فرهنگ عمومی(3)؛
جامعه گذشته گرا، توان ترسیم افق درست را ندارد
در واقع، خوابیدن در پناه تمدن گذشته ایران، در جا زدن و چشم دوختن به رخدادهای تاریخ است. وجود این گذشتهگرایی در فرهنگ عمومی، در بخشهایی به نوعی موجب تقدیرگرایی محض، سهلانگاری، ایجاد آرامش دروغین در رویارویی با دستاوردهای بدیع بشری، رویاپروری و بیزاری از واقعیت و دل سپردن به تخیل شده است.
سرویس فرهنگی ـ در سکانس نوزدهم فیلم درخشان «گوست داگ» آمده است: بازگرداندن جهان امروز به صد یا چند صد سال پیش، شاید دلخواه آدمی باشد، ولی شدنی نیست. پس ارزنده است که هر نسل آنچه را در توان دارد، به کار ببندد.
به گزارش «تابناک»، تعلق به گذشته و یا آروزی بازگشت به دوران شکوه تمدن ایرانی ـ اسلامی، همواره یکی از آرزوهای ایرانیان بوده، به گونهای که این تمایل به تدریج به یکی از مولفههای موجود در فرهنگ عمومی ایرانیان تبدیل و در دراز مدت به مانعی در راه پیشرفت و گسترش کشور بدل شده است.
بنا بر این گزارش، گذشتهگرا بودن، داشتن افق و چشم انداز درازمدت را از انسان ایرانی گرفته است، چرا که با داشتن پیشینه و سابقهای طولانی، لزوما نمی توان به تعالی و پیشرفت رسید، ولی با داشتن افق و چشماندازی روشن و تلاش در راستای رسیدن به آن، ولو بدون داشتن پیشینه ای درخشان، میتوان به رشد، پیشرفت و تعالی رسید.
عباراتی همچون اینکه ایران روزی سرور جهان بوده، یا اینکه شکوه تمدن ایرانی قومیتهای دیگر را به شماره نمیآورد و یا نام ایران بر تارک حوزههای علمی جهان میدرخشیده، هرچند واقعیت بوده و البته به خاطر داشتن آن خوب است، اگر برای ما اصل شود، گذشتهگرایی است و هیچ کس برای ملتی با این پیشینه و تاریخ تا هنگامی که از شکوه و پیشرفت در حال حاضر برخوردار نباشد، احترامی قایل نیست؛ چه، ملت متمدن، هنگامی قابل احترام است که بر بلندای آن تمدن، کشوری پیشرفته ساخته باشد.
در واقع خوابیدن در پناه تمدن گذشته ایران، در جا زدن و چشم دوختن به رخدادهای تاریخ است. وجود این گذشتهگرایی در فرهنگ عمومی، در بخشهایی به نوعی موجب تقدیرگرایی محض، سهل انگاری، ایجاد آرامش دروغین در رویارویی با دستاوردهای بدیع بشری، رویاپروری و بیزاری از واقعیت و دل سپردن به تخیل شده است.
جالب اینکه انسان ایرانی که اکنون به این نتیجه رسیده، باید افق محور و برنامهدار باشد، باز هم افقی و چشم اندازی گذشتهگرا و کوتاه مدت مینویسد. افق گذشتهگرا، یعنی اینکه چشم انداز ما معطوف به گذشته است و اینکه برخی از مسئولین، همواره از توسعه به سبک مالزی، چینی یا ژاپنی و... سخن می گویند، یعنی افق معطوف به یک مدل توسعه ای در گذشته است، احیای تمدن صفوی و... معطوف به گذشته است. هرچند میتوان گفت، بررسی روند توسعه کشورهایی چون مالزی، قطعا میتواند یک برنامه کاری امتحان شده برای رسیدن به هدفی باشد، هیچ گاه این برنامه کار، نمی تواند چشم انداز توسعه یک کشور باشد.
و در پایان اینکه، گذشتهگرا بودن آفت جامعه ایرانی است، افق نداشتن معضل جامعه ایرانی است و خلط بین برنامه و افق، اشتباه جامعه ایرانی است.
به گزارش «تابناک»، تعلق به گذشته و یا آروزی بازگشت به دوران شکوه تمدن ایرانی ـ اسلامی، همواره یکی از آرزوهای ایرانیان بوده، به گونهای که این تمایل به تدریج به یکی از مولفههای موجود در فرهنگ عمومی ایرانیان تبدیل و در دراز مدت به مانعی در راه پیشرفت و گسترش کشور بدل شده است.
بنا بر این گزارش، گذشتهگرا بودن، داشتن افق و چشم انداز درازمدت را از انسان ایرانی گرفته است، چرا که با داشتن پیشینه و سابقهای طولانی، لزوما نمی توان به تعالی و پیشرفت رسید، ولی با داشتن افق و چشماندازی روشن و تلاش در راستای رسیدن به آن، ولو بدون داشتن پیشینه ای درخشان، میتوان به رشد، پیشرفت و تعالی رسید.
عباراتی همچون اینکه ایران روزی سرور جهان بوده، یا اینکه شکوه تمدن ایرانی قومیتهای دیگر را به شماره نمیآورد و یا نام ایران بر تارک حوزههای علمی جهان میدرخشیده، هرچند واقعیت بوده و البته به خاطر داشتن آن خوب است، اگر برای ما اصل شود، گذشتهگرایی است و هیچ کس برای ملتی با این پیشینه و تاریخ تا هنگامی که از شکوه و پیشرفت در حال حاضر برخوردار نباشد، احترامی قایل نیست؛ چه، ملت متمدن، هنگامی قابل احترام است که بر بلندای آن تمدن، کشوری پیشرفته ساخته باشد.
در واقع خوابیدن در پناه تمدن گذشته ایران، در جا زدن و چشم دوختن به رخدادهای تاریخ است. وجود این گذشتهگرایی در فرهنگ عمومی، در بخشهایی به نوعی موجب تقدیرگرایی محض، سهل انگاری، ایجاد آرامش دروغین در رویارویی با دستاوردهای بدیع بشری، رویاپروری و بیزاری از واقعیت و دل سپردن به تخیل شده است.
جالب اینکه انسان ایرانی که اکنون به این نتیجه رسیده، باید افق محور و برنامهدار باشد، باز هم افقی و چشم اندازی گذشتهگرا و کوتاه مدت مینویسد. افق گذشتهگرا، یعنی اینکه چشم انداز ما معطوف به گذشته است و اینکه برخی از مسئولین، همواره از توسعه به سبک مالزی، چینی یا ژاپنی و... سخن می گویند، یعنی افق معطوف به یک مدل توسعه ای در گذشته است، احیای تمدن صفوی و... معطوف به گذشته است. هرچند میتوان گفت، بررسی روند توسعه کشورهایی چون مالزی، قطعا میتواند یک برنامه کاری امتحان شده برای رسیدن به هدفی باشد، هیچ گاه این برنامه کار، نمی تواند چشم انداز توسعه یک کشور باشد.
و در پایان اینکه، گذشتهگرا بودن آفت جامعه ایرانی است، افق نداشتن معضل جامعه ایرانی است و خلط بین برنامه و افق، اشتباه جامعه ایرانی است.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۲
در انتظار بررسی: ۱
انتشار یافته: ۹۴
پاسخ ها
خاطره ی فردا
| ۱۲:۵۳ - ۱۳۹۰/۰۵/۲۵
من هم موافقم، شماببینید ما همش میگیم در زمان فلان ما اینطور بودیم در زمان فلان ما پیشتاز بودیم
حالا چیکار باید بکنیم؟ نباید فرهنگ ما جوری باشه که باعث شرمندگی آیندگان نشیم؟ ما به گذشتگانمون افتخار می کنیم آیا آیندگان ما هم به ما افتخار خواهند کرد؟
ناشناس
| ۲۲:۱۹ - ۱۳۹۰/۰۵/۲۵
یکبار هم از خود بپرسیم که ژاپن یا آلمان بعد از جنگ جهانی اول و دوم چند ساله بازسازی کشورشان را تمام کرده اند!؟
انسانی که در شناخت خودش مشکل داشته باشد چگونه انسانیست؟ آیا برای شناخت خود نیاز به دانستن گذشته نیست ؟ آیا بدون تجربیات گذشته می شود آینده ای ترسیم کرد؟
گذشته انسان سازنده هویت انسان است .
پاسخ ها
ناشناس
| ۱۳:۰۷ - ۱۳۹۰/۰۵/۲۵
ناشناس
| ۱۵:۵۳ - ۱۳۹۰/۰۵/۲۵
ناشناس
| ۱۷:۰۷ - ۱۳۹۰/۰۵/۲۵
رمضان
| ۱۷:۱۲ - ۱۳۹۰/۰۵/۲۵
هیچ کس در حال زندگی در 1400 یا 2500 سال پیش نیست و با کمی دقت میبینید که منظور نویسنده نیز فراموشی گذشته نیست. بدون تجربیات گذشته مگر میتوان به آینده ای رسید.اگر منظور شما از 1400 سال پیش، دین اسلام است به حضورتان عرض کنم که مسائل دینی مربوط به گذشته نیست در حال و آینده نیز لازم است.آیا اخلاقیات و انسانیت مریوط به گذشته است؟
پاسخ ها
ناشناس
| ۱۳:۰۹ - ۱۳۹۰/۰۵/۲۵
ناشناس
| ۱۴:۳۳ - ۱۳۹۰/۰۵/۲۵
عرفان
| ۱۵:۳۱ - ۱۳۹۰/۰۵/۲۵
فقط یک افتخار تاریخی نیست بلکه دستور العمل پیشرفت داره
ولی ما فقط به تاریخ 2500 ساله مان افتخار میکنیم و مدام میگوییم ما فلان بودیم.مهم اینه که الآن چی هستیم.
از فضل پدر تو را چه حاصل؟
نظرسنجی
در صورت تجاوز به خاک ایران، کدام گزینه باید در اولویت هدف قرار دادن باشد؟




