نیست. معتادها هنگام هیجان، رفتارهایشان نابخردانه می‌شود. آنها تنظیم هیجانی سالمی ندارند و رفتارشان غیرقابل پیش‌بینی می‌شود.

مساله دیگر این است كه معتاد در شرایط هیجان، بیشتر تشنه مصرف مواد مخدر می‌شود یعنی معتادی كه به زور وادار به ترك می‌شود به سرعت پس از خروج از كمپ ترك‌اجباری با ولع بیشتری مواد مخدر می‌كشد. این لجبازی نیست، بلكه سیستم دفاعی مغز معتاد است.

شما مي‌گوييد روش‌هاي خشن براي درمان اعتياد كارساز نيست. پس احتمالا با روش‌هاي ضربتي نيروي انتظامي كه در آنها معتادان كارتن خواب از سطح خيابان‌ها جمع مي‌شوند و به مراكز درماني فرستاده مي‌شوند هم موافق نيستيد؟

بايد توجه داشت ‌هدف از اين عمليات چيست. به نظر مي‌رسد هدف اين است كه معتادان در سطح شهر باعث آسيب­‌هاي اجتماعي نباشند، اما وقتي تراكم اين معتادان در مراكز ويژه بالا مي‌رود، متاسفانه امكان دارد مشكلات جديدي به وجود بيايد مثلا امكان انتقال بيماري‌هاي واگيردار مانند ايدز و هپاتيت بيشتر مي‌شود و شايد هم شبكه‌هاي مجرمانه شكل بگيرد.

به همين علت است كه برخي معتقدند صرفا بازداشت معتادان اثر نمي‌كند، اما مي‌شود از اين روش‌ها براي اعمال فشار حساب شده، استفاده كرد و به‌عنوان تهديد، برخي معتادان را به سوي درمان سوق داد يعني معتادان براي گريز از امكان دستگيري به فكر تغيير و درمان بيفتند.

متوليان درمان اعتياد مي‌گويند معتاد نبايد از محل كارش اخراج شود. اگر قرار است به معتاد فشار بيايد به نظرتان اخراج از محل كار نمي‌تواند يكي از انواع فشارها براي ناچار كردن او به ترك باشد؟

فشارها بايد موقتي و قابل برگشت باشد. من با معلق شدن معتاد از كارش موافقم اما با اخراج كاملش در مراحل ابتدايي اعتياد موافق نيستم.

چه سناريوي خوب اجرا شود و چه سناريوي بد، معتاد بالاخره ناچار به ترك مي‌شود. در اين مرحله خانواده چگونه بايد درمان را شروع كند؟

بسيار مهم است كه خانواده‌ها باور كنند درمان، فناوري بسيار پيچيده‌اي دارد، اما معني حرفم اين نيست كه درمان بايد در مراكز پيچيده انجام شود بلكه از اصول پيچيده‌اي تبعيت مي‌كند. ‌خانواده‌ها در درمان معتاد بايد چند باور نادرست را اصلاح كنند. نكته نخست اين كه بين اعتياد و عوارض مصرف مواد مخدر از نظر مفهوم تفاوت وجود دارد. وقتي از عوارض اعتياد مي‌گوييم يعني درباره نشانه‌هايي مانند دردهاي بدني، لرزش بدن، خواب آلودگي، كاهش وزن، عصبانيت، بدبيني، اختلالات گوارشي و... صحبت مي‌كنيم اما اعتياد، يك فرآيند رفتاري است.

اعتياد چند نشانه دارد؛ اول، ميل افراطي به انجام يك رفتار است، يعني علاقه به انجام يك رفتار به هر قيمتي. دوم، آن رفتار همه زندگي فرد معتاد مي‌شود. يعني ديگر برايش بخش‌هاي ديگر زندگي اهميت ندارد. يعني آن رفتار بقيه رفتارهاي زندگي را مي‌بلعد. استمرار آن رفتار به زندگي فرد آسيب مي‌زند به اين معنا كه مصرف مواد مخدر باعث مي‌شود شغل و جايگاه اجتماعي‌اش را از دست بدهد، روحيه‌اش ضعيف شود و سرانجام سقوط كند.

متاسفانه يكي از مشكلاتي كه ما با خانواده‌ها داريم همين است كه آنها بين اثرات و عوارض اعتياد و فرآيند اعتياد به عنوان يك رفتار، تفاوتي قائل نيستند در حالي كه درك اين تفاوت به درمان كمك مي‌كند. از طرفي وقتي خانواده‌اي مي‌گويد مي‌خواهد معتادش را درمان كند بايد ابتدا تشخيص بدهد قصد دارد فرآيند اعتياد را درمان كند يا عوارض آن را. بيشتر خانواده‌ها راغبند عوارض مصرف مواد مخدر را در معتادشان برطرف كنند، اين عوارض با قطع مصرف مواد مخدر، خود به خود درمان مي‌شود اما اعتياد به اين راحتي درمان نمي‌شود. ‌به همين علت است كه خانواده‌ها دائما معتاد را به ترك مي‌برند، عوارضش درمان مي‌شود، اما باز سراغ اعتياد مي‌رود.

برخي كارشناسان مي‌گويند درمان اعتياد دقيقا به آن معنايي كه شما مي‌گوييد، يعني قطع كامل وابستگي رواني يك فرد به مواد مخدر محال است. آيا واقعا راهي براي آن وجود دارد يا هر معتادي كه ترك مي‌كند فقط عوارض مصرف را قطع مي‌كند و در باطن همچنان معتاد است؟

درمان اعتياد، طولاني است و هيچ راهي هم وجود ندارد كه كوتاه شود. بهبودي اعتياد با افت و خيز همراه است. يعني معتادي را نمي‌بينيد كه بگويد از فردا مواد مخدر نمي‌كشم و از همان روز پاك شود. معتاد تصميم مي‌گيرد مصرف نكند، اما مي‌لغزد، مصرف نمي‌كند، باز مي‌لغزد اما باز مصرف نمي‌كند و سرانجام به كلي اعتياد را ترك مي‌كند.

بسيار مهم است كه خانواده‌ها بدانند ترك اعتياد بدون تغيير همه‌جانبه در زندگي ممكن نيست. معتاد نمي‌تواند دوستان، فعاليت‌ها و شيوه زندگي سابقش را ادامه بدهد و فقط بخواهد مصرف مواد مخدر را از زندگي‌اش خط بزند. متاسفانه اين تصور غلط است كه خيلي‌ها خيال مي‌كنند بايد مواد مخدر از زندگي معتاد بيرون برود تا زندگي‌اش تغيير كند، در حالي كه بايد زندگي معتاد تغيير كند تا مواد مخدر از آن بيرون برود.

به همين علت است كه نظام‌هاي خودياري يعني درمان‌هايي كه در آنها معتاد خودش به خودش كمك مي‌كند، گاهي موفق‌تر است. به روش درماني «كنگره 60» يا «تولدي دوباره» دقت كنيد. در اين انجمن‌ها فقط به حذف مصرف مواد مخدر فكر نمي‌كنند بلكه براي اوقات فراغت معتادان برنامه‌ريزي مي‌كنند و در طول درمان شيوه زندگي‌شان را تغيير مي‌دهند.

شما گفتيد وقتي خانواده‌اي با معتاد براي ترك اعتيادش به توافق رسيد بايد به يك مركز درماني مراجعه كنند. متاسفانه در كشور ما هنوز ارزيابي جامعي از كيفيت كار مراكز درمان اعتياد ارائه نشده است. بنابر اين مردم چگونه يك مركز درماني مناسب را تشخيص بدهند؟

ويژگي مركز درماني خوب اين است كه متخصصانش وقت زيادي را به بيمار اختصاص بدهند مثلا بگويند، در طول درمان جلسات روان‌شناسي و مشاوره داريم و درمان هم معمولا طولاني مدت است و بيماراني داريم كه يك يا دو سال تحت پوشش‌مان هستند.

اگر مردم به مركزي برخوردند كه گفت خانواده‌ها فقط به اينجا بيايند و دارو بگيرند و به سرعت درمان مي‌شوند، احتمالا شيوه درماني‌شان كارآمد نيست.

با اين حساب شما به روش‌هاي ترك سريع و فوق سريع اعتقادي نداريد؟

خانواده‌ها به صورت غريزي و تجربي فهميده‌اند كه ترك اعتياد سريع ممكن نيست و به دنبال درمان‌هاي ريشه‌اي هستند.

هم‌اكنون رايج‌ترين روش ترك در كشور چيست؟

روش‌هاي درمان نگه‌دارنده با متادون جزو شايع‌ترين روش‌هاي ترك است. حجم زيادي از معتادان ما، تقريبا حدود 200 تا 300 هزار نفر وارد اين نوع شيوه درمان شده‌اند. حجم مشابهي نيز از درمان اقامتي مانند پيوستن به كمپ‌ها و ماندن در آنجا استفاده مي‌كنند و شماري هم به گروه‌هاي خودياري مانند NA‌ مي‌پيوندند.

كدام‌يك از اين روش‌ها موفق‌تر است؟

نمي‌توانم ميزان موفقيت‌شان را تخمين بزنم. آماري در اين زمينه نيست. فقط به طور كلي مي‌توانم بگويم درمان‌هايي كه زير يك‌سال زمان مي‌برد، معمولا موفق نيست.

آيا استفاده روش‌هايي مانند ترك تدريجي (تغيير شيوه اعتياد از مصرف مواد مخدر پرخطر به كم‌خطر) در ترك اعتياد به شيشه نيز موثر است؟

خير اين روش در ترك اعتياد به شيشه كارآمد نيست، چون متاسفانه حلقه واسطي بين شيشه و پاكي وجود ندارد. منظورم از حلقه واسط نوع ماده محرك سبك‌تري است كه بشود آن را جايگزين شيشه كرد و سپس به مرور زمان آن را ترك كرد.

مصرف شيشه را بايد ناگهان قطع كرد، يعني ترك تدريجي براي درمان اعتياد به آن موفق نيست هرچند اين روش براي مواد افيوني بخصوص كراك مي‌­تواند موفق باشد.

پس چرا معتادان به شيشه اغلب بايد زير نظر روا‌ن‌پزشكان باشند؟

چون مصرف شيشه عوارض شديد رواني دارد و براي كنترل اين عوارض معتاد بايد زير نظر روانپزشك باشد و دارو مصرف كند.

من در روزنامه‌ها تبليغاتي ديده‌ام كه به مردم وعده مي‌دهند با متادون درماني، اعتياد به شيشه را درمان كنند. اين موضوع حقيقت دارد؟

خير، متادون به هيچ وجه نبايد براي درمان اعتياد به شيشه استفاده شود.

در سال‌هاي اخير شاهد رشد قارچ‌گونه كمپ‌هاي ترك اعتياد غيرمجاز در كشور بوده‌ايم، از ديدگاه شما دليل افزايش اين كمپ‌ها چيست؟

پاسخ ساده است. وقتي مراكز درماني باكيفيت مناسب به اندازه كافي وجود نداشته باشد، مردم ناچارند به كمپ‌هاي ترك اعتياد غيرقانوني مراجعه كنند.

اما به نظر من مساله خلأ قوانين هم مطرح است. وقتي معتادي امنيت اعضاي خانواده‌اش را با پرخاشگري به خطر مي‌اندازد و پليس كمكي به آنها نمي‌كند، آنها از انجمن‌هاي ترك اعتياد غيرقانوني كمك مي‌گيرند كه او را به زور از محيط خانه خارج مي‌كند.

به نظر من مساله خلأ قانوني نيست، بلكه اجرا نشدن صحيح قانون است. وقتي كسي به شما آسيب مي‌زند، مي‌توانيد از او به پليس شكايت كنيد اما وقتي خانواده‌اي از معتادش به دليل پرخاشگري و تهديد شكايت مي‌كند، ممكن است به آنها توصيه شود، قضيه را بين خودشان حل كنند و اقدامي صورت نگيرد.

قيمت درمان در مراكز ترك اعتياد‌ كه مجوز دارند، بسيار بالاست در حالي كه در مراكز بدون ‌مجوز پايين‌تر است.

از ديدگاه من قيمت درمان اعتياد نسبت به انواع ديگر درمان گران نيست. مردم حاضرند براي جراحي قلب‌شان يا درمان سرطان‌شان ميليون‌ها تومان پول خرج كنند، پس چرا حاضر نيستند براي درمان بيماري‌اي كه شايد همه عمرشان را تباه كند هزينه كنند؟ فكر مي­‌كنم برخي مردم براي درمان و پرداختن هزينه­‌هاي آن هنوز توجيه نيستند.

اما اگر بيمه‌ها درمان اعتياد را هم پوشش بدهند، شايد استقبال مردم از مراكز مجاز بيشتر شود.

من اعتقاد زيادي به امكان دخالت بيمه‌ها در اين حوزه ندارم. در سيستم بيمه‌اي كه مايحتاج اصلي درماني مردم هم پوشش بيمه‌اي ندارد، چگونه مي‌شود انتظار داشت آنها هزينه درمان اعتياد را پوشش بدهند؟ سياستي كه خودم به عنوان مدرس اعتياد به آن معتقدم اين است كه خودمان تا حد امكان هزينه‌هاي درمان را كاهش بدهيم.

ما بايد كارشناسان حرفه‌اي در حوزه اعتياد را افزايش بدهيم و اين اقدام خود به خود قيمت درمان را كم مي‌كند. در سيستم درماني كه من پيشنهاد مي‌كنم يك متخصص ارشد در حوزه درمان اعتياد مي‌تواند كارشناسان آموزش‌ديده با تحصيلات پايين‌تر مثلا ليسانس و فوق‌ليسانس را به كار گيرد و آنها زير نظر او بيماران را درمان كنند. به اين ترتيب اين كارشناسان مي‌توانند مدت زمان بيشتري را صرف درمان معتاد كنند.

اين كارشناس‌ها در لايه مياني فرآيند درمان بايد موظف شوند به شكل ماهانه، پرونده‌هايشان را با كارشناسان در اين حوزه به اشتراك بگذارند و با آنها مشورت كنند. مشكلي كه در راه اجراي اين طرح وجود دارد اين است كه متاسفانه ما هنوز نظام فراگير و كارآمدي در زمينه آموزش‌دادن كارشناسان درمان اعتياد نداريم و حتي هنوز رشته دانشگاهي در اين زمينه وجود ندارد. نداشتن كارشناسان لايه مياني نقص عمده مجموعه‌­هاي درماني است.

باوري سنتي ميان مردم است كه براساس آن برخي افراد هرگز در خطر اعتياد نيستند و برخي ديگر با نخستين بار مصرف مواد مخدر معتاد مي‌شوند. آيا اين اعتقاد حقيقت دارد؟

درست نيست. هر كسي پتانسيل معتاد شدن را دارد اما هر چه فردي اختلال زمينه‌اي بيشتري داشته باشد و بيشتر آسيب‌ديده باشد، سريع‌تر معتاد مي‌شود. انسان‌هاي خوشبخت كمتر معتاد مي‌شوند و آنها كه احساس ناكامي دارند بيشتر، اما حتي اين قضيه هم يك اصل مطلق نيست.

برخي خانواده‌ها مي‌گويند به واسطه شيوه تربيتي‌شان فرزندشان را بيمه كرده‌اند و هرگز ممكن نيست او معتاد شود‌، لذا او را كنترل نمي‌كنند. از ديدگاه شما امكان دارد كسي به واسطه تربيت در خانواده در برابر اعتياد بيمه شود؟

هيچ‌كس را نمي‌شود در برابر اعتياد بيمه كرد. اين كه خانواده‌ها فرزندشان را رها كنند، درست نيست، اما درباره شيوه كنترل توصيه مي‌كنم خانواده‌ها بيش از آن‌كه نگران پيدا كردن ابزارهايي براي مصرف مواد مخدر در خانه باشند، بايد نگران تغيير رفتارهاي فرزندشان باشند.

منبع: جام جم

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
آیا جام جهانی می‌تواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟