میادین مشترک نفت و گاز و مسابقه بزرگ نفتی در منطقه
علی احمدی
کد خبر: ۲۱۸۳۴۷
| | 10473 بازدید
مقدمه
بررسی تحلیلها و پیشبینیهای مراکز معتبر اقتصادی دنیا و تحلیلهای ناظران درون و بیرون از کشور از آینده میانمدت اقتصاد جهان و بررسی و تحلیل و روند حرکتی شاخصهای تولید و مصرف انرژی در کشورهای در حال توسعه، همگی بیانگر این واقعیت است که جهان در سالهای پیش روی، به مانند گذشته، نیازمند انرژیهای طبیعی تجدیدناپذیر باقی خواهد ماند و تنها در این روند به تدریج ترکیب نیازمندی از نفت به گاز طبیعی تغییر خواهد کرد.
بنا بر همین دیدگاه، کشورهای بهرهمند از منابع سوخت طبیعی در ساختار دنیای آینده از جایگاه ویژهای برخوردار خواهند بود و نقش تعیین کنندهای را در کنشهای جهان ایفا خواهند کرد.
در این میان، ایران به عنوان یکی از هفت کشور برتر در ذخایر نفت درجا و دومین کشور دارنده منابع گاز طبیعی و موقعیت جغرافیایی کنونی خود، جایگاه ویژه و منحصر به فردی را داراست که این برتریها میتواند ایران را به یکی از بهترین نقشآفرینان آینده اقتصادی دنیا مبدل کند.
هنگامی که در مبحث نفت و گاز، سخن از موقیعت جغرافیایی ایران میشود، نخستین مقوله مهم جدا از مبحث ترانزیت انرژی، وجود میادین مشترک نفت و گاز ایران با همسایههای خود خواهد بود.
وجود مرز مشترک آبی و خاکی در برخی حوزههای نفت و گاز ایران با کشورهای همسایه، باعث شده است که این مسأله، اهمیت بسیاری در برنامهریزیهای کلان صنعت نفت داشته باشد، به گونهای که کارشناسان مسائل سیاسی و اقتصادی از آن به عنوان خط مقدم صنعت نفت یاد میکنند. وجود این میزان میدان مشترک نفتی و گازی و دریایی و خشکی، موضوعی درخور توجه است که الزامات و ضرورتهای ویژه خود را میطلبد.
کشورهای همسایه با بهرهگیری از سرمایه شرکتهای بینالمللی و انعطافپذیری سیاسی در گفتوگوها در حال برداشت از این میادین هستند و ادامه این روند، ضررهای جبرانناپذیری به ایران خواهد رساند.
ایران در چهار منطقه مرزی کشور، دارای میادین مشترک نفت و گاز با کشورهای همسایه خود است که برای برداشت از آنها، درگیر رقابتی سخت و نفسگیر با رقبای منطقهای است.
1 ـ رسته نخست این میادین مشترک، میدانهای هیدروکربوری هستند که در خلیجفارس واقع شدهاند. میدان پارس جنوبی و دوازده میدان نفتی و گازی دیگر مشترک با کشورهای قطر، عمان، امارات متحده، کویت و عربستان در این دسته هستند.
2 ـ رسته دوم، میادین مشترک جنوب و غرب ایران است که مهمترین آنها، میادین نفتی آزادگان، یادآوران و نفتشهر هستند.
3 ـ رسته سوم را میادین مشترک دریای خزر تشکیل میدهند که مهمترین آنها، میدان مشترک البرز است که ایران و آذربایجان در آن شریک هستند. کشور ایران تا کنون از میادین نفت و گاز خزر بهرهبرداری نکرده است.
4 ـ رسته چهارم، میادین مشترک منابعی هستند که در شرق کشورمان قرار دارند. مهمترین آنها، میدان «گنبدلی» است که ایران و ترکمنستان در آن شریکند.
ایران به طور کلی با کشورهای همسایه خود، دستکم 28 میدان نفت و گاز مشترک دارد که میدان ذخایر نفتی و گازی آنها، درصد چشمگیری از ذخایر کل ایران، منطقه و جهان را شامل میشود.
هماکنون میدان گازی پارس جنوبی، بزرگترین و حساسترین میدان مشترک ایران به شمار میآید که رقیب قطری، با سرعت رو به تزایدی، مشغول سرمایهگذاری و توسعه زیرساختهای خود در آن است. این میدان، یکی از بزرگترین میدانهای گازی مستقل دنیا با 1800 تریلیون فوت مکعب گاز است که در سال 1971 کشف شد.
ساخت این میدان 9700 کیلومتر مربع است که 3700 کیلومتر مربع آن در آبهای ایران و مابقی در آبهای سرزمین قطر است.
ذخیره بخش ایرانی میدان نزدیک یکسوم ذخایر گازی ایران و 5 / 5 درصد ذخایر گازی جهان است.
دولت قطر وضعیت آینده کشور را در گرو گسترش ذخایر بزرگ گاز طبیعی میداند که در میدان شمالی با ایران در اختیار دارد و همه تلاش خود را برای بهرهبرداری از این منبع در راستای گسترش صنعت «ال.ان.جی» خود به کار میبرد.
گذشته از دیرکرد یازده ساله ایران در آغاز برداشت از این میدان مشترک در مقایسه با قطر و توجه به زیرساخت صنعت گاز قطر که به دلیل سرمایهگذاریهای پیاپی خارجی به شدت رشد کرده و در حال توسعه بیشتر است، ایران را در برداشت سالانه از این میدان به میزان یک و نیم برابر عقب انداخته است.
این در حالی است که برنامهریزیهای قطر، نشان میدهد که این کشور، قصد برداشت خود از میدان پارس جنوبی تا سال 2012 میلادی به 270 میلیارد متر مکعب در سال را داشته که در صورت موفقیت این برنامه، این میزان برداشت نزدیک سه برابر برداشت سالانه ایران خواهد بود.
مقایسه رقم برداشت ایران و قطر از میعانات گازی: هرچند آمار تفکیکی سالانه برداشت از پارس جنوبی منتشر نمیشود، قطر چند ماه پیش همه برداشت میعانات گازی از پارس جنوبی را یک میلیارد بشکه اعلام کرد، در حالی که ایران از آغاز تا کنون، نزدیک به 380 میلیون بشکه از این میدان باارزش گازی برداشت کرده است.
لایه نفتی پارس جنوبی: در این میان، لایه نفتی پارس جنوبی را میتوان مغفولماندهترین بخش آن در طرف ایرانی دانست. بخش عمده این میدان که در طرف ایرانی کاملا مورد اکتشاف قرار نگرفته در محدوده مرزهای قطر است.
طرف قطری باید قراردادهای طولانی مدت و حفر شمار بسیاری چاه، برنامه تولید از این لایه را که از نظر زمینشناسی روی لایه گازی قرار گرفته، با جدیت دنبال میکند.
طرف قطری هماکنون با حفر بالغ بر 160 حلقه چاه، نزدیک به 425 هزار بشکه در روز نفت سنگین از پارس جنوبی برداشت میکند و این در حالی است که تولید ایران از لایه نفتی «صفر» است.
میادین مشترک با عراق
ایران در مرز خود با عراق، پنج مخزن نفتی مشترک دارد که سه میدان دهلران، نفتشهر و پایدار غرب از این میادین در حال تولید و دو میدان آزادگان و یادآوران در حال توسعه هستند.
بنا بر محاسبات انجام گرفته، میدان آزادگان، یکی از غنیترین میادین نفتی جهان است.
میدان یادآوران با هفده میلیارد بشکه ذخیره نفت، به تنهایی معادل همه ذخیره کشور الجزایر، نفت در خود جای داده است.
وجود چنین ذخایر ارزشمندی در کنار میل و نیاز شدید کشور عراق به افزایش درآمدهای نفتی، خود باعث شد این کشور در سه سال اخیر، هفتاد بلوک اکتشافی و 65 میدان نفتی خود را به مناقصه جهانی بگذارد. در این مناقصهها، شرکتهای بزرگی از انگلستان، فرانسه، نروژ، روسیه، چین و مالزی شرکت کرده و برنده شدند.
با انجام این تناقصات، شرکتهای برنده، متعهد شدهاند در سال جاری نزدیک هشت میلیارد دلار و در سه سال آینده، بالغ بر بیست میلیارد در پروژههای نفتی عراق سرمایهگذاری کنند.
هدف عراق از این اقدامات، افزایش حجم تولید روزانه از تعداد کنونی به روزانه شش میلیون بشکه تا چهار سال آینده و دوازده میلیون بشکه در روز، طی شش سال آینده است؛ هدفی که در صورت تحقق، این کشور را به رقیبی جدی برای عربستان و عنصری تعیین کننده در اوپک تبدیل خواهد کرد.
میادین مشترک با عربستان
میادین اسفندیار و فروزان و گازی فرزادA و B میدانهای مشترک ایران و عربستان هستند. هماکنون برداشت روزانه عربستان از میدان فروزان 405 هزار بشکه در روز و ایران 45 هزار بشکه در روز است. به این ترتیب، عربستان روزانه، ده برابر بیش از ایران از این میدان برداشت میکند، زیرا شیب مخزن به سمت عربستان است. طولانی شدن دیرکرد ایران در بهرهبرداری از مخزن، باعث از دست دادن منافع عظیم و به زیان کشور خواهد بود.
میادین مشترک با امارات عربی متحده
ایران در خلیج فارس با کشور امارات عربی متحده در میادین سلمان، فرزام و نصرت مشترک است. میزان تولید امارات از سه میدان نامبرده، روزانه 136 هزار بشکه و ایران، تنها 56 هزار بشکه است. با این ترتیب، کشور امارات، نزدیک به سه برابر ایران از این میادین برداشت میکند.
میادین مشترک با کویت
میدان نفتی ـ گازی آرش، مشترک میان ایران و کویت و کویت و عربستان با ذخایر گازی سیزده تریلیون فوت مکعب است؛ شرکتی که با سرمایهگذاری مشترک عربستان و کویت راهاندازی شده، به زودی حفاریهای جدیدی را به منظور بهرهبرداری بهینه از آرش آغاز خواهد کرد. ایران معتقد است، نیمی از این میدان متعلق به اوست، اما مقامات کویتی، سهم خود را بیش از ایران میدانند.
میدان مشترک با عمان
میدان «هنگام» مشترک ایران و عمان، بیش از هفتصد میلیون بشکه نفت درجا و نزدیک دو تریلیون فوت مکعب گاز دارد. این تنها میدان مشترک با کشور همسایه است که ایران با تولید روزانه 22 هزار بشکه نفت در روز، از رقیب پیشی گرفته است.
منابع نفتی دریای خزر
دریای خزر نزدیک 95 میلیارد بشکه نفت درجا در دل خود ذخیره کرده و سومین منبع بزرگ نفت جهان به شمار میرود. کشورهای ساحلی این دریا از سالهای نخست دهه 90 میلادی، عملیات اکتشاف و ساخت صنایع استخراجی را در این دریا آغاز کردهاند و همین روند، باعث شده دریای خزر هماکنون 4 درصد نفت مورد نیاز بازارهای جهانی را تأمین کند.
در دو دهه گذشته، شرکتهای معتبر جهانی تا حدود هشتاد میلیارد دلار در قالب همکاری با کشورهای پیرامونی این دریا در پروژههای آن حضور دارند.
نخستین اکتشافات ایران در دریای خزر در اواخر دهه 90 میلادی در قالب همکاری مشترک با یک شرکت انگلیسی و همراهی شرکت «شل» پس از هزینه بیست میلیون دلار در مرحله لرزهنگاری انجام شد، ولی بعدها متوقف ماند. پس از آن، سرانجام ایران با ساخت سکوی نیمه شناور البرز با هزینهای بالغ بر پانصد میلیون دلار، عملیات حفاری را در چهار کیلومتری ساحل و در عمق یکهزار متری آغاز کرد که هنوز به مرحله تولید نینجامیده است.
شرایط جغرافیایی خزر، ریسک عملیات حفاری و لزوم استفاده از تکنولوژی هزینه بر حفاری در آبهای عمیق، شرایط سرمایهگذاری در این دریا را بر دیگر بخشهای نفتخیز کشور متفاوت کرده است.
ایران به طور کلی نسبت به همسایگان دریای خزر هم دیرهنگام به این حوزه نفتی توجه نمود و هم اینک به رغم برخی کارها، موفق به برداشت از میادین واقع در خزر نشده است.
خلاصه و نتیجهگیری
یکی از اولویتهایی که مدیران ارشد وزارت نفت و وزیران این وزارتخانه و نیز مجلس و قوانین توسعه پنج ساله کشور، همواره بر آن تأکید داشتهاند، اولویت بهرهبرداری از منابع نفت و گاز مشترک با همسایگان کشورمان است. برای رسیدن به این مهم، اقدامات گوناگونی از سوی مسئولان و دستگاههای ذیربط انجام گرفته، ولی با این حال، هنوز میادینی هستند که بهرهبرداری از آنها با دیرکرد روبهروست که وجوهی از آن در توصیف میادین مشترک در بالا و آخرین وضعیت توسعه و بهرهبرداری از آنها به روشنی گفته شد.
با ریشهیابی دلایل این تأخیر، موارد مشترکی مورد تأیید دستاندرکاران و خبرگان نفتی و اقتصادی هست؛ از آن جمله، تأمین نشدن بهنگام سرمایه مورد نیاز، کمبود منابع مالی در سالهای اخیر، اجرا نشدن برنامههای مصوب در زمان مقرر به علل گوناگون، ضعف و سوءمدیریت داخلی، مشکل تأمین بموقع تجهیزات به عللی، از جمله اعمال تحریمهای خارجی، نبود زمینه جذب سرمایههای خارجی، کمبود دانش فنی و تکنولوژی روز، قابل اشارهاند که میتوان بر آنها علل و عوامل دیگری نیز افزود.
بنا بر یک برآورد رسمی، زیان حاصل از زمان از دست رفته، بابت دیرکرد در اجرای فازهای میدان گازی و نفتی پارس جنوبی، بالغ بر 317 میلیارد دلار است.
ایران با استثناهای جزیی، در بیشتر میادین مشترک در حال تولید یا توسعه، از شرکای خود عقبتر است و با توجه به شرایط حاکم داخلی و خارجی، امید نمیرود در آینده نزدیک، بتواند خود را به رقبا برساند.
با توجه به نقش نفت در اقتصاد ملی از یک سو و در عرصههای اقتصادی و سیاسی منطقه و جهان از سوی دیگر، رقابت سخت کشورهای همسایه در توسعه و برداشت هرچه بیشتر از ذخایر هیدروکربوری و تلاش شبانهروزی آنان برای فاصله بیشتر با ایران در نرخ برداشت از مخازن، موضوع میادین مشترک نفت و گاز با همسایگان، به مسألهای ملی تأثیرگذار بر منافع ملی کشورمان بدل شده است.
دستیابی به حقوق ایران در میادین مشترک و پیشگیری از دستاندازی رقبا به سهم ایران، نیازمند عزم ملی با اتکا به توان علمی و اجرایی و تخصصی مدیران و کارشناسان برای حل و رفع مسائل موجود در راستای توسعه و بهرهبرداری هرچه سریعتر و بیشتر این میادین است؛ در غیر این صورت، بیم آن میرود که با از دست دادن زمان، این امکان و فرصت برای طرف مقابل پدید آید تا افزون بر سهم خود، به سهم کشور ما نیز دست یازد.
بررسی تحلیلها و پیشبینیهای مراکز معتبر اقتصادی دنیا و تحلیلهای ناظران درون و بیرون از کشور از آینده میانمدت اقتصاد جهان و بررسی و تحلیل و روند حرکتی شاخصهای تولید و مصرف انرژی در کشورهای در حال توسعه، همگی بیانگر این واقعیت است که جهان در سالهای پیش روی، به مانند گذشته، نیازمند انرژیهای طبیعی تجدیدناپذیر باقی خواهد ماند و تنها در این روند به تدریج ترکیب نیازمندی از نفت به گاز طبیعی تغییر خواهد کرد.
بنا بر همین دیدگاه، کشورهای بهرهمند از منابع سوخت طبیعی در ساختار دنیای آینده از جایگاه ویژهای برخوردار خواهند بود و نقش تعیین کنندهای را در کنشهای جهان ایفا خواهند کرد.
در این میان، ایران به عنوان یکی از هفت کشور برتر در ذخایر نفت درجا و دومین کشور دارنده منابع گاز طبیعی و موقعیت جغرافیایی کنونی خود، جایگاه ویژه و منحصر به فردی را داراست که این برتریها میتواند ایران را به یکی از بهترین نقشآفرینان آینده اقتصادی دنیا مبدل کند.
هنگامی که در مبحث نفت و گاز، سخن از موقیعت جغرافیایی ایران میشود، نخستین مقوله مهم جدا از مبحث ترانزیت انرژی، وجود میادین مشترک نفت و گاز ایران با همسایههای خود خواهد بود.
وجود مرز مشترک آبی و خاکی در برخی حوزههای نفت و گاز ایران با کشورهای همسایه، باعث شده است که این مسأله، اهمیت بسیاری در برنامهریزیهای کلان صنعت نفت داشته باشد، به گونهای که کارشناسان مسائل سیاسی و اقتصادی از آن به عنوان خط مقدم صنعت نفت یاد میکنند. وجود این میزان میدان مشترک نفتی و گازی و دریایی و خشکی، موضوعی درخور توجه است که الزامات و ضرورتهای ویژه خود را میطلبد.
کشورهای همسایه با بهرهگیری از سرمایه شرکتهای بینالمللی و انعطافپذیری سیاسی در گفتوگوها در حال برداشت از این میادین هستند و ادامه این روند، ضررهای جبرانناپذیری به ایران خواهد رساند.
ایران در چهار منطقه مرزی کشور، دارای میادین مشترک نفت و گاز با کشورهای همسایه خود است که برای برداشت از آنها، درگیر رقابتی سخت و نفسگیر با رقبای منطقهای است.
1 ـ رسته نخست این میادین مشترک، میدانهای هیدروکربوری هستند که در خلیجفارس واقع شدهاند. میدان پارس جنوبی و دوازده میدان نفتی و گازی دیگر مشترک با کشورهای قطر، عمان، امارات متحده، کویت و عربستان در این دسته هستند.
2 ـ رسته دوم، میادین مشترک جنوب و غرب ایران است که مهمترین آنها، میادین نفتی آزادگان، یادآوران و نفتشهر هستند.
3 ـ رسته سوم را میادین مشترک دریای خزر تشکیل میدهند که مهمترین آنها، میدان مشترک البرز است که ایران و آذربایجان در آن شریک هستند. کشور ایران تا کنون از میادین نفت و گاز خزر بهرهبرداری نکرده است.
4 ـ رسته چهارم، میادین مشترک منابعی هستند که در شرق کشورمان قرار دارند. مهمترین آنها، میدان «گنبدلی» است که ایران و ترکمنستان در آن شریکند.
ایران به طور کلی با کشورهای همسایه خود، دستکم 28 میدان نفت و گاز مشترک دارد که میدان ذخایر نفتی و گازی آنها، درصد چشمگیری از ذخایر کل ایران، منطقه و جهان را شامل میشود.
هماکنون میدان گازی پارس جنوبی، بزرگترین و حساسترین میدان مشترک ایران به شمار میآید که رقیب قطری، با سرعت رو به تزایدی، مشغول سرمایهگذاری و توسعه زیرساختهای خود در آن است. این میدان، یکی از بزرگترین میدانهای گازی مستقل دنیا با 1800 تریلیون فوت مکعب گاز است که در سال 1971 کشف شد.
ساخت این میدان 9700 کیلومتر مربع است که 3700 کیلومتر مربع آن در آبهای ایران و مابقی در آبهای سرزمین قطر است.
ذخیره بخش ایرانی میدان نزدیک یکسوم ذخایر گازی ایران و 5 / 5 درصد ذخایر گازی جهان است.
دولت قطر وضعیت آینده کشور را در گرو گسترش ذخایر بزرگ گاز طبیعی میداند که در میدان شمالی با ایران در اختیار دارد و همه تلاش خود را برای بهرهبرداری از این منبع در راستای گسترش صنعت «ال.ان.جی» خود به کار میبرد.
گذشته از دیرکرد یازده ساله ایران در آغاز برداشت از این میدان مشترک در مقایسه با قطر و توجه به زیرساخت صنعت گاز قطر که به دلیل سرمایهگذاریهای پیاپی خارجی به شدت رشد کرده و در حال توسعه بیشتر است، ایران را در برداشت سالانه از این میدان به میزان یک و نیم برابر عقب انداخته است.
این در حالی است که برنامهریزیهای قطر، نشان میدهد که این کشور، قصد برداشت خود از میدان پارس جنوبی تا سال 2012 میلادی به 270 میلیارد متر مکعب در سال را داشته که در صورت موفقیت این برنامه، این میزان برداشت نزدیک سه برابر برداشت سالانه ایران خواهد بود.
مقایسه رقم برداشت ایران و قطر از میعانات گازی: هرچند آمار تفکیکی سالانه برداشت از پارس جنوبی منتشر نمیشود، قطر چند ماه پیش همه برداشت میعانات گازی از پارس جنوبی را یک میلیارد بشکه اعلام کرد، در حالی که ایران از آغاز تا کنون، نزدیک به 380 میلیون بشکه از این میدان باارزش گازی برداشت کرده است.
لایه نفتی پارس جنوبی: در این میان، لایه نفتی پارس جنوبی را میتوان مغفولماندهترین بخش آن در طرف ایرانی دانست. بخش عمده این میدان که در طرف ایرانی کاملا مورد اکتشاف قرار نگرفته در محدوده مرزهای قطر است.
طرف قطری باید قراردادهای طولانی مدت و حفر شمار بسیاری چاه، برنامه تولید از این لایه را که از نظر زمینشناسی روی لایه گازی قرار گرفته، با جدیت دنبال میکند.
طرف قطری هماکنون با حفر بالغ بر 160 حلقه چاه، نزدیک به 425 هزار بشکه در روز نفت سنگین از پارس جنوبی برداشت میکند و این در حالی است که تولید ایران از لایه نفتی «صفر» است.
میادین مشترک با عراق
ایران در مرز خود با عراق، پنج مخزن نفتی مشترک دارد که سه میدان دهلران، نفتشهر و پایدار غرب از این میادین در حال تولید و دو میدان آزادگان و یادآوران در حال توسعه هستند.
بنا بر محاسبات انجام گرفته، میدان آزادگان، یکی از غنیترین میادین نفتی جهان است.
میدان یادآوران با هفده میلیارد بشکه ذخیره نفت، به تنهایی معادل همه ذخیره کشور الجزایر، نفت در خود جای داده است.
وجود چنین ذخایر ارزشمندی در کنار میل و نیاز شدید کشور عراق به افزایش درآمدهای نفتی، خود باعث شد این کشور در سه سال اخیر، هفتاد بلوک اکتشافی و 65 میدان نفتی خود را به مناقصه جهانی بگذارد. در این مناقصهها، شرکتهای بزرگی از انگلستان، فرانسه، نروژ، روسیه، چین و مالزی شرکت کرده و برنده شدند.
با انجام این تناقصات، شرکتهای برنده، متعهد شدهاند در سال جاری نزدیک هشت میلیارد دلار و در سه سال آینده، بالغ بر بیست میلیارد در پروژههای نفتی عراق سرمایهگذاری کنند.
هدف عراق از این اقدامات، افزایش حجم تولید روزانه از تعداد کنونی به روزانه شش میلیون بشکه تا چهار سال آینده و دوازده میلیون بشکه در روز، طی شش سال آینده است؛ هدفی که در صورت تحقق، این کشور را به رقیبی جدی برای عربستان و عنصری تعیین کننده در اوپک تبدیل خواهد کرد.
میادین مشترک با عربستان
میادین اسفندیار و فروزان و گازی فرزادA و B میدانهای مشترک ایران و عربستان هستند. هماکنون برداشت روزانه عربستان از میدان فروزان 405 هزار بشکه در روز و ایران 45 هزار بشکه در روز است. به این ترتیب، عربستان روزانه، ده برابر بیش از ایران از این میدان برداشت میکند، زیرا شیب مخزن به سمت عربستان است. طولانی شدن دیرکرد ایران در بهرهبرداری از مخزن، باعث از دست دادن منافع عظیم و به زیان کشور خواهد بود.
میادین مشترک با امارات عربی متحده
ایران در خلیج فارس با کشور امارات عربی متحده در میادین سلمان، فرزام و نصرت مشترک است. میزان تولید امارات از سه میدان نامبرده، روزانه 136 هزار بشکه و ایران، تنها 56 هزار بشکه است. با این ترتیب، کشور امارات، نزدیک به سه برابر ایران از این میادین برداشت میکند.
میادین مشترک با کویت
میدان نفتی ـ گازی آرش، مشترک میان ایران و کویت و کویت و عربستان با ذخایر گازی سیزده تریلیون فوت مکعب است؛ شرکتی که با سرمایهگذاری مشترک عربستان و کویت راهاندازی شده، به زودی حفاریهای جدیدی را به منظور بهرهبرداری بهینه از آرش آغاز خواهد کرد. ایران معتقد است، نیمی از این میدان متعلق به اوست، اما مقامات کویتی، سهم خود را بیش از ایران میدانند.
میدان مشترک با عمان
میدان «هنگام» مشترک ایران و عمان، بیش از هفتصد میلیون بشکه نفت درجا و نزدیک دو تریلیون فوت مکعب گاز دارد. این تنها میدان مشترک با کشور همسایه است که ایران با تولید روزانه 22 هزار بشکه نفت در روز، از رقیب پیشی گرفته است.
منابع نفتی دریای خزر
دریای خزر نزدیک 95 میلیارد بشکه نفت درجا در دل خود ذخیره کرده و سومین منبع بزرگ نفت جهان به شمار میرود. کشورهای ساحلی این دریا از سالهای نخست دهه 90 میلادی، عملیات اکتشاف و ساخت صنایع استخراجی را در این دریا آغاز کردهاند و همین روند، باعث شده دریای خزر هماکنون 4 درصد نفت مورد نیاز بازارهای جهانی را تأمین کند.
در دو دهه گذشته، شرکتهای معتبر جهانی تا حدود هشتاد میلیارد دلار در قالب همکاری با کشورهای پیرامونی این دریا در پروژههای آن حضور دارند.
نخستین اکتشافات ایران در دریای خزر در اواخر دهه 90 میلادی در قالب همکاری مشترک با یک شرکت انگلیسی و همراهی شرکت «شل» پس از هزینه بیست میلیون دلار در مرحله لرزهنگاری انجام شد، ولی بعدها متوقف ماند. پس از آن، سرانجام ایران با ساخت سکوی نیمه شناور البرز با هزینهای بالغ بر پانصد میلیون دلار، عملیات حفاری را در چهار کیلومتری ساحل و در عمق یکهزار متری آغاز کرد که هنوز به مرحله تولید نینجامیده است.
شرایط جغرافیایی خزر، ریسک عملیات حفاری و لزوم استفاده از تکنولوژی هزینه بر حفاری در آبهای عمیق، شرایط سرمایهگذاری در این دریا را بر دیگر بخشهای نفتخیز کشور متفاوت کرده است.
ایران به طور کلی نسبت به همسایگان دریای خزر هم دیرهنگام به این حوزه نفتی توجه نمود و هم اینک به رغم برخی کارها، موفق به برداشت از میادین واقع در خزر نشده است.
خلاصه و نتیجهگیری
یکی از اولویتهایی که مدیران ارشد وزارت نفت و وزیران این وزارتخانه و نیز مجلس و قوانین توسعه پنج ساله کشور، همواره بر آن تأکید داشتهاند، اولویت بهرهبرداری از منابع نفت و گاز مشترک با همسایگان کشورمان است. برای رسیدن به این مهم، اقدامات گوناگونی از سوی مسئولان و دستگاههای ذیربط انجام گرفته، ولی با این حال، هنوز میادینی هستند که بهرهبرداری از آنها با دیرکرد روبهروست که وجوهی از آن در توصیف میادین مشترک در بالا و آخرین وضعیت توسعه و بهرهبرداری از آنها به روشنی گفته شد.
با ریشهیابی دلایل این تأخیر، موارد مشترکی مورد تأیید دستاندرکاران و خبرگان نفتی و اقتصادی هست؛ از آن جمله، تأمین نشدن بهنگام سرمایه مورد نیاز، کمبود منابع مالی در سالهای اخیر، اجرا نشدن برنامههای مصوب در زمان مقرر به علل گوناگون، ضعف و سوءمدیریت داخلی، مشکل تأمین بموقع تجهیزات به عللی، از جمله اعمال تحریمهای خارجی، نبود زمینه جذب سرمایههای خارجی، کمبود دانش فنی و تکنولوژی روز، قابل اشارهاند که میتوان بر آنها علل و عوامل دیگری نیز افزود.
بنا بر یک برآورد رسمی، زیان حاصل از زمان از دست رفته، بابت دیرکرد در اجرای فازهای میدان گازی و نفتی پارس جنوبی، بالغ بر 317 میلیارد دلار است.
ایران با استثناهای جزیی، در بیشتر میادین مشترک در حال تولید یا توسعه، از شرکای خود عقبتر است و با توجه به شرایط حاکم داخلی و خارجی، امید نمیرود در آینده نزدیک، بتواند خود را به رقبا برساند.
با توجه به نقش نفت در اقتصاد ملی از یک سو و در عرصههای اقتصادی و سیاسی منطقه و جهان از سوی دیگر، رقابت سخت کشورهای همسایه در توسعه و برداشت هرچه بیشتر از ذخایر هیدروکربوری و تلاش شبانهروزی آنان برای فاصله بیشتر با ایران در نرخ برداشت از مخازن، موضوع میادین مشترک نفت و گاز با همسایگان، به مسألهای ملی تأثیرگذار بر منافع ملی کشورمان بدل شده است.
دستیابی به حقوق ایران در میادین مشترک و پیشگیری از دستاندازی رقبا به سهم ایران، نیازمند عزم ملی با اتکا به توان علمی و اجرایی و تخصصی مدیران و کارشناسان برای حل و رفع مسائل موجود در راستای توسعه و بهرهبرداری هرچه سریعتر و بیشتر این میادین است؛ در غیر این صورت، بیم آن میرود که با از دست دادن زمان، این امکان و فرصت برای طرف مقابل پدید آید تا افزون بر سهم خود، به سهم کشور ما نیز دست یازد.
گزارش خطا
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟


