این گونه شعار «ما میتوانیم»، به «من میتوانم» تبدیل شد!
«ما میتوانیم»، بزرگترین شعار محمود احمدی نژاد بود؛ شعاری که به تدریج به شعار «من میتوانم » تبدیل شد. دیگران هم گویی نمیخواهند، کم بیاورند و هماکنون همه «ما» را فراموش کرده و شعار «من میتوانم» سر میدهند؛ به راستی کسی میداند چرا این گونه شد؟
کد خبر: ۲۲۵۳۵۵
| | 16101 بازدید

یکی از شعارهای اصلی محمود
احمدی نژاد، رئیس جمهور ایران در آغاز رسیدن به قدرت، شعار «ما میتوانیم» بود. این شعار
که عموما کاربردی در راستای خودکفایی همهجانبه کشور در همه حوزهها در مقابل بیگانگان
داشت، با گذشت زمان، به گونهای دیگر در سپهر سیاسی کشور نمود پیدا کرد. ما میتوانیم
احمدی نژاد که نماد یک گفتمان سیاسی در کشور بود، اینک با قلب در ماهیت اولیه به تدریج
به صحنه سیاست داخلی کشور هم کشیده شد و اتفاقا نه تنها رئیس جمهور و دولت، بلکه دیگر
گروههای سیاسی و نهادها هم با کمک هم این شعار «ما میتوانیم» را به «من میتوانم» تغییر
دادند و به رویارویی با رقبای داخلی شتافتند.
برای نمونه، در جریان تحولات اقتصادی یک ماهه اخیر، تنها دولت بود که میتوانست ادعا کند «من میتوانم»؛ تا چندین روز به این تلاطم واکنش نشان ندهم. این تنها دولت بود که میتوانست ادعا کند «من میتوانم»؛ بودجه را دیر از موعد معمول به مجلس ارایه کنم و هم تنها دولت بود که میتوانست بگوید «من میتوانم»؛ بگویم که زمان تقدیم بودجه قانون نیست، آیین نامه داخلی است و همین گونه ما میتوانیمهای دیگر که احتمالا رئیس جمهور برای همین توانستنها، چند هفتهای دیگر باید در برابر نمایندگان پاسخگو باشد.
شاید این تغییر شعار «ما میتوانیم» به «من میتوانم» از محمود احمدی نژاد آغاز شد، ولی در حوزهها، نهادها و مسئولان دیگر هم کم نیستند کسانی که زمزمه روزمرهشان «من میتوانم» شده است!
نمود این رفتار سیاسی در حوزههای دیگر هم همین گونه است، به گونهای که به دنبال رئیس جمهور، برخی از افراد هستند که میتوانند ادعا کنند «من میتوانم»، به رغم شعار وحدت به تنهایی بیست و یک نفر از حزبیهای خود را به نام جبهه متحد اصولگرایی به عنوان کاندیدای تهران معرفی کنم. تنها نماینده مجلس است که میتواند ادعا کند، که من میتوانم چهار سال در مجلس و در یک کمیسیون روزگار بگذرانم، اما یک طرح فدرتمند و حسابی برای مطرح شدن در صحن علنی مطرح نکنم و... .
اکنون که در آستانه انتخابات هستیم، رفتارهایی از این دست را بسیار خواهیم دید. جبههها و جناحها به رغم شعار وحدت، منیتهای خویش را راهنما قرار دادهاند و به جای موضعگیریها و گروهبندیهای گستردهتر و همه جانیه قبیلهای، برای خود تصمیم گرفتهاند؛ تنها و تنها به این بهانه که نشان دهند من هم میتوانیم، چنان که او توانست.
محدود کردن دایره انتخاب به گزینههای که فقط و فقط همفکران من هستند و نپذیرفتن افرادی که به رغم تفاوتها و اختلافات فکری، نتیجهای جز به محاق بردن این انتخابات در سایه چند حزب قبیله ای را ندارد. دیر هنگامی نیست که در سایه این تصمیمات خودخواهانه سپهر سیاست به جزیرههای کوچکی تبدیل نشود که هیچ کس دیگری را که اندکی با او اختلاف نظر دارد، به حریم خود راه نمیدهد. اینک تصمیم با شماست، میخواهید «منی» از یک «ما»ی بزرگ باشید یا یک من کوچک!
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


