سریالهای رمضانی و بحران محتوا در رسانه
رضا سیفپور*
سرآغاز
چندین سال است که در ماه مبارک رمضان، رسانه ملی مخاطبین خود را از طریق شبکههای سراسری (و این سالها شبکه تهران) مهمان سریالهای رنگارنگ تلویزیونی میکند؛ سریالهایی که هرچند در سالهای نخست، رنگ و بوی طنز داشتند، رفته رفته و به تدریج از فضای طنز فاصله گرفتند تا جایی که در سالهای اخیر، فضای عمومی بیشتر آنها همراه با اندوه و یا آکنده از مسائل ماورایی کمتر متناسب با باورها و اندیشه مخاطب شد.
مروری بر مطبوعات این سالها نیز نشان میدهد، این موضوع، همواره مورد توجه و از دغدغههای اصلی اهل اندیشه و قلم بوده و این قشر از جامعه، همواره تلاش کردند تا با نقد و تحلیل این سریالها تا جایی که میشود، به مدیران و برنامه سازان رسانه ملی کمک کنند؛ اما متأسفانه آنچه مشخص است، این که این موضوع کمتر مورد توجه سیاستگذاران در شبکههای گوناگون رسانه ملی قرار گرفته و مروری بر روند برنامههای تولیدی در سالهای اخیر، نشان میدهد که حتی اثر چندانی نیز نداشته و متأسفانه آن گونه که انتظار میرفت، هیچ گاه این موضوع به وسیله کارشناسان رسانه در برنامههای تحلیلی سیما مورد نقد و بررسی و تحلیل قرار نگرفته است.
اهمیت این موضوع هنگامی دو چندان میشود که میبینیم امروزه شبکههای ماهواره ای با تولید و پخش انواع برنامههای متنوع، سعی در جذب و اثرگذاری بیشتر بر مخاطبین گوناگون، به ویژه مخاطبین داخلی دارند. جالب این که برنامههای پخش شده در این شبکهها، این روزها ساختارها و محتوای بسیار متنوعی را شامل میشوند؛ از پخش انواع برنامههای فیلم و سریال سرگرم کننده گرفته تا موسیقی و یا برنامههای مذهبی با هدف طرح و گسترش شبهات و یا ترویج اندیشههای انحرافی در حوزه دین.
در این نوشتار نمیخواهیم تا سریالهای پخش شده در ماه مبارک رمضان سال جاری را به نقد بگذاریم یا حتی درباره آنها تحلیل و بررسی کنیم، زیرا این موضوع، نخست مجال دیگری را میطلبد و دوم آن که گویا، هماکنون موضوع مهمتر از نقد و بررسی این سریالها، قابل طرح و بیان است و آن چند پرسش است که پاسخ به آنها، میتواند برای روشن شدن این راه، مفید و حتی لازم باشد:
1ـ پخش این گونه سریالها چه سنخیتی با ماه مبارک رمضان دارد؟
بیگمان ساختار نمایشی به ویژه ملودرامهای خانوادگی، یکی از اثرگذارترین ساختارهای تلویزیونی است که به شدت مورد علاقه و توجه مخاطبین است، ولی این موضوع اصل مهمی است که باید در سال مورد توجه جدی رسانه ملی قرار گیرد و نه تنها محدوده زمانی خاص همچون ماه مبارک رمضان.
از این روی، وقتی در ماه مبارک رمضان، یعنی ماه میهمانی خدا و ماهی که در آن درهای توبه و بازگشت بر جهانیان گشوده است، رسانه ملی از لحظه پایان اذان مغرب و سپس نیایش با پخش پشت سر هم سریالها و پس از آن، تکرار آن در شبکههای گوناگون تا لحظه سحر برای مخاطب برنامهریزی میکند، جای شگفتی نیست که این پرسش در ذهن راه یابد که رسانه ملی با چه هدفی اینگونه برای وقت مخاطب طراحی میکند، در حالی که این رویه در دیگر ماههای سال حتی سه ماهه تابستان و نوروز که همزمان با اوقات فراغت بخش زیادی از جامعه است، صورت نمیگیرد؟
2ـ چرا فضای سریالهای ماه مبارک باید آکنده از اندوه و اضطراب باشد؟
متأسفانه، روند برنامههای تولیدی شبکههای گوناگون در آستانه اذان مغرب و پس از آن؛ سریالهای پخش شده، همگی آکنده از غم و اندوه و اضطراب بوده و روح و روان مخاطب را به طرز فجیعی آزرده میکند. آیا این سزاوار ماهی است که به بهار قرآن معروف است؟!
اینکه در مواردی به تصویر کشیدن هنرمندانه رنجهای دیگران و تلاش ایشان برای رفع این مشکلات میتواند باعث پالایش روح مخاطب و لطافت وجود او شده و وی را در راه خیر تشویق و ترغیب کند، موضوع انکارناپذیری است، ولی لبخند را از لبان خانواده دور کردن و او را یک ماه همواره با فضای اندوهبار مواجه کردن چیز دیگری است (بماند که در سالهای پیش، دستکم یک و گاهی دو سریال طنز با محتوای انسان مدارانه و اخلاقی از شبکههای سراسری پخش میشد و به این ترتیب، خاطره ماه مبارک را همواره به ویژه برای نوجوانان شیرین میکرد که این سالها رسانه ملی از آن هم دور شده است).
3ـ تعریف رسانه ملی از ماوراءالطبیعه چیست؟!
همه عالم بالا در سریالهای سالهای اخیر رسانه ملی ـ که در ماه مبارک رمضان تولید و پخش میشوند ـ خلاصه شده به تعدادی روح سرگردان و فرشتگان عجیب و غریب و شیطانی که خود و مخاطب را مسخره کرده، آن هم با تعریف هالیوودی و غیر اسلامی از این موضوعات مهم. آخر در کجای آموزههای دینی ما شیطان کسی است که باعث مرگ ماهیها در استخر پروش ماهی شده و سبب اتصالی سیم برق خانه میشود و یا اگر فرد ناتوان ذهنی رازی را آشکار کند، مادر او به دست شیطان کشته میشود؟ (بخشهای مختلف سریال سقوط یک فرشته)
این تعریف از میزان قدرت شیطان، متأسفانه بسیار نزدیک به تفکرات شیطان پرستان بوده که بارها در آثار نمایشی هالیوودی با به تصویر کشیدن تضاد بین خیر مطلق (خدا) و شر مطلق (شیطان) به نمایش درمیآید؛ افزون بر آن در کجای آموزههای دینی ما چنین تعریفی از روح انسانی که در کماست، شده، به گونهای که به راحتی بتواند با روح بیست سال سرگردان یک دختر که از قضا مرتکب گناه کبیرهای شده، صبح تا شب محشور باشد! و هر کجا که دلش خواست برود و از سوی دیگر، به طرز تمسخر آمیزی، وقتی میخواهد وارد اتاق دختر مورد علاقه خود شود، نخست آن دختر دیگر را بفرستد که خدای نکرده نامحرم بدون روسری در اتاق نباشد (سریال پنج کیلومتر تا بهشت)؟
اینها همه در حالی است که در جای دیگری، در عالم واقع، دختر پشت پا به مادر خوانده اش میزند و در غیاب پدر، پسر معلومالحالی را به اتاق خواب خود میبرد و شبانه هر کجا که خواست با او میرود و آب از آب تکان نمیخورد و احتمالا قرار است با یک پشیمانی ساده در پایان داستان همه چیز تمام شود؟ (سریال سقوط یک فرشته)
اینجاست که مخاطب در تضادی آشکار با خود میگوید: «دم خروس را باور کنم یا قسم حضرت عباس را»؟! و تازه ما دنبال جذب و اعتماد مخاطب هم هستیم!
این فرشته ای که همراه جوان سریال (سی امین روز) هر جا دلش خواست میآید و هر وقت دلش خواست میرود، با کدام تعریف ما از فرشته سنخیت دارد که درباره تاریخ مرگ او آگاهی دارد و به او هشدار میدهد و تازه سر تاریخ مرگ با دوست فرشتهاش چانه میزند؟!
متأسفانه، به رغم این همه منابع غنی دینی که در دسترس نویسندگان و برنامه سازان است، چند سالی است که رسانه ملی به تدریج درباره مسائل ماوراءالطبیعه به سراغ اندیشههای غربی و بهتر بگوییم، هالیوودی رفته که هیچ سنخیتی با تعالیم و آموزههای دینی اسلامی ما ندارد و به راحتی میبینیم که محتوای دو سریال اصلی ماه مبارک رمضان شبکههای سراسری، تقلیدی سطحی اما خطرناک ار نگرش موجود در دو اثر جذاب هالیوودی یعنی (روح) و (لژیونر) است.
4ـ تعریف رسانه ملی از مباحث معنوی و موضوع انسان کامل چیست؟!
ماه مبارک رمضان، ماهی است سرتاسر معنویت و بهترین ماه برای بروز و ظهور ویژگیهای الهی انسان و بیان معارف دینی، حال آن که تمام معنویت در سریالهای پخش شده از طریق رسانه ملی در این ماه مبارک خلاصه شده به مرگ، اغما، عالم برزخ (البته با تعریفی مجعول) و درگیری یکسری انسان کاملا سیاه و سفید با هم که دستمایه شیطان بازیگوش! شده اند؛ شیطانی که خیلی اوقات، بیننده به ویژه در سریال (سقوط یک فرشته) به فهم و فراست و عقل او غبطه میخورد و احساس میکند از همه قهرمانان داستان منطقیتر است، به ویژه با صدای دلنشین و زیبایی که کارگردان محترم سریال برای او برگزیده!
آیا گاه آن نشده که حسن خلق، دستگیری از نیازمندان، عدالت، آزادگی، شجاعت، یتیم نوازی، توجه به خانواده، احترام به والدین، توبه و بازگشت و صدها کرامت انسانی و آموزه اصیل دینی در سریالهای ماه مبارک رمضان به فرض لزوم و وجوب این همه سریال تبلیغ شود؟
5ـ مخاطب در کجای استراتژی رسانه ملی جای دارد؟
از اصلیترین موضوعات طرح شدنی در سریالهای رسانه ملی با موضوع ماه مبارک رمضان، موضوع مخاطب است؛ مخاطب اصلیترین رکن در ارکان برنامهسازی است، ولی متأسفانه به نظر میرسد در سالهای اخیر و به ویژه سال جاری، در این برنامهها کمتر مورد توجه قرار گرفته است. از این روی، اینپرسش همواره مطرح است که مخاطب سریالهای رمضان کیست؛ خانواده ای که پس از یک روز روزهداری و کار در گرمای تابستان، اکنون میخواهد دمی بیاساید و خود را برای عبادت آماده سازد؟ جوان و نوجوانی که امروز در هجوم رسانههای بیگانه، مباحث و موضوعات دینی در قالب پرسشها و شبهات متعدد از اصلیترین دغدغههای ذهنی اوست؟ افراد گناهکاری که هنوز متوجه نشدهاند باید توبه کنند؟ کودک و نوجوانی که در آستانه بلوغ و سن تکلیف بوده و لازم است جلوههای زیبای دین و رحمت الهی را دریابد؟
و یا... .
اینجاست که ناآشنا بودن برنامه سازان با مخاطب و نیازهای او، میتواند رسانه ملی را دچار بحران و معظلی جدی سازد.
6ـ ارتباط این سریالها با ماه مبارک رمضان به لحاظ محتوایی در چیست؟
سوای نکاتی که گفته شد، نباید از یک نکته غافل شویم و آن اینکه در سالهای اخیر، رفته رفته فضای رمضان نیز از محتوای داستان و فیلم نامهها حذف شد و اکنون حتی شاهد حضور رمضان و احتمالا آداب و سنن مربوط به این ماه در محتوای سریالهای پخش شده نیستیم. به عبارت دیگر، چه تفاوتی میکرد که این مجموعهها با این عجله درفرآیند تولید ـ که بیشتر باعث آسیبهای جدی در شیوه روایت داستان، کارگردانی، سطح بازیها و... شده ـ برای ماه مبارک رمضان آماده و پخش میشد یا اینکه در فرصت مناسب و با تحقیق و پژوهشی بیشتر در طول سال ساخته و پرداخته میشد؟
فرجام سخن
آنچه گفته شد، طرح چند پرسش ساده بود که بیگمان، میتوانست در ذهن هر مخاطبی که رسانه و مسائل مربوط به آن از دغدغههای اوست، طرح شود، ولی این پرسشها و دهها پرسش دیگر، این نگرانی را به ذهن راه میدهد که رسانه ملی با بحرانی جدی به نام محتوا روبهروست و این نگرانی هنگامی بیشتر میشود که میبینیم جامعه ما از نعمت علما و اندیشمندان برجسته دینی برخوردار است و اندیشه و افکار ایشان در هیچ کجای این تولیدات، آن گونه که شایسته است، به چشم نمیخورد و در عوض، رسانه ملی در تکراری ملال آور، هر سال مخاطب را در معرض آثار تکراری و غالبا کپیبرداری دسته چندم از آثار غربی قرار میدهد؛ حال آن که قصص و حکایتهای آموزنده بسیاری در آثار دینی و ادبی ما هست که میتواند دستمایه نویسندگان و برنامه سازان برای خلق آثار ماندگار قرار گیرد.
امید که این مهم از چشم مدیران و سیاستگذاران رسانه ملی به دور نماند و در سالهای آتی شاهد رشد و تعالی معنویت در آثار دینی به ویژه مرتبط یا ایام خاصی همچون ماه مبارک رمضان باشیم.
*کارشناس رسانه
چندین سال است که در ماه مبارک رمضان، رسانه ملی مخاطبین خود را از طریق شبکههای سراسری (و این سالها شبکه تهران) مهمان سریالهای رنگارنگ تلویزیونی میکند؛ سریالهایی که هرچند در سالهای نخست، رنگ و بوی طنز داشتند، رفته رفته و به تدریج از فضای طنز فاصله گرفتند تا جایی که در سالهای اخیر، فضای عمومی بیشتر آنها همراه با اندوه و یا آکنده از مسائل ماورایی کمتر متناسب با باورها و اندیشه مخاطب شد.
مروری بر مطبوعات این سالها نیز نشان میدهد، این موضوع، همواره مورد توجه و از دغدغههای اصلی اهل اندیشه و قلم بوده و این قشر از جامعه، همواره تلاش کردند تا با نقد و تحلیل این سریالها تا جایی که میشود، به مدیران و برنامه سازان رسانه ملی کمک کنند؛ اما متأسفانه آنچه مشخص است، این که این موضوع کمتر مورد توجه سیاستگذاران در شبکههای گوناگون رسانه ملی قرار گرفته و مروری بر روند برنامههای تولیدی در سالهای اخیر، نشان میدهد که حتی اثر چندانی نیز نداشته و متأسفانه آن گونه که انتظار میرفت، هیچ گاه این موضوع به وسیله کارشناسان رسانه در برنامههای تحلیلی سیما مورد نقد و بررسی و تحلیل قرار نگرفته است.
اهمیت این موضوع هنگامی دو چندان میشود که میبینیم امروزه شبکههای ماهواره ای با تولید و پخش انواع برنامههای متنوع، سعی در جذب و اثرگذاری بیشتر بر مخاطبین گوناگون، به ویژه مخاطبین داخلی دارند. جالب این که برنامههای پخش شده در این شبکهها، این روزها ساختارها و محتوای بسیار متنوعی را شامل میشوند؛ از پخش انواع برنامههای فیلم و سریال سرگرم کننده گرفته تا موسیقی و یا برنامههای مذهبی با هدف طرح و گسترش شبهات و یا ترویج اندیشههای انحرافی در حوزه دین.
در این نوشتار نمیخواهیم تا سریالهای پخش شده در ماه مبارک رمضان سال جاری را به نقد بگذاریم یا حتی درباره آنها تحلیل و بررسی کنیم، زیرا این موضوع، نخست مجال دیگری را میطلبد و دوم آن که گویا، هماکنون موضوع مهمتر از نقد و بررسی این سریالها، قابل طرح و بیان است و آن چند پرسش است که پاسخ به آنها، میتواند برای روشن شدن این راه، مفید و حتی لازم باشد:
1ـ پخش این گونه سریالها چه سنخیتی با ماه مبارک رمضان دارد؟
بیگمان ساختار نمایشی به ویژه ملودرامهای خانوادگی، یکی از اثرگذارترین ساختارهای تلویزیونی است که به شدت مورد علاقه و توجه مخاطبین است، ولی این موضوع اصل مهمی است که باید در سال مورد توجه جدی رسانه ملی قرار گیرد و نه تنها محدوده زمانی خاص همچون ماه مبارک رمضان.
از این روی، وقتی در ماه مبارک رمضان، یعنی ماه میهمانی خدا و ماهی که در آن درهای توبه و بازگشت بر جهانیان گشوده است، رسانه ملی از لحظه پایان اذان مغرب و سپس نیایش با پخش پشت سر هم سریالها و پس از آن، تکرار آن در شبکههای گوناگون تا لحظه سحر برای مخاطب برنامهریزی میکند، جای شگفتی نیست که این پرسش در ذهن راه یابد که رسانه ملی با چه هدفی اینگونه برای وقت مخاطب طراحی میکند، در حالی که این رویه در دیگر ماههای سال حتی سه ماهه تابستان و نوروز که همزمان با اوقات فراغت بخش زیادی از جامعه است، صورت نمیگیرد؟
2ـ چرا فضای سریالهای ماه مبارک باید آکنده از اندوه و اضطراب باشد؟
متأسفانه، روند برنامههای تولیدی شبکههای گوناگون در آستانه اذان مغرب و پس از آن؛ سریالهای پخش شده، همگی آکنده از غم و اندوه و اضطراب بوده و روح و روان مخاطب را به طرز فجیعی آزرده میکند. آیا این سزاوار ماهی است که به بهار قرآن معروف است؟!
اینکه در مواردی به تصویر کشیدن هنرمندانه رنجهای دیگران و تلاش ایشان برای رفع این مشکلات میتواند باعث پالایش روح مخاطب و لطافت وجود او شده و وی را در راه خیر تشویق و ترغیب کند، موضوع انکارناپذیری است، ولی لبخند را از لبان خانواده دور کردن و او را یک ماه همواره با فضای اندوهبار مواجه کردن چیز دیگری است (بماند که در سالهای پیش، دستکم یک و گاهی دو سریال طنز با محتوای انسان مدارانه و اخلاقی از شبکههای سراسری پخش میشد و به این ترتیب، خاطره ماه مبارک را همواره به ویژه برای نوجوانان شیرین میکرد که این سالها رسانه ملی از آن هم دور شده است).
3ـ تعریف رسانه ملی از ماوراءالطبیعه چیست؟!
همه عالم بالا در سریالهای سالهای اخیر رسانه ملی ـ که در ماه مبارک رمضان تولید و پخش میشوند ـ خلاصه شده به تعدادی روح سرگردان و فرشتگان عجیب و غریب و شیطانی که خود و مخاطب را مسخره کرده، آن هم با تعریف هالیوودی و غیر اسلامی از این موضوعات مهم. آخر در کجای آموزههای دینی ما شیطان کسی است که باعث مرگ ماهیها در استخر پروش ماهی شده و سبب اتصالی سیم برق خانه میشود و یا اگر فرد ناتوان ذهنی رازی را آشکار کند، مادر او به دست شیطان کشته میشود؟ (بخشهای مختلف سریال سقوط یک فرشته)
این تعریف از میزان قدرت شیطان، متأسفانه بسیار نزدیک به تفکرات شیطان پرستان بوده که بارها در آثار نمایشی هالیوودی با به تصویر کشیدن تضاد بین خیر مطلق (خدا) و شر مطلق (شیطان) به نمایش درمیآید؛ افزون بر آن در کجای آموزههای دینی ما چنین تعریفی از روح انسانی که در کماست، شده، به گونهای که به راحتی بتواند با روح بیست سال سرگردان یک دختر که از قضا مرتکب گناه کبیرهای شده، صبح تا شب محشور باشد! و هر کجا که دلش خواست برود و از سوی دیگر، به طرز تمسخر آمیزی، وقتی میخواهد وارد اتاق دختر مورد علاقه خود شود، نخست آن دختر دیگر را بفرستد که خدای نکرده نامحرم بدون روسری در اتاق نباشد (سریال پنج کیلومتر تا بهشت)؟
اینها همه در حالی است که در جای دیگری، در عالم واقع، دختر پشت پا به مادر خوانده اش میزند و در غیاب پدر، پسر معلومالحالی را به اتاق خواب خود میبرد و شبانه هر کجا که خواست با او میرود و آب از آب تکان نمیخورد و احتمالا قرار است با یک پشیمانی ساده در پایان داستان همه چیز تمام شود؟ (سریال سقوط یک فرشته)
اینجاست که مخاطب در تضادی آشکار با خود میگوید: «دم خروس را باور کنم یا قسم حضرت عباس را»؟! و تازه ما دنبال جذب و اعتماد مخاطب هم هستیم!
این فرشته ای که همراه جوان سریال (سی امین روز) هر جا دلش خواست میآید و هر وقت دلش خواست میرود، با کدام تعریف ما از فرشته سنخیت دارد که درباره تاریخ مرگ او آگاهی دارد و به او هشدار میدهد و تازه سر تاریخ مرگ با دوست فرشتهاش چانه میزند؟!
متأسفانه، به رغم این همه منابع غنی دینی که در دسترس نویسندگان و برنامه سازان است، چند سالی است که رسانه ملی به تدریج درباره مسائل ماوراءالطبیعه به سراغ اندیشههای غربی و بهتر بگوییم، هالیوودی رفته که هیچ سنخیتی با تعالیم و آموزههای دینی اسلامی ما ندارد و به راحتی میبینیم که محتوای دو سریال اصلی ماه مبارک رمضان شبکههای سراسری، تقلیدی سطحی اما خطرناک ار نگرش موجود در دو اثر جذاب هالیوودی یعنی (روح) و (لژیونر) است.
4ـ تعریف رسانه ملی از مباحث معنوی و موضوع انسان کامل چیست؟!
ماه مبارک رمضان، ماهی است سرتاسر معنویت و بهترین ماه برای بروز و ظهور ویژگیهای الهی انسان و بیان معارف دینی، حال آن که تمام معنویت در سریالهای پخش شده از طریق رسانه ملی در این ماه مبارک خلاصه شده به مرگ، اغما، عالم برزخ (البته با تعریفی مجعول) و درگیری یکسری انسان کاملا سیاه و سفید با هم که دستمایه شیطان بازیگوش! شده اند؛ شیطانی که خیلی اوقات، بیننده به ویژه در سریال (سقوط یک فرشته) به فهم و فراست و عقل او غبطه میخورد و احساس میکند از همه قهرمانان داستان منطقیتر است، به ویژه با صدای دلنشین و زیبایی که کارگردان محترم سریال برای او برگزیده!
آیا گاه آن نشده که حسن خلق، دستگیری از نیازمندان، عدالت، آزادگی، شجاعت، یتیم نوازی، توجه به خانواده، احترام به والدین، توبه و بازگشت و صدها کرامت انسانی و آموزه اصیل دینی در سریالهای ماه مبارک رمضان به فرض لزوم و وجوب این همه سریال تبلیغ شود؟
5ـ مخاطب در کجای استراتژی رسانه ملی جای دارد؟
از اصلیترین موضوعات طرح شدنی در سریالهای رسانه ملی با موضوع ماه مبارک رمضان، موضوع مخاطب است؛ مخاطب اصلیترین رکن در ارکان برنامهسازی است، ولی متأسفانه به نظر میرسد در سالهای اخیر و به ویژه سال جاری، در این برنامهها کمتر مورد توجه قرار گرفته است. از این روی، اینپرسش همواره مطرح است که مخاطب سریالهای رمضان کیست؛ خانواده ای که پس از یک روز روزهداری و کار در گرمای تابستان، اکنون میخواهد دمی بیاساید و خود را برای عبادت آماده سازد؟ جوان و نوجوانی که امروز در هجوم رسانههای بیگانه، مباحث و موضوعات دینی در قالب پرسشها و شبهات متعدد از اصلیترین دغدغههای ذهنی اوست؟ افراد گناهکاری که هنوز متوجه نشدهاند باید توبه کنند؟ کودک و نوجوانی که در آستانه بلوغ و سن تکلیف بوده و لازم است جلوههای زیبای دین و رحمت الهی را دریابد؟
و یا... .
اینجاست که ناآشنا بودن برنامه سازان با مخاطب و نیازهای او، میتواند رسانه ملی را دچار بحران و معظلی جدی سازد.
6ـ ارتباط این سریالها با ماه مبارک رمضان به لحاظ محتوایی در چیست؟
سوای نکاتی که گفته شد، نباید از یک نکته غافل شویم و آن اینکه در سالهای اخیر، رفته رفته فضای رمضان نیز از محتوای داستان و فیلم نامهها حذف شد و اکنون حتی شاهد حضور رمضان و احتمالا آداب و سنن مربوط به این ماه در محتوای سریالهای پخش شده نیستیم. به عبارت دیگر، چه تفاوتی میکرد که این مجموعهها با این عجله درفرآیند تولید ـ که بیشتر باعث آسیبهای جدی در شیوه روایت داستان، کارگردانی، سطح بازیها و... شده ـ برای ماه مبارک رمضان آماده و پخش میشد یا اینکه در فرصت مناسب و با تحقیق و پژوهشی بیشتر در طول سال ساخته و پرداخته میشد؟
فرجام سخن
آنچه گفته شد، طرح چند پرسش ساده بود که بیگمان، میتوانست در ذهن هر مخاطبی که رسانه و مسائل مربوط به آن از دغدغههای اوست، طرح شود، ولی این پرسشها و دهها پرسش دیگر، این نگرانی را به ذهن راه میدهد که رسانه ملی با بحرانی جدی به نام محتوا روبهروست و این نگرانی هنگامی بیشتر میشود که میبینیم جامعه ما از نعمت علما و اندیشمندان برجسته دینی برخوردار است و اندیشه و افکار ایشان در هیچ کجای این تولیدات، آن گونه که شایسته است، به چشم نمیخورد و در عوض، رسانه ملی در تکراری ملال آور، هر سال مخاطب را در معرض آثار تکراری و غالبا کپیبرداری دسته چندم از آثار غربی قرار میدهد؛ حال آن که قصص و حکایتهای آموزنده بسیاری در آثار دینی و ادبی ما هست که میتواند دستمایه نویسندگان و برنامه سازان برای خلق آثار ماندگار قرار گیرد.
امید که این مهم از چشم مدیران و سیاستگذاران رسانه ملی به دور نماند و در سالهای آتی شاهد رشد و تعالی معنویت در آثار دینی به ویژه مرتبط یا ایام خاصی همچون ماه مبارک رمضان باشیم.
*کارشناس رسانه
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۲
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۸۱
يا بياييم ملائكه را براي يك آدم از اعدام برگشته آشكار كنيم . آيا اين چيزي غير از خرافات وترويج خرافات است؟ حالا اگر اين آقا پسر بيايد به اطرافيانش بگويد من ملائكه را مي بينم چه مي شود؟ همين مي شود كه افراد كلاش در جامعه مردم را با اين حرفها گول مي زنند . بعد اگر بگويي مگر مي شود ؟ مي گويد بله مگر در فلان سريال تلويزيون نشان نداد؟ حالا آقايان بيايند جواب دهند.
يا اينكه در ماه رمضان ياد مي دهند كه چگونه دختران با كمترين بهانه دنبال دوست پسر بروند و به خانواده پشت كنند و به پدر و مادرشان بد وبيراه بگويند . چرا بايد سريالها همه اش آموزش بي ادبي و بي اخلاقي باشد؟ گيرم كه در دقيقه نود و براي چند دقيقه از يك قسمت سريال كسي متحول و خوب شود . اما اين چند دقيقه كجا و بيست و چند قسمت سريال كه از اول تا آخر ساز منفي و خلاف اخلاق دارد كجا؟ آيا اين دو يكسان بر روي مخاطب تاثير مي گذارد؟ تمام خاطره بيننده حول رفتارهاي ناشايست خواهد ماند و خصوصا اين امور براي نوجوانان و كودكان آثار سوء فراوان دارد .
اما مطالبی که در مورد سریال سقوط یک فرشته گفتید هنوز معلوم نیست! بر چه اساسی می گید مرگ ماهی ها کار شیطان بوده؟ صبر کنید باقی قسمت ها را ببینید
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟



