یک ماه با جعبه جادو؛
دستهای خالی و انتقاداتی که هیچگاه شنیده نمی شوند!
از خنثی بودن نقش ناظران تولید و مشاورین مذهبی که بگذریم، آیا معاونت سیما هیچ نظارتی بر تصویب طرحها ندارد که لااقل از سرگردانی این همه روح در شبکههای تلویزیونی آن هم در یک ماه جلوگیری کند؟/ شکی نیست که نیت مدیران سیما برای ماه مبارک رمضان، ایجاد یک فضای بکر و خلاقانه برای انتقال مفاهیم ناب معرفتی است اما به نظر میرسد «روزمرگی» و «سادهانگاری» باعث شده...
سرویس فرهنگی ـ رمضان امسال را می توان نمونهای کامل از کارنامه ضعیف رسانه ملی در بحث مجموعههای نمایشی دانست که نه تنها به لحاظ پرداخت غیر تخصصی به مضامین اعتقادی ایرادات اساسی داشت، بلکه مسئولان ریز و درشت رسانه ملی و برخی کارشناسان همیشه همراه تلویزیون را نیز به واکنش منفی واداشت.
به گزارش «تابناک»، مجموعههای نمایشی تلویزیون، امسال هرچند با شعار همیشگی «تدارک از یک سال قبل» روی آنتن رفت، به شکلی آشکار دستهای خالی تلویزیون را در رویارویی با یک برنامه روتین هر ساله نشان داد، به گونهای که مشخص شد غیر از مجموعه شبکه دو، باقی مجموعهها همچنان به سبک «کارگران مشغول کارند» در روزهای رمضانی تابستان در حال ضبط و تهیه است و کسی از پایان سریالها هم خبر ندارد!
«دعوای تهیهکننده و کارگردان» در مجموعه «سیامینروز»، «فیلمنامه 5خطی» برای مجموعه «سقوط یک فرشته»، « کارگردانی ضعیف و فیلمنامه کپیشده» برای «5 کیلومتر تا بهشت» و «بیربطی و کلیشه بودن» سریال «سهدونگ سهدونگ» مشکلات اساسی مجموعههای امسال سیما برای ماه مبارک رمضان بود.
شعار تکراری و مردمی که همه راضی هستند!
شاید در این نکته تردیدی نباشد که سرانجام به دلیل بهرهگیری از برخی بازیگران توانمند، شکل کارها مورد پسند بخشی از مخاطبان واقع شده، اما نکته اینجاست که مدیران رسانه ملی در نخستین اقدام خود پش از ماه مبارک، با پخش گزارشهای بیلان کاری از خود و دیدار با هنرمندان و تقدیر از ایشان، یک جمله طلایی و تکراری دارند: برای رضمان آینده از همین امروز برنامهریزی داریم! و ... از سوی دیگر، شبکههای گوناگون تلویزیونی را نگاه کنید؛ اخبار هم همین طور؛ سرشار از مصاحبههای مردمی هستند که دایم دارند از سریالهای تلویزیونی امسال تقدیر میکنند و بر این باورند، اگر این سریالها نبود، ماه رمضانشان اصلا به آخر نمیرسید و... در واقع رسانه ملی، خودش برای فرار به جلو، دست به دامن خودش می شود و به جای پذیرش نقاط ضعف ـ به ویژه در پیامها و مفاهیم ـ به دنبال ذائقهسازی و تلقین این نکته است که ما کارمان خطایی نداشت!
کسی به روی خودش هم نمیآورد که هنرمندان و دستاندرکاران سریالهای ماه «رمضان» برای تولید محتوای تأثیرگذار در این ماه، روزهای روزهداری را به خاطر فشار کار، روزه نگرفتند و توقع تاثیرگذاری بر مردم را هم داشتند! هیچ مدیری را هم پیدا نخواهید کرد که به خاطر مجموعه تولیدیاش، از مردم عذرخواهی کند، حتی به خاطر دیر رسیدن مجموعه، یا آببندی در روند سریال و هرچه...!
سوژههایی که سالهاست سوژه نیستند
به سوژه سريالهاي امسال و شبكههاي پخش كننده نگاه كنيد! تقريبا همه شان كپي كاري كارهاي قبلي است ولي چطور ميشود كه اين طرحها و فيلمنامهها از فيلتر «طرح و برنامه» رسانه ملي عبور ميكند و با بودجههاي هنگفت ساخته ميشوند؟ چطور ميشود كه سازندگان سريالها، تقريبا ثابت ميمانند و اتفاق نويي در سريال سازي ما نميافتد؟ چطور ميشود كه سوژههاي نو و طرحهاي بديع هرگز روي آنتن نميرود اما سوژههاي تكراري تا دلتان بخواهد در 7 شبكه تلويزيوني دیده ميشود؟ اصلا چطور می شود که در یک سال، سوژه سه سریال تلویزیون دقیقا بر مبنای «روح و خواب و وسوسه شیطان» باشد!
از خنثی بودن نقش ناظران تولید و مشاورین مذهبی که بگذریم، آیا معاونت سیما هیچ نظارتی بر تصویب طرحها ندارد که دستکم از سرگردانی این همه روح در شبکههای تلویزیونی آن هم در یک ماه جلوگیری کند؟ واقعا برای ماه مبارک مجموعه ساختن، اینقدر سخت است که همه از یک فرمول خاص استفاده میکنند یا پول درآوردن از رسانه ملی اینقدر ساده است که برخی دوستان به خوبی راهش را یاد گرفتهاند و یا اینکه رسانه ملی فاقد هر گونه کارشناس کاربلد است که بفهمد فضای سریالسازی مناسبتی در ماه رمضان به شدت افت کرده و به دلیل پر بودن آنتن تن به ساخته شدن هر چیزی ندهد؟
سقوط یک کارگردان
بهرام بهرامیان، کارگردان خوش ذوقی که سریال خوش ساخت «ساعت شنی» را در کارنامهاش دارد، با قبول ساخت سریال مناسبتی شبکه اول، عملا حیثیت هنری خود را زیر سوال برد. سریالی که به گفته عوامل سریال، کشش 8 قسمت بیشتر را نداشته و کارگردان در هر قسمت بنا به فضای موجود، با دکوپاژ و ترتیب دادن صحنهها و قصههایی بیربط، سریال را کش میداده تا قسمت نهایی و آخر کار.
افزون بر اینکه برای نخستین بار این سریال سه شب پخش نشد تا فرجه خوبی برای سازندگان آنلاین سریال باشد. مجموعهای که خوب آغاز و خوب شخصیت پردازی شد و خوب پیش رفت؛ اما نبود فیلمنامه، قصههای سرگردان و حدس جالب تماشاگر از قسمت هشتم یا دهم، برای پایان سریال، هیچ حرفی برای سازندگان باقی نگذاشت تا موسیقی درخشان «امیر توسلی» و بازیهای خوب برخی بازیگران این سریال از جمله داریوش کاردان، مسعود رایگان، شبنم مقدمی، فریبا کوثری و بازیگر نقش نیما هم به داد سریال نرسد و داد همه حتی خود صداوسیما از آببندی وحشتناک در این سریال درآید.

مجموعهای که باز هم خوشساخت بود و با زحمت تولید شده بود اما هیچ حرفی برای گفتن نداشت و در یک قسمت، بسان برق و باد، همه چیز به خوبی و خوشی در بی زمانی و بی مکانی، به پایان رسید. نیما خیلی راحت دستگیر شد، سارا یکباره به قرآن روی آورد، فاطمه از تصادف مرگبار نجات پیدا کرد، حاجبابا خوب خوب شد و روی دو پا ایستاد و پریچهر توبه کرد و... .
پایانبندی این مجموعه یک توهین آشکار به مخاطب فهیمی است که 29 شب خود را ملزم میکند تا ببیند چه پیامی قرار است، از دریچه شبکه ملی صداوسیما به او منتقل شود!
5 کیلومتر تا بنگاه!
علیرضا افخمی، با سریال امسالش نشان داد که تاجر خوبی است و به خوبی رگ خواب مدیران را به دست میگیرد. او با یک سوژه کاملا تکراری و کلیشهای که خودش هم قبلا به نوعی آن را در شبکهای دیگر ساخته بود به شبکه سوم آمده بود و گویا با مدیر این شبکه رفاقتی دیرینه هم دارد و متعاقبا برگ سبزی برای تولید سریال!
او به واقع در این مجموعه نشان داد که حتی بازی خوب بازیگران و یا برخی دیالوگهای حساب شده «سقوط یک فرشته» را هم نتوانسته در سریالش جای بدهد و این جدای گافهای فراوان فنی از لحاظ جلوههای ویژه بود. جلوههای ویژهای که در همان قسمتها نخست به خوبی سوژه طنزپردازان و منتقدان شد.

«5کیلومتر تا بهشت» بیشتر شبیه کارهای آماتوری افرادی بود که با ده دقیقه سریال در هر بخش سی دقیقه سریال روی آنتن میبرند و مجبورند برای مثال به پلیس آگاهی گیر بدهند و یک افسر وظیفه را به شکل یک نیروی کارنابلد برای مردم به تصویر بکشند.

این مجموعه نکته قابل تأمل دیگری هم در دل خود داشت و آن تکیه کامل به «خواب و رویا» بود! همان چیزی که شاید در هنگام پخش همین سریال یا پیش و پس از آن در سخنرانی علمایی که از همین صداوسیما پخش میشد، مورد تأکید قرار داشت و درباره تکیه به آن بسیار بحثها شده است. شبکه سوم سیما امسال نشان داد که با غرور داشتن مخاطب بالا، محتوای سریال را فراموش کرده و برایش هم کار خاصی انجام نداده است.
سیامین روز با طعم دعوا و نانوایی آقای جوان!
مجموعه تلویزیونی شبکه دوم سیما، هرچند با بحران مدیریت روبهرو بوده و در میانه راه، کارگردان خود را عوض کرده و گروه با کارگردان جدید به مشکل برخوردهاند و حتی در مصاحبههایی علیه هم موضع گرفتند که همه اینها نشان از مدیریت ضعیف سیما حکایت دارد، در یک رفتار مدیریتی تأملبرانگیز با زمان پخش نامناسب روبهرو شد. مجموعهای که با وجود ضعفهای ساختاری، به شدت نسبت به دو سریال دیگر، بهتر بود و مشکلات آنها را نداشت. فیلمنامه ناقص و فیلمبرداری تا دقیقه نود و آب بندی از نوع مرور سه قسمت در یک قسمت با ترفند پدرانه! و کش دار شدن خواب و پیدا نشدن جنازه و... .
در واقع، خود شبکه دوم سیما، به نوعی در کاهش مخاطب این سریال «پیشدستی» کرد و شاید ترس از ضعیف بودن و بالاگرفتن انتقادها باعث چنین رفتاری شد با این حال، موضوع این سریال نیز یک قصه کلیشهای بود که بهترین نمونه آن را سالها قبل بهروز افخمی در «روز فرشته» ساخته بود. بازیهای این سریال هم به شدت سطحی و روتین (هر کسی خودش باشد) از آب درآمده بود که شاید به علت همان دعوای تیم سازنده بوده است؛ اما تهیهکننده سریال «اغما» هرگز نمیتواند چنین سریالی را در کارنامه خود، یک پیشرفت تلقی کند!

سریال شبکه تهران هم هرچند در نبود مجموعه طنز در این مدت مورد توجه بخشی از مخاطبین قرار گرفت، ولی تکرار آدمهای تکراری بود در قالبی کاملا تکراری! مرجانه گلچین، سیروس گرجستانی، محمد کاسبی، جواد عزتی و... همین! یک نانوایی و چند نفر آدم بیپول که از قضا طبق رسم دیرینه صداوسیما، آدمهای خنگ و گاه بیفرهنگی هم هستند، دور هم جمع میشوند و باقی قضایا هم سر صحنه اتفاق میافتد و... .
اما چه باید کرد...
بیگمان، نیت مدیران سیما برای ماه مبارک رمضان، ایجاد یک فضای بکر و خلاقانه برای انتقال مفاهیم ناب معرفتی است، ولی گویا «روزمرگی» و «سادهانگاری» باعث شده تصمیمگیریها بیشتر از آنکه به مغز و محتوا متمرکز شود، به پوسته و ظاهر بسنده میکند و در این میان هم انتقادات را به طور کامل به آرشیو میفرستد و برای آیندهاش بهره نمیبرد. شاهد این مدعا هم گفتوگوهای مدیران در همین ایام رمضان است که به طور قاطع از محصولات خود دفاع کردهاند و کوچکترین نرمشی در برابر انتقادها از خود نشان ندادهاند. تریبونهای رسانهای تلویزیون نیز همین رفتار را در قبال انتقادها داشته اند.
به هر حال گویا به جای کارهای عجله ای، باید ابتدا فرصت مناسب برای ساخت این مجموعه ها در نظر گرفته شود، افزون بر اینکه در کنار تلاش برای ارتقای سطح شکلی کار، با مدد از کارشناسان خبره به ویژه در حوزه مسائل اعتقادی، فکری هم برای ارتقاء کیفیت و محتوای کارها شود و بدون رودربایستی، عذر ناظران و کارشناسانی که یا متخصص نیستند و یا کارشان را جدی نمی گیرند، خواسته شود، چه، بناست رسانه ملی دانشگاه باشد نه...
شاهد مثال کار با اندیشه و تفکر که اتفاقا با استقبال بی نظیر مخاطب هم روبهرو می شود، همین برنامه های گفتوگو محور و مناسبتی ماه رمضان است که همچون همیشه و به مدد دلسوزی عوامل آن، جور مجموعهها را کشیده است.
گفتنی است، «تابناک» به زودی گزارشی هم از برنامههای «گفتوگو» محور سیما در رمضان امسال منتشر میکند که به زعم بسیاری از کارشناسان و مخاطبان، برگ برنده تلویزیون در ماه گذشته بوده است.
به گزارش «تابناک»، مجموعههای نمایشی تلویزیون، امسال هرچند با شعار همیشگی «تدارک از یک سال قبل» روی آنتن رفت، به شکلی آشکار دستهای خالی تلویزیون را در رویارویی با یک برنامه روتین هر ساله نشان داد، به گونهای که مشخص شد غیر از مجموعه شبکه دو، باقی مجموعهها همچنان به سبک «کارگران مشغول کارند» در روزهای رمضانی تابستان در حال ضبط و تهیه است و کسی از پایان سریالها هم خبر ندارد!
«دعوای تهیهکننده و کارگردان» در مجموعه «سیامینروز»، «فیلمنامه 5خطی» برای مجموعه «سقوط یک فرشته»، « کارگردانی ضعیف و فیلمنامه کپیشده» برای «5 کیلومتر تا بهشت» و «بیربطی و کلیشه بودن» سریال «سهدونگ سهدونگ» مشکلات اساسی مجموعههای امسال سیما برای ماه مبارک رمضان بود.
شعار تکراری و مردمی که همه راضی هستند!
شاید در این نکته تردیدی نباشد که سرانجام به دلیل بهرهگیری از برخی بازیگران توانمند، شکل کارها مورد پسند بخشی از مخاطبان واقع شده، اما نکته اینجاست که مدیران رسانه ملی در نخستین اقدام خود پش از ماه مبارک، با پخش گزارشهای بیلان کاری از خود و دیدار با هنرمندان و تقدیر از ایشان، یک جمله طلایی و تکراری دارند: برای رضمان آینده از همین امروز برنامهریزی داریم! و ... از سوی دیگر، شبکههای گوناگون تلویزیونی را نگاه کنید؛ اخبار هم همین طور؛ سرشار از مصاحبههای مردمی هستند که دایم دارند از سریالهای تلویزیونی امسال تقدیر میکنند و بر این باورند، اگر این سریالها نبود، ماه رمضانشان اصلا به آخر نمیرسید و... در واقع رسانه ملی، خودش برای فرار به جلو، دست به دامن خودش می شود و به جای پذیرش نقاط ضعف ـ به ویژه در پیامها و مفاهیم ـ به دنبال ذائقهسازی و تلقین این نکته است که ما کارمان خطایی نداشت!
کسی به روی خودش هم نمیآورد که هنرمندان و دستاندرکاران سریالهای ماه «رمضان» برای تولید محتوای تأثیرگذار در این ماه، روزهای روزهداری را به خاطر فشار کار، روزه نگرفتند و توقع تاثیرگذاری بر مردم را هم داشتند! هیچ مدیری را هم پیدا نخواهید کرد که به خاطر مجموعه تولیدیاش، از مردم عذرخواهی کند، حتی به خاطر دیر رسیدن مجموعه، یا آببندی در روند سریال و هرچه...!
سوژههایی که سالهاست سوژه نیستند
به سوژه سريالهاي امسال و شبكههاي پخش كننده نگاه كنيد! تقريبا همه شان كپي كاري كارهاي قبلي است ولي چطور ميشود كه اين طرحها و فيلمنامهها از فيلتر «طرح و برنامه» رسانه ملي عبور ميكند و با بودجههاي هنگفت ساخته ميشوند؟ چطور ميشود كه سازندگان سريالها، تقريبا ثابت ميمانند و اتفاق نويي در سريال سازي ما نميافتد؟ چطور ميشود كه سوژههاي نو و طرحهاي بديع هرگز روي آنتن نميرود اما سوژههاي تكراري تا دلتان بخواهد در 7 شبكه تلويزيوني دیده ميشود؟ اصلا چطور می شود که در یک سال، سوژه سه سریال تلویزیون دقیقا بر مبنای «روح و خواب و وسوسه شیطان» باشد!
از خنثی بودن نقش ناظران تولید و مشاورین مذهبی که بگذریم، آیا معاونت سیما هیچ نظارتی بر تصویب طرحها ندارد که دستکم از سرگردانی این همه روح در شبکههای تلویزیونی آن هم در یک ماه جلوگیری کند؟ واقعا برای ماه مبارک مجموعه ساختن، اینقدر سخت است که همه از یک فرمول خاص استفاده میکنند یا پول درآوردن از رسانه ملی اینقدر ساده است که برخی دوستان به خوبی راهش را یاد گرفتهاند و یا اینکه رسانه ملی فاقد هر گونه کارشناس کاربلد است که بفهمد فضای سریالسازی مناسبتی در ماه رمضان به شدت افت کرده و به دلیل پر بودن آنتن تن به ساخته شدن هر چیزی ندهد؟
سقوط یک کارگردان
بهرام بهرامیان، کارگردان خوش ذوقی که سریال خوش ساخت «ساعت شنی» را در کارنامهاش دارد، با قبول ساخت سریال مناسبتی شبکه اول، عملا حیثیت هنری خود را زیر سوال برد. سریالی که به گفته عوامل سریال، کشش 8 قسمت بیشتر را نداشته و کارگردان در هر قسمت بنا به فضای موجود، با دکوپاژ و ترتیب دادن صحنهها و قصههایی بیربط، سریال را کش میداده تا قسمت نهایی و آخر کار.
افزون بر اینکه برای نخستین بار این سریال سه شب پخش نشد تا فرجه خوبی برای سازندگان آنلاین سریال باشد. مجموعهای که خوب آغاز و خوب شخصیت پردازی شد و خوب پیش رفت؛ اما نبود فیلمنامه، قصههای سرگردان و حدس جالب تماشاگر از قسمت هشتم یا دهم، برای پایان سریال، هیچ حرفی برای سازندگان باقی نگذاشت تا موسیقی درخشان «امیر توسلی» و بازیهای خوب برخی بازیگران این سریال از جمله داریوش کاردان، مسعود رایگان، شبنم مقدمی، فریبا کوثری و بازیگر نقش نیما هم به داد سریال نرسد و داد همه حتی خود صداوسیما از آببندی وحشتناک در این سریال درآید.

مجموعهای که باز هم خوشساخت بود و با زحمت تولید شده بود اما هیچ حرفی برای گفتن نداشت و در یک قسمت، بسان برق و باد، همه چیز به خوبی و خوشی در بی زمانی و بی مکانی، به پایان رسید. نیما خیلی راحت دستگیر شد، سارا یکباره به قرآن روی آورد، فاطمه از تصادف مرگبار نجات پیدا کرد، حاجبابا خوب خوب شد و روی دو پا ایستاد و پریچهر توبه کرد و... .
پایانبندی این مجموعه یک توهین آشکار به مخاطب فهیمی است که 29 شب خود را ملزم میکند تا ببیند چه پیامی قرار است، از دریچه شبکه ملی صداوسیما به او منتقل شود!
5 کیلومتر تا بنگاه!
علیرضا افخمی، با سریال امسالش نشان داد که تاجر خوبی است و به خوبی رگ خواب مدیران را به دست میگیرد. او با یک سوژه کاملا تکراری و کلیشهای که خودش هم قبلا به نوعی آن را در شبکهای دیگر ساخته بود به شبکه سوم آمده بود و گویا با مدیر این شبکه رفاقتی دیرینه هم دارد و متعاقبا برگ سبزی برای تولید سریال!
او به واقع در این مجموعه نشان داد که حتی بازی خوب بازیگران و یا برخی دیالوگهای حساب شده «سقوط یک فرشته» را هم نتوانسته در سریالش جای بدهد و این جدای گافهای فراوان فنی از لحاظ جلوههای ویژه بود. جلوههای ویژهای که در همان قسمتها نخست به خوبی سوژه طنزپردازان و منتقدان شد.

«5کیلومتر تا بهشت» بیشتر شبیه کارهای آماتوری افرادی بود که با ده دقیقه سریال در هر بخش سی دقیقه سریال روی آنتن میبرند و مجبورند برای مثال به پلیس آگاهی گیر بدهند و یک افسر وظیفه را به شکل یک نیروی کارنابلد برای مردم به تصویر بکشند.

این مجموعه نکته قابل تأمل دیگری هم در دل خود داشت و آن تکیه کامل به «خواب و رویا» بود! همان چیزی که شاید در هنگام پخش همین سریال یا پیش و پس از آن در سخنرانی علمایی که از همین صداوسیما پخش میشد، مورد تأکید قرار داشت و درباره تکیه به آن بسیار بحثها شده است. شبکه سوم سیما امسال نشان داد که با غرور داشتن مخاطب بالا، محتوای سریال را فراموش کرده و برایش هم کار خاصی انجام نداده است.
سیامین روز با طعم دعوا و نانوایی آقای جوان!
مجموعه تلویزیونی شبکه دوم سیما، هرچند با بحران مدیریت روبهرو بوده و در میانه راه، کارگردان خود را عوض کرده و گروه با کارگردان جدید به مشکل برخوردهاند و حتی در مصاحبههایی علیه هم موضع گرفتند که همه اینها نشان از مدیریت ضعیف سیما حکایت دارد، در یک رفتار مدیریتی تأملبرانگیز با زمان پخش نامناسب روبهرو شد. مجموعهای که با وجود ضعفهای ساختاری، به شدت نسبت به دو سریال دیگر، بهتر بود و مشکلات آنها را نداشت. فیلمنامه ناقص و فیلمبرداری تا دقیقه نود و آب بندی از نوع مرور سه قسمت در یک قسمت با ترفند پدرانه! و کش دار شدن خواب و پیدا نشدن جنازه و... .
در واقع، خود شبکه دوم سیما، به نوعی در کاهش مخاطب این سریال «پیشدستی» کرد و شاید ترس از ضعیف بودن و بالاگرفتن انتقادها باعث چنین رفتاری شد با این حال، موضوع این سریال نیز یک قصه کلیشهای بود که بهترین نمونه آن را سالها قبل بهروز افخمی در «روز فرشته» ساخته بود. بازیهای این سریال هم به شدت سطحی و روتین (هر کسی خودش باشد) از آب درآمده بود که شاید به علت همان دعوای تیم سازنده بوده است؛ اما تهیهکننده سریال «اغما» هرگز نمیتواند چنین سریالی را در کارنامه خود، یک پیشرفت تلقی کند!

اما چه باید کرد...
بیگمان، نیت مدیران سیما برای ماه مبارک رمضان، ایجاد یک فضای بکر و خلاقانه برای انتقال مفاهیم ناب معرفتی است، ولی گویا «روزمرگی» و «سادهانگاری» باعث شده تصمیمگیریها بیشتر از آنکه به مغز و محتوا متمرکز شود، به پوسته و ظاهر بسنده میکند و در این میان هم انتقادات را به طور کامل به آرشیو میفرستد و برای آیندهاش بهره نمیبرد. شاهد این مدعا هم گفتوگوهای مدیران در همین ایام رمضان است که به طور قاطع از محصولات خود دفاع کردهاند و کوچکترین نرمشی در برابر انتقادها از خود نشان ندادهاند. تریبونهای رسانهای تلویزیون نیز همین رفتار را در قبال انتقادها داشته اند.
به هر حال گویا به جای کارهای عجله ای، باید ابتدا فرصت مناسب برای ساخت این مجموعه ها در نظر گرفته شود، افزون بر اینکه در کنار تلاش برای ارتقای سطح شکلی کار، با مدد از کارشناسان خبره به ویژه در حوزه مسائل اعتقادی، فکری هم برای ارتقاء کیفیت و محتوای کارها شود و بدون رودربایستی، عذر ناظران و کارشناسانی که یا متخصص نیستند و یا کارشان را جدی نمی گیرند، خواسته شود، چه، بناست رسانه ملی دانشگاه باشد نه...
شاهد مثال کار با اندیشه و تفکر که اتفاقا با استقبال بی نظیر مخاطب هم روبهرو می شود، همین برنامه های گفتوگو محور و مناسبتی ماه رمضان است که همچون همیشه و به مدد دلسوزی عوامل آن، جور مجموعهها را کشیده است.
گفتنی است، «تابناک» به زودی گزارشی هم از برنامههای «گفتوگو» محور سیما در رمضان امسال منتشر میکند که به زعم بسیاری از کارشناسان و مخاطبان، برگ برنده تلویزیون در ماه گذشته بوده است.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۴
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۱۲۸
پاسخ ها
ناشناس
| ۱۱:۵۵ - ۱۳۹۰/۰۶/۱۳
ناشناس
| ۱۳:۵۰ - ۱۳۹۰/۰۶/۱۳
میگن اجازه دادم طرف خودشو خالی کنه !...ما که ته مدیریتیم و از این چیزا
....اتفاقا به نظر من مملکت چیزی که کم داره یا بهتره بگم نداره مدیره
پاسخ ها
الهام
| ۱۱:۳۹ - ۱۳۹۰/۰۶/۱۴
اين در مورد صدا و سيما مصداق دارد كه با مصاحبه هاي آنچناني با مردم و نمايش آنها ، اظهار رضايت را از تمام برنامه هاي خود نشان مي دهد و انگار نه انگار كه هيچ كس انتقادي نسبت به برنامه هاي صدا و سيما دارد و دلشان هم خوش است كه مردم دارند برنامه هاي شان را مي بينند غافل از آنكه ...
پاسخ ها
ناشناس
| ۱۵:۲۰ - ۱۳۹۰/۰۶/۱۳
ناشناس
| ۱۱:۱۴ - ۱۳۹۰/۰۶/۱۵
پاسخ ها
ناشناس
| ۱۲:۲۲ - ۱۳۹۰/۰۶/۱۳
پاسخ ها
ناشناس
| ۱۵:۲۲ - ۱۳۹۰/۰۶/۱۳
پاسخ ها
ناشناس
| ۱۲:۲۸ - ۱۳۹۰/۰۶/۱۳
ناشناس
| ۱۶:۵۲ - ۱۳۹۰/۰۶/۱۳
بخدا تلف کردن وقت مردم با سریالهایی که برای طولانی شدن بهش آب می بندن واقعا معصیت
شما حتی نویسنده سریال مختارنامه را هم که دیدید گفت این سریال باید در قسمتهای کمتری ساخته می شد.
پاسخ ها
ناشناس
| ۱۰:۳۲ - ۱۳۹۰/۰۶/۱۴
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟



