آزمون دکترا و هزاران پرسش بی پاسخ
از چند روز گذشته که سازمان سنجش آموزش کشور، نتایج اولیه آزمون دکترا و نام معرفی شدگان به مصاحبه را اعلام نمود، تا این لحظه که در حال نگارش این یادداشت هستم، عناوین بسیاری برای نامگذاری این مقاله به ذهنم راه یافته که هر یک را بنا به دلایلی خاص از یادداشت خود حذف کردم؛ عناوینی چون آزمون دکترا و مسلخی به نام سازمان سنجش آموزش کشور، سازمان سنجش آموزش کشور و استهزای واژهای به نام عدالت، عدالت جاهلانه، یا تبعیض عالمانه و صدها عنوان دیگر، ولی سرانجام تصمیم گرفتم با کمی چشمپوشی به موضوع بنگرم و موضوع را کاملا منطقی و کارشناسی و نه از روی احساسات حلاجی کنم.
بیگمان شمار معترضان به روند پذیرش دانشجو در مقطع دکترا آنچنان زیاد است که اگر لازم باشد، مصادیق مربوط به بیعدالتیها را بررسی نماییم، ساعتها وقت نیاز است. ولی آب دریا را اگر نتوان کشید، هم به قدر قطرهای باید چشید.
به هر حال این امیدواری هست که مسئولان محترم سازمان سنجش آموزش کشور با سعه صدر، موضوع را بازبینی کرده و تا جایی که میشود درباره معرفی افراد دعوت شده به مصاحیه بازنگری دوباره انجام دهند؛ هر چند تجربه نشان داده است که مسئولان محترم سازمان سنجش آموزش کشور، هیچ پاسخ مستدلی برای کارهای خود نداشته و در یک دایره باطل آزمون و خطا، در گردش هستند.
بیشک نهادهای گوناگون اعم از نهادهای نظارتی، اجرایی و قانونگذاری لازم است در اسرع وقت، وارد این قضیه شده و نسبت به احقاق حق داوطلبان اقدام کنند، وگرنه این شایبه پدید خواهد آمد که نهادهای نظارتی، اجرایی و قانونگذاری کشور، از منتفعان اشتباهات سهوی و بعضا عمدی سازمان سنجش آموزش کشور هستند!
از آغاز سال ۱۳۹۰ که سازمان سنجش آموزش کشور، اعلام کرد آزمون دکترا ب نیمه متمرکز برگزار خواهد شد، بارقه امیدی بر دل داوطلبان نشست؛ داوطلبانی که صابون آزمونهای کاملا غیر متمرکز آزمونهای دکترا به تنشان خورده بود و از نزدیک با لابیها، رانتها و تبعیضات ناروا ـ که پوشش علمی به آنها داده شده بود ـ آشنا بودند. در روش پذیرش دانشجوی به صورت غیر متمرکز، هر دانشگاهی جداگانه نسبت به برگزاری آزمون اقدام میکرد و سازمان سنجش هم، هیچ دخل و تصرفی در این مسأله نداشت.
آزمونها در دو مرحله کتبی و مصاحبه انجام میشد و پذیرفته شدگان آزمون کتبی به مصاحبه دعوت میشدند. اینجا بود که بسیاری از داوطلبان که از بنیه علمی، پژوهشی و تحقیقاتی بالایی برخوردار بودند، به علت اینکه در دانشگاهی به جز دانشگاهی که از آن فارغ التحصیل شده بودند، پذیرفته شده بودند و طبیعتا با اساتید آنجا آشنایی چندانی نداشتند، به راحتی رد شده و عطای پذیرفته شدن در آزمون دکترا را به لقایش میبخشیدند.
اما وضعیت به گونهای شده بود که بیشتر داوطلبان در آزمونهای دکترای دانشگاهی شرکت میکردند که مدرک کارشناسی و یا کارشناسی ارشد خود را در آن دانشگاه گرفته بودند و با آشنایی که با اساتید داشتند، پذیرفته شدن خود در آزمون دکترا را تضمین میکردند. کار به جایی رسیده بود که با رصد اساتیدی که در جلسه مصاحبه حضور داشتند، نسبت به گرفتن پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد به عنوان راهنما و مشاور اقدام میشد و یا در پارهای حالات، با نگارش مقالهای به نام استاد مد نظر، دل او را به دست میآوردند و استاد مورد نظر هم در جلسه مصاحبه، دفاع جانانهای از داوطلب میکرد.
اما بدا به حال کسانی که در دانشگاه دیگری غیر از دانشگاه محل فارغ التحصیلی پذیرفته میشدند. جلسه مصاحبه، قتلگاه ایشان بود و آنچنان از لحاظ علمی، او را مورد هجمه قرار میدادند که داوطلب، باورش میشد که صلاحیت نشستن در کلاس مقطع دکترا را ندارد. این بود که داوطلبانی بودند که بارها در آزمونهای گوناگون شرکت میکردند و بارها در مصاحبه پذیرفته نمیشدند و در پایان به علل گوناگون روحیه خود را از دست میدادند و ادامه تحصیل را رها میکردند و یا اگر فرصتی مییافتند، از دانشگاههای معتبر و غیر معتبر خارجی پذیرش میگرفتند.
با اجرای طرح جدید سازمان سنجش، این امید پدید آمد که تا اندازهای از بیعدالتیها کاسته شود؛ غافل از اینکه همان مسیر قبلی باقی است. اگر در گذشته دانشگاهها، آزمون کتبی را برگزار میکردند، اینک آزمون کتبی به گونهای دیگر و با شرایطی دیگر برگزار میشود که شفافیت چندانی ندارد؛ افزون بر اینکه همان مصاحبه پیشین، سر جای خود باقی است و دانشگاهها باز مانند مسیر قبلی میتوانند به جرح و تعدیل خود ادامه دهند.
تفاوت در اینجاست که نمونه آماری که پیشتر از آنها مصاحبه میشد، محدود بود و منحصر به افرادی میشد که در آزمون دانشگاه مورد نظر شرکت کرده بودند و احیانا نمره آزمون کتبی را به دست آورده بودند، در حالی که نمونه آماری در حالت دوم که آزمون به صورت نیمه متمرکز برگزار میشود، گستردهتر بوده و شامل افرادی میشود که توسط سازمان سنجش، معرفی شدهاند، ولی باز هم مصاحبه به همان صورت گذشته برگزار میشود.
اصولا فعالیتهایی مانند مصاحبه کاملا سلیقهای بوده و نمیتوان معیاری کمی برای آن تعریف کرد؛ بنابراین، بیشتر کسانی که به مصاحبه دعوت میشوند و احیانا پذیرفته نمیشوند به این نکته اذعان دارند که در مصاحبه چندان به مسائل علمی پرداخته نمیشود و به مسائل سلیقهای نگریسته میشود. به هر حال شیوه نیمه متمرکز هم دردی را دوا نکرد. مسأله وقتی جالب میشود که سالانه آزمونهای بسیاری از سوی سازمان سنجش برگزار میشود که بسیاری از آنها نه تنها ضرورت ندارد، بلکه مشکلاتی را نیز درست میکند!
با نگاهی به سایت سازمان سنجش آموزش کشور، این نکته به دست میآید که به صورت هفتگی، نامنویسی آزمونهای گوناگون، توسط سازمان سنجش آموزش کشور برگزار میشود که البته درآمد بسیاری را نصیب این ارگان میکند. این در حالی است که این سازمان موظف است در قبال وجوه دریافتی، خدماتی به داوطلبان ارائه کند که در پارهای حالت، به یک سوم وجوه پرداختی نیز نمیرسد.
به هر حال در این نوشتار، نمیخواهیم به وضعیت مالی و وجوه دریافتی سازمان سنجش بپردازیم که این هم لازم است، از سوی بخشهای نظارتی بررسی شود.
آزمون ورود به مقطع دکترا با همه اما و اگرها در فروردین ماه سال ۹۱ برگزار شد و داوطلبانی که بعضا ماهها درس خوانده بودند با نشستن در سر جلسه امتحان و دیدن پرسشهای از یکسو و شیوه برگزاری از سوی دیگر، شوکه شدند.
در اینجا تیتروار، نکاتی را اشاره میکنم:
۱ ـ برگزاری آزمون دروس تخصصی در صبح روز جمعه از ساعت ۸: ۳۰ لغایت ۱۰
پرسشهای تخصصی به صورتی طراحی شده بود که کسانی که درس خوانده یا نخوانده بودند به یک صورت بودند و تفاوتی میان آنها نبود. به دیگر سخن، کلیت دروس به صورتی بود که اولا با توجه به عناوین دروس، امکان مطالعه همه دروس نبود و دوم آنکه بعضا پرسشهایی در برخی از رشتهها مطرح شده بود که استاندارد نبود و در یک کلام، در شأن آزمونی چون دکترا نبود.
۲ ـ برگزاری آزمون زبان و استعداد تحصیلی در بعد از ظهر روز جمعه از ساعت ۳۰/۱۴ لغایت ۳۰/۱۸
از زمان برگزاری آزمون که بگذریم (در سال ۱۳۹۰ آزمون دروس تخصصی در بعد از ظهر و آزمون دروس عمومی در صبح برگزار شد) شمار پرسشها به گونه عجیبی، ایجاد ناامیدی میکرد؛ به عبارت دیگر، داوطلبان موظف بودند بعد از ظهر روز جمعه به ۲۴۰ پرسش پاسخ دهند که به شدت موجب خستگی میشد، به گونهای که بسیاری از داوطلبان به علت خستگی، اواسط زمان برگزاری آزمون، محل آزمون را ترک کردند؛ افزون بر اینکه پس از پایان زمان برگزاری آزمون تخصصی، داوطلبان به مدت بیش از چهار ساعت سر در گم بودند. این مساله برای داوطلبانی که از شهرستانها به تهران آمده بودند و مکانی برای اقامت نداشتند، بسیار بغرنجتر بود.
خجالت آور است که حوزههای امتحانی از ارائه کمترین خدمات به داوطلبان با توجیهات گوناگون خودداری میکردند و حتی در برخی از حوزهها، سرویسهای بهداشتی نیز برای جلوگیری از استفاده داوطلبان بسته شده بود؛ به عبارت دیگر، به رغم مصاحبههای گوناگون مسئولان سازمان سنجش آموزش کشور درباره ارائه خدمات به داوطلبان، از جمله مکان اقامت در فاصله آزمون صبح و بعد از ظهر و حتی این نکته که داوطلبان، مهمان سازمان سنجش هستند، کمترین سرویسی به داوطلبان داده نشد که این مایه خجالت و وهن مسئولان سازمان سنجش بود.
اگر این نکته را بپذیریم که داوطلبان آزمون دکترا در شرایط ویژه و بسیاری از آنها از جمله نخبگان و حتی مدرسان دانشگاهها هستند، به نظر میرسد، لازم است در برخورد خود با این عزیزان، از سوی مسئولان سازمان سنجش بازنگری شود.
اکنون کافی است سری به سیستم ارسال درخواست سازمان سنجش بزنید
http: //request. sanjesh. org/noterequest/
مسئولان سازمان سنجش در سایت خود اعلام کردهاند، هر گونه اعتراض و درخواست باید از طریق این درگاه و یا به صورت مکاتبهای انجام پذیرد. برای امتحان یک بار به این درگاه مراجعه کنید و هر چه دلتان میخواهد بنویسید و هر چه میخواهید درد دل کنید. سیستم خودکار، پاسخی یکسان به همه درخواستها میدهد و پاسخ این است:
با سلام داوطلب گرامی: جهت درخواست بررسی مجدد در این خصوص با سازمان سنجش اموزش کشور مکاتبه فرمایید. نشانی تهران صندوق پستی ۱۳۶۵ ـ ۱۵۸۷۵ با تشکر
البته از این نکته باید بگذریم که سریع پاسخ برای شما فرستاده میشود، ولی این پاسخ دردی از شما دوا نخواهد کرد. جای شگفتی است که در عصر اینترنت و الکترونیک، هنوز مسئولان سازمان سنجش به مکاتبه کاغذی اعتقاد دارند و از همه میخواهند درخواستهای خود را به سازمان سنجش کتبی بفرستند.. یا برای نمونه، سری به تلفنهای روابط عمومی سازمان سنجش بزنید و تنها یک بار با یکی از این شماره تلفنها تماس بگیرید.
تلفنهای مستقیم روابط عمومی ـ تهران: ۹ ـ ۸۸۹۲۳۵۹۵
مرکز تلفن ساختمان تهران: ۳ ـ ۸۸۹۲۳۹۵۰
اگر پاسخی دریافت کردید، حتما نویسنده را مطلع نمایید.
پس از اعلام نتایج اولیه آزمون تا سه برابر ظرفیت هر رشته، داوطلبان، اقدام به انتخاب کد رشته محل برای انجام مصاحبه کردند و نتیجه آن شد که نباید میشد. مانند سایر آزمونها شاهد اعتراضات شدید داوطلبان در این باره و پاسخگویی نه چندان مناسب مسئولان در این زمینه بودیم؛ به عبارت دیگر، از آنجا که داوطلبان اعتراضات خود را جداگانه میگفتند و مسئولان هم کلی پاسخ میدادند، هیچ یک از دو طرف اقناع نمیشدند و نخواهند شد.
بنابراین، نباید شک کرد که سیستم سازمان سنجش در خصوص پذیرش داوطلبان دکترا دارای اشکال است و نباید فراموش کرد که بخش بسیاری از اعتراضها هم درست و بحق است؛ بنابراین، باید در یک فضای به دور از احساسات، مسئولان رو در روی داوطلبان قرار گیرند و از خود دفاع کنند. خلاصه آنکه تا هنگامی که مسئولان سازمان سنجش، خود را حق و عدل میدانند و حاضر نیستند ذرهای به اشتباهات خود اقرار کنند، راه به جایی برده نخواهد شد.
بخشی از اعتراضات داوطلبان، مربوط به عدم تفاهم مسئولان سازمان سنجش و داوطلبان درباره مفهوم سه برابر ظرفیت است که در اینجا بحق باید به این نکته اذعان کرد که مسیر انتخابی سازمان سنجش کاملا نادرست بوده و متأسفانه مسئولان سازمان سنجش، شرایط آزمون دکترا را با دیگر کنکورها، یکسان در نظر گرفتهاند.
برای روشن شدن بحث مثالی میآورم؛ مسئولان سازمان سنجش، اعلام کردهاند که هر داوطلب میتواند پنجاه کد رشته محل را برگزیند تا در پایان برای سه یا چهار جا به مصاحبه دعوت شود.
۱ ـ بسیاری از رشتهها به گونهای هستند که دو یا سه کد رشته محل دارند و امکان انتخاب بیش از دو یا سه کد رشته محل نیست؛ بنابراین، انتخاب داوطلب محدود میشود.
۲ ـ فرض کنید رشته الف دارای دو کد محل ۱ و۲ باشد (شایان ذکر است که نام رشته مورد نظر در دفتر چه موجود است و تنها برای آسان بودن شمارهها تغییر کرده است.) و هر کد محل، در نهایت پنج داوطلب را خواهد پذیرفت؛ بنابراین، باید سه برابر پنج نفر، یعنی پانزده نفر برای مصاحبه دعوت شوند که تا اینجای کار اشکالی به سیستم وارد نیست.
۳ ـ با توجه به اینکه مقرر است در رشته الف در پایان ده نفر (پنج نفر کد محل ۱ و پنج نفر کد محل ۲) پذیرفته شوند، سازمان سنجش سی نفر را به عنوان مجازین انتخاب کد محل معرفی و به ایشان اعلام نمود که تا پنجاه کد محل را میتوانید برگزینید، در حالی که برای این رشته خاص، امکان این انتخاب نیست.
۴ ـ تا اینجای کار مشکل خاصی نیست، ولی مشکل از اینجا آغاز میشود؛ جایگاهی که مسئولان سازمان سنجش، ناخواسته وارد آن شدهاند و مشکل را ایجاد کردهاند.
۵ ـ سی نفر مجاز به انتخاب کد محل شدهاند و همه سی نفر هم دو کد محل را برگزیده خواهند شد.
۶ ـ کد محل اول پانزده نفر رابرای مصاحبه میگیرد تا در پایان پنج نفر را انتخاب کند. نتیجه این میشود که پانزده نفر اول این کد محل را انتخاب میکنند و پانزده نفر دوم نمیتوانند این کد محل را برگزینند.
۷ ـ کد محل ۲ هم پانزده نفر را برای مصاحبه دعوت میکند تا سرانجام پنج نفر را انتخاب کند. باز هم در اینجا پانزده نفر اول که مجاز به انتخاب هستند، میتوانند این کد محل را انتخاب کنند و پانزده نفر مابقی باز شرایطی مانند بند ۶ خواهند داشت.
۸ ـ پس به هر حال دارندگان رتبه ۱۶ تا ۳۰ با افرادی که مجاز به انتخاب کد ـ محل نشدهاند، هیچ تفاوتی نخواهند داشت و این افراد جزء مردودین به شمار میروند، در حالی که با توجه به رتبه انتخابی و معرفی ایشان، لازم است امتیازی به ایشان تعلق گیرد.
۹ ـ به هر حال پانزده نفر اول برای مصاحبه به کد محل الف میرود و از این میان، پنج نفر پذیرفته میشوند؛ یعنی نسبت یک به سه از هر داوطلب انتخاب میشود.
۱۰ ـ پانزده نفر اول برای مصاحبه به کد محل ب هم مراجعه میکنند، در حالی که پنج نفر آنها در کد محل الف پذیرفته شدهاند و رقابت بین ده نفر باقی خواهد بود؛ به عبارت دیگر، نسبت پذیرش در این کد محل ۱ به دو خواهد بود.
مثال دوم:
رشتهای را در نظر بگیرید که دارای سه کد محل است و هر کد محل، پنج نفر را پذیرش میکند. بر پایه قانون سازمان سنجش، ۴۵ نفر در مرحله آزمون کتبی پذیرفته میشوند که این افراد مجاز به انتخاب پنجاه کد ـ محل هستند تا سرانجام برای سه یا چهار کد محل معرفی شوند. توجه داشته باشید که در این حالت هم انتخاب محدود خواهد بود!
۱ ـ رشته ب دارای سه کد محل ۱، ۲و ۳ است که هر یک در پایان کار پنج نفر را خواهند پذیرفت.
۲ ـ با توجه به اینکه سه برابر ظرفیت هر دانشگاه، برای مصاحبه دعوت میشوند، پانزده نفر نخست، خواهند توانست سه کد محل ۱. ۲. ۳ را برگزینند تا شرط سه برابر ظرفیت فراهم شود. به عبارت دیگر، سیستم سازمان سنجش به افراد معرفی شده کاری ندارد و تنها تعداد مهم است که در اینجا افراد معرفی شده به کد محلهای ۲ و ۳ همان افراد معرفی شده به کد محل ۱ هستند. در نتیجه دارندگان رتبههای ۱۶ تا ۴۵ هیچ امتیازی نسبت به کسانی که مجاز نشدهاند، ندارند.
۳ ـ کد محل اول از میان پانزده نفر معرفی شده، پنج نفر را میپذیرد؛ یعنی نسبت ۱ به ۳.
۴ ـ کدمحل دوم از میان پانزده نفر معرفی شده، پنج نفر را میپذیرد. در حالی که این پانزده نفر همانهایی هستند که به کد محل اول معرفی شدهاند و پنج نفرشان پذیرفته شدهاند یعنی در واقع از میان ده نفر، پنج نفر پذیرفته میشوند؛ یعنی نسبت ۱ به ۲.
۵ ـ کد محل سوم نیز از میان پانزده نفر معرفی شده پنج نفر را میپذیرد. این در حالی است که از این پانزده نفر، مجموعا ده نفر در کد محلهای اول و دوم پذیرفته شدهاند و در پایان از میان پنج نفر باقیمانده پنج نفر انتخاب میشود؛ نسبت ۱ به ۱.
در این حالت همه افراد معرفی شده برای مصاحبه پذیرفته شدهاند و فقط نوع کد محلها با یکدیگر فرق داشته است.
پس با این دو مثال ساده میتوان این نکته را دریافت که روش سازمان سنجش خالی از اشکال نیست و به افرادی که بر اساس مثال فوق دارای رتبههای ۱۵ تا ۴۵ بودهاند کاملا ظلم شده است و زحمت ایشان به هدر رفته است.
اما راهکارها
۱ ـ افزایش ظرفیت کد محلها (مثلا در مثال نخست، اگر میزان ظرفیت هر کد محل به ده نفر افزایش یابد و یا در کد محل دوم به پانزده نفر افزایش یابد، همه کسانی که مجاز شدهاند خواهند توانست که انتخاب کد محلی را برای مصاحبه انجام دهند.
۲ ـ در صورت امکان نداشتن افزایش ظرفیت کد محلها، افزایش تعداد کد محلهای یک رشته خاص، دایره انتخاب داوطلبان را افزایش میدهد؛ مثلا در مثال نخست، اگر تعداد کد محلها به ۴ افزایش یابد، مشکل حل خواهد شد.
۳ ـ افزایش شمار افراد معرفی شده به مصاحبه برای رعایت نسبت یک سوم؛ به عبارت دیگر، در مثال نخست در کد محل ۲ با توجه به اینکه پنج نفر از داوطلبان این کد محل در کد محل ۱ پذیرفته شدهاند، بناچار رقابت میان ده نفر صورت میپذیرد و نسبت ۱ به ۳ به نسبت ۱ به ۲ افزایش مییابد؛ بنابراین، لازم است در این بخش، پنج نفر دیگر از واجدین شرایط معرفی شوند.
یا در مثال دوم، پنج نفر از داوطلبان در کد محل ۳ پذیرفته میشوند و از مجموع پانزده نفر پذیرفته شده به این کد محل، ده نفر در کد محلهای ۱ و ۲ پذیرفته شدهاند و در پایان، نسبت ۱ به ۳ به نسبت ۱ به ۱ افزایش مییابد. پس لازم است ده نفر دیگر از مجازین به این کد محل معرفی شوند تا نسبت ۱ به ۳ باقی بماند.
با این امید که مسئولان سازمان سنجش با خواندن این یادداشت و پی بردن به اشتباه خود، راه را عوض کرده و با انجام انتخاب کد محل دوباره برای داوطلبان، اندکی از رنجهای داوطلبان محق را کاهش دهند. البته در اینجا از نمایندگان محترم مجلس و مسئولان محترم وزارت علوم و تحقیقات و فناوری و همه کارشناسان نیز انتظار میرود، فرصت را غنیمت شمرده و با ارائه نظریات خود، سازمان سنجش آموزش کشور را یاری دهند تا به اشتباه خود آگاه شود. بیگمان بنا بر اطلاعات موجود و با بررسیهای انجام شده، تنها ۵/ ۱ برابر ظرفیت برای مصاحبه معرفی شدهاند و ادعای سازمان سنجش درباره معرفی سه برابر ظرفیت درست نیست.


