گزيده سرمقاله روزنامههاي صبح امروز
کد خبر: ۲۱۷۸۲۸
| | 3241 بازدید
كيهان
«از وضعيت آستانهاي تا منطقه مصونيت» عنوان يادداشت روز روزنامه كيهان به قلم مهدي محمدي است كه در آن ميخوانيد:
تا پيش از اين مفهوم «وضعيت آستانه اي» مهم ترين مفهومي بود كه ديد واقعي غرب درباره «خطرناك ترين نقطهاي كه برنامه هستهاي ايران اساسا ميتواند در آن قرار بگيرد» را تشريح ميكرد اما اكنون مفهومي جديد به نام «ورود به منطقه مصونيت» در حال نشستن به جاي آن است.
از بيش از دو سال پيش به اين سو، غربيها بارها گفتهاند نگراني اصلي آنها درباره برنامه هستهاي ايران اين نيست كه ايران سلاح هستهاي بسازد و با آن غرب را هدف قرار بدهد، بلكه نگراني اصلي آنها اين است كه ايران در وضعيتي قرار بگيرد كه تمام قابليتهاي لازم، براي ساخت سلاح هستهاي هر زمان كه اراده كرد، را در اختيار داشته باشد. اين نقطهاي است كه اصطلاحا «وضعيت آستانه اي» ناميده ميشود.
ايران متقابلا همواره استدلال كرده است كه هيچ گونه قصد يا طراحي براي ساخت سلاح هستهاي ندارد و صرفا در حال توسعه برنامهاي صلح آميز با هدف توليد انرژي است اما غربيها به دلايل عمدتا سياسي و نه فني و اطلاعاتي هرگز اين موضوع را نپذيرفتهاند.
ارزيابيهاي اطلاعاتي آمريكا، اسرائيل و اروپا درباره برنامه هستهاي ايران هم از دو سال پيش به اين سو، در واقع ارزيابيهايي درباره زمان رسيدن ايران به وضعيت آستانهاي بوده است نه ارزيابي از زمان ساخته شدن سلاح هستهاي توسط ايران.
در خلاصه ترين تعريف ممكن، غربيها گفتهاند منظورشان از وضعيت آستانهاي وضعيتي است كه در آن ايران براي ساخت سلاح هستهاي جز تصميم سياسي به چيز ديگري نياز نداشته باشد.
ارزيابيهاي اطلاعاتي آمريكا بويژه ارزيابي سال 2011 ميگويد هدف اصلي برنامه هستهاي ايران رسيدن به وضعيت آستانهاي است. اگرچه ميان ديدگاه اسرائيلي و ديدگاه آمريكايي درباره تعريف فني وضعيت آستانهاي تفاوت وجود دارد، ولي اگر بخواهيم ديدگاههاي هر دو طرف را در اين باره تلفيق كنيم، مشخصات زير براي آنچه غرب آن را قرار گرفتن برنامه هستهاي ايران در وضعيت آستانهاي ميخواند، قابل استخراج است:
1- ايران حدود 150 كيلوگرم اورانيوم 20 درصد غنا در اختيار داشته باشد.
2- ايران نصب ماشينهاي نسل 2 و 3 را كه داراي قدرت غني سازي 5 برابر بيشتر از ماشينهاي نسل اول هستند در نطنز نصب كند.
3- ايران دانش لازم براي طراحي كلاهك هستهاي را به دست آورده باشد.
4- ايران موشكهاي داراي برد و توان حمل كافي براي ميزباني كلاهكهاي متنوع را در اختيار داشته باشد.
ارزيابيهاي اطلاعاتي غربي ميگويد اگر ايران اين 4 عامل را در كنار هم توسعه بدهد، در وضعيت آستانهاي قرار گرفته است، يعني وضعيتي كه هر زمان اراده كرد قادر خواهد بود در كوتاه ترين زمان ممكن به يك كشور داراي سلاح هستهاي تبديل شود.
همين جا بسيار مهم است تاكيد كنيم كه ايران اساسا اين نوع تحليل فني از برنامه هستهاي و موشكي خود را قبول ندارد. غربيها برنامههاي هسته اي، موشكي و ماهوارهاي ايران را اجزاي يك پروژه واحد تصور ميكنند ( و به همين دليل در گزارش نوامبر 2011 آمانو براي نخستين بار از مفهومي به نام «موشك هسته اي» (nuclear missle) سخن گفته شده است) در حالي كه ايران عقيده دارد اين برنامه ها، پروژههايي اساسا مجزا هستند كه هر كدام هدف خاص خود را تعقيب ميكند و هيچ پروژهاي هم در ايران وجود ندارد كه مستلزم تلفيق هر سه حوزه موشكي، ماهوارهاي و هستهاي با هم باشد.
با اين وجود، غرب هرگز در موقعيتي قرار نداشته است كه تكليف خود را با مفهوم آستانه به لحاظ اطلاعاتي روشن كند.
ملت ما
«تحريم نفت ايران چه كسي را متضرر ميكند» عنوان سرمقاله امروز روزنامه ملت ما به قلم سيدعماد حسيني، عضو هيأت رئيسه كميسيون انرژي مجلس است که در آن میخوانید:
تحريم امريكا و متحدانش عليه ملت ايران مسئله جديدي نيست و سالهاست كه دشمنان به هر حربهاي متوسل ميشوند تا ملت ايران را از راهي كه در پيش گرفته باز دارند. سخن گفتن از تحريم نفت ايران نيز ادامه همان راه بينتيجهاي است كه دشمنان در پيش گرفتهاند. دشمنان در شرايطي سخن از تحريم نفت كشور ما به ميان آوردهاند كه نفت ايران جايگزيني ندارد و كمپانيهاي كشورهايي كه از ايران نفت وارد ميكنند بهويژه در اروپا، متناسب با ويژگيهاي نفت ايران طراحي شدهاند.
بنابراين در صورت تحريم از سوي اروپا و امريكا با ديپلماسي انرژي كه وزارت نفت بايد در پيش بگيرد، ضربهاي نخواهيم ديد. به ياد داشته باشيم كه تحريمهاي امريكا و متحدانش عليه ايران مسئله جديدي نيست. ايران ۱۸ درصد از نفت خود را به اروپا ميفروشد كه اين رقم آنقدر زياد نيست كه تحريم آن بتواند ضربهاي به پيكره اقتصاد ايران وارد كند. يونان، ايتاليا و اسپانيا ۳ كشور اصلي واردكننده نفت ايران هستند كه در صورت تحريم نفت كشورمان، بيش از ايران آنها متضرر خواهند شد.
به دليل اينكه عربستان و قطر از شركتهاي معتبر امريكايي و اروپايي براي برداشتهاي نفتي خود استفاده ميكنند و تحت سيطره آنها هستند برخي كشورهاي عربي هم ممكن است مذاكراتي را با اين كشورها انجام دهند؛ اما آن چيزي كه براي ما مهم و تاثيرگذار است، اين مسئله است كه تحريم نفتي چقدر به صادرات ما ضربه ميزند؟
اگر صادرات روزانه 450هزار بشكه نفت ايران به اروپا قطع شود، در گام نخست يونان، اسپانيا و ايتاليا فلج خواهند شد. جمهوري اسلامي از ابتداي انقلاب تاكنون به لحاظ تامين تجهيزات نفتوگاز، تحريم است. از اينرو تحريم تجهيزاتي كشورمان موضوع جديدي نيست. تحريم تجهيزاتي صنعت نفتوگاز كشورمان، اگرچه مشكلاتي را به وجود ميآورد اما متخصصان ايراني در دوران تحريم غيررسمي توانستند بر اين مشكلات فايق آمده و توليد تجهيزات صنعتي نفتوگاز را بوميسازي كنند.
با توجه به شرايط كنوني بازار انرژي، خروج هر كشوري از بازار صادرات نفتوگاز، باعث به هم خوردن توازن عرضه و تقاضاي جهاني نفتوگاز ميشود. در حال حاضر، كشورهاي زيادي خواهان خريد نفت ايران هستند بنابراين، عدم فروش نفت به اروپا هيچ مشكلي براي صنعت نفت ما به وجود نخواهد آورد. در حال حاضر ۴۵۰هزار بشكه نفت روزانه از ايران به اروپا صادر ميشود و اگر ما اين بخش از صادرات خود را در پالايشگاهها و مخازن ذخيره كنيم، در آينده نزديك سود زيادي خواهيم كرد.
رسالت
«بازخواني جايگاه و منزلت زن» عنوان سرمقاله روزنامه رسالت به قلم محمد كاظم انبارلويي است كه در آن ميخوانيد:
سومين نشست انديشههاي راهبردي جمهوري اسلامي به تعامل فكري و بررسي ابعاد مختلف موضوع زن و خانواده اختصاص يافت. چهارشنبه گذشته اين نشست در محضر مقام معظم رهبري برگزار شد و نخبگان و انديشمندان چكيده مقالات و مطالب خود را عرضه كردند.
اهميت نشستهايي از اين دست آن است كه نظام در مقام تأسيس است. نظامي كه ميخواهد الگو باشد بايد در اين جايگاه حرفي براي بشريت بويژه مسلمانان داشته باشد.
اولين نشست انديشههاي راهبردي كه به موضوع «الگوي اسلامي ايراني پيشرفت» اختصاص داشت، بازخواني الگوي انقلاب اسلامي و بازتوليد انديشهاي است كه بر مبناي آن بتوان مدل اسلامي ايراني پيشرفت را ارائه داد. اگر اين مدل از تئوريهاي ذهني بيرون نيايد و حالت عملي به خود نگيرد ما در مقام تأسيس نخواهيم بود. دومين نشست انديشههاي راهبردي به موضوع «عدالت» اختصاص يافت كه چندي پيش نشست آن برگزار شد. انقلاب در خصوص مفهوم «عدالت» در تئوري و اجرا بايد حرف خود را داشته باشد. اين مفهوم در برنامهريزيها و اجراء بايد خود را نشان دهد به گونهاي كه مردم آن را در زندگي روزانه و در مناسبات سياسي، اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي و... خود حس و لمس كنند.
سومين نشست كه اختصاص به زن و خانواده داشت تلاشي از اين دست بود كه تصويري از زنِ امروز در جامعه ايراني و خاستگاههاي آن بيان كند.
ديدگاههاي مطرح در اين نشست بويژه از سوي بانوان جالب و شنيدني بود. جايگاه زن در جامعه ما در يك صد سال اخير دچار دگرگونيهاي بنيادين بوده است. زنان در سه جنبش مشروطه، مليشدن صنعت نفت و نهضت امام خميني(ره) نقش كليدي و ممتاز داشتهاند.
اولين تلاش زنان در تعاملات سياسي و اجتماعي خود طي سه دهه گذشته قرار گرفتن در جايگاه انساني در كنار مردان بود.
امروز ما با تصويري از زن در جمهوري اسلامي روبهرو هستيم كه پابهپاي مردان در عرصههاي سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي در جايگاه انساني خود ارزيابي ميشود و حتي در عرصههاي علمي جلوتر از مردان حركت ميكند. انقلاب اسلامي در مقام تأسيس ميتواند اين افتخار را داشته باشد كه زن تراز اسلام و انقلاب فارغ و متمايز از ارزشهاي پذيرفتهشده جوامع غربي و مدرنيته و ادعاهاي پوسيده آرمانهاي فمينيستي با معيارهاي قرآني و منطبق بر فرهنگ مكتب اهل بيت را ارائه داده است. به همين دليل سهم زنان در پيشرفت كشور يك سهم ممتاز و بيبديل است. اگر زنان در جامعه انقلابي ما چنين جايگاهي نداشتند، پيشرفتهاي همهجانبه كشور در قلمروهاي مختلف اساساً ممكن نبود.
زن در جامعه ما از يك طرف با گفتمان انقلاب اسلامي همراهي ميكرد و از سوي ديگر با گفتمان غربي و فمينيستي به عنوان غيريت گفتمان انقلاب درگير بود. انبوه زنهاي چادري در تظاهرات و همايشهاي عظيم ميليوني خبر از تولد هويتي جديد از زن ايراني بود كه اين هويت امروز به عنوان يك الگوي موفق حضور در صحنههاي سياسي در بيداري اسلامي منطقه تجلي دارد.
زن ايراني و مسلمان با بازيابي هويت حقيقي خود دست به تقويت و استحكام خانواده به عنوان اولين سلول اجتماعي زنده در جوامع اسلامي زد و آن را از خطر تندبادها و توفانهاي ضد ارزشي كه در جوامع غربي و فمينيستي بنيان خانواده را در معرض هدم و نابودي قرار داده مصون نگه داشت.
اگر همين فداكاري و آگاهي را براي زن امروز مسلمان ايراني درك كنيم كافي است كه به ارزش و منزلت زنان ايرانزمين پي ببريم. امام با درك چنين منزلتي از زنان در جامعه امروز ايران واقعاً ارزش بسياري براي زنان قائل بود براي همين همواره به ستايش نقش زنان در انقلاب در مقاطع مختلف تفوه ميفرمود.
سياست روز
«آيا داوطلبان از فرصتهاي برابري برخوردارند؟» عنوان سرمقاله روزنامه سياست روز به قلم حسن اختري است كه در آن ميخوانيد:
يکم) سخنگوي شوراي نگهبان در پاسخ به سوالي درباره اين ادعا که ميزان ثبتنامکنندگان اين دوره از انتخابات مجلس در مقايسه با دوره قبل کاهش داشته است، تصريح کرد: اگر چه مرجع رسمي اعلام آمار، وزارت کشور است اما ميتوان در اين زمينه يک مقايسه احتمالي انجام داد. در انتخابات مجلس هشتم، حدود ۷ هزار و ۶۰۰ نفر ثبت نام کردند. و در اين دوره براساس آمارهاي اعلام شده، ۵ هزار و چهارصد نفر، در دوره قبل حداقل مدرک تحصيلي لازم براي ثبتنام، کارشناسي بود و ميزان افرادي که با مدرک کارشناسي ثبت نام کردند حدود ۲ هزار و ۸۰۰ نفر بودند. اما اين بار با مصوبه مجلس، حداقل مدرک، کارشناسي ارشد است و اگر اين ۲۸۰۰ نفر را به آمار فعلي اضافه کنيم بيشتر خواهد شد(۱) ولابد اگر تعداد افرادي که در دوره هفتم مجلس با مدرک فوق ديپلم ثبت نام کرده بودند به آمار ثبتناميها اضافه کنيم خيلي بيشتر خواهد شد.
درحالي که اولا در کدام کشور مترقي دنيا که تجربه ممتد دموکراسي دارد و يا بر اساس کدام نظريه سياسي حتما بايد تعداد ثبتنام کنندگان بيشتر باشد. ثانيا تعداد ۵ هزار و ۴۰۰ نفري که در اين دوره ثبتنام کردهاند براي تصاحب هر کرسي مجلس، نوزده نفر با همديگر رقابت خواهند داشت ثالثا يکي از کارهاي خوبي که هنگام نامنويسي داوطلبان در اين دوره صورت گرفته بود دقت دستگاه اجرايي و نظارت به هنگام دستگاه ناظر بود از به زحمت افتادن جمعي از شهروندان که در دورههاي قبل به علت نقص پرونده رد ميشدند جلوگيري به عمل آورد. جا دارد از هر دو مجموعه تا اينجاي کار تقدير شود. رابعا با اصلاح قانون انتخابات و ارتقاي سطح تحصيلات داوطلبان تا مقطع کارشناسي ارشد و استقبال قشر تحصيل کرده برگزاري انتخابات در ايران اسلامي به سمت عقلانيت سوق پيدا کرده است.
دوم) با قطعي شدن ثبت نام ۵ هزار و ۴۰۰ نفر در نهمين دوره مجلس شوراي اسلامي، بررسي صلاحيتها در هياتهاي اجرايي آغاز شده است. با دعوت فرماندار حوزه انتخابيه البته بعد از هماهنگي و تاييد هيات نظارت حوزه مربوطه ۳۰ نفر از معتمدين محلي در کنار هم جمع ميشوند تا در حضور هيات نظارت بر انتخابات، هشت نفر را از بين خود انتخاب نمايند اين تعداد به علاوه رئيس ثبت احوال و دادستان و يا نماينده وي به رياست فرماندار، هيات اجرايي حوزه انتخابيه را تشکيل ميدهند. هياتهاي اجرايي با استعلام از مراجع چهارگانه (امنيتي، انتظامي، قضايي و هويتي) براساس قانون انتخابات کشور خود نيز به تحقيقات محلي ميپردازند. با دريافت پاسخ استعلامها و گزارش بررسيهاي ميداني در خصوص صلاحيت داوطلبان تصميمگيري ميشود.
گرچه تمام اين فرآيند زير نظر استصوابي هياتهاي نظارت که منصوب هيات مرکزي و بالطبع شوراي نگهبان هستند انجام ميشود اما نتيجه نهايي با رعايت سلسله مراتب بايد به تاييد هيات مرکزي نظارت و شوراي نگهبان نيز برسد. پرونده داوطلب با طي پروسه طولاني و بررسيهاي دقيقي که در مراحل مختلف امنيتي، قضايي، انتظامي، هويتي و محلي انجام ميپذيرد لذا جايي براي عوامل استکبار باقي نخواهد ماند بنابراين تمام کساني که موفق به طي طريق و تاييد و يا احراز صلاحيت خود ميشوند عوامل نظامند و راي به هر يک از آنها قانوني خواهد بود.
سوم) حضور آزادانه و انتخاب آگاهانه با داشتن شرايط برابر براي انتخاب کنندگان و انتخاب شوندگان شروط اساسي براي برگزاري يک انتخابات آزاد شمرده ميشود. اگر از برخي عملکردهاي نه چندان قابل دفاع دستگاههاي اجرايي و نظارتي برگزار کننده انتخابات در ادوار گذشته که دلخوريها و رنجشهايي را به واسطه اعمال سليقههاي شخصي و برخوردهاي فراقانوني در پي داشته است بگذريم ممکن است عدهاي به خاطر مواضع و عملکرد نادرست خود در دورههاي قبلي به خصوص تندرويهايي که در جريان فتنه ۸۸ دست داشتهاند به خاطر ترس از رد صلاحيتها از ثبتنام در اين دوره از مجلس خودداري کرده باشند وگرنه هيچ گونه منعي براي عدم نامنويسي افراد وجود نداشته است. اگر تضييع حقوقي در اين مرحله صورت گرفته باشد يقينا شوراي محترم نگهبان با رسيدگي به موقع فرصت از دست رفته را جبران خواهد نمود.
چهارم) انتخاب آگاهانه در سايه شناخت صحيح و درست انتخابکنندگان از انتخاب شوندگان حاصل ميشود. حال حکومت در جهت بالا بردن سطح آگاهي شهروندان از توانمنديها و ويژگيهاي داوطلبان چهانديشيده است و چه فرصت و يا امکاناتي را در اختيار افرادي که براي داغ کردن تنور انتخابات وارد عرصه رقابتهاي انتخاباتي شدهاند، قرار ميدهد. داوطلبان نابختيار در فرجه زماني يک هفتهاي (هشت روزي) که قانون براي تبليغات تعيين کرده است چه معجزه و يا حرکت خارقالعادهاي ميتوانند از خود نشان دهند تا نظر خلقالله را به خود جلب کنند.
مردم سالاري
«فرهنگ اوليه» عنوان سرمقاله روزنامه مردم سالاري به قلم منصور فرزامي است كه در آن ميخوانيد:
... «و سواران رفته بودند با پيادگان تا حسنک را بيارند. چون از کران بازار عاشقان درآوردند و (حسنک) ميان شارستان رسيد، ميکائيل ، بدان جا ، اسب بداشته بود ; پذيره وي آمد و وي را مواجر خواند و دشنامهاي زشت داد. حسنک در وي ننگريست و هيچ جواب نداد. عامه مردم او (ميکائيل) را لعنت کردند. بدين حرکت ناشيرين که کرد و از زشتها که بر زبان راند...»
نوشته بالا از شاهکار نثر تاريخي زبان فارسي به نام تاريخ بيهقي است و حکايت دولتمرد مقتدر هزار و چند سال پيش است که به پاي «دار» ش ميبرند تا به سزاي شجاعت و پايمردي خويش برسد! تا ديگران بياموزند که پيامد «نه» به سلطان مسعود غزنوي، مرگ و تحقيرش اين چنين است و از طرفي برخورد دو فرهنگ است. فرهنگي که خاستگاه آن، ادب و متانت است و جواب ابلهان خاموشي است و تعبير آيه شريف «سلام» ... و فرهنگ ميکائيل است که واداشته حکومت و برخاسته از فرهنگ نوکري و مامور بي اراده معذور و چماقداري عمل زده و بي تعقل!
و آينه عبرت ماست که در حوادث دنيا و به قول فردوسي حکيم، در هنگامه ننگ و نبرد و تنگناهاي زندگي، متانت و شهامت و فرهنگ والا و سنجيده خود را از دست نگذاريم تا ادب رفتاري و بيان فاخر ما براي آيندگان به يادگار بماند و به قول «کليله و دمنه» اين مثل بدان آوردم که گله مندي از شيوه بيان و عمل ناستوده ما نقل محافل است و همه را به ستوه آورده و جوانان به گرته برداري از ادب ناهنجار گفتاري و کرداري ما مشغول اند و مثل ما تحمل سخن موافق را هم ندارند چه برسد به آن که در عرض بايستيم و انتقاد کنيم!
ديگر واژههاي کاربردي ماست که امروزه «ادبيات» ش ميگويند و پيوسته شکوه دارند که ادبيات گفتاري فلان شخصيت مطلوب نيست و آن ديگري واژگاني را به کار ميبرد که تناسبي با موقعيت شغلي اش ندارد. بايد گفت که هر کس لغت نامه ذهني و به اصطلاح زبان شناسان «واژگان پايه» اي دارد که در بيان مقاصد خود به کار ميگيرد. بديهي است که اين واژگان پايه از محيط خانوادگي و تربيتي نشات ميگيرد و به خاستگاه فرهنگي برمي گردد. به عنوان نمونه، ميتوان واژگان پايه را در دو کتاب «جاي خالي سلوچ» محمود دولتآبادي و «زندگاني من» عبدالله مستوفي مقايسه کرد. در کتاب نخستين کلمات رد و بدل شده در منحط ترين وضع اخلاقي خويش و در دومي زبان فاخر است و بيان احترامآميز. بنابراين واژههاي کاربردي هر کسي برخاسته از فرهنگ تربيتي اوست و به دوران خردسالي برمي گردد و به آن زماني که شاکله شخصيتي اش شکل گرفته است و بر آن تغييري نيست. به قول سعدي :
هر که در خرديش ادب نکنند
در بزرگي فلاح از او برخاست
چوب تر را هر چه خواهي هيچ
نشود خشک جز به آتش راست
پس بايد تمامي همت برنامه ريزان و طراحان اصول تربيتي و مجريان اين وادي پرورشي بر اين باشد که بنياد فرهنگ اوليه نوباوگان و کودکان و نوجوانانمان بر آن استوار است اصولي که حاصل آن رفتار نيک و شايسته است. آن رفتاري که انسان را به سعادت و کمال ميرساند و از انحطاط ويرانگر اخلاقي بازمي دارد. آن انحطاطي که هر روز در صفحه حوادث روزنامهها ميخوانيم و حسرت ميخوريم که چرا براي برخوردهاي خود و حل مشکلات موجود با ديگران راه منطقي و درست انتخاب نميکنيم. آن همسرکشي ها، آن اسيد پاشيدنها و فرزند آزاري ها، بازتاب نکوهيده همان رذيلتهاي اخلاقي است که از همه قابل انتقادتر برخورد ناصواب بعضي از مسئولان و هتک حرمت نسبت به هم است که چون از فرهنگ ثانوي شغلي و مسندنشيني خود نزول ميکنند.
اين حقيقت فرهنگ اوليه ظاهر ميشود که روزهاي گذشته شنيديم و تاثر و تاسف همگان هنوز باقي است و آن برخوردها نه با پادرمياني خيرخواهانه بلکه گاهي با درج و نقد خبر و حمايت آن چناني و غيرحقوقي نميخواهد ختم به خير شود! در حالي که قرآن کريم و سيره رسول اکرم (ص) و امامان همام (ع) و روايات عبرت آموز آنان راه تعالي را به ما نموده و گذشت و فروتني و حق شناسي و وفاي به عهد و نيک کرداري را در برابر بديها آموخته است. به اميد تعامل فرهنگ اوليه با فرهنگ ثانويه نه تقابل آن.
تهران امروز
«... تا شانه نحيفي خرد نشود» عنوان يادداشت روز روزنامه تهران امروز به قلم عليرضا دبير است كه در آن ميخوانيد:
آن ساعتهايي كه ترافيك محدوده پل ابوسعيد دچار گره كور ميشد، مردم كلافه و نگران راهي براي فرار پيدا نميكردند و تمام محاسبات زماني روزشان به هم ميخورد حتما به اين فكر نميكردند كه اين پل ناتمام كجاي جغرافياي سياسي اين مرز و بوم قرار دارد!
آن زمان هم كه برف ميباريد و برخلاف عادت، طبيعت شهر در پاييز دچار يخبندان ميشد، كارگران با حرارت دهانشان دستها را گرم ميكردند و در اوج بالا گرفتن مسائلي چون آلودگي هوا، خشت روي خشت ميگذاشتند باز حتما كسي در انديشه سياستورزي و خداي نكرده سياستبازي نبود.
باري روي زمين افتاده بود كه نتيجهاش روي زمين ماندن بار مردم بود. ترافيك به سختي در هم تنيده ميشد و دندان هم قادر به باز كردنش نبود. خاطرات هميشگي اين درهم فشردگي را همكاران من در شورا و شهرداري حتما بيش از ديگران به خاطر دارند. آنها كه مسير هر روزشان خيابان بهشت بود و ميديدند كه فاصله چند ده متري يك زيرگذر تا اين محدوده با چه مرارتي سپري ميگشت.
امروز راهي ديگر گشوده شده به نشانه آن قول كه ديگر راهي در تهران بسته نميماند، باري از دوش مردمان برداشته شده به بركت آن دستهايي كه كار ميكنند نه بازي، سنگي از سر راه برداشته شده به حرمت شانههايي كه زير فشار تاب و تحمل ميآورند تا شانه نحيف كس ديگري خرد نشود.
افتتاح پل تقاطع ابوسعيد و وحدت اسلامي اتفاقي نيك و فرخنده است خصوصا اگر اين پيشبيني هم درست از آب درآيد كه: با افتتاح اين پل ديگر توقف ترافيكي در اين مسير نداشته باشيم و به هر ميزان كه از زيرگذر حسنآباد خودرو حركت كند اين سازه كشش لازم را براي مواجهه با آن داشته باشد.
حمايت
«سوزاندن فرصتها» عنوان يادداشت روز روزنامه حمايت است كه در آن ميخوانيد:
در روزهاي اخير فلسطين شاهد تحولاتي جديد بوده است كه در طول 15 ماه گذشته نظير آن مشاهده شده است. هفته گذشته در اوج مخالفت مردم و گروههاي فلسطيني ، نماينده تشكيلات خودگردان با نماينده رژيم صهيونيستي در اردن ديدار كردند. اين ديدار به بهانه آغاز روند صلح خاورميانه در حالي برگزار شد كه برخي منابع خبري از ديدار ابومازن رئيس تشكيلات خودگردان با پرز رئيس صهيونيستها در 16 فوريه خبر دادند.
هرچند كه بانيان اين نشستها بر اين ادعايند كه تحركات آنها در چارچوب صلح خاورميانه و كمك به مردم فلسطين بوده اما بررسي روند تحولات فلسطين و منطقه حكايت از حقيقتي ديگر دارد و آن فرصت سوزيهاي بسياري است كه در اين مذاكرات در قبال فلسطين صورت گرفته است چرا كه اولا در روزهاي پيش از برگزاري اين نشست، گروههاي فلسطين از جمله حماس و فتح براي تشكيل دولت وحدت ملي و پايان دادن نهايي به چالشهاي پيش روي به توافق رسيدند.
توافقي كه ميتواند قدرت مقاومت در برابر دشمنان را افزايش داده و گامي باشد براي تحقق حقوق ملت فلسطين. برگزاري مذاكرات سازش عملا اين فرصت را از ميان برده و عملا كاركردي به نفع صهيونيستها شده كه روند آشتي ملي را مغاير با اشغالگري خود ميدانند. ثانيا صهيونيستها در ماههاي اخير به دليل بيداري اسلامي منطقه، اعتراضهاي جهاني به اين رژيم و نيز بحرانهاي داخلي در انزواي شديد قرار گرفته است.
رويكرد تشكيلات خودگردان به روند سازش فرصت براي صهيونيستها است تا ضمن سرپوش نهادن بر اشغالگريها و جناياتشان، در مسير خروج از انزواي جهاني قرار گيرند. آنها ادعاي حركت در مسير صلح و ثبات در منطقه را مطرح ميكنند تا با اين بهانه از انزوا خارج گردند.
ثالثا، با اوج گيري بيداري اسلامي در منطقه گرايشات ملتها به حمايت از فلسطين ابعاد گستردهتري به خود گرفته كه نمود آن را در سفر دورهاي هنيه نخست وزير مردمي فلسطين به تركيه، تونس، مصر ميتوان مشاهده كرد. در صحنه بينالملل نيز ملتها حركتهاي بسياري در حمايت از فلسطين داشتهاند به گونهاي كه حتي يكي از اركان شعارهاي جنبش ضد وال استريت در آمريكا را ضديت با صهيونيستها تشكيل ميدهد. رويكرد تشكيلات خودگردان به سازش به نوعي تضعيف جايگاه مقاومتي فلسطينيها در ميان ملتهاي منطقهاي و فرامنطقهاي است كه تهديدي براي حمايت جهاني از فلسطين است.
صهيونيستها برآنند تا چنان وانمود سازند كه خواستههاي فلسطينيها براي مقداري آب و نان است كه در مذاكرات رفع ميگردد لذا دليلي براي بينالمللي شدن مساله فلسطين وجود ندارد. آغاز مذاكرات در حالي كه صهيونيستها حتي لغو شهرك بازي را اجرا نكردهاند پيامدهاي سنگيني براي فلسطين دارد.
در جمع بندي كلي از آنچه ذكر شد ميتوان گفت رويكرد تشكيلات خودگردان و اردن به روند سازش نه تنها دستاوردي براي فلسطين ندارد بلكه با نابود ساختن فرصتهاي موجود، ميتواند پيامدهاي منفي بسياري براي فلسطين به همراه داشته باشد در حالي كه ادامه مقاومت و خودداري از سازش ميتوانست دستاوردهاي بسياري براي فلسطين به همراه داشته باشد.
آفرينش
«آرامش نياز جامعه امروز» عنوان سرمقاله روزنامه آفرينش به قلم حميدرضا عسگري است كه در آن ميخوانيد:
ارزنده ترين و مهمترين نياز بشر از ابتدا تا کنون مولفه " آرامش" بوده است. اين مولفه حالتي کلي است که در برگيرنده شرايط سياسي، اقتصادي و اجتماعي است که حکومتها همگي در جهت دست يابي به آن هستند و ميزان موفقيت آنها در اين امر بسته به ميزان رضايت مردم جامعه از وضعيت زندگيشان ميباشد. مسلما هيچ گاه نميتوان انتظار داشت که آرامش در تمامي جنبهها به يک جامعه حکمفرما شود. اما ميزان کاهش فشارها براي رسيدن به نقطه ايده آل بسيار مهم است. در حال حاضر کشورما به سبب افزايش فشارها از سوي کشورهاي غربي از آرامش قابل قبولي در عرصههاي سياسي و اقتصادي برخوردار نيست. عدم آرامش مناسب در اين عرصهها سبب برهم ريختگي اجتماعي نيز گرديده است. افزايش جرائمي چون دزدي، خفت گيري، کيف قاپي، فروش موادمخدر و... همگي از نابساماني وضعيت زندگي مردم نشأت ميگيرد.
بروز آشفتگيها در بازار ارز و طلا آن هم در زماني که بازارهاي جهاني به سبب تعطيلات سال نو تعطيل ميباشد نشان از اين دارد که يک نگراني و علت رواني پشت اين قضيه نهفته است. مردم آرامش و ثبات اقتصادي را در جامعه احساس نميکنند و نسبت به آينده نگراني دارند. بروز حوادثي همچون فساد مالي اخير نيز عاملي مزيد بر علت شده تا اعتماد مردم نسبت به وضعيت نظام اقتصادي کشور دچار چالش گردد. لذا هرکسي با اندک سرمايهاي که در دست دارد به فکر کسب سود بيشتر افتاده است و اين ميشود که امروز شاهد آن هستيم. هم اما در مورد وضعيت سياسي هم نگرانيهايي به سبب عدم ثبات و آرامش احساس ميشود. ايجاد تنشهاي بيهوده و جبهه گيريهاي گروهي و شخصي سبب شده تا انسجام و وحدت سياسي کشور دچار اختلال گردد. البته تمام اين تنشها به سبب عدم رعايت قانون حاصل شده است. اينکه افراد خود را مقابل قانون موظف ندانند و هدف خاص خود را پيگيري کنند، ضربات سنگيني بر وجهه سياسي کشور وارد کرده است. متاسفانه اين رويکرد خود محورانه افراد باعث درگيري سياسي ميان احزاب و گروههاي مختلف گرديده است.
درگيرهاي دولت و مجلس بر سر عدم تحويل به موقع بودجه براي تصويب و به تاخير افتادن بررسي بودجه براي سال آينده و درنظر گرفتن بودجه "دو دوازدهم" براي سال جديد، همه نشان از بي نظمي و بي برنامگي است که سراسر چالش را براي ما به همراه خواهد داشت.عدم هماهنگي ميان دولت و مجلس براي اجراي فاز دوم هدفمندي يارانهها باعث افزايش گمانه زنيها و دست يازيدن به اختلافات ميان سياسيون کشورشده است. يا درمورد انتخابات هم همينطور ميباشد.
سمت گيريهاي نادرست حزبي، تخريب شخصيتي زحمتکشان نظام و سياه نمايي کارنامه افراد نزد افکار عمومي، آن هم به سبب رسيدن به مناصب قدرت، امري ناشايست ميباشد که تاکنون حاصلي جز انشقاق و تفرقه ميان مردم و گروههاي سياسي به همراه نداشته است.در وضعيت کنوني که کشورمان در آن قرار گرفته، ضروري ترين نياز ما " آرامش" و ثبات در عرصههاي مختلف سياسي و اقتصادي ميباشد. نبايد فراموش کرد که آرامش و ثبات در کشور همانند يک حلقه به هم پيوسته ميباشد. لذا با اختلال دريکي از مولفهها ديگر اعضا هم دچار آسيب ميشوند که مهمترين نمود آن در عرصه اجتماعي حاصل ميشود. آسيبهاي اجتماعي به صورت مستقيم مردم را مورد هدف قرار ميدهد و آرامش آنان را سلب ميکند و از اعتماد آنها نسبت به مسولان سياسي و اقتصادي کشور کاسته خواهد شد. نبايد از پتانسيل مردم به عنوان مهمترين پشتوانه نظام اسلامي غافل شد.
فرهيختگان
«دانشگاه آزاد رونقبخش فرهنگ و اقتصاد کشور» عنوان سرمقاله روزنامه فرهيختگان به قلم بهمن اخوان است كه در آن ميخوانيد:
دانشگاه آزاد اسلامی بهعنوان بزرگترین دانشگاه حضوری جهان، از مهمترین دستاوردهای گرانقدر انقلاب اسلامی محسوب میشود که هماینک با تربیت یک میلیون و ۷۰۰ هزار نفر دانشجو و چهار میلیون نفر فارغالتحصیل، بار نیمی از آموزش عالی کشور را به دوش میکشد.
۳۰ سال پیش، این دانشگاه با کمک یک میلیون تومانی حضرت امام خمینی(ره)، حمایتهای آیتالله هاشمیرفسنجانی و مدیریت مدبرانه دکتر جاسبی، کار خود را آغاز کرد و پلههای پیشرفت و ترقی را پشتسر نهاده و روز به روز در حال رشد و تکامل است. با تاسیس دانشگاه آزاد اسلامی، سالیانه از خروج میلیونها دلار ارز از کشور جلوگیری شده است و دیگر خانوادهها دغدغه دوری فرزندانشان را ندارند چراکه این دانشگاه علم و دانش را همگانی کرد و به اقصی نقاط این مرز و بوم کشاند. با تاسیس دانشگاه آزاد اسلامی بسیاری از شهرستانهای محروم و نقاط دورافتاده، دچار تحولات مثبت اقتصادی و فرهنگی شدند و بیتردید میتوان گفت که رشد چشمگیری کردند. از بعد فرهنگی میتوان گفت تاسیس این دانشگاه، فرهنگها را به یکدیگر نزدیک کرده و رونق اقتصادی و فرهنگی به شهرها و شهرستانهای کوچک بخشیده است.
دانشگاه آزاد اسلامی برای انقلاب اسلامی مثمر ثمر بوده و تحولات شگرف عمیقی را در کشور ایجاد کرده است.
کسب رتبههای برتر در زمینههای علمی، پژوهشی، فرهنگی و ورزشی از سوی دانشگاه آزاد اسلامی نشان از مدیریت صحیح، برنامهریزی درست، حضور نیروهای کارآمد و تربیت دانشجویان نخبه و متخصص در این مجموعه آموزشی عالی دارد.
امروزه بیشتر انتقاداتی که به دانشگاه آزاد اسلامی وارد میشود از سوی کسانی است که هیچگونه شناختی از این مجموعه آموزش عالی ندارند. دانشجویان کشور، نخبگانی هستند که متعلق به نظام جمهوری اسلامی ایرانند و باید از سوی دولت حمایت شوند تا فشار زیادی به مردم و خانوادهها وارد نشود. بدیهی است حمایت دولت و مجلس از دانشجویان در رابطه با بحث شهریه میتواند، بار مالی زیادی را از دوش خانوادههای ایرانی بردارد.
در شرایط کنونی واردکردن دانشگاه آزاد اسلامی به مسائل حاشیهای ابداً به نفع مجموعه آموزش عالی کشور نیست و به هیچوجه عاقلانه نیست که در بحث مدیریت دانشگاه آزاد اسلامی، فردی یا سلیقهای برخورد شود.
نادیده گرفتن زحمات ۳۰ ساله دکتر جاسبی، ناسپاسی بزرگی است به مجموعه آموزش عالی کشور. بخش عظیمی از موفقیتهای دانشگاه آزاد اسلامی، مرهون ثبات مدیریت این مجموعه است. مدیران گمنام دانشگاه آزاد اسلامی به هیچوجه، دنبال پست و مقام و شهرت نبودهاند و همیشه مخلصانه برای پیشرفت و توسعه این مجموعه تلاش کردهاند. متاسفانه اخیرا دانشگاه آزاد اسلامی از سوی برخی از افراد مورد بیمهری و کملطفی قرار گرفته است و بهراحتی کارهای بزرگی که در این مجموعه صورت میپذیرد را زیر سوال میبرند. بهتر است این افراد به خود بیایند و به خدماتی که دکتر جاسبی به مجموعه آموزش عالی کشور کردهاند بیندیشند. دکتر جاسبی سرمایه فکری کشور و مغز متفکر دانشگاه آزاد اسلامی است که یقینا تجربههای وی در زمینه مدیریت دانشگاه آزاد اسلامی، میتواند به پیشرفت روزافزون این مجموعه کمک شایانی کند.
ابتكار
«سياستمداران وگاف هايشان» عنوان سرمقاله روزنامه ابتكار به قلم هادي وکيلي است كه در آن ميخوانيد:
گاف، اشتباه اجتماعي يا ديپلماتيک است که گاهي از زبان سياستمداران و سران کشورها سرميزند، سياستمداران و گافهايشان همواره با يکديگر همراه بودهاند و کمتر سياستمداري ديده شدهاست که در طول حيات حرفهاياش گاف ندادهباشد. انتخابات رياستجمهوري آمريکا، صحنه نمايش گاف سياستمداران آن کشور است؛ گاهي گاف يک سياستمدار روابط کشورش با کشور ديگري را تا مرحله بحران پيشبردهاست. گاف خانم رويال، نامزد رياستجمهوري فرانسه در حمايت از استقلال ِبک خشم مردم کانادا را برانگيخت؛ يا گافي که وزير بهداشت وقت ژاپن، مرتکب شد و زنان را ماشين جوجهکشي توصيف کرد، باعث ايجاد موجي از اعتراض و انتقاد در ميان زنان سراسر جهان شد.
ميزان گافهايي که در ديدارها و مذاکرات ديپلماتها بروز ميکند، قابل شمارش نيست؛ گافهاي سياستمداران تابهاندازهاي هست که در طول سال، دفتر خاطرات خبرنگاران کنجکاو را پر کند؛ تاحدي که برخي رجال سياسي در امر لغزشهاي طلايي و داشتن گاف شهره هستند. برلوسکني، نخستوزير سابق ايتاليا، از اين قماش است.
سخنان فيلابداهه جرجدبليو بوش، ريسجمهور سابق آمريکا نيز مملو از گاف بود، بهطوريکه اگر کسي گافهاي او را جمعآوري ميکرد، خود کتاب قطوري ميشد، البته بازار گاف در محافل سياسي آمريکا، هميشه داغ است.گاف يکي ديگر از نامزدهاي جمهوريخواهان آمريکا، براي رياستجمهوري سال دوهزار و دوازده، نشان داد که لابيهاي بانفوذ در اين کشور، افرادي ناآگاه را براي رياستجمهوري انتخاب ميکند.
ميشل باکمن، يکي از نامزدهاي رياستجمهوري در همايشي در آيووا، درباره تنشهاي کنوني بين کشورهاي غربي و بهويژه آمريکا با ايران، اظهار داشت که اگر وي اکنون رييسجمهور آمريکا بود، سفارتخانه آن کشور در تهران را تعطيل ميکرد؛ اين درحاليست که سالهاست سفارتخانه آمريکا در ايران بسته است!
انگلستان
سخنان گوردون براون نخستوزيروقت انگليس که به صورت ناخواسته پخش شده بود بحثبرانگيز شد؛ براون مجبور شد بابت”خشک مغز” خواندن يك طرفدار حزب کارگر عذرخواهي کند؛ ولي او تنها سياستمداري نيست که چنين اشتباهي مرتکب شده است. جان ميجر- در سال ميلادي در بحبوحه جدال شديد در درون حزب محافظهکار انگليس بر سر روابط اين کشور با اتحاديه اروپا، جان ميجر، نخستوزير وقت خشم خود از سه وزير کابينه را در پايان مصاحبهاي تلويزيوني بروز داد. وي که به سياستمداري ملايم معروف بود در پايان اين مصاحبه متوجه نبود که هنوز ميکروفونها باز هستند و در کمال تعجب همگان اين سه وزير را"حرامزادههايي لايق به صليب کشيدن" توصيف کرد. ميجر در ادامه در مورد عملکرد خود به عنوان نخستوزير گفت که چگونه آدم وارفتهاي مثل من ميتواند در همه زمينهها پيروز شود. پرنس چارلز- وليعهد انگليس در مصاحبهاي در سال ميلادي در مورد خبرنگار امور سلطنتي پايگاه خبري بيبيسي گفت: اين مرتيکه لعنتي را واقعا نميتوانم تحمل کنم. منظورم اين است که او واقعا افتضاح است. واقعا ميگويم. جانشين تخت و تاج پادشاهي انگليس اين جملات را بدون آنکه بداند ميکروفونها باز هستند، گفت و فيلم آن ضبط شد.
آمريکا
درسخنان جورج بوش، رئيسجمهوري پيشين آمريکا نيز نمونههاي فراواني از اين دسته گل به آب دادنها وجود دارد، ولي شايد يکي از بهترين نمونههاي آن لحظه استقبال از توني بلر، نخستوزير وقت انگليس در اجلاس سران گروه هشت 8 بود که اين عبارت را در تاريخ حک کرد:”هي بلر، اوضاعات چطوره؟” اين قطعه فيلم کاملا واضح نيست و برخي منکر ميشوند که بوش اين کلمات را بيان کرده است اما در ادامه اين مکالمه رئيسجمهوري وقت آمريکا در مورد اعمال فشار به سوريه براي متوقف کردن حملات حزبالله به اسرائيل صحبت کرده و ميگويد:”نکته اين است که کاري که آنها بايد انجام دهند راضي کردن سوريه است که حزبالله از اين کثافتکاريها دست بردارد.” در همين لحظات توني بلر که در مقابل دوربين رسانهها هوشياري فوقالعادهاي داشت، متوجه خرابکاري جورج بوش ميشود و ميکروفونها را قطع ميکند. دسته گل ديگر رئيسجمهوري پيشين آمريکا در دوران کارزار انتخاباتي در سال ميلادي اتفاق افتاد. بوش بدون آنکه بداند صدايش ضبط ميشود در حمله به يکي از خبرنگاران سرشناس روزنامه نيويورک تايمز گفت: او"يک عوضي درجه يک است." سپس ديک چني، معاون رئيسجمهوري در پاسخ به او ميگويد: «آره يکي از اون اصليهاشه.» جورج بوش بعدها خيلي ساده انتقادها در اين مورد را رد کرد و گفت: من يک آدم صريحاللهجه هستم و هر چه که به نظرم برسد ميگويم. رونالد ريگان-رئيسجمهوري اسبق آمريکا که به فردي شوخ و اهل تمسخر معروف بود، در لحظات آماده شدن براي يکي از سخنرانيهاي راديويي خود در سال ميلادي، گفت: ملت شريف آمريکا، امروز در نهايت مسرت به شما اعلام ميکنم که با تصويب فرمان جديد، روسيه را براي هميشه حذف خواهيم کرد. ما بمباران روسيه را ظرف پنج دقيقه آينده آغاز خواهيم کرد. جسي جکسون-در سال ميلادي نيز جسي جکسون، از رهبران سرشناس حقوق مدني سياهپوستان آمريکا مجبور شد از گفتههاي خود در مورد اوباما، رئيسجمهوري کنوني آمريکا که در آن زمان از کانديداهاي حزب دموکرات براي انتخابات رياستجمهوري بود، عذرخواهي کند. جکسون پيش از شروع برنامه تلويزيوني در حاليکه ميکروفونها باز بودند با يکي ديگر از ميهمانان اين برنامه در مورد تاکيد باراک اوباما بر اهميت اخلاقيات براي سياهپوستان صحبت ميکرد. وي با حرارت ميگفت، مشکل نه اخلاقيات و مذهب بلکه بيکاري، اقتصاد و گسترش جرايم است. اين باراک به شکل تحقيرآميزي در مورد اعتقادات مذهبي خود با سياهپوستان حرف ميزند.
دنياي اقتصاد
«شرايط تثبيت بازار ارز» عنوان سرمقاله روزنامه دنياي اقتصاد به قلم محمدصادق جنان صفت است كه در آن ميخوانيد:
بازار ارز ايران روزهاي تاريخي را سپري ميكند. چند ويژگي بازار ارز در روزهاي گذشته را ميتوان تشخيص داد: كاهش ارزش ريال ايران نسبت به ارزهاي معتبر با شدتي قابل اعتنا مهمترين اين رويدادها بود.
سردرگمي تصميمسازان اقتصادي و مجادله سياسي ميان برخي اقتصاددانان مجلس و دولت از ديگر ويژگيهاي روزهاي گذشته بود. در چنين وضعي بود كه برخي تصميمهاي مهم در حوزه سياسي – اقتصادي اتخاذ و شرايط را از التهاب به سوي ابهام كشاند. رييس بانك مركزي ايران كه بالاترين مقام اجرايي و سياستگذاري در بازار ارز است، در روزهاي سپري شده برخي نكات را يادآور شده كه محل اعتناست و بايد به آن توجه كرد.
محمود بهمني، رييس كل بانك مركزي ضمن تكرار وعدههاي قبلي مبني بر اينكه قيمت ارزهاي معتبر كاهش مييابد، اما حرف تازهاي نيز بر زبان آورد. او براي نخستين بار به آنچه كارشناسان و اقتصاددانان بارها بيان كرده و توصيه ميكردند كه بازار ارز بايد تثبيت شود، نزديك شد. بهمني به اين نتيجه رسيده است كه جلوگيري از ايجاد التهاب و تنش در بازار ارز و اتخاذ سياستهاي تثبيت كننده در حال حاضر حتي از كاهش نرخ برابري ارزها در برابر ريال اهميت بيشتري دارد.
اگر وي و ساير مسوولان دولتي به اين باور رسيده باشند كه ارادهگرايي و ديكته به بازار ارز حتما به نتايج دلخواه آنها منجر نميشود، گام بزرگي برداشته شده است. در اين صورت ديگر لزومي ندارد كه يك مقام ارشد دولتي، رسانهها و نهادهاي خصوصي و برخي نمايندگان را متهم كند كه آنها موجب افزايش قيمت ارزهاي معتبر شدهاند. روزهاي نه چندان روشن در بازار ارز را ديده و شاهد پيامدهاي منفي آن بر شهروندان بودهايم، اما باقيماندن در گذشته دردي را دوا نميكند و باري از اندوه و حسرت نميكاهد و بايد به آينده نگاه كرد و بازار ارز را به آرامش واقعي رساند. در اين صورت چه بايد كرد؟
دانش اقتصاد و تجربه جامعه بشري نشان ميدهد كه به لحاظ تكنيكي و سياستهاي اقتصادي برگرداندن آرامش به بازار ارز كار دشواري نيست و براي ايجاد تعادل در آن ميتوان از دانش و تجربه انباشت شده استفاده كرد. آنچه اما ميماند و بسيار دشوار و سخت است، متقاعد شدن مسوولان سياسي – اقتصادي براي استفاده از اين تجربه و دانش بشري است. واقعيت اين است كه مقامهاي مسوول ايران در دولت و بانك مركزي آرزوهايي در حوزههاي گوناگون دارند و ميخواهند بخشي از آرزوهايشان را با استفاده از جادوي ارز به دست آورند.
به طور مثال ميخواهند شهروندان چشم و گوش خود را در برابر تغييرات نرخ ارز بسته و تقاضايي براي خريد ارز نداشته باشند يا اينكه بازار كالا را با ارزي كه به طور نسبي و با دستكاري ارزان شده است، متعادل و قيمتها را در اندازهاي كه ميخواهند به تعادل برسانند. رييس كل بانك مركزي نيك ميداند اين آرزوهاي بزرگي است كهاندام و جسم بازار ارز توانايي حمل آن را ندارد و نميتوان به شهروندان اندرز داد كه ارز نخواهيد يا به طرف عرضه دستور داد كه از ظرف تواناييهايش خارج شود. روزهاي آرامش در بازار ارز زماني ميرسد كه همه متغيرهاي تاثيرگذار بر نرخ دلار با اين بازار سازگار شوند.
«از وضعيت آستانهاي تا منطقه مصونيت» عنوان يادداشت روز روزنامه كيهان به قلم مهدي محمدي است كه در آن ميخوانيد:
تا پيش از اين مفهوم «وضعيت آستانه اي» مهم ترين مفهومي بود كه ديد واقعي غرب درباره «خطرناك ترين نقطهاي كه برنامه هستهاي ايران اساسا ميتواند در آن قرار بگيرد» را تشريح ميكرد اما اكنون مفهومي جديد به نام «ورود به منطقه مصونيت» در حال نشستن به جاي آن است.
از بيش از دو سال پيش به اين سو، غربيها بارها گفتهاند نگراني اصلي آنها درباره برنامه هستهاي ايران اين نيست كه ايران سلاح هستهاي بسازد و با آن غرب را هدف قرار بدهد، بلكه نگراني اصلي آنها اين است كه ايران در وضعيتي قرار بگيرد كه تمام قابليتهاي لازم، براي ساخت سلاح هستهاي هر زمان كه اراده كرد، را در اختيار داشته باشد. اين نقطهاي است كه اصطلاحا «وضعيت آستانه اي» ناميده ميشود.
ايران متقابلا همواره استدلال كرده است كه هيچ گونه قصد يا طراحي براي ساخت سلاح هستهاي ندارد و صرفا در حال توسعه برنامهاي صلح آميز با هدف توليد انرژي است اما غربيها به دلايل عمدتا سياسي و نه فني و اطلاعاتي هرگز اين موضوع را نپذيرفتهاند.
ارزيابيهاي اطلاعاتي آمريكا، اسرائيل و اروپا درباره برنامه هستهاي ايران هم از دو سال پيش به اين سو، در واقع ارزيابيهايي درباره زمان رسيدن ايران به وضعيت آستانهاي بوده است نه ارزيابي از زمان ساخته شدن سلاح هستهاي توسط ايران.
در خلاصه ترين تعريف ممكن، غربيها گفتهاند منظورشان از وضعيت آستانهاي وضعيتي است كه در آن ايران براي ساخت سلاح هستهاي جز تصميم سياسي به چيز ديگري نياز نداشته باشد.
ارزيابيهاي اطلاعاتي آمريكا بويژه ارزيابي سال 2011 ميگويد هدف اصلي برنامه هستهاي ايران رسيدن به وضعيت آستانهاي است. اگرچه ميان ديدگاه اسرائيلي و ديدگاه آمريكايي درباره تعريف فني وضعيت آستانهاي تفاوت وجود دارد، ولي اگر بخواهيم ديدگاههاي هر دو طرف را در اين باره تلفيق كنيم، مشخصات زير براي آنچه غرب آن را قرار گرفتن برنامه هستهاي ايران در وضعيت آستانهاي ميخواند، قابل استخراج است:
1- ايران حدود 150 كيلوگرم اورانيوم 20 درصد غنا در اختيار داشته باشد.
2- ايران نصب ماشينهاي نسل 2 و 3 را كه داراي قدرت غني سازي 5 برابر بيشتر از ماشينهاي نسل اول هستند در نطنز نصب كند.
3- ايران دانش لازم براي طراحي كلاهك هستهاي را به دست آورده باشد.
4- ايران موشكهاي داراي برد و توان حمل كافي براي ميزباني كلاهكهاي متنوع را در اختيار داشته باشد.
ارزيابيهاي اطلاعاتي غربي ميگويد اگر ايران اين 4 عامل را در كنار هم توسعه بدهد، در وضعيت آستانهاي قرار گرفته است، يعني وضعيتي كه هر زمان اراده كرد قادر خواهد بود در كوتاه ترين زمان ممكن به يك كشور داراي سلاح هستهاي تبديل شود.
همين جا بسيار مهم است تاكيد كنيم كه ايران اساسا اين نوع تحليل فني از برنامه هستهاي و موشكي خود را قبول ندارد. غربيها برنامههاي هسته اي، موشكي و ماهوارهاي ايران را اجزاي يك پروژه واحد تصور ميكنند ( و به همين دليل در گزارش نوامبر 2011 آمانو براي نخستين بار از مفهومي به نام «موشك هسته اي» (nuclear missle) سخن گفته شده است) در حالي كه ايران عقيده دارد اين برنامه ها، پروژههايي اساسا مجزا هستند كه هر كدام هدف خاص خود را تعقيب ميكند و هيچ پروژهاي هم در ايران وجود ندارد كه مستلزم تلفيق هر سه حوزه موشكي، ماهوارهاي و هستهاي با هم باشد.
با اين وجود، غرب هرگز در موقعيتي قرار نداشته است كه تكليف خود را با مفهوم آستانه به لحاظ اطلاعاتي روشن كند.
ملت ما
«تحريم نفت ايران چه كسي را متضرر ميكند» عنوان سرمقاله امروز روزنامه ملت ما به قلم سيدعماد حسيني، عضو هيأت رئيسه كميسيون انرژي مجلس است که در آن میخوانید:
تحريم امريكا و متحدانش عليه ملت ايران مسئله جديدي نيست و سالهاست كه دشمنان به هر حربهاي متوسل ميشوند تا ملت ايران را از راهي كه در پيش گرفته باز دارند. سخن گفتن از تحريم نفت ايران نيز ادامه همان راه بينتيجهاي است كه دشمنان در پيش گرفتهاند. دشمنان در شرايطي سخن از تحريم نفت كشور ما به ميان آوردهاند كه نفت ايران جايگزيني ندارد و كمپانيهاي كشورهايي كه از ايران نفت وارد ميكنند بهويژه در اروپا، متناسب با ويژگيهاي نفت ايران طراحي شدهاند.
بنابراين در صورت تحريم از سوي اروپا و امريكا با ديپلماسي انرژي كه وزارت نفت بايد در پيش بگيرد، ضربهاي نخواهيم ديد. به ياد داشته باشيم كه تحريمهاي امريكا و متحدانش عليه ايران مسئله جديدي نيست. ايران ۱۸ درصد از نفت خود را به اروپا ميفروشد كه اين رقم آنقدر زياد نيست كه تحريم آن بتواند ضربهاي به پيكره اقتصاد ايران وارد كند. يونان، ايتاليا و اسپانيا ۳ كشور اصلي واردكننده نفت ايران هستند كه در صورت تحريم نفت كشورمان، بيش از ايران آنها متضرر خواهند شد.
به دليل اينكه عربستان و قطر از شركتهاي معتبر امريكايي و اروپايي براي برداشتهاي نفتي خود استفاده ميكنند و تحت سيطره آنها هستند برخي كشورهاي عربي هم ممكن است مذاكراتي را با اين كشورها انجام دهند؛ اما آن چيزي كه براي ما مهم و تاثيرگذار است، اين مسئله است كه تحريم نفتي چقدر به صادرات ما ضربه ميزند؟
اگر صادرات روزانه 450هزار بشكه نفت ايران به اروپا قطع شود، در گام نخست يونان، اسپانيا و ايتاليا فلج خواهند شد. جمهوري اسلامي از ابتداي انقلاب تاكنون به لحاظ تامين تجهيزات نفتوگاز، تحريم است. از اينرو تحريم تجهيزاتي كشورمان موضوع جديدي نيست. تحريم تجهيزاتي صنعت نفتوگاز كشورمان، اگرچه مشكلاتي را به وجود ميآورد اما متخصصان ايراني در دوران تحريم غيررسمي توانستند بر اين مشكلات فايق آمده و توليد تجهيزات صنعتي نفتوگاز را بوميسازي كنند.
با توجه به شرايط كنوني بازار انرژي، خروج هر كشوري از بازار صادرات نفتوگاز، باعث به هم خوردن توازن عرضه و تقاضاي جهاني نفتوگاز ميشود. در حال حاضر، كشورهاي زيادي خواهان خريد نفت ايران هستند بنابراين، عدم فروش نفت به اروپا هيچ مشكلي براي صنعت نفت ما به وجود نخواهد آورد. در حال حاضر ۴۵۰هزار بشكه نفت روزانه از ايران به اروپا صادر ميشود و اگر ما اين بخش از صادرات خود را در پالايشگاهها و مخازن ذخيره كنيم، در آينده نزديك سود زيادي خواهيم كرد.
رسالت
«بازخواني جايگاه و منزلت زن» عنوان سرمقاله روزنامه رسالت به قلم محمد كاظم انبارلويي است كه در آن ميخوانيد:
سومين نشست انديشههاي راهبردي جمهوري اسلامي به تعامل فكري و بررسي ابعاد مختلف موضوع زن و خانواده اختصاص يافت. چهارشنبه گذشته اين نشست در محضر مقام معظم رهبري برگزار شد و نخبگان و انديشمندان چكيده مقالات و مطالب خود را عرضه كردند.
اهميت نشستهايي از اين دست آن است كه نظام در مقام تأسيس است. نظامي كه ميخواهد الگو باشد بايد در اين جايگاه حرفي براي بشريت بويژه مسلمانان داشته باشد.
اولين نشست انديشههاي راهبردي كه به موضوع «الگوي اسلامي ايراني پيشرفت» اختصاص داشت، بازخواني الگوي انقلاب اسلامي و بازتوليد انديشهاي است كه بر مبناي آن بتوان مدل اسلامي ايراني پيشرفت را ارائه داد. اگر اين مدل از تئوريهاي ذهني بيرون نيايد و حالت عملي به خود نگيرد ما در مقام تأسيس نخواهيم بود. دومين نشست انديشههاي راهبردي به موضوع «عدالت» اختصاص يافت كه چندي پيش نشست آن برگزار شد. انقلاب در خصوص مفهوم «عدالت» در تئوري و اجرا بايد حرف خود را داشته باشد. اين مفهوم در برنامهريزيها و اجراء بايد خود را نشان دهد به گونهاي كه مردم آن را در زندگي روزانه و در مناسبات سياسي، اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي و... خود حس و لمس كنند.
سومين نشست كه اختصاص به زن و خانواده داشت تلاشي از اين دست بود كه تصويري از زنِ امروز در جامعه ايراني و خاستگاههاي آن بيان كند.
ديدگاههاي مطرح در اين نشست بويژه از سوي بانوان جالب و شنيدني بود. جايگاه زن در جامعه ما در يك صد سال اخير دچار دگرگونيهاي بنيادين بوده است. زنان در سه جنبش مشروطه، مليشدن صنعت نفت و نهضت امام خميني(ره) نقش كليدي و ممتاز داشتهاند.
اولين تلاش زنان در تعاملات سياسي و اجتماعي خود طي سه دهه گذشته قرار گرفتن در جايگاه انساني در كنار مردان بود.
امروز ما با تصويري از زن در جمهوري اسلامي روبهرو هستيم كه پابهپاي مردان در عرصههاي سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي در جايگاه انساني خود ارزيابي ميشود و حتي در عرصههاي علمي جلوتر از مردان حركت ميكند. انقلاب اسلامي در مقام تأسيس ميتواند اين افتخار را داشته باشد كه زن تراز اسلام و انقلاب فارغ و متمايز از ارزشهاي پذيرفتهشده جوامع غربي و مدرنيته و ادعاهاي پوسيده آرمانهاي فمينيستي با معيارهاي قرآني و منطبق بر فرهنگ مكتب اهل بيت را ارائه داده است. به همين دليل سهم زنان در پيشرفت كشور يك سهم ممتاز و بيبديل است. اگر زنان در جامعه انقلابي ما چنين جايگاهي نداشتند، پيشرفتهاي همهجانبه كشور در قلمروهاي مختلف اساساً ممكن نبود.
زن در جامعه ما از يك طرف با گفتمان انقلاب اسلامي همراهي ميكرد و از سوي ديگر با گفتمان غربي و فمينيستي به عنوان غيريت گفتمان انقلاب درگير بود. انبوه زنهاي چادري در تظاهرات و همايشهاي عظيم ميليوني خبر از تولد هويتي جديد از زن ايراني بود كه اين هويت امروز به عنوان يك الگوي موفق حضور در صحنههاي سياسي در بيداري اسلامي منطقه تجلي دارد.
زن ايراني و مسلمان با بازيابي هويت حقيقي خود دست به تقويت و استحكام خانواده به عنوان اولين سلول اجتماعي زنده در جوامع اسلامي زد و آن را از خطر تندبادها و توفانهاي ضد ارزشي كه در جوامع غربي و فمينيستي بنيان خانواده را در معرض هدم و نابودي قرار داده مصون نگه داشت.
اگر همين فداكاري و آگاهي را براي زن امروز مسلمان ايراني درك كنيم كافي است كه به ارزش و منزلت زنان ايرانزمين پي ببريم. امام با درك چنين منزلتي از زنان در جامعه امروز ايران واقعاً ارزش بسياري براي زنان قائل بود براي همين همواره به ستايش نقش زنان در انقلاب در مقاطع مختلف تفوه ميفرمود.
سياست روز
«آيا داوطلبان از فرصتهاي برابري برخوردارند؟» عنوان سرمقاله روزنامه سياست روز به قلم حسن اختري است كه در آن ميخوانيد:
يکم) سخنگوي شوراي نگهبان در پاسخ به سوالي درباره اين ادعا که ميزان ثبتنامکنندگان اين دوره از انتخابات مجلس در مقايسه با دوره قبل کاهش داشته است، تصريح کرد: اگر چه مرجع رسمي اعلام آمار، وزارت کشور است اما ميتوان در اين زمينه يک مقايسه احتمالي انجام داد. در انتخابات مجلس هشتم، حدود ۷ هزار و ۶۰۰ نفر ثبت نام کردند. و در اين دوره براساس آمارهاي اعلام شده، ۵ هزار و چهارصد نفر، در دوره قبل حداقل مدرک تحصيلي لازم براي ثبتنام، کارشناسي بود و ميزان افرادي که با مدرک کارشناسي ثبت نام کردند حدود ۲ هزار و ۸۰۰ نفر بودند. اما اين بار با مصوبه مجلس، حداقل مدرک، کارشناسي ارشد است و اگر اين ۲۸۰۰ نفر را به آمار فعلي اضافه کنيم بيشتر خواهد شد(۱) ولابد اگر تعداد افرادي که در دوره هفتم مجلس با مدرک فوق ديپلم ثبت نام کرده بودند به آمار ثبتناميها اضافه کنيم خيلي بيشتر خواهد شد.
درحالي که اولا در کدام کشور مترقي دنيا که تجربه ممتد دموکراسي دارد و يا بر اساس کدام نظريه سياسي حتما بايد تعداد ثبتنام کنندگان بيشتر باشد. ثانيا تعداد ۵ هزار و ۴۰۰ نفري که در اين دوره ثبتنام کردهاند براي تصاحب هر کرسي مجلس، نوزده نفر با همديگر رقابت خواهند داشت ثالثا يکي از کارهاي خوبي که هنگام نامنويسي داوطلبان در اين دوره صورت گرفته بود دقت دستگاه اجرايي و نظارت به هنگام دستگاه ناظر بود از به زحمت افتادن جمعي از شهروندان که در دورههاي قبل به علت نقص پرونده رد ميشدند جلوگيري به عمل آورد. جا دارد از هر دو مجموعه تا اينجاي کار تقدير شود. رابعا با اصلاح قانون انتخابات و ارتقاي سطح تحصيلات داوطلبان تا مقطع کارشناسي ارشد و استقبال قشر تحصيل کرده برگزاري انتخابات در ايران اسلامي به سمت عقلانيت سوق پيدا کرده است.
دوم) با قطعي شدن ثبت نام ۵ هزار و ۴۰۰ نفر در نهمين دوره مجلس شوراي اسلامي، بررسي صلاحيتها در هياتهاي اجرايي آغاز شده است. با دعوت فرماندار حوزه انتخابيه البته بعد از هماهنگي و تاييد هيات نظارت حوزه مربوطه ۳۰ نفر از معتمدين محلي در کنار هم جمع ميشوند تا در حضور هيات نظارت بر انتخابات، هشت نفر را از بين خود انتخاب نمايند اين تعداد به علاوه رئيس ثبت احوال و دادستان و يا نماينده وي به رياست فرماندار، هيات اجرايي حوزه انتخابيه را تشکيل ميدهند. هياتهاي اجرايي با استعلام از مراجع چهارگانه (امنيتي، انتظامي، قضايي و هويتي) براساس قانون انتخابات کشور خود نيز به تحقيقات محلي ميپردازند. با دريافت پاسخ استعلامها و گزارش بررسيهاي ميداني در خصوص صلاحيت داوطلبان تصميمگيري ميشود.
گرچه تمام اين فرآيند زير نظر استصوابي هياتهاي نظارت که منصوب هيات مرکزي و بالطبع شوراي نگهبان هستند انجام ميشود اما نتيجه نهايي با رعايت سلسله مراتب بايد به تاييد هيات مرکزي نظارت و شوراي نگهبان نيز برسد. پرونده داوطلب با طي پروسه طولاني و بررسيهاي دقيقي که در مراحل مختلف امنيتي، قضايي، انتظامي، هويتي و محلي انجام ميپذيرد لذا جايي براي عوامل استکبار باقي نخواهد ماند بنابراين تمام کساني که موفق به طي طريق و تاييد و يا احراز صلاحيت خود ميشوند عوامل نظامند و راي به هر يک از آنها قانوني خواهد بود.
سوم) حضور آزادانه و انتخاب آگاهانه با داشتن شرايط برابر براي انتخاب کنندگان و انتخاب شوندگان شروط اساسي براي برگزاري يک انتخابات آزاد شمرده ميشود. اگر از برخي عملکردهاي نه چندان قابل دفاع دستگاههاي اجرايي و نظارتي برگزار کننده انتخابات در ادوار گذشته که دلخوريها و رنجشهايي را به واسطه اعمال سليقههاي شخصي و برخوردهاي فراقانوني در پي داشته است بگذريم ممکن است عدهاي به خاطر مواضع و عملکرد نادرست خود در دورههاي قبلي به خصوص تندرويهايي که در جريان فتنه ۸۸ دست داشتهاند به خاطر ترس از رد صلاحيتها از ثبتنام در اين دوره از مجلس خودداري کرده باشند وگرنه هيچ گونه منعي براي عدم نامنويسي افراد وجود نداشته است. اگر تضييع حقوقي در اين مرحله صورت گرفته باشد يقينا شوراي محترم نگهبان با رسيدگي به موقع فرصت از دست رفته را جبران خواهد نمود.
چهارم) انتخاب آگاهانه در سايه شناخت صحيح و درست انتخابکنندگان از انتخاب شوندگان حاصل ميشود. حال حکومت در جهت بالا بردن سطح آگاهي شهروندان از توانمنديها و ويژگيهاي داوطلبان چهانديشيده است و چه فرصت و يا امکاناتي را در اختيار افرادي که براي داغ کردن تنور انتخابات وارد عرصه رقابتهاي انتخاباتي شدهاند، قرار ميدهد. داوطلبان نابختيار در فرجه زماني يک هفتهاي (هشت روزي) که قانون براي تبليغات تعيين کرده است چه معجزه و يا حرکت خارقالعادهاي ميتوانند از خود نشان دهند تا نظر خلقالله را به خود جلب کنند.
مردم سالاري
«فرهنگ اوليه» عنوان سرمقاله روزنامه مردم سالاري به قلم منصور فرزامي است كه در آن ميخوانيد:
... «و سواران رفته بودند با پيادگان تا حسنک را بيارند. چون از کران بازار عاشقان درآوردند و (حسنک) ميان شارستان رسيد، ميکائيل ، بدان جا ، اسب بداشته بود ; پذيره وي آمد و وي را مواجر خواند و دشنامهاي زشت داد. حسنک در وي ننگريست و هيچ جواب نداد. عامه مردم او (ميکائيل) را لعنت کردند. بدين حرکت ناشيرين که کرد و از زشتها که بر زبان راند...»
نوشته بالا از شاهکار نثر تاريخي زبان فارسي به نام تاريخ بيهقي است و حکايت دولتمرد مقتدر هزار و چند سال پيش است که به پاي «دار» ش ميبرند تا به سزاي شجاعت و پايمردي خويش برسد! تا ديگران بياموزند که پيامد «نه» به سلطان مسعود غزنوي، مرگ و تحقيرش اين چنين است و از طرفي برخورد دو فرهنگ است. فرهنگي که خاستگاه آن، ادب و متانت است و جواب ابلهان خاموشي است و تعبير آيه شريف «سلام» ... و فرهنگ ميکائيل است که واداشته حکومت و برخاسته از فرهنگ نوکري و مامور بي اراده معذور و چماقداري عمل زده و بي تعقل!
و آينه عبرت ماست که در حوادث دنيا و به قول فردوسي حکيم، در هنگامه ننگ و نبرد و تنگناهاي زندگي، متانت و شهامت و فرهنگ والا و سنجيده خود را از دست نگذاريم تا ادب رفتاري و بيان فاخر ما براي آيندگان به يادگار بماند و به قول «کليله و دمنه» اين مثل بدان آوردم که گله مندي از شيوه بيان و عمل ناستوده ما نقل محافل است و همه را به ستوه آورده و جوانان به گرته برداري از ادب ناهنجار گفتاري و کرداري ما مشغول اند و مثل ما تحمل سخن موافق را هم ندارند چه برسد به آن که در عرض بايستيم و انتقاد کنيم!
ديگر واژههاي کاربردي ماست که امروزه «ادبيات» ش ميگويند و پيوسته شکوه دارند که ادبيات گفتاري فلان شخصيت مطلوب نيست و آن ديگري واژگاني را به کار ميبرد که تناسبي با موقعيت شغلي اش ندارد. بايد گفت که هر کس لغت نامه ذهني و به اصطلاح زبان شناسان «واژگان پايه» اي دارد که در بيان مقاصد خود به کار ميگيرد. بديهي است که اين واژگان پايه از محيط خانوادگي و تربيتي نشات ميگيرد و به خاستگاه فرهنگي برمي گردد. به عنوان نمونه، ميتوان واژگان پايه را در دو کتاب «جاي خالي سلوچ» محمود دولتآبادي و «زندگاني من» عبدالله مستوفي مقايسه کرد. در کتاب نخستين کلمات رد و بدل شده در منحط ترين وضع اخلاقي خويش و در دومي زبان فاخر است و بيان احترامآميز. بنابراين واژههاي کاربردي هر کسي برخاسته از فرهنگ تربيتي اوست و به دوران خردسالي برمي گردد و به آن زماني که شاکله شخصيتي اش شکل گرفته است و بر آن تغييري نيست. به قول سعدي :
هر که در خرديش ادب نکنند
در بزرگي فلاح از او برخاست
چوب تر را هر چه خواهي هيچ
نشود خشک جز به آتش راست
پس بايد تمامي همت برنامه ريزان و طراحان اصول تربيتي و مجريان اين وادي پرورشي بر اين باشد که بنياد فرهنگ اوليه نوباوگان و کودکان و نوجوانانمان بر آن استوار است اصولي که حاصل آن رفتار نيک و شايسته است. آن رفتاري که انسان را به سعادت و کمال ميرساند و از انحطاط ويرانگر اخلاقي بازمي دارد. آن انحطاطي که هر روز در صفحه حوادث روزنامهها ميخوانيم و حسرت ميخوريم که چرا براي برخوردهاي خود و حل مشکلات موجود با ديگران راه منطقي و درست انتخاب نميکنيم. آن همسرکشي ها، آن اسيد پاشيدنها و فرزند آزاري ها، بازتاب نکوهيده همان رذيلتهاي اخلاقي است که از همه قابل انتقادتر برخورد ناصواب بعضي از مسئولان و هتک حرمت نسبت به هم است که چون از فرهنگ ثانوي شغلي و مسندنشيني خود نزول ميکنند.
اين حقيقت فرهنگ اوليه ظاهر ميشود که روزهاي گذشته شنيديم و تاثر و تاسف همگان هنوز باقي است و آن برخوردها نه با پادرمياني خيرخواهانه بلکه گاهي با درج و نقد خبر و حمايت آن چناني و غيرحقوقي نميخواهد ختم به خير شود! در حالي که قرآن کريم و سيره رسول اکرم (ص) و امامان همام (ع) و روايات عبرت آموز آنان راه تعالي را به ما نموده و گذشت و فروتني و حق شناسي و وفاي به عهد و نيک کرداري را در برابر بديها آموخته است. به اميد تعامل فرهنگ اوليه با فرهنگ ثانويه نه تقابل آن.
تهران امروز
«... تا شانه نحيفي خرد نشود» عنوان يادداشت روز روزنامه تهران امروز به قلم عليرضا دبير است كه در آن ميخوانيد:
آن ساعتهايي كه ترافيك محدوده پل ابوسعيد دچار گره كور ميشد، مردم كلافه و نگران راهي براي فرار پيدا نميكردند و تمام محاسبات زماني روزشان به هم ميخورد حتما به اين فكر نميكردند كه اين پل ناتمام كجاي جغرافياي سياسي اين مرز و بوم قرار دارد!
آن زمان هم كه برف ميباريد و برخلاف عادت، طبيعت شهر در پاييز دچار يخبندان ميشد، كارگران با حرارت دهانشان دستها را گرم ميكردند و در اوج بالا گرفتن مسائلي چون آلودگي هوا، خشت روي خشت ميگذاشتند باز حتما كسي در انديشه سياستورزي و خداي نكرده سياستبازي نبود.
باري روي زمين افتاده بود كه نتيجهاش روي زمين ماندن بار مردم بود. ترافيك به سختي در هم تنيده ميشد و دندان هم قادر به باز كردنش نبود. خاطرات هميشگي اين درهم فشردگي را همكاران من در شورا و شهرداري حتما بيش از ديگران به خاطر دارند. آنها كه مسير هر روزشان خيابان بهشت بود و ميديدند كه فاصله چند ده متري يك زيرگذر تا اين محدوده با چه مرارتي سپري ميگشت.
امروز راهي ديگر گشوده شده به نشانه آن قول كه ديگر راهي در تهران بسته نميماند، باري از دوش مردمان برداشته شده به بركت آن دستهايي كه كار ميكنند نه بازي، سنگي از سر راه برداشته شده به حرمت شانههايي كه زير فشار تاب و تحمل ميآورند تا شانه نحيف كس ديگري خرد نشود.
افتتاح پل تقاطع ابوسعيد و وحدت اسلامي اتفاقي نيك و فرخنده است خصوصا اگر اين پيشبيني هم درست از آب درآيد كه: با افتتاح اين پل ديگر توقف ترافيكي در اين مسير نداشته باشيم و به هر ميزان كه از زيرگذر حسنآباد خودرو حركت كند اين سازه كشش لازم را براي مواجهه با آن داشته باشد.
حمايت
«سوزاندن فرصتها» عنوان يادداشت روز روزنامه حمايت است كه در آن ميخوانيد:
در روزهاي اخير فلسطين شاهد تحولاتي جديد بوده است كه در طول 15 ماه گذشته نظير آن مشاهده شده است. هفته گذشته در اوج مخالفت مردم و گروههاي فلسطيني ، نماينده تشكيلات خودگردان با نماينده رژيم صهيونيستي در اردن ديدار كردند. اين ديدار به بهانه آغاز روند صلح خاورميانه در حالي برگزار شد كه برخي منابع خبري از ديدار ابومازن رئيس تشكيلات خودگردان با پرز رئيس صهيونيستها در 16 فوريه خبر دادند.
هرچند كه بانيان اين نشستها بر اين ادعايند كه تحركات آنها در چارچوب صلح خاورميانه و كمك به مردم فلسطين بوده اما بررسي روند تحولات فلسطين و منطقه حكايت از حقيقتي ديگر دارد و آن فرصت سوزيهاي بسياري است كه در اين مذاكرات در قبال فلسطين صورت گرفته است چرا كه اولا در روزهاي پيش از برگزاري اين نشست، گروههاي فلسطين از جمله حماس و فتح براي تشكيل دولت وحدت ملي و پايان دادن نهايي به چالشهاي پيش روي به توافق رسيدند.
توافقي كه ميتواند قدرت مقاومت در برابر دشمنان را افزايش داده و گامي باشد براي تحقق حقوق ملت فلسطين. برگزاري مذاكرات سازش عملا اين فرصت را از ميان برده و عملا كاركردي به نفع صهيونيستها شده كه روند آشتي ملي را مغاير با اشغالگري خود ميدانند. ثانيا صهيونيستها در ماههاي اخير به دليل بيداري اسلامي منطقه، اعتراضهاي جهاني به اين رژيم و نيز بحرانهاي داخلي در انزواي شديد قرار گرفته است.
رويكرد تشكيلات خودگردان به روند سازش فرصت براي صهيونيستها است تا ضمن سرپوش نهادن بر اشغالگريها و جناياتشان، در مسير خروج از انزواي جهاني قرار گيرند. آنها ادعاي حركت در مسير صلح و ثبات در منطقه را مطرح ميكنند تا با اين بهانه از انزوا خارج گردند.
ثالثا، با اوج گيري بيداري اسلامي در منطقه گرايشات ملتها به حمايت از فلسطين ابعاد گستردهتري به خود گرفته كه نمود آن را در سفر دورهاي هنيه نخست وزير مردمي فلسطين به تركيه، تونس، مصر ميتوان مشاهده كرد. در صحنه بينالملل نيز ملتها حركتهاي بسياري در حمايت از فلسطين داشتهاند به گونهاي كه حتي يكي از اركان شعارهاي جنبش ضد وال استريت در آمريكا را ضديت با صهيونيستها تشكيل ميدهد. رويكرد تشكيلات خودگردان به سازش به نوعي تضعيف جايگاه مقاومتي فلسطينيها در ميان ملتهاي منطقهاي و فرامنطقهاي است كه تهديدي براي حمايت جهاني از فلسطين است.
صهيونيستها برآنند تا چنان وانمود سازند كه خواستههاي فلسطينيها براي مقداري آب و نان است كه در مذاكرات رفع ميگردد لذا دليلي براي بينالمللي شدن مساله فلسطين وجود ندارد. آغاز مذاكرات در حالي كه صهيونيستها حتي لغو شهرك بازي را اجرا نكردهاند پيامدهاي سنگيني براي فلسطين دارد.
در جمع بندي كلي از آنچه ذكر شد ميتوان گفت رويكرد تشكيلات خودگردان و اردن به روند سازش نه تنها دستاوردي براي فلسطين ندارد بلكه با نابود ساختن فرصتهاي موجود، ميتواند پيامدهاي منفي بسياري براي فلسطين به همراه داشته باشد در حالي كه ادامه مقاومت و خودداري از سازش ميتوانست دستاوردهاي بسياري براي فلسطين به همراه داشته باشد.
آفرينش
«آرامش نياز جامعه امروز» عنوان سرمقاله روزنامه آفرينش به قلم حميدرضا عسگري است كه در آن ميخوانيد:
ارزنده ترين و مهمترين نياز بشر از ابتدا تا کنون مولفه " آرامش" بوده است. اين مولفه حالتي کلي است که در برگيرنده شرايط سياسي، اقتصادي و اجتماعي است که حکومتها همگي در جهت دست يابي به آن هستند و ميزان موفقيت آنها در اين امر بسته به ميزان رضايت مردم جامعه از وضعيت زندگيشان ميباشد. مسلما هيچ گاه نميتوان انتظار داشت که آرامش در تمامي جنبهها به يک جامعه حکمفرما شود. اما ميزان کاهش فشارها براي رسيدن به نقطه ايده آل بسيار مهم است. در حال حاضر کشورما به سبب افزايش فشارها از سوي کشورهاي غربي از آرامش قابل قبولي در عرصههاي سياسي و اقتصادي برخوردار نيست. عدم آرامش مناسب در اين عرصهها سبب برهم ريختگي اجتماعي نيز گرديده است. افزايش جرائمي چون دزدي، خفت گيري، کيف قاپي، فروش موادمخدر و... همگي از نابساماني وضعيت زندگي مردم نشأت ميگيرد.
بروز آشفتگيها در بازار ارز و طلا آن هم در زماني که بازارهاي جهاني به سبب تعطيلات سال نو تعطيل ميباشد نشان از اين دارد که يک نگراني و علت رواني پشت اين قضيه نهفته است. مردم آرامش و ثبات اقتصادي را در جامعه احساس نميکنند و نسبت به آينده نگراني دارند. بروز حوادثي همچون فساد مالي اخير نيز عاملي مزيد بر علت شده تا اعتماد مردم نسبت به وضعيت نظام اقتصادي کشور دچار چالش گردد. لذا هرکسي با اندک سرمايهاي که در دست دارد به فکر کسب سود بيشتر افتاده است و اين ميشود که امروز شاهد آن هستيم. هم اما در مورد وضعيت سياسي هم نگرانيهايي به سبب عدم ثبات و آرامش احساس ميشود. ايجاد تنشهاي بيهوده و جبهه گيريهاي گروهي و شخصي سبب شده تا انسجام و وحدت سياسي کشور دچار اختلال گردد. البته تمام اين تنشها به سبب عدم رعايت قانون حاصل شده است. اينکه افراد خود را مقابل قانون موظف ندانند و هدف خاص خود را پيگيري کنند، ضربات سنگيني بر وجهه سياسي کشور وارد کرده است. متاسفانه اين رويکرد خود محورانه افراد باعث درگيري سياسي ميان احزاب و گروههاي مختلف گرديده است.
درگيرهاي دولت و مجلس بر سر عدم تحويل به موقع بودجه براي تصويب و به تاخير افتادن بررسي بودجه براي سال آينده و درنظر گرفتن بودجه "دو دوازدهم" براي سال جديد، همه نشان از بي نظمي و بي برنامگي است که سراسر چالش را براي ما به همراه خواهد داشت.عدم هماهنگي ميان دولت و مجلس براي اجراي فاز دوم هدفمندي يارانهها باعث افزايش گمانه زنيها و دست يازيدن به اختلافات ميان سياسيون کشورشده است. يا درمورد انتخابات هم همينطور ميباشد.
سمت گيريهاي نادرست حزبي، تخريب شخصيتي زحمتکشان نظام و سياه نمايي کارنامه افراد نزد افکار عمومي، آن هم به سبب رسيدن به مناصب قدرت، امري ناشايست ميباشد که تاکنون حاصلي جز انشقاق و تفرقه ميان مردم و گروههاي سياسي به همراه نداشته است.در وضعيت کنوني که کشورمان در آن قرار گرفته، ضروري ترين نياز ما " آرامش" و ثبات در عرصههاي مختلف سياسي و اقتصادي ميباشد. نبايد فراموش کرد که آرامش و ثبات در کشور همانند يک حلقه به هم پيوسته ميباشد. لذا با اختلال دريکي از مولفهها ديگر اعضا هم دچار آسيب ميشوند که مهمترين نمود آن در عرصه اجتماعي حاصل ميشود. آسيبهاي اجتماعي به صورت مستقيم مردم را مورد هدف قرار ميدهد و آرامش آنان را سلب ميکند و از اعتماد آنها نسبت به مسولان سياسي و اقتصادي کشور کاسته خواهد شد. نبايد از پتانسيل مردم به عنوان مهمترين پشتوانه نظام اسلامي غافل شد.
فرهيختگان
«دانشگاه آزاد رونقبخش فرهنگ و اقتصاد کشور» عنوان سرمقاله روزنامه فرهيختگان به قلم بهمن اخوان است كه در آن ميخوانيد:
دانشگاه آزاد اسلامی بهعنوان بزرگترین دانشگاه حضوری جهان، از مهمترین دستاوردهای گرانقدر انقلاب اسلامی محسوب میشود که هماینک با تربیت یک میلیون و ۷۰۰ هزار نفر دانشجو و چهار میلیون نفر فارغالتحصیل، بار نیمی از آموزش عالی کشور را به دوش میکشد.
۳۰ سال پیش، این دانشگاه با کمک یک میلیون تومانی حضرت امام خمینی(ره)، حمایتهای آیتالله هاشمیرفسنجانی و مدیریت مدبرانه دکتر جاسبی، کار خود را آغاز کرد و پلههای پیشرفت و ترقی را پشتسر نهاده و روز به روز در حال رشد و تکامل است. با تاسیس دانشگاه آزاد اسلامی، سالیانه از خروج میلیونها دلار ارز از کشور جلوگیری شده است و دیگر خانوادهها دغدغه دوری فرزندانشان را ندارند چراکه این دانشگاه علم و دانش را همگانی کرد و به اقصی نقاط این مرز و بوم کشاند. با تاسیس دانشگاه آزاد اسلامی بسیاری از شهرستانهای محروم و نقاط دورافتاده، دچار تحولات مثبت اقتصادی و فرهنگی شدند و بیتردید میتوان گفت که رشد چشمگیری کردند. از بعد فرهنگی میتوان گفت تاسیس این دانشگاه، فرهنگها را به یکدیگر نزدیک کرده و رونق اقتصادی و فرهنگی به شهرها و شهرستانهای کوچک بخشیده است.
دانشگاه آزاد اسلامی برای انقلاب اسلامی مثمر ثمر بوده و تحولات شگرف عمیقی را در کشور ایجاد کرده است.
کسب رتبههای برتر در زمینههای علمی، پژوهشی، فرهنگی و ورزشی از سوی دانشگاه آزاد اسلامی نشان از مدیریت صحیح، برنامهریزی درست، حضور نیروهای کارآمد و تربیت دانشجویان نخبه و متخصص در این مجموعه آموزشی عالی دارد.
امروزه بیشتر انتقاداتی که به دانشگاه آزاد اسلامی وارد میشود از سوی کسانی است که هیچگونه شناختی از این مجموعه آموزش عالی ندارند. دانشجویان کشور، نخبگانی هستند که متعلق به نظام جمهوری اسلامی ایرانند و باید از سوی دولت حمایت شوند تا فشار زیادی به مردم و خانوادهها وارد نشود. بدیهی است حمایت دولت و مجلس از دانشجویان در رابطه با بحث شهریه میتواند، بار مالی زیادی را از دوش خانوادههای ایرانی بردارد.
در شرایط کنونی واردکردن دانشگاه آزاد اسلامی به مسائل حاشیهای ابداً به نفع مجموعه آموزش عالی کشور نیست و به هیچوجه عاقلانه نیست که در بحث مدیریت دانشگاه آزاد اسلامی، فردی یا سلیقهای برخورد شود.
نادیده گرفتن زحمات ۳۰ ساله دکتر جاسبی، ناسپاسی بزرگی است به مجموعه آموزش عالی کشور. بخش عظیمی از موفقیتهای دانشگاه آزاد اسلامی، مرهون ثبات مدیریت این مجموعه است. مدیران گمنام دانشگاه آزاد اسلامی به هیچوجه، دنبال پست و مقام و شهرت نبودهاند و همیشه مخلصانه برای پیشرفت و توسعه این مجموعه تلاش کردهاند. متاسفانه اخیرا دانشگاه آزاد اسلامی از سوی برخی از افراد مورد بیمهری و کملطفی قرار گرفته است و بهراحتی کارهای بزرگی که در این مجموعه صورت میپذیرد را زیر سوال میبرند. بهتر است این افراد به خود بیایند و به خدماتی که دکتر جاسبی به مجموعه آموزش عالی کشور کردهاند بیندیشند. دکتر جاسبی سرمایه فکری کشور و مغز متفکر دانشگاه آزاد اسلامی است که یقینا تجربههای وی در زمینه مدیریت دانشگاه آزاد اسلامی، میتواند به پیشرفت روزافزون این مجموعه کمک شایانی کند.
ابتكار
«سياستمداران وگاف هايشان» عنوان سرمقاله روزنامه ابتكار به قلم هادي وکيلي است كه در آن ميخوانيد:
گاف، اشتباه اجتماعي يا ديپلماتيک است که گاهي از زبان سياستمداران و سران کشورها سرميزند، سياستمداران و گافهايشان همواره با يکديگر همراه بودهاند و کمتر سياستمداري ديده شدهاست که در طول حيات حرفهاياش گاف ندادهباشد. انتخابات رياستجمهوري آمريکا، صحنه نمايش گاف سياستمداران آن کشور است؛ گاهي گاف يک سياستمدار روابط کشورش با کشور ديگري را تا مرحله بحران پيشبردهاست. گاف خانم رويال، نامزد رياستجمهوري فرانسه در حمايت از استقلال ِبک خشم مردم کانادا را برانگيخت؛ يا گافي که وزير بهداشت وقت ژاپن، مرتکب شد و زنان را ماشين جوجهکشي توصيف کرد، باعث ايجاد موجي از اعتراض و انتقاد در ميان زنان سراسر جهان شد.
ميزان گافهايي که در ديدارها و مذاکرات ديپلماتها بروز ميکند، قابل شمارش نيست؛ گافهاي سياستمداران تابهاندازهاي هست که در طول سال، دفتر خاطرات خبرنگاران کنجکاو را پر کند؛ تاحدي که برخي رجال سياسي در امر لغزشهاي طلايي و داشتن گاف شهره هستند. برلوسکني، نخستوزير سابق ايتاليا، از اين قماش است.
سخنان فيلابداهه جرجدبليو بوش، ريسجمهور سابق آمريکا نيز مملو از گاف بود، بهطوريکه اگر کسي گافهاي او را جمعآوري ميکرد، خود کتاب قطوري ميشد، البته بازار گاف در محافل سياسي آمريکا، هميشه داغ است.گاف يکي ديگر از نامزدهاي جمهوريخواهان آمريکا، براي رياستجمهوري سال دوهزار و دوازده، نشان داد که لابيهاي بانفوذ در اين کشور، افرادي ناآگاه را براي رياستجمهوري انتخاب ميکند.
ميشل باکمن، يکي از نامزدهاي رياستجمهوري در همايشي در آيووا، درباره تنشهاي کنوني بين کشورهاي غربي و بهويژه آمريکا با ايران، اظهار داشت که اگر وي اکنون رييسجمهور آمريکا بود، سفارتخانه آن کشور در تهران را تعطيل ميکرد؛ اين درحاليست که سالهاست سفارتخانه آمريکا در ايران بسته است!
انگلستان
سخنان گوردون براون نخستوزيروقت انگليس که به صورت ناخواسته پخش شده بود بحثبرانگيز شد؛ براون مجبور شد بابت”خشک مغز” خواندن يك طرفدار حزب کارگر عذرخواهي کند؛ ولي او تنها سياستمداري نيست که چنين اشتباهي مرتکب شده است. جان ميجر- در سال ميلادي در بحبوحه جدال شديد در درون حزب محافظهکار انگليس بر سر روابط اين کشور با اتحاديه اروپا، جان ميجر، نخستوزير وقت خشم خود از سه وزير کابينه را در پايان مصاحبهاي تلويزيوني بروز داد. وي که به سياستمداري ملايم معروف بود در پايان اين مصاحبه متوجه نبود که هنوز ميکروفونها باز هستند و در کمال تعجب همگان اين سه وزير را"حرامزادههايي لايق به صليب کشيدن" توصيف کرد. ميجر در ادامه در مورد عملکرد خود به عنوان نخستوزير گفت که چگونه آدم وارفتهاي مثل من ميتواند در همه زمينهها پيروز شود. پرنس چارلز- وليعهد انگليس در مصاحبهاي در سال ميلادي در مورد خبرنگار امور سلطنتي پايگاه خبري بيبيسي گفت: اين مرتيکه لعنتي را واقعا نميتوانم تحمل کنم. منظورم اين است که او واقعا افتضاح است. واقعا ميگويم. جانشين تخت و تاج پادشاهي انگليس اين جملات را بدون آنکه بداند ميکروفونها باز هستند، گفت و فيلم آن ضبط شد.
آمريکا
درسخنان جورج بوش، رئيسجمهوري پيشين آمريکا نيز نمونههاي فراواني از اين دسته گل به آب دادنها وجود دارد، ولي شايد يکي از بهترين نمونههاي آن لحظه استقبال از توني بلر، نخستوزير وقت انگليس در اجلاس سران گروه هشت 8 بود که اين عبارت را در تاريخ حک کرد:”هي بلر، اوضاعات چطوره؟” اين قطعه فيلم کاملا واضح نيست و برخي منکر ميشوند که بوش اين کلمات را بيان کرده است اما در ادامه اين مکالمه رئيسجمهوري وقت آمريکا در مورد اعمال فشار به سوريه براي متوقف کردن حملات حزبالله به اسرائيل صحبت کرده و ميگويد:”نکته اين است که کاري که آنها بايد انجام دهند راضي کردن سوريه است که حزبالله از اين کثافتکاريها دست بردارد.” در همين لحظات توني بلر که در مقابل دوربين رسانهها هوشياري فوقالعادهاي داشت، متوجه خرابکاري جورج بوش ميشود و ميکروفونها را قطع ميکند. دسته گل ديگر رئيسجمهوري پيشين آمريکا در دوران کارزار انتخاباتي در سال ميلادي اتفاق افتاد. بوش بدون آنکه بداند صدايش ضبط ميشود در حمله به يکي از خبرنگاران سرشناس روزنامه نيويورک تايمز گفت: او"يک عوضي درجه يک است." سپس ديک چني، معاون رئيسجمهوري در پاسخ به او ميگويد: «آره يکي از اون اصليهاشه.» جورج بوش بعدها خيلي ساده انتقادها در اين مورد را رد کرد و گفت: من يک آدم صريحاللهجه هستم و هر چه که به نظرم برسد ميگويم. رونالد ريگان-رئيسجمهوري اسبق آمريکا که به فردي شوخ و اهل تمسخر معروف بود، در لحظات آماده شدن براي يکي از سخنرانيهاي راديويي خود در سال ميلادي، گفت: ملت شريف آمريکا، امروز در نهايت مسرت به شما اعلام ميکنم که با تصويب فرمان جديد، روسيه را براي هميشه حذف خواهيم کرد. ما بمباران روسيه را ظرف پنج دقيقه آينده آغاز خواهيم کرد. جسي جکسون-در سال ميلادي نيز جسي جکسون، از رهبران سرشناس حقوق مدني سياهپوستان آمريکا مجبور شد از گفتههاي خود در مورد اوباما، رئيسجمهوري کنوني آمريکا که در آن زمان از کانديداهاي حزب دموکرات براي انتخابات رياستجمهوري بود، عذرخواهي کند. جکسون پيش از شروع برنامه تلويزيوني در حاليکه ميکروفونها باز بودند با يکي ديگر از ميهمانان اين برنامه در مورد تاکيد باراک اوباما بر اهميت اخلاقيات براي سياهپوستان صحبت ميکرد. وي با حرارت ميگفت، مشکل نه اخلاقيات و مذهب بلکه بيکاري، اقتصاد و گسترش جرايم است. اين باراک به شکل تحقيرآميزي در مورد اعتقادات مذهبي خود با سياهپوستان حرف ميزند.
دنياي اقتصاد
«شرايط تثبيت بازار ارز» عنوان سرمقاله روزنامه دنياي اقتصاد به قلم محمدصادق جنان صفت است كه در آن ميخوانيد:
بازار ارز ايران روزهاي تاريخي را سپري ميكند. چند ويژگي بازار ارز در روزهاي گذشته را ميتوان تشخيص داد: كاهش ارزش ريال ايران نسبت به ارزهاي معتبر با شدتي قابل اعتنا مهمترين اين رويدادها بود.
سردرگمي تصميمسازان اقتصادي و مجادله سياسي ميان برخي اقتصاددانان مجلس و دولت از ديگر ويژگيهاي روزهاي گذشته بود. در چنين وضعي بود كه برخي تصميمهاي مهم در حوزه سياسي – اقتصادي اتخاذ و شرايط را از التهاب به سوي ابهام كشاند. رييس بانك مركزي ايران كه بالاترين مقام اجرايي و سياستگذاري در بازار ارز است، در روزهاي سپري شده برخي نكات را يادآور شده كه محل اعتناست و بايد به آن توجه كرد.
محمود بهمني، رييس كل بانك مركزي ضمن تكرار وعدههاي قبلي مبني بر اينكه قيمت ارزهاي معتبر كاهش مييابد، اما حرف تازهاي نيز بر زبان آورد. او براي نخستين بار به آنچه كارشناسان و اقتصاددانان بارها بيان كرده و توصيه ميكردند كه بازار ارز بايد تثبيت شود، نزديك شد. بهمني به اين نتيجه رسيده است كه جلوگيري از ايجاد التهاب و تنش در بازار ارز و اتخاذ سياستهاي تثبيت كننده در حال حاضر حتي از كاهش نرخ برابري ارزها در برابر ريال اهميت بيشتري دارد.
اگر وي و ساير مسوولان دولتي به اين باور رسيده باشند كه ارادهگرايي و ديكته به بازار ارز حتما به نتايج دلخواه آنها منجر نميشود، گام بزرگي برداشته شده است. در اين صورت ديگر لزومي ندارد كه يك مقام ارشد دولتي، رسانهها و نهادهاي خصوصي و برخي نمايندگان را متهم كند كه آنها موجب افزايش قيمت ارزهاي معتبر شدهاند. روزهاي نه چندان روشن در بازار ارز را ديده و شاهد پيامدهاي منفي آن بر شهروندان بودهايم، اما باقيماندن در گذشته دردي را دوا نميكند و باري از اندوه و حسرت نميكاهد و بايد به آينده نگاه كرد و بازار ارز را به آرامش واقعي رساند. در اين صورت چه بايد كرد؟
دانش اقتصاد و تجربه جامعه بشري نشان ميدهد كه به لحاظ تكنيكي و سياستهاي اقتصادي برگرداندن آرامش به بازار ارز كار دشواري نيست و براي ايجاد تعادل در آن ميتوان از دانش و تجربه انباشت شده استفاده كرد. آنچه اما ميماند و بسيار دشوار و سخت است، متقاعد شدن مسوولان سياسي – اقتصادي براي استفاده از اين تجربه و دانش بشري است. واقعيت اين است كه مقامهاي مسوول ايران در دولت و بانك مركزي آرزوهايي در حوزههاي گوناگون دارند و ميخواهند بخشي از آرزوهايشان را با استفاده از جادوي ارز به دست آورند.
به طور مثال ميخواهند شهروندان چشم و گوش خود را در برابر تغييرات نرخ ارز بسته و تقاضايي براي خريد ارز نداشته باشند يا اينكه بازار كالا را با ارزي كه به طور نسبي و با دستكاري ارزان شده است، متعادل و قيمتها را در اندازهاي كه ميخواهند به تعادل برسانند. رييس كل بانك مركزي نيك ميداند اين آرزوهاي بزرگي است كهاندام و جسم بازار ارز توانايي حمل آن را ندارد و نميتوان به شهروندان اندرز داد كه ارز نخواهيد يا به طرف عرضه دستور داد كه از ظرف تواناييهايش خارج شود. روزهاي آرامش در بازار ارز زماني ميرسد كه همه متغيرهاي تاثيرگذار بر نرخ دلار با اين بازار سازگار شوند.
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


