فرصتطلبان از عدم وحدت اصولگرایان سود میبرند
"اسدالله بادامچیان" نماینده تهران، ری، اسلامشهر و شمیرانات و عضو کمیسیون شوراها و امور داخلی مجلس شورای اسلامی در گفتوگو با خانه ملت، درباره وحدت اصولگرایان، نحوه همکاری جبهه پایداری انقلاب اسلامی با مکانیزم وحدت ۷+۸، جایگاه روحانیت در عرصه سیاسی کشور، گفتمان سوم تیر ۸۴، حضور یا عدم حضور اصلاحطلبان در انتخابات مجلس نهم و ... به طور تفضیلی مطالبی را بیان کرد.
این عضو هیئت نظارت مجلس بر شورای اندوخته اسکناس و نماینده مردم در دور دوم مجلس شورای اسلامی که دکترای روابط بینالملل و کارشناسی ارشد علوم سیاسی دارد، در بخشی از سخنان خود تأکید کرد: مگر قرار است به یک فرد یا گروه سیاسی اصرار شود که تو را به خدا در صحنه انتخابات حضور پیدا کن، خواست میآید نخواست نمیآید چون برای شرکت در انتخابات نمیشود به کسی اجبار یا وی را از این کار منع کرد.
مشروح این مصاحبه را در ادامه میخوانید:
جبهه پایداری نیاید، حامیان رئیسجمهوری افرادی را در کمیته ۷+۸ جایگزین میکنند
بحث وحدت اصولگرایان در فضای سیاسی کشور از مدتها پیش به عنوان یک موضوع روز مطرح بوده است، به تازگیً شخصیتهای برجسته و محوری این جریان همچون آیتالله مهدوی کنی، حدادعادل و محمدرضا باهنر، گلایههایی را از نحوه همکاری جبهه پایداری انقلاب اسلامی با مکانیزم وحدت ۷+۸ مطرح کردند، چرا؟
اصولا اصولگرایان وحدت خود را دارند و الان با محوریت جامعتین و نقش آفرینی آیت الله مهدوی کنی و آیت الله یزدی مکانیزم وحدت ۷+۸ تثبیت شد و دیگر کسی در میان اصولگرایان نیست که این دو نهاد روحانی انقلابی را که امام (ره) پایهگذارشان بود، برای محوریت وحدت قبول نداشته باشد.
دو نفر از بزرگواران به نمایندگی از جبهه پایداری قرار بود به جمع سایر گروهها اضافه شوند که اگر تشریف بیاورند جایگاهشان محفوظ میماند و اگر در جلسات کمیته ۷+۸ شرکت نکنند ممکن است کسان دیگری که میگویند جزء طرفداران آقای محمود احمدینژاد هستند جایگزین آنها شوند و طیف حامیان رئیس جمهور را نمایندگی کنند چون در آن مجموعه بسیاری احترام گذار به جامعتین هستند و برای انتخابات مجلس نیز میخواهند وحدت اصولگرایان را حفظ کنند.
بنابراین اگر این دوستان نیایند افرادی از سوی حامیان احمدینژاد که بتوانند سایرین را نمایندگی کنند در جای آنها قرار میگیرند، با تفاسیر یاد شده پس بهتر است همان نمایندگان جبهه پایداری در جلسات ۷+۸ حضور یابند چون شورای مرکزی جبهه متحد اصولگرایان راه خود را ادامه میدهند و مشکلی از این بابت ندارند ضمن آنکه فرصت دیگری هم تا انتخابات مجلس نمانده که اعضا بخواهند وقت خودشان را صرف بحث و گفتوگو کنند. در ثانی آیت الله مهدوی کنی اهل گلایه نیستند بلکه اهل تذکرند.
شما در اجلاس موتلفه گفتید که اتحاد اصولگرایان بدون حضور روحانیت معنا ندارد خطاب شما به چه طیف یا گروه سیاسی از جریان اصولگرا بود؟
بحثم این است که در جمهوری اسلامی یکی از نهادهای مرجع روحانیت است بنابراین در ایران نهضتهای بدون روحانیت معمولاً سرانجامی ندارند. حتی غیر اصولگرایان هم تا یک روحانی برای خودشان تعیین نکنند خیلی کارشان به جایی نمیرسد مثلا جبهه پایداری انقلاب اسلامی توجه به آیت الله مصباح یزدی دارد یا حزب اعتماد ملی دنبال آقای کروبی میگشت یا اصلاح طلبان آقای خاتمی محوریت را دنبال میکردند.
اصولا در ایران گروههای بدون روحانیت نفوذی بین مردم ندارند، گاهی من به شوخی میگویم پیش از به دنیا آمدن باید در خدمت روحانیت باشیم چراکه پدر و مادر ما را آنها عقد میکنند و یکسال بعد از مرگ هم باید در خدمت روحانیت بمانیم چون در شب سال نیز یک روحانی در آن مراسم بالای منبر میرود.
پس شما خطابتان به طیف و گروه خاصی نبود یک مسئلهای را کلی عرض کردید؟
من اهل موضع گیری در قبال گروههای سیاسی نبودم و نیستم بلکه تحلیل، نقد و انتقادم را بیان میکنم.
اکنون صحبت شما در باره بیثمر بودن اتحاد اصولگرایان بدون حضور روحانیت، تحلیل بوده است یا هشدار و نقد؟
تحلیل بوده است.
گفتمان ۳ تیر متعلق به مردم و رهبری است؛ هیچ کس نمیتواند به پای خودش بگذارد
در بحث وحدت اصولگرایان، جبهه پایداری انقلاب اسلامی خود را میراث دار گفتمان سوم تیر ۸۴ میداند، سهم دیگر گروههای اصولگرا در بوجود آوردن، بسط و حفظ این گفتمان چه است که در پی آن حماسه انتخابات سال ۸۸ رخ داد که ۲۵ میلیون نفر به کاندیدای جریان اصولگرا رأی دادند؟
معتقدم اگر یک گروهی حتی اگر مؤتلفه اسلامی که جزء قویترین و پر سابقهترین گروههای سیاسی است بخواهد خودش را مطرح کند و دائم بگوید که فقط من همه این کارها را کردم، طبیعی است که مورد قبول ملت واقع نمیشود.
علت آن روشن است چون در پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی (ره) حتی گروههای مخالف و معاند انقلابیون هم تأثیر داشتند بالاخره جنایات و ظلمهای شاه باعث تهییج و تحریک مردم شد. با این تفاسیر گفتمان سوم تیر متعلق به مردم و مقام معظم رهبری است، بقیه افراد و گروهها در نظام امت و امامت، بخشی از گفتمان سوم تیر هستند.
بنابراین مردم صاحب انقلاب هستند و پشت سر ولایت فقیه همواره در صحنه حضور دارند کاری که مردم تحت تاثیر هدایت مقام معظم رهبری در سوم تیر۸۴ یا ۹ دی ۸۸ کردند هر گروهی به پای خودش بگذارد مردم نسبت به آن کم اعتقاد میشوند. ضمن این که هر کسی در اظهار نظر شخصی خود آزاد است فردی را اصولگرا بداند یا آن را خارج از مجموعه اصولگرایان توصیف کند اما شاخص اصلی برای تعیین اصولگرایی ولایت فقیه است.
یکی از مسائلی که در نحوه معرفی نمایندگان طیفهای اصولگرا به کمیته ۷+۸ همچنان مطرح است جایگزین شدن آقای منوچهر متکی به جای محمدنبی حبیبی دبیر کل موتلفه برای نمایندگی از طرف جبهه پیروان خط امام و رهبری در مکانیزم وحدت اصولگرایان است چطور این اتفاق افتاد؟
اتفاقی نبود. آقایان فرمودند چهار نفر را برگزینید تا از میان آنها دو نفر انتخاب شوند جبهه پیروان خط امام و رهبری میان افراد نامزد حضور در کمیته ۷+۸ رای گیری کرد که آقایان باهنر با ۱۱ رأی، حبیبی با ۱۰رأی، منوچهر متکی با ۱۰رأی و کوهکن با ۸ رأی انتخاب شدند و نامهای آنها به جامعتین اعلام شد.
اما آنها دو مرتبه نظر دادند که چون طیفهای دیگر نیز خودشان دو نماینده را انتخاب کردند، شما نیز همین کار را انجام دهید، در این وضعیت بین آقای حبیبی و متکی قرعه کشی شد که اسم آقای متکی درآمد و ایشان همراه آقای باهنر از طرف جبهه پیروان خط امام و رهبری عضو کمیته ۷+۸ شدند.
فرصتطلبان فاقد صلاحیت از عدم وحدت اصولگرایان سود میبرند
همه شخصیتهای اصولگرا برای نحوه حضور این جریان در انتخابات مجلس نهم تاکید بر وحدت دارند از تفرقه اصولگرایان چه کسانی سود میبرند؟
ضد انقلاب، استکبار جهانی، فرصت طلبان، سودجویان، قدرت طلبان، کسانی که دلشان لک زده است برای آن که نماینده بشوند، ولی میدانند صلاحیت و شایستگی احراز چنین جایگاهی را ندارند، از تفرقه اصولگرایان سود میبرند و آزرده خاطری آن هم متوجه مردم میشود.
کسی برای شرکت اصلاح طلبان در انتخابات قربان صدقه آنها نمیرود
چرا اعضای عضو جبهه پیروان خط امام و رهبری اینقدر اصرار دارند که اصلاح طلبان در انتخابات مجلس حضور داشته باشند؟
اصراری نیست مگر قرار است به یک فرد یا گروه سیاسی اصرار شود که تو را به خدا در صحنه انتخابات حضور پیدا کن، خواست میآید نخواست نمیآید چون برای شرکت در انتخابات نمیشود به کسی اجبار یا وی را از این کار منع کرد، بنابراین هر کس احساس مسئولیت و وظیفه کند در انتخابات حضور مییابد، کسی قربان صدقه دیگری برای حضور در انتخابات نمیرود.


