اعتراف به شليك مرگبار به مهمان مرموز
کد خبر: ۲۷۰۰۵۲
| | 3816 بازدید
قاتل تيرانداز كه با شليك مرگبار مهمانش از خانه خود فراري شده بود پس از 4 ماه زندگي زيرزميني دستگير شد.
به گزارش ایران يك زن كه همسر موقت مرد جنايتكار است وي را پناه داده بود.
نهم ارديبهشت ماه سال جاري زنگ تلفن افسر نگهبان كلانتري 156 شهرك مسعوديه به صدا درآمد و زني وحشتزده با صداي لرزان ادعا كرد در آپارتمانش جنايت فجيعي رخ داده است.
دقايقي نگذشته بود كه ماجراي اين جنايت مسلحانه به بازپرس شهرياري از دادسراي امور جنايي تهران مخابره شد.
بدين ترتيب تيمي از كارآگاهان پليس به قتلگاه اعزام شدند و هنگام ورود به خانه با پيكر خونآلود مرد 46 سالهاي به نام اصغر روبهرو شدند.
كارآگاهان در جريان تحقيقات پليس از همسايهها دريافتند كه خانه متعلق به مردي به نام مسعود است و وي به تنهايي زندگي ميكند. روز حادثه نيز قرباني مهمان وي بوده كه ناگهان صداي شليك چند گلوله شنيده شده و دقايقي بعد مسعود با عجله از پلهها پائين دويده و با زدن زنگ خانه همسايهها به بهانه اين كه ريموتش داخل حياط آنان افتاده، خواستار گرفتن ريموت شده كه زن همسايه وقتي وارد حياط ميشود با يك تپانچه مواجه شده و اسلحه را به سمت وي نشانه رفته و با تهديد به شليك ميتواند که فرار كند. وقتي مأموران اداره 10 پليس آگاهي تهران دريافتند كه مسعود قاتل تيرانداز است به تجسسهاي اطلاعاتي پرداختند كه مشخص شد مسعود سال 83 با همدستي يك پدر و پسر آشنا از جواهرفروشي در اسلامشهر دست به سرقت مسلحانه زده است كه پس از دستگيري به 16 سال زندان محكوم شده كه پس از مدتي با گذاشتن وثيقه از زندان مرخصي گرفته و پا به فرار ميگذارد و در يك آژانس مسافربري مشغول بهكار ميشود.
اين شاخه تحقيقي نشان داد كه مسعود وقتي شركت حمل و نقل داشته است منشياي داشته كه با وي ازدواج موقت كرده بود و رابطهشان ادامه داشته است.
روز 7 شهريورماه سالجاري كارآگاهان موفق شدند مسعود را كه در خانه همسر موقتش زندگي پنهاني داشت در محلهاي از شهرري شناسايي و به دام اندازند.
اين مرد تيرانداز وقتي در برابر بازپرس شهرياري قرار گرفت، گفت: وقتي از زندان مرخصي گرفتم فرار كردم با مريم كه قبلاً منشي شركتم بود، ازدواج موقت كرده و با پرايد وي در يك آژانس مسافربري مشغول بهكار شدم. خيلي اتفاقي يك روز اصغر به عنوان مسافر به آژانس آمد و خواست كه وي را به جايي برسانم، در طول مسير سر صحبت را با من باز كرد و مدعي شد كه در ارگانهاي دولتي نفوذ دارد و ميتواند محكوميت مرا بخرد. چند روز بعد وي با من قرار گذاشت و به خانهام آمد، در حالي كه مشغول كاري بودم ناگهان سردي لوله اسلحه را روي شقيقهام احساس كردم، سريع دست از كار كشيدم و با اصغر گلاويز شدم و اسلحه را از دستش گرفتم و چند گلوله به دستش شليك كردم، از آنجا كه كنار پنجره بوديم، همزمان اسلحه از دستم به داخل حياط همسايه افتاد و با برداشتن اسلحه از آنجا فرار كردم. مريم نيز در بازجوييها گفت كه وقتي از همسر دومم جدا شدم با مسعود صاحبكارم بهصورت موقت ازدواج كردم. من نميدانستم كه وي اصغر را به قتل رسانده است، باور كنيد بيگناهم، چرا كه از قتل خبري نداشتم.
اين زن و شوهر وقتي دچار تناقضگويي شدند از سوي بازپرس شهرياري براي انجام تحقيقات تكميلي در اختيار كارآگاهان جنايي پليس قرار گرفتند.
به گزارش ایران يك زن كه همسر موقت مرد جنايتكار است وي را پناه داده بود.
نهم ارديبهشت ماه سال جاري زنگ تلفن افسر نگهبان كلانتري 156 شهرك مسعوديه به صدا درآمد و زني وحشتزده با صداي لرزان ادعا كرد در آپارتمانش جنايت فجيعي رخ داده است.
دقايقي نگذشته بود كه ماجراي اين جنايت مسلحانه به بازپرس شهرياري از دادسراي امور جنايي تهران مخابره شد.
بدين ترتيب تيمي از كارآگاهان پليس به قتلگاه اعزام شدند و هنگام ورود به خانه با پيكر خونآلود مرد 46 سالهاي به نام اصغر روبهرو شدند.
كارآگاهان در جريان تحقيقات پليس از همسايهها دريافتند كه خانه متعلق به مردي به نام مسعود است و وي به تنهايي زندگي ميكند. روز حادثه نيز قرباني مهمان وي بوده كه ناگهان صداي شليك چند گلوله شنيده شده و دقايقي بعد مسعود با عجله از پلهها پائين دويده و با زدن زنگ خانه همسايهها به بهانه اين كه ريموتش داخل حياط آنان افتاده، خواستار گرفتن ريموت شده كه زن همسايه وقتي وارد حياط ميشود با يك تپانچه مواجه شده و اسلحه را به سمت وي نشانه رفته و با تهديد به شليك ميتواند که فرار كند. وقتي مأموران اداره 10 پليس آگاهي تهران دريافتند كه مسعود قاتل تيرانداز است به تجسسهاي اطلاعاتي پرداختند كه مشخص شد مسعود سال 83 با همدستي يك پدر و پسر آشنا از جواهرفروشي در اسلامشهر دست به سرقت مسلحانه زده است كه پس از دستگيري به 16 سال زندان محكوم شده كه پس از مدتي با گذاشتن وثيقه از زندان مرخصي گرفته و پا به فرار ميگذارد و در يك آژانس مسافربري مشغول بهكار ميشود.
اين شاخه تحقيقي نشان داد كه مسعود وقتي شركت حمل و نقل داشته است منشياي داشته كه با وي ازدواج موقت كرده بود و رابطهشان ادامه داشته است.
روز 7 شهريورماه سالجاري كارآگاهان موفق شدند مسعود را كه در خانه همسر موقتش زندگي پنهاني داشت در محلهاي از شهرري شناسايي و به دام اندازند.
اين مرد تيرانداز وقتي در برابر بازپرس شهرياري قرار گرفت، گفت: وقتي از زندان مرخصي گرفتم فرار كردم با مريم كه قبلاً منشي شركتم بود، ازدواج موقت كرده و با پرايد وي در يك آژانس مسافربري مشغول بهكار شدم. خيلي اتفاقي يك روز اصغر به عنوان مسافر به آژانس آمد و خواست كه وي را به جايي برسانم، در طول مسير سر صحبت را با من باز كرد و مدعي شد كه در ارگانهاي دولتي نفوذ دارد و ميتواند محكوميت مرا بخرد. چند روز بعد وي با من قرار گذاشت و به خانهام آمد، در حالي كه مشغول كاري بودم ناگهان سردي لوله اسلحه را روي شقيقهام احساس كردم، سريع دست از كار كشيدم و با اصغر گلاويز شدم و اسلحه را از دستش گرفتم و چند گلوله به دستش شليك كردم، از آنجا كه كنار پنجره بوديم، همزمان اسلحه از دستم به داخل حياط همسايه افتاد و با برداشتن اسلحه از آنجا فرار كردم. مريم نيز در بازجوييها گفت كه وقتي از همسر دومم جدا شدم با مسعود صاحبكارم بهصورت موقت ازدواج كردم. من نميدانستم كه وي اصغر را به قتل رسانده است، باور كنيد بيگناهم، چرا كه از قتل خبري نداشتم.
اين زن و شوهر وقتي دچار تناقضگويي شدند از سوي بازپرس شهرياري براي انجام تحقيقات تكميلي در اختيار كارآگاهان جنايي پليس قرار گرفتند.
گزارش خطا
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟


