شوهرم فكر ميكند همه به من نظر دارند!
زن جوان در دادگاه گفت: شوهرم ميگويد به شدت به من علاقه دارد و به همين دليل است كه به من شك دارد و من را كتك ميزند، نه علاقه او را ميخواهم و نه كتكهايش را، تنها خواهان طلاق هستم.
به گزارش مردم سالاری، اين زن در حالي كه به آرامي گريه ميكرد، گفت: هفت سال است كه شوهرم را تحمل كردم، ديگر نميخواهم با مردي زندگي كنم كه از مرد بودن تنها كتك زدن را به خوبي ياد گرفته است.
زن در ادامه جلسه با فرياد و گريه صحبت ميكرد كه قاضي دادگاه از او خواست آرامش خود را حفظ كرده و صحبتهايش را ادامه دهد تا او متوجه مشكل زن شود. زن جوان پس از مكثي كوتاه با بيان اينكه شوهرم من را به مرز ديوانگي رسانده است، افزود: شوهرم مريض است به همه چيز شك دارد البته در ظاهر فردي آراسته و با شخصيت است، اما شكاك بودن او من را به مرز ديوانگي رسانده است زيرا گاهي اوقات من نيز حس ميكنم به همه چيز شك دارم.
وي كه 29 سال داشت، خاطرنشان كرد: شوهرم زماني كه ميخواهد به سر كار برود تمام درها و پنجرهها را قفل ميكند، تلفن خانه را همراه خود ميبرد تا من با كسي تماس نگيرم و جالب اين است كه بعد از اينكه من را در خانه زنداني ميكند كتك هم ميزند تا به قول خودش به من ثابت كند كه با غيرت است.
زن جوان در پاسخ به سوال قاضي دادگاه مبني بر اينكه مگر شما در گذشته اشتباهي در زندگي مرتكب شدهايد كه شوهرتان اين گونه رفتار ميكند، بيان كرد: خير. او قبل از ازدواج من با خواهرهاي خودش نيز اين گونه رفتار ميكرد. و خدا را شكر هيچ وقت اشتباهي نكردم كه شوهرم بخواهد به دليل آن اشتباه من را كتك بزند. او مريض است و فكر ميكند تمام مردهاي كره زمين نسبت به من احساس خاصي دارند و به همين دليل كه من را زنداني ميكند.
وي افزود: از ترس شوهرم حتي به مهمانيهاي خانوادگي نميروم زيرا بعد از هر مهماني به بهانه اينكه تو با برادرت چرا حرف زدي يا چرا شوهر خواهرت جواب سلام تو را با گرمي پاسخ داد، كتك خواهم خورد. زن جوان اظهار كرد: زماني كه از شوهرم ميخواهم كمي منطقي باشد و با من اين گونه رفتار نكند ميگويد، چون من به تو بيشاز حد علاقمند هستم نمي توانم نگاههاي ديگران را نسبت به تو تحمل كنم بنابراين تو را كتك ميزنم.
وي با اشاره به اينكه 7 سال من زنداني بودم و شوهرم زندان بان گفت: هفت سال است كه اين وضعيت را تحمل كردم به اميد روزي كه شايد همسرم بهبود پيدا كند، اما هرچه زمان بيشتر ميگذرد رفتارهاي شوهر من خشنتر ميشود اكنون نيز دو ماه است كه به منزل پدرم آمدم و او در اين دو ماه حتي يكبارتماس نگرفته است كه كجا هستم. زن جوان بيان كرد: گاهي اوقات التماسش ميكردم كه با هم نزد مشاور يا روانشناس برويم اما او هر بار ميگفت كه من بيمار نيستم فقط به تو به شدت علاقمند هستم و با گريه از من ميخواست كه تحمل و كمكش كنم.
وي در پايان گفت: در ازاي حكم طلاق، از مهريه 500 سكه خود ميگذرم و تحت هيچ شرايطي ديگر نميتوانم با شوهرم به زندگي ادامه دهم.
به گزارش ايسنا، قاضي دادگاه بعد از شنيدن اظهارات زن جوان به دليل عدم حضور مرد در دادگاه حكمي مبني بر طلاق صادر نكرد.


