جایگاه فقه حکومتی در نظام سازی مبتنی بر ولایت فقیه
«سابقه فقه سياسى در شيعه، سابقه زیادی است؛ ليكن يك چيز جديد است و آن، نظامسازى بر اساس اين فقه است؛ كه اين را امام بزرگوار ما انجام داد. قبل از ايشان كس ديگرى از اين ملتقطات فقه در ابواب مختلف، يك نظام به وجود نياورده بود. اول كسى كه در مقام نظر و در مقام عمل ـ توأماً ـ يك نظام ايجاد كرد، امام بزرگوار ما بود؛ كه مردمسالارى دينى را مطرح كرد، مسئله ولايت فقيه را مطرح كرد.
بر اساس اين مبنا، نظام اسلامى بر سر پا شد. اين، اولين تجربه هم هست. چنين تجربهاى را ما در تاريخ نداريم؛ نه در دوران صفويه داريم، نه در دورههاى ديگر ... نظامسازى ـ كه گفتيم امام بزرگوار ما بر اساس مبانى فقهى، نظامسازى كرد ـ يك امر دفعى و يكباره نيست؛ معنايش اين نيست كه ما يك نظامى را بر اساس فقه كشف كرديم و استدلال كرديم و اين را گذاشتيم وسط، و اين تمام شد؛ نه، اينجورى نيست. نظامسازى يك امر جارى است؛ روزبهروز بايستى تكميل شود، تتميم شود.
ممكن است يك جایى اشتباه كرده باشيم، اما مهم اين است كه ما بر اساس اين اشتباه، خودمان را تصحيح كنيم، خودمان را اصلاح كنيم؛ اين جزو متمم نظامسازى است. نه اينكه گذشته را خراب كنيم. اينكه ما ميگویيم نظامسازى جريان دارد، معنايش اين نيست كه هرچه را ساختيم و بنا كرديم، خراب كنيم؛ قانون اساسىمان را خراب كنيم، نظام حكومتى و دولتىمان را ضايع كنيم؛ نه، آنچه را كه ساختيم، حفظ كنيم، نواقصش را برطرف كنيم، آن را تكميل كنيم.
اين كار، يك كار لازمى است. من تصورم اين است كه بُعد مهمى از قيد اطلاق كه امام منضم كردند به ولايت فقيه ـ كه در قانون اساسىِ اول قيد «مطلقه» نبود؛ اين را امام اضافه كردند ـ ناظر به همين است؛ يعنى انعطافپذيرى. دستگاه ولايت - كه دستگاه عظيم ولايت، يعنى در واقع مجموعه آن دستگاههاى تصميمساز و تصميمگير كه در رأسش رهبرى قرار دارد؛ اما مجموعه، يك مجموعه است - بايد بتواند به طور دايم خودش را پيش ببرد، متحول كند؛ چون تحول جزو سنتهاى زندگى انسان و تاريخ بشرى است ... البته دشمنان، «ولايت مطلقه» را به معناى «استبداد» گرفتهاند؛ يعنى ميل فقيه عادل به صورت دلبخواه ... قضيه اين نيست. قضيه اين است كه يك حالت انعطافى در دست كليددار اصلى نظام وجود دارد كه ميتواند در آنجایى كه لازم است، مسير را تصحيح و اصلاح كند، بنا را ترميم كند ... در عين حال مسائل جديدى وجود دارد.
در زمينه اقتصاد، مسائل تازهاى وجود دارد. مثلاً ما بانكدارى اسلامى را به وجود آوردهايم. امروز مسائل تازهاى در زمينه پول و بانكدارى وجود دارد؛ اينها را بايستى حل كرد؛ بايد اينها را در بانكدارى اسلامى - بانكدارى بدون ربا - ديد. كى بايد اينها را انجام بدهد؟ فقه متكفل اين چيزهاست ... در قم بايد درسهاى خارجِ استدلالىِ قوىاى مخصوص فقه حكومتى وجود داشته باشد تا مسائل جديد حكومتى و چالشهائى را كه بر سر راه حكومت قرار ميگيرد و مسائل نو به نو را كه ه براى ما دارد پيش مىآيد، از لحاظ فقه مشخص كنند، روشن كنند، بحث كنند، بحثهاى متين فقه انجام بگيرد؛ بعد اين بحثها مىآيد دست روشنفكران و نخبگان گوناگون دانشگاه و غير دانشگاهى، اينها را به فرآوردههائى تبديل ميكنند كه براى افكار عموم، براى افكار دانشجويان، براى افكار ملتهاى ديگر قابل استفاده است. اين كار بايستى انجام بگيرد، ما اين را لازم داريم. محصول اين كاوشهاى عالمانه ميتواند در معرض استفاده ملتها و نخبگان ديگر كشورها هم قرار بگيرد» (امام خامنه ای ـ مد ظله العالی ـ 17/6/1390).
کلمات فوق بخشی از سخنان حکیمانه رهبر فرزانه انقلاب در دیدار اخیرشان با اعضای مجلس خبرگان رهبری است؛ سخنانی که به یک بیان ـ خصوصا با عنایت به فقیه بودن قاطبه مخاطبان ایشان در این جلسه و نیز آغاز دروس حوزههای علمیه در سراسر کشور ـ در حکم «نقشه راه حوزههای فقهی شیعه» در سال جدید تحصیلی است. علاوه بر این مطالبات ایشان از جریان عظیم و عمیق فقاهت در حکم نوعی حکم حکومتی تلویحی در راستای تئوری سازی روشمند جهت جریان منطقهای و بین المللی نظام ولایت اجتماعی اسلامی است؛ امری که اگر عمیق نگریسته شود، در حکم پرچمداری داهیانه نوعی گفتمان جدید جهت صدور تئوریک و ساختاری انقلاب کبیر اسلامی است. مسأله مهمی که غفلت از آن ثمرهای جز جایگزینی مدلهای ادارهای شرقی یا غربی التقاطی و لائیک در کشورهای اسلامی و مصادره انقلابهای اسلامی منطقهای از سوی کشورهای فرامنطقهای مکار و فرصت طلب نخواهد داشت.
جهت تحقق منویات معظمله به عنوان اوامر ولی اجتماعی دینی بر حوزههای علمیه و فقهای بزرگوار فرض است که در سال تحصیلی جدید به مسأله فقه حکومتی و جریان دین در سطح توسعه اهتمام شایستهای داشته باشند. البته باید به فرق فقه خرد و فقه کلان و توسعه در این مسیر توجه درخوری داشت. آنچه تا پيش از تحقق نظام اسلامی از فقه در اذهان اندیشمندان دینی بود، عمدتا مبتنی بر روابط فردی خرد شکل گرفته بود. اما با پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری یکی از برجستهترین فقهای تاریخ شیعه سطح دیگری از فقه در معرض دید همگان قرار گرفت که همان فقه اقامه و یا اسلام در مقام عمل اجتماعی بود. در این مرحله از تاریخ تکاملی معرفت دینی در دنیای اسلام در حوزههای علمیه شیعی افق جدیدی از فقه مطرح شد که همان فقه حکومتی و فقه توسعه جامع دین در همه عرصههای حیات فردی و اجتماعی و بین المللی انسان هاست.
روشن است که فقه حکومتی و فقه توسعه با فقه خرد مصطلح هم در موضوع شناسی و هم در ارزش گذاری و هم در نظام توصیفات تفاوت چشمگیری دارد، به ويژه با عنایت به تأثیر دو عنصر زمان و مکان در اجتهاد روشمند جواهری در این سیر تکاملی؛ روز به روز در عین حفظ جهتگیری ایمانی و یقین مقنن متعبدانه بر پویایی فقه شیعی در گذر از عرصه فردی به گستره حکومتی افزوده خواهد شد.
به بیان دقیقتر فقه حکومتی نیز اگر چه همچون فقه فردی مستند به منابع توصيفي، تكويني و ارزشي دینی است، به جهت عهده داری موضوع نظام سازی و ساختار پردازی حکومتی در راستای تكامل اجتماعی نسبت به فقه خرد فرق پيدا ميكند، زیرا فقیه در فقه خرد مصطلح اصلاً خود را مسئول تكامل اجتماعی نمیداند، ولی در فقه حکومتی فقیه اصلی ترین وظیفه خود را مشارکت در روند تكامل دینی اجتماعی و مدیریت تحولات اجتماعی و «حوادث واقعه» در راستای توسعه کلمه توحید در عرصه جهانی و عقب نشینی همواره جبهه کفر و نفاق بینالمللی تعریف میکند. فقه خرد هرگز نگاه جدی به نظام سازی ندارد، ولی فقه حکومتی اصلیترین هدف خود را نظام سازی عقلانی کارآمد مبتنی بر دین در تمام دنیای اسلام و تئوریزه کردن «مردم سالاری دینی» به عنوان نسخه نجات بخش امت اسلامی میداند.
اگر درست به دنیای اسلام در شرایط کنونی نگاه شود، عمق استراتژیک فرمایشات امام خامنه ای«مد ظله العالی» بیش از پیش فهم خواهد شد. باید واقعیت این قیامهایی را که خاستگاه اصلیشان نمازهای جمعه و جماعات مذهبی است، مد نظر گرفت. آنگاه آشکار میشود که امروز بیش از هر روز دیگری، چشم متفکران دین مدار دنیای اسلام به حوزههای علمیه شیعی است. امروز وظیفهای تاریخی بر عهده حوزههای علمیه این آب و خاک مقدس است، زیرا اگر انقلابهای دینی ـ مردمی مستضعفان در جای، جای دنیای اسلام تئوریزه و نظاممند نشود و شعور پایدار اجتماعی جهت تحقق شعارهای مردمی تولید نشود؛ قطعا با فروکش کردن شور انقلابها تمامی دستاوردهای به دست آمده از دست خواهد رفت و یا حتی در صورت فرصت طلبی مناسب دشمنان قسم خورده دنیای اسلام، در جهت عکس این اهداف و آرمانها و شعارها عمل خواهد کرد؛ مباد که چنین شود؛ مباد.


