زيرپيراهن آبي، به جاي پيراهن آبي!
رسول بهروش
تقابل فرهاد مجيدي با پرسپوليس، از جذابيتهاي خارقالعاده ديدار اين تيم و الغرافه قطر بهشمار ميرفت. فرهاد كه در بازي رفت روز ناموفقي داشت، اينبار بايد در مقابل رقيب ديرينه، در ورزشگاهي مملو از تماشاگر گام به ميدان ميگذاشت كه اين فضا، طبعا براي او و علاقهمندان به فوتبال ايران ميتوانست «خاص» و ديدني باشد. پيش از اين، چنين جوي تنها در اواخر دهه هفتاد، زماني به وجود آمده بود كه رضا شاهرودي به عنوان مدافع داليان چين، در مرحله نيمهنهايي جام باشگاههاي آسيا در آزادي رودرروي استقلال ايستاد و دست بر قضا او نيز روز سختي را تجربه كرد
بههر تقدير، مجيدي ديروز به اميد تكرار خاطرات خوش در برابر پرسپوليس پا به ورزشگاه آزادي گذاشت، اما نتوانست تجربه چندان دلپذيري را از سر بگذراند. او – اگرچه يك مرتبه تا مرز باز كردن دروازه سرخپوشان پيش رفت – در بيشتر مواقع مقابل مدافعان پرسپوليس ناكام بود. شيث چند بار با ژستهاي آنچناني توپ مجيدي را زد تا خاطره «آي بدو، آي بدو» را كمرنگتر كرده باشد و البته اوج ناكاميهاي فرهاد زماني بود كه تلاشش براي گرفتن پنالتي از قرمزها نافرجام باقي ماند تا وي با دريافت كارت زرد دوم، از زمين مسابقه اخراج شود
مهمترين حاشيههاي بازي، بعد از همين اتفاق به وقوع پيوستند؛ جايي كه فرهاد هنگام خروج از زمين، از زير پيراهني آبياش رونمايي كرد و با اشارات انگشتانش، خشم تماشاگران حريف را به بالاترين حد ممكن رساند. مجيدي احتمالا اين زيرپيراهني را تدارك ديده بود تا پس از گلزني احتمالياش، آن را در جشنش به پرسپوليسيها نشان بدهد، اما تقدير اين بود كه كارت قرمز داور، لباس آبي فرهاد را در معرض ديد عموم بگذارد.
پيراهن آبي، چه اشكالي داشت كه مجيدي آن را با زيرپيراهني آبي عوض كرد؟ اين پرسش مشترك خيلي از آنهايي بود كه اين روزها تقلاهاي فرهاد براي اثبات آبيدوستياش را رصد ميكند و البته غروب ديروز، با مشاهده نمايش او حيرتزده شدند. پرسش اين است كه اين علاقه خارقالعاده به استقلال، چرا همان زماني كه او به شكل ناگهاني قصد ترك تيمش را كرده بود ظاهر نشد تا چه بسا از عملي شدن اين تصميم عجيب، جلوگيري كند؟
چرا فرهاد در تهران با هواي دوحه نفس ميكشد و در دوحه ياد خاطرات تهرانش ميافتد؟ اين همه، سوالاتي هستند كه ستاره سابق استقلال هنوز پاسخي به آنها نداده است. مجيدي در اين مدت به جز يك روزنامه قطري، رسانه و مخاطب ديگري را براي ارايه توضيح در مورد جدايياش «قابل» ندانست و البته در همان گفتوگو نيز، بهانه مشكلات خانوادگياش را رد كرد تا ماجراي رفتنش عجيبتراز هرزمان ديگري به نظر برسد. با اين وجود، شايد او ماهها پس از تنها گذاشتن تيمش، ديروز سرانجام جاي خالي «استقلال» را در زندگي حرفهاياش حس كرده باشد؛ آنجا كه هنگام خروجش از زمين، لابهلاي هزاران خصم آتشين، حنجرهاي وجود نداشت تا به افتخارش به غرش در بيايد، يا دستي كه از سر مهر، نوازشش كند.
شايد لازم است از مجيدي تشكر كنيم كه اين بار، زيرپيراهنياش را به چهره هيچ شيخ عرب دوست نداشتني تازه به دوران رسيدهاي نيالوده بود و صرفا به يادآوري رنگ آبي يك تيم ايراني به هوادارن حريف بسنده كرد. با اين همه اما، بازي پرسپوليس و الغرافه و اين تنهايي و ناكامي خوفناك در ديگ خشم آزادي براي مجيدي فرصت مغتنمي بود تا بداند حتي ستارهاي چون او نيز بدون استقلال و هوادارانش، يك بازنده تمام عيار است.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۳۶
انتشار یافته: ۱۱
مرسي
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟



