چاشنی جدید برای باروت اعتراضات؛
بحران بیکاری غرب؛ آیا فرصتی برای ایران؟
ریاضت اقتصادی از این روی که هزینههای دولت را کاهش میدهد، مستقیم و غیر مستقیم بیکاری را دامن میزند و در شرایطی که موج اعتراضات با ماهیت اقتصادی، آمریکا و اروپا را فراگرفته است، میتواند سبب افزایش نارضایتیها شود. اروپاییها تنها راه برون رفت خود از این بحران را افزایش قراردادهای خارجی جدید برای بخش خصوصی میبینند.
سرویس اقتصادی ـ پس از بروز بحران در اقتصاد آمریکا و سرایت آن به دیگر مناطق جهان، از جمله کشورهای غربی وابسته به اقتصاد امریکا، در ماههای اخیر بحران جدیدی علاوه بر بحران مسکن، دامنگیر اقتصادهای اروپایی و آمریکایی شده است.
به گزارش «تابناک»، در ماههای اخیر و با توجه به رویکردی که بیشتر دولتمردان غربی با نام ریاضت اقتصادی در پی گرفتهاند، میتوان گفت بیکاری در این کشورها به شدت افزایش یافته و به یک بحران تبدیل شده است.
چرا ریاضت اقتصادی بیکاری را دامن میزند؟
ریاضت اقتصادی از این روی که هزینههای دولت را کاهش میدهد، مستقیم سبب اخراج برخی کارگران یا کارمندان از بخش دولتی و غیر مستقیم با کاهش سفارشهای دولتی برای بخش خصوصی، سبب کاهش رونق کسب و کار و به دنبال آن، کاهش مشاغل در این بخش میشود.
در همین باره، وزارت کار آمریکا اعلام کرد، نرخ بیکاری این کشور در ماه اکتبر به ۹ درصد رسیده و پنج ایالت در این مدت با افزایش بیکاری روبهرو شدهاند.
بنابراین، ایالت نوادا برای هفدهمین ماه پیاپی، بالاترین نرخ بیکاری را در میان ایالتهای آمریکا در اختیار دارد. نرخ بیکاری این ایالت به بیش از 13.4 درصد رسیده است. همچنین ایالتهای «هاوایی»، «ایلینویس»، «ایندیانا»، «لوییزیانا» و «اوکلاهما»، ایالتهایی هستند که نرخ بیکاری آنها در این مدت افزایش داشته است.
این در حالی است که روز پنجشنبه، بانک مرکزی یونان اعلام کرده است، نیم میلیون یونانی در خانوادههایی زندگی میکنند که همه اعضای خانواده آنها بیکار هستند و هیچ گونه درآمدی ندارند. آمار بانک مرکزی یونان، نشان میدهد شمار کسانی که هیچ گونه درآمدی ندارند، از نه و هشت دهم درصد در سال 2010 به دوازده و نه دهم درصد در حال حاضر افزایش یافته است.
اما اسپانیا کشوری است که در حال تجربه کردن بالاترین نرخ بیکاری در میان کشورهای اروپایی است و نرخ بیکاری در آن هم اکنون به بالای 21 درصد رسیده و بسیاری از افراد کم درآمد و بیکار، امیدوارند پس از آغاز کار دولت جدید این کشور به رهبری محافظهکاران میانه روی حزب مردم، فرصتهای شغلی بهتری داشته باشند.
در این میان، کشورهای دیگر مانند «ایرلند» و «پرتغال» نیز در حال تجربه نرخ بالایی از بیکاری است که با وجود این، هماکنون بحران بیکاری به بزرگترین مشکل دنیای غرب تبدیل شده است.
بحران بیکاری چاشنی جدیدی برای باروت اعتراضات
این بحران بیکاری بیش از مضرات و پیامدهای اقتصادیاش، در شرایطی که موج اعتراضات با ماهیت اقتصادی، آمریکا و اروپا را فراگرفته است، میتواند سبب افزایش نارضایتیها و در نتیجه شدت گرفتن امواج اعتراضی شود.
گفتنی است، در هفته گذشته، جنبش اشغال در انگلستان سومین مرکز سازماندهی و تجمع خود را نیز به تصرف درآورده و نام بانک ایدهها بر آن گذاشت. این در حالی است که ایتالیا و اسپانیا نیز دور جدیدی از اعتراضات را دنبال میکنند، به گونهای که نخستین تظاهرات گسترده در ایتالیا پس از استقرار دولت جدید مونتی، دقیقا فردای تشکیل نخستین نشست هیأت دولت برگزار شد.
همچنین موج اعتراضات یونان به اشغال چند نیروگاه توسط کارگران اخراج شده، منجر گشت و البته جنبش اشغال وال استریت که سرچشمه همه این اعتراضات است نیز در آمریکا با شدت هر چه تمامتر در برابر افزایش خشونتهای پلیس تداوم دارد.
تهدید اروپایی یا فرصت ایرانی؟
ذکر این مهم لازم است که اروپاییها، تنها راه برون رفت خود از این بحران را افزایش قراردادهای خارجی بخش خصوصی میبینند، زیرا فضای موجود کسب و کار در این کشورها، قابلیت خلق فرصتهای جدید برای بخش خصوصی را ندارد و دقیقا از همین روست که در اوج افزایش ادعاهای تحریم اروپاییان برای ایران، شرکتهای اروپایی، تمایل بیشتری برای قراردادهای سرمایهگذاری در نفت و گاز ایران را پیدا کردهاند و این مسأله در صورت برخورد نادرست با منطق اقتصادی از سوی دولتهای اروپایی، میتواند به دور زدن تحریمها ـ اما این بار توسط خود شرکتهای بزرگ ـ برای تداوم بقا و عبور از بحران اقتصادی منجر شود؛ چیزی که در سالهای پایانی دهه هفتاد و اوج تحریم شرکتهای نفتی علیه ایران توسط توتال فرانسه رقم خورد و پس از احیای اقتصادی این شرکت، موج روی آوردن دیگر اروپاییها را با خود به همراه داشت.
البته این دیپلماسی اقتصادی مسئولین ایرانی و درایت سودجویانه اروپاییهاست که از دو جهت گوناگون میتواند تعیین کننده سرانجام این پدیده با ماهیت دوگانه تهدید ـ فرصت باشد؛ بنابراین، امید است مسئولین ایرانی با در پیش گرفتن دیپلماسی درست، به بهرهبرداری هر چه بیشتر از این فرصت پیش آمده در افزایش جذب سرمایهگذاری خارجی از قارهای بپردازند که این روزها برای جذب قراردادهای جدید، انگیزه بسیاری دارد.
به گزارش «تابناک»، در ماههای اخیر و با توجه به رویکردی که بیشتر دولتمردان غربی با نام ریاضت اقتصادی در پی گرفتهاند، میتوان گفت بیکاری در این کشورها به شدت افزایش یافته و به یک بحران تبدیل شده است.
چرا ریاضت اقتصادی بیکاری را دامن میزند؟
ریاضت اقتصادی از این روی که هزینههای دولت را کاهش میدهد، مستقیم سبب اخراج برخی کارگران یا کارمندان از بخش دولتی و غیر مستقیم با کاهش سفارشهای دولتی برای بخش خصوصی، سبب کاهش رونق کسب و کار و به دنبال آن، کاهش مشاغل در این بخش میشود.
در همین باره، وزارت کار آمریکا اعلام کرد، نرخ بیکاری این کشور در ماه اکتبر به ۹ درصد رسیده و پنج ایالت در این مدت با افزایش بیکاری روبهرو شدهاند.
بنابراین، ایالت نوادا برای هفدهمین ماه پیاپی، بالاترین نرخ بیکاری را در میان ایالتهای آمریکا در اختیار دارد. نرخ بیکاری این ایالت به بیش از 13.4 درصد رسیده است. همچنین ایالتهای «هاوایی»، «ایلینویس»، «ایندیانا»، «لوییزیانا» و «اوکلاهما»، ایالتهایی هستند که نرخ بیکاری آنها در این مدت افزایش داشته است.
این در حالی است که روز پنجشنبه، بانک مرکزی یونان اعلام کرده است، نیم میلیون یونانی در خانوادههایی زندگی میکنند که همه اعضای خانواده آنها بیکار هستند و هیچ گونه درآمدی ندارند. آمار بانک مرکزی یونان، نشان میدهد شمار کسانی که هیچ گونه درآمدی ندارند، از نه و هشت دهم درصد در سال 2010 به دوازده و نه دهم درصد در حال حاضر افزایش یافته است.
اما اسپانیا کشوری است که در حال تجربه کردن بالاترین نرخ بیکاری در میان کشورهای اروپایی است و نرخ بیکاری در آن هم اکنون به بالای 21 درصد رسیده و بسیاری از افراد کم درآمد و بیکار، امیدوارند پس از آغاز کار دولت جدید این کشور به رهبری محافظهکاران میانه روی حزب مردم، فرصتهای شغلی بهتری داشته باشند.
در این میان، کشورهای دیگر مانند «ایرلند» و «پرتغال» نیز در حال تجربه نرخ بالایی از بیکاری است که با وجود این، هماکنون بحران بیکاری به بزرگترین مشکل دنیای غرب تبدیل شده است.
بحران بیکاری چاشنی جدیدی برای باروت اعتراضات
این بحران بیکاری بیش از مضرات و پیامدهای اقتصادیاش، در شرایطی که موج اعتراضات با ماهیت اقتصادی، آمریکا و اروپا را فراگرفته است، میتواند سبب افزایش نارضایتیها و در نتیجه شدت گرفتن امواج اعتراضی شود.
گفتنی است، در هفته گذشته، جنبش اشغال در انگلستان سومین مرکز سازماندهی و تجمع خود را نیز به تصرف درآورده و نام بانک ایدهها بر آن گذاشت. این در حالی است که ایتالیا و اسپانیا نیز دور جدیدی از اعتراضات را دنبال میکنند، به گونهای که نخستین تظاهرات گسترده در ایتالیا پس از استقرار دولت جدید مونتی، دقیقا فردای تشکیل نخستین نشست هیأت دولت برگزار شد.
همچنین موج اعتراضات یونان به اشغال چند نیروگاه توسط کارگران اخراج شده، منجر گشت و البته جنبش اشغال وال استریت که سرچشمه همه این اعتراضات است نیز در آمریکا با شدت هر چه تمامتر در برابر افزایش خشونتهای پلیس تداوم دارد.
تهدید اروپایی یا فرصت ایرانی؟
ذکر این مهم لازم است که اروپاییها، تنها راه برون رفت خود از این بحران را افزایش قراردادهای خارجی بخش خصوصی میبینند، زیرا فضای موجود کسب و کار در این کشورها، قابلیت خلق فرصتهای جدید برای بخش خصوصی را ندارد و دقیقا از همین روست که در اوج افزایش ادعاهای تحریم اروپاییان برای ایران، شرکتهای اروپایی، تمایل بیشتری برای قراردادهای سرمایهگذاری در نفت و گاز ایران را پیدا کردهاند و این مسأله در صورت برخورد نادرست با منطق اقتصادی از سوی دولتهای اروپایی، میتواند به دور زدن تحریمها ـ اما این بار توسط خود شرکتهای بزرگ ـ برای تداوم بقا و عبور از بحران اقتصادی منجر شود؛ چیزی که در سالهای پایانی دهه هفتاد و اوج تحریم شرکتهای نفتی علیه ایران توسط توتال فرانسه رقم خورد و پس از احیای اقتصادی این شرکت، موج روی آوردن دیگر اروپاییها را با خود به همراه داشت.
البته این دیپلماسی اقتصادی مسئولین ایرانی و درایت سودجویانه اروپاییهاست که از دو جهت گوناگون میتواند تعیین کننده سرانجام این پدیده با ماهیت دوگانه تهدید ـ فرصت باشد؛ بنابراین، امید است مسئولین ایرانی با در پیش گرفتن دیپلماسی درست، به بهرهبرداری هر چه بیشتر از این فرصت پیش آمده در افزایش جذب سرمایهگذاری خارجی از قارهای بپردازند که این روزها برای جذب قراردادهای جدید، انگیزه بسیاری دارد.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۲۲
اگر ایران تحریم اقتصادی نبود بهترین موقع برای نفوذ و خرید و شریک شدن در کارخانه ها مهم و استراتژیک غرب هم بود
روشی که با پنبه سر می برید و کارا تر و قوی تر از هر سلاح نظامی بود و در واقع همان سلاحی هست که غرب را به چین وابسته کرده
متاسفانه بدلیل استفاده از روش های قدیمی دهه حنگ حهانی اول و دوم توسط مفامات ما ،ایران بجای استفاده از این فرصتها و قوی تر شدن هر روز مثل ترکیه در حال ضعیف تر شدن هست.
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟




