صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

گزيده سرمقاله‌ روزنامه‌هاي صبح امروز

کد خبر: ۱۷۶۹۹۹
| |
4574 بازدید
كيهان

«تيمسار را خاك نكنيد!» عنوان يادداشت روز روزنامه‌ كيهان بهقلم محمد ايماني است كه در آن مي‌خوانيد:
«من سيلي برادران پاسدار را به مرحمت اجنبي ترجيح مي‌دهم». اين بخشي از ديالوگ «كامران» با تيمسار، ثابتيان و تقي نيا در فيلم «خانه عنكبوت» است. كامران كه خبرنگار و روشنفكر است با 3 تن ديگر از وابستگان رژيم پهلوي در ويلايي در شمال كشور، عمليات نظامي پنجه عقاب (EAGLE CLAW) در صحراي طبس و آغاز كودتاي آمريكا را انتظار مي‌كشد. اما عمليات شكست مي‌خورد و چهار مرد مستأصل و هراسان از گرفتار شدن، به جان هم مي‌افتند و يكديگر را از پاي درمي آورند. كامران سرانجام مجبور مي‌شود به رغم ميل خود، تيمسار مغرور را از پا درآورد و چال كند.

نقش «كامران» را مسعود بهنود بازي مي‌كند كه خود، نويسنده داستان است. عذاب وجدان ناشي از خيانت، خبرنگار و روشنفكر همپا با ژنرال‌هاي طاغوتي و گوش به فرمان بيگانه را راحت نمي‌گذارد تا آنجا كه مي‌گويد «من سيلي برادران پاسدار را به مرحمت اجنبي ترجيح مي‌دهم». آيا حال و روز جفاكاران به ملت در دو كودتاي مخملين سال‌هاي 1378 و 1388 غير از فضاي كلي حاكم بر «خانه عنكبوت» است؟ در پاسخ اين سؤال بايد قدري درنگ كرد.

قصه از آنجا تراژيك و غمبار شد كه ابتدا پاي نامحرمان و سپس بيگانه دوباره به فضاي سياست كشور باز شد. انقلاب همه اين تارهاي عنكبوتي را روبيده بود اما تدريجا سروكله نامحرماني كه با انقلاب و اسلام سر ناسازگاري داشتند پيدا شد. گارد بسته برخي جريان‌هاي سياسي در برابر نامحرمان و سپس بيگانگان گشوده شد. طيفي از آنها طمع كردند كه در رقابت‌هاي سياسي و انتخاباتي، پارسنگي بر كفه خويش بگذارند و موازنه را به سود خود تغيير بدهند. پس، استفاده از معاضدت منافقان و مفسدان و منحرفان را مباح شمردند يا چشم بر آن بستند حال آن كه طيفي ديگر از همين ها، كاملا با «ضدانقلاب» و بيگانگان رانده شده از ايران بسته بودند. تنيدن در تارهاي عنكبوتي از نو آغاز شد درحالي كه در اين فرايند شبكه گستري، طمع كردگان وطني (جبهه بعدي اصلاحات، ) خود طعمه‌اي بيش نبودند. نردباني بودند كه مي‌شد پس از بالا رفتن از ديوار، به دور انداخت يا هيزمش كرد و سوخت. سند مي‌خواهيد؟ ماجرايي از آقاي گنجي- مجسمه بلاهت- را كامران قصه خانه عنكبوت با شما باز خواهد گفت. بي دليل نيست كه همين روزها گنجي عملا رفقاي سابق خود را دروغگو و فرصت طلب مي‌خواند حتي اگر بشنود كه عاشقانه‌هايي نظير «عوضي، دون كيشوت، موجودي كه سم بر زمين مي‌كوبد و...» را نثارش مي‌كنند. كار بيخ پيدا كرده است. درست مانند فرداي 5 ارديبهشت 1359 كه پنجه عقاب در صحراي طبس با سجّيل ابابيل درهم شكست.

حالا به جاي اسب ترواي اصلاح طلبي، جامعه مدني، جنبش مسالمت آميز و بدون خشونت و...، نام «درازگوش تروا» در همان حلقه‌هاي معارضان شنيده مي‌شود. و نيز اعترافات فراواني شنيده مي‌شود كه نه به واسطه بازجويي است و نه از جايگاه پاسخگويي در دادگاه. فعلا ماجراي كامران (بهنود) و مهاجراني و گنجي و مخملباف و ابراهيم نبوي و قطاري از مشابهان آنها را تا همين جا داشته باشيد، تا دوباره به روايت خانه عنكبوت بازگرديم.

همين روزها جماعتي سياست باز كه با گندم نما و جوفروشي به نام خاتمي از خرداد 76 به عرصه قدرت بازگشتند و در فتنه خيانت بار سال‌هاي 78 و 88 نقش «لولا» را ايفا كردند، هوس حضور دوباره در عرصه سياست و انتخابات را در سر مي‌پرورانند.

اينها همان‌هايي هستند كه از آشوبگري و ساختارشكني چيزي به دست نياوردند هيچ، كه سر بزنگاه، نقاب نفاق از سيمايشان انداختند و آن روي كريه خود را عيان كردند. آيا به اين قيافه كريه كه آبله فتنه در آن داد مي‌زند، عشوه اصلاح طلبي و كرشمه شرط گذاري براي حضور در انتخابات مي‌آيد؟ شما را به خدا اين ناز و غنج به آن قيافه مي‌خورد؟! كامران خانه عنكبوت اگرچه در اوج التهاب بلواي هشت ماهه 88، خود به آيين جاهلي برگشته بود و به تعبير خودش جزو «زنجير پاره كرده ها» بود اما بعدها طبق معمول از موضع پير خردمند و شيخ حكيم گفت كه براي براندازي اول بايد چاه را مي‌كنديد و پس از آن مناره را مي‌دزديديد. مناره به اين بزرگي را مگر مي‌شود پشت در گذاشت و بعد گفت چاكر خانواده! ما رفتيم و برگشتيم! اين جماعت، طلقايي هستند كه بي محابا و به ناجوانمردي تا مرز همكاري با دشمن و محاربه و فساد في الارض پيش رفتند. تا تيغ شان بريد، خيانت و جنايت كردند و اگر امروز به رغم خشم و غيرت طوفاني آفرينندگان حماسه 9 دي نفس مي‌كشند، صرفا از صدقه سر مرحمت نظام و بزرگواري و كرامت مقتدايي است كه يوسف وار با نابرادران مواجه شد. بگذريم كه اين نابرادران، روي فرزندان جفاكار يعقوب راهم سپيد كردند.

خوب گفته آقاي تاج زاده كه راه ميانه‌اي وجود ندارد. با اين توضيح كه حضرات يا راست گفته‌اند كه در انتخابات رياست جمهوري نهم و دهم، و انتخابات مجلس هفتم و هشتم آن هم به شكل سازمان يافته تقلب شده، كه پس غلط مي‌كنند به رقابت در انتخابات بيايند. يا اينكه دروغ گفته‌اند- به بزرگي مناره دزديده شده- كه در آن صورت اهليت حضور در رقابت مربوط به حوزه مدنيت را ندارند و به جاي شاخه به شاخه كردن، بايد از گذشته خود اعلام توبه و برائت كنند. راه ميانه‌اي وجود ندارد. نظام و مردم همه تخفيف هايشان را داده و بيش از قاعده، عفو و اغماص كرده‌اند. با خيانتكار كه معامله نمي‌كنند. همين آقاي تاج زاده سال گذشته به محسن صفايي فراهاني و عبدالله رمضان زاده گفت- و ويدئوي آن همچنان در اينترنت موجود است- «براي بنده كه تجربه انتخابات رو دارم، مي‌دونم كه در انتخابات تقلب نشده، ممكنه يكي دو ميليون عقب جلو بشه [!] ولي ما انتخابات رو باختيم. حالا به جاي 52 ميليون و 41 ميليون، شده باشد 41 ميليون و 52 ميليون مثلا». حوادث تلخ و بي سابقه پس از خرداد 8138 را از همين نقطه بايد بازخواني كرد؛ ادعاي دروغ و خيانت آلود «تقلب» به عنوان اسم رمز آشوب و كودتاي آژاكس 2. رفتار آنها كه مي‌دانستند و دروغ به اين بزرگي گفتند، رفتار ملامت آميز يهوديان است كه خداوند درباره شان فرمود «حق را با باطل نپوشانيد و شما حقيقت را با آن كه مي‌دانيد، كتمان مي‌كنيد» (آيه24 سوره بقره)

زماني (01 خرداد 9136) مقتداي فرزانه انقلاب فرموده بودند «آيا روشنفكرنماياني كه در سايه آزادي اسلامي فرصت و امكان آن را يافته‌اند كه صفحاتي را به داعيه روشنفكري، از سخناني خوشايند بيگانگان مطرود پركنند، شهامت آن را دارند كه به صراحت اقرار كنند داغ و غصه آنان نه براي علم يا آزادي، بلكه به خاطر جمع شدن سفره ننگين فسق و فساد است؟ و دشمني آنان... به انگيزه بازگشت به همان دنياي شرم آوري است كه بيگانگان براي آنان به وجود آورده و از خود آنان در راه آن كمك گرفته بودند؟». همين روزها خبري در رسانه‌هاي ضدانقلاب از رفتار و گفتار آقاي بهنود در خلوت لندن منتشر شده كه به غايت انديشيدني است و ذهن كنجكاو را تا گفت وگوي چند سال پيش وي- با محوريت بازخواني كارنامه حضور خود در عرصه سياست و روزنامه نگاري از قبل از انقلاب- مي‌راند و اين سؤال را پديد مي‌آورد كه تناقض خلوت و جلوت تا كجا؟ پتكين آذرمهر از عناصر ضدانقلاب مقيم لندن، اخيراً در پاسخ به بهنود كه او را شعبان بي مخ توصيف كرده بود، روايتي از هم نشيني و ملاقات‌هاي مكرر خود با بهنود در لندن را باز گو مي‌كند. «آذرمهر» كه همچنين با افرادي نظير اميرعباس فخرآور و برخي آشوبگران متواري فعال در فتنه تيرماه87 ارتباط ارگانيك دارد، درباره زندگي واقعي «كامران» خانه عنكبوت مي‌نويسد: «بهنود را پاي صندوق رأي در لندن [سال48] ديدم و از او پرسيدم براي رأي دادن آمده؟ او هم تأييد كرد كه آمده بود به مصطفي معين رأي بدهد. آن موقع بهنود مانند من يكي از امضاكنندگان طرح رفراندوم بود كه شركت در انتخابات را تحريم كرده بود... اينجا در لندن از نزديك روشنفكرهايمان را ديدم. چند سال پيش بهنود را از نزديك در خانه آقاي اثني عشري ديدم. در بحبوحه ماجراي فرج سركوه بود و بهنود به لندن آمده بود. چند تا از اين شاعرها و نويسنده‌هاي وطني هم آمده بودند بهنود را ببينند، من هم فكر مي‌كردم آمده‌اند درمورد ناپديد شدن فرج سركوه صحبت كنند اما چايي كه صرف شد، بساط [.... ] برپا شد... 2سال پيش از انتخابات و در جلسه‌اي از بهنود سؤال شد كه تقلب بشود چي؟ او پاسخ داد جمهوري اسلامي تقلب نمي‌كند، نكرده و نخواهد كرد. بيرون از جلسه ديدم به برخي از دور و بري هايش مي‌گفت مخالفان جمهوري اسلامي 5درصد هستند نه بيشتر.»


ملت ما

«بورس نفت درگير ناهماهنگي» عنوان سرمقاله امروز روزنامه ملت ما به قلم احمد مير مطهري است که در آن می خوانید:
نزديك به 10 سال قبل مقدمات تشكيل بورس نفت فراهم شد اما در طول اين 10 سال بنا به دلايلي اين اقدام به مرحله اجرا در نيامد تا اينكه امارات با راه‌اندازي بورس نفت دوبي با اينكه از ما دير‌تر اقدام كرده بود زود‌تر به نتيجه رسيد در اصل بايد گفت فكر اوليه اين طرح از ما بود اما تعلل ما باعث شد تا اماراتي‌ها زود‌تر از ما آن را اجرا كنند. درباره راه‌اندازي بورس نفت هم انتظارعمومي اين بود كه با توجه به توان بخش نفت كشور در زمينه فروش سرانجام و بعد از 10 سال اين اتفاق بيفتد و بر اساس تعاريف موجود در اين خصوص نفت ما هويت مستقل پيدا كند و مبناي معاملات قرار گيرد.
در اصل هدف از تشكيل بورس نفت ايجاد نمايه و تعريف مشخصي در اين زمينه است كه فروشندگان با اتكا بر قيمت بورس قدرت چانه‌زني را بالا ببرند.  با انجام اين كار مي‌توان در آينده صندوق‌هاي ديگري در نظر گرفت كه از در آمد‌ها و فوايد حاصل از فروش نفت اين صندوق‌ها راه‌اندازي شود.  درباره مسائل پيش آمده درباره افتتاح بورس نفت بايد عنوان كرد ناهماهنگي پيش آمده زماني خود را نشان مي‌دهد كه در حضور مقامات اتفاق بيفتد و اين موضوع به ذهن متبادر مي‌شود كه گويا قرار نيست بورس نفت راه‌اندازي شود درهر صورت در اينگونه مسائل عدم توافق امري دور از ذهن نيست اما در جلسه اول و پس از 10 سال از مطرح شدن طرح، مقداري دور از ذهن است.

به نظر مي‌رسد فروشنده در پايين آوردن قيمت نتوانسته خوب عمل كند كه اين موضوع بيشتر به عدم هماهنگي بين دو طرف از قبل جلسه مربوط مي‌شود. اما درباره راه‌اندازي بازارهاي ديگر بورس غير از اوراق بهادار يعني يورس كالا بايد گفت نخستين‌بار، در برنامه سوم توسعه انديشه‌ راه‌اندازي بورس كالا در ايران شكل گرفت و تدوين شد. در سال‌هاي نيمه دوم دهه 1370 طرح گسترش بازار سرمايه در محورهاي توسعه جغرافيايي، توسعه ابزارهاي معاملاتي و راه‌اندازي بازارهاي متشكل كالايي در سازمان بورس مطرح شد.

يكي از محورهاي توسعه بازار سرمايه كه در سال‌هاي 1376 و 1377 در محافل كارشناسي در سازمان بورس، سازمان برنامه آن زمان و بانك مركزي مطرح شده بود، راه‌اندازي بورس‌ كالا بود. آنچه در ذهن برنامه‌ريزان بود با نگاه به تجربه بازارهاي مالي توسعه‌يافته و استفاده از اين تجربه‌ها در فرايند توسعه اقتصادي كشور شكل گرفت. راه‌اندازي بورس كالا از يك سو با هدف توسعه بازار سرمايه و از سوي ديگر با هدف اصلاح ساختار بازارهاي كالايي طرح شده بود. در اين ميان، شايد راه‌اندازي بورس نفت، مهم‌ترين فراز در راه‌اندازي بورس‌هاي كالايي باشد كه با ظرايف بسيار بيشتري در عمل مواجه است. كافي است تنها چالش‌هاي بازار نفت، به مثابه يك كالاي سياسي و راهبردي در نظر گرفته شود تا تنها گوشه‌يي از پيچيدگي‌هاي راه‌اندازي بورس نفت در نظر گرفته شود.

تجربه كاميابي نسبي بورس فلزات و ناكامي نسبي بورس كشاورزي درس‌هاي مهمي براي راه‌اندازي بورس نفت در خود دارد. مزيت نسبي ايران در راه‌اندازي بازارهاي متشكل براي نفت، محصولات نفتي و پتروشيمي كاملاً‌ مشهود است. جايگاه ايران در رده چهارم توليد نفت در جهان، موقعيت ايران به عنوان دومين توليد‌كننده گاز طبيعي در جهان، مزيت رقابتي بالا در توليدات پتروشيمي به دليل دسترسي به منابع غني، دسترسي به آب‌هاي آزاد و سهولت صادرات آن، نيروي كار متخصص و نسبتا ارزان و نيز ارزان‌بودن نسبي خوراك پتروشيمي، همگي به روشني نشان‌دهنده‌ مزيت‌هاي متعدد راه‌اندازي بورس نفت و محصولات پتروشيمي در كشور است.


علاوه بر آن، نبود بازار شفاف و كارآمد براي دادوستد محصولات صنايع نفت، گاز و پتروشيمي عامل ديگري است كه بر اهميت بيش از پيش بورس نفت و محصولات نفتي در كشور تاكيد دارد. از همين رو، ايجاد بازار متشكل و منسجم كاغذي براي اين محصولات در ايران، مي‌تواند به تشكيل بازار شفاف و كارآمد در منطقه براي دادوستد و تعيين قيمت شاخص محصولات و فرآورده‌هاي نفت، گاز و پتروشيمي منجر شود.
نكته مهم ديگر اين است كه با توجه به نوسانات زياد ارزهاي اصلي دنيا در برابر يكديگر مانند افزايش اخير ارزش دلار در مقابل يورو، مي‌توان با استفاده از اين بازار، به تعيين قيمت‌هاي اين محصولات با واحد جديد پولي، متشكل از يك سبد ارزي، اقدام كرد. بدين‌ترتيب از شدت كاهش ارزش واقعي درآمد صادراتي اين محصولات براي كشورهاي عمده صادركننده اجتناب كرد و ريسك‌هاي ناشي از نوسانات بهاي دلار را كاهش داد.


جمهوري اسلامي

«تحليل سياسي هفته» عنوان سرمقاله روزنامه جمهوري اسلامي است كه در آن مي‌خوانيد:
شعبان كه به نيمه نزديك مي‌شود گويي آسمان به سوي زمين لبخند مي‌زند و نهايت سخاوت را ارزاني زمينيان مي‌كند. اگر چشم دل باز كنيم، نداي كروبيان به گوش مي‌رسد كه در شب نيمه شعبان، به يمن مولود بي‌مثال سال 255 هجري قمري، همه ساله بشريت را به ميهماني و ضيافت خدا دعوت مي‌كنند و مؤمنين عالم غيب را به فرج و گشايش امور فرا مي‌خوانند.

"قرص" ماه شعبان در اين روزها در حالي به "بدر" مي‌رسد كه ديدگان منتظران همچنان به افق انتظار فرج دوخته شده و در آستانه طلوع خورشيد عالمتاب منجي عالم بشريت، عدالت گستر جهان، روح ايمان و تجلي قرآن، حضرت بقيه‌الله‌الاعظم(عج) همه جا غرق در شادي و سرور گرديده و دست‌هاي نيايش در شب نيمه شعبان، چه زيبا از آستين نياز در مي‌آيند تا آنگاه كه ملائك به فرمان اله در آسمانها به اجابت نياز درخواست كنندگان مشغول ‌شده و گلبرگ اجابت بر كاسبرگ تضرع و بندگي بنشاند.

شايد بتوان با قطرات اشك و نياز و هجران انتظار، لحظه‌هاي فرج را نزديك ساخت، آنگاه كه نواي اميد در آسمان بپيچد و ملائك ندا دهند كه گاه هجران به پايان رسيده و يار از فراق آمده است.

واقعيت اينست كه كاروان بشريت در اين ايام، خسته‌تر و درمانده‌تر از هميشه، در وادي ضلالت و در طوفان حوادث، راه خود را گم كرده و در انتظار راهنماي هدايتگري است كه او را از گمراه برهاند و قافله بشريت را به سر منزل مقصود هدايت كند و امروز بيش از هر زمان ديگري جهان عطشناك انتظار آمدن قطره‌اي باران است كه خاك تشنه دل‌هاي به لب آمده را طراوت بخشد. كيست كه نداند جهان در انتظار برافراشته شدن پرچم هدايتي است كه بناي ظالمان را درهم بكشند و طعم روزگار رهايي را به انسانهاي مستضعف و دربند بچشاند. زمين و زمان در انتظار مهدي روح افزائي است كه چون از پس ابرهاي تيره غيبت بدر آيد، مهر و رحمتش، ستاره وار در دل مظلومين و محرومين بنشيند و صفحه تاريخ را به نفع مستضعفين ورق بزند.

پس اين روزها كه در هر كوي و برزن، سالروز ميلاد خجسته آن يار غايب از نظر را گرامي مي‌داريم، با تحولي فرهنگي در روح و جان خويش و جامعه، براي ياري آن يار غريب و پاسداري از اسلام عزيز آماده شويم و بدور از پيرايه‌ها و خرافات، خود را به صفات و كمال منتظران نزديك كنيم زيرا كه ضروري است با كج فهمي‌هايي كه در سالهاي اخير پايه‌هاي اين تفكر اصيل را در معرض هجوم قرار داده مقابله كرد و لذا متوليان فرهنگي بايد با حساسيت ويژه، به تبيين حركت شورآفرين اعتقاد به ظهور منجي عالم بشريت پرداخته و جامعه را نسبت به تهديدات و دكانداري‌ها واكسينه نمايند.

در همين زمينه، رهبر معظم انقلاب در ديدار با جمعي از كارشناسان حوزه مهدويت با اشاره به اهميت بسيار بالاي موضوع مهدويت به عنوان هدف حركت و مجاهدت انبياء در طول تاريخ، انتظار پويا را بخش جدايي‌ناپذير موضوع مهدويت دانستند و تأكيد كردند: يكي از موارد مهم و ضروري در مقوله مهدويت، افزايش كارهاي عالمانه، دقيق و متقن به دست اهل فن و متخصصان واقعي اين موضوع و پرهيز از كارهاي عاميانه، جاهلانه، غيرمعتبر و براساس تخيلات و توهمات است.

حضرت آيت‌الله خامنه‌اي در همين خصوص افزودند: فرد منتظر بايد همواره خصوصيات و ويژگيهاي لازم دوران انتظار را در خود حفظ و تقويت كند و اين انتظار، به گونه‌اي است كه از يك طرف، هيچگاه نبايد آن را طولاني مدت تصور كرد و از طرف ديگر هيچگاه نبايد آن را بسيار نزديك دانست. ايشان با اشاره به ضرورت انجام كارهاي عالمانه، دقيق و مستند در موضوع مهدويت تأكيد كردند يكي از خطرهاي بزرگ در موضوع مهدويت، كارهاي عاميانه، جاهلانه، غيرمستند و متكي بر تخيلات و توهمات است كه زمينه ساز مدعيان دروغين و دوري مردم از حقيقت واقعي انتظار خواهد شد.

رهبر معظم انقلاب مدعيان دروغيني كه در طول تاريخ برخي علائم ظهور را بر خود يا ديگران تطبيق مي‌دادند را خطرناك خوانده و افزودند: همه اين موارد غلط و انحرافي است زيرا برخي مطالب درباره علائم ظهور، غيرقابل استناد و ضعيف است و مطالب معتبر را هم نمي‌توان براحتي تطبيق داد. اينگونه مطالب غلط و انحرافي، باعث مي‌شوند حقيقت اصلي مهدويت و انتظار، مهجور بماند، بنابر اين بايد به شدت از كارها و شايعات عوامانه پرهيز كرد.

ايشان در عين حال خاطرنشان كردند: آشنايي صحيح و علمي با مقوله مهدويت زمينه ساز انس بيشتر با حضرت حجت(عج) و حركت شتابان‌تر به سمت اهداف عاليه خواهد بود. در موضوع انس با آن حضرت و توسل به ايشان نيز آنچه صحيح و مورد نظر است، توجه و توسل از دور است كه حضرت مهدي(عج) انشاءالله آن را مي‌پذيرند اما برخي ادعاها و مطالب عاميانه درخصوص انس با حضرت، از طريق ديدار حضوري، غالباً دروغ و يا تخيلات ذهني است.


رسالت

«گفتمان مهدويت» عنوان سرمقاله روزنامه رسالت به قلم صالح اسکندري است كه در آن مي‌خوانيد:
پيش روندگي و زايندگي جوهره گفتمان‌هاي برتر در يک اجتماع انساني است. آنها روز به روز دامنه "دگر" و "غيريت" خود را محدود مي‌کنند تا جايي که جامعه مملو از دال‌هايي مي‌شود که در تجانس با گفتمان برتر است. البته وقتي گفتماني رايج مي‌شود و نشانه‌ها و مفاهيم آن سکه رايج در يک فضاي اجتماعي مي‌گردد بلافاصله نسخه تقلبي آن نيز عرضه مي‌شود. نسخه بدلي به ظاهر در غيريت گفتمان اصلي نيست و در هيئت و شمايل اصلي ظاهر مي‌شود اما پوکي و توخالي بودن آن سبب مي‌شود به گفتمان اصلي لطمه بخورد. نسخه تقلبي خالي از محتواست اما حيات و مماتش در گرو گفتمان اصلي است في المثل اين خوشرنگي و درخشندگي طلاست که به بازار بدليجات رونق مي‌بخشد. ‏

گفتمان مهدويت در شمار آن دست از گفتمان‌هايي است که حداقل در 10 سال اخير روند پيش روندگي و زايندگي زايد الوصفي را طي کرده است و تفوه اجتماعي به مفاهيم و نشانه‌هايي که حول اين دال برتر منظومه وار در چرخش است، رشد روزافزوني را تجربه نموده است. ياد و نام امام زمان (عج) بخشي از تعقيبات نمازهاي يوميه مردم شده است، نيمه‌هاي شعبان سالهاي اخير بسيار با شکوه تر از گذشته برگزار مي‌شود، شمار زائراني که براي زيارت به جمکران مي‌روند هر روزه بيشتر مي‌شود، مفاهيم مرتبط با مهدويت بخش لاينفکي از رسانه‌ها حتي جرايد غير مذهبي شده است، دعا براي فرج حضرت حجت بن الحسن عسكري(عج) در تمام مراسمات مذهبي، رسمي، غير رسمي، از درون مساجد، مدارس، ادارات، خانه‌ها و... به گوش مي‌رسد. دولتمردان حتي در سفرهاي خارجي خود نيز و... در جامعه امروز ايران کمتر کسي است که ادعا کند يک روز تمام مي‌شود و وي ياد و نامي از منجي آخرالزمان نمي‌شنود. اين اقبال عمومي گسترده به گفتمان مهدويت طبعا موجب شده است نسخه‌هاي بدلي، غير مستند و حتي منحرف نيز در جامعه رواج بيابد. ‏

يکي از شاخصه‌هاي نسخه بدلي گفتمان مهدويت تاکيد بر مسئله" توقيت" و "تطبيق" در خصوص ظهور حضرت امام زمان(عج) است.

توقيت اصطلاحا تعيين وقت براي ظهور امام زمان(عج) است و تطبيق مصداق يابي درباره حوادث و اشخاصي است که در هنگام ظهور حضور موثري دارند. توقيت و تطبيق بارها در روايات اسلامي مورد نکوهش و مذمت قرار گرفته‌اند و منتظرين به تکذيب " وقّاتون " فراخوانده شده‌اند. ‏

رهبر معظم انقلاب اسلامي اخيرا در بيانات مهمي در جمع اساتيد و فارغ‌التحصيلان تخصصي مهدويت در تبيين خطر اين دو آسيب فرمودند: "فرد منتظِر بايد همواره خصوصيات و ويژگيهاي لازم دوران مورد انتظار را در خود حفظ و تقويت كند و اين انتطار، به گونه‌اي است كه از يك طرف، هيچ‌گاه نبايد آن را طولاني مدت تصور كرد و از طرف ديگر هيچ‌گاه نبايد آن را بسيار نزديك دانست. " ايشان با اشاره به مدعيان دروغيني كه در طول تاريخ برخي علائم ظهور را بر خود يا ديگران تطبيق مي‌دادند، افزودند:" همه‌ اين موارد غلط و انحرافي است زيرا برخي مطالب درباره‌ علائم ظهور، غيرقابل استناد و ضعيف است و مطالب معتبر را هم نمي‌توان به‌راحتي تطبيق داد. "‏‏ به تعبير معظم له توقيت و تطبيق هر دو انحراف از گفتمان اصلي مهدويت است.

اين دو انحراف ضمن مهجور کردن حقيقت اصلي مهدويت و انتظار سبب مي‌شود اعتقادات مذهبي مردم سست گردد. تجارب تاريخي در سه دوره هجوم مغول، قيام سربداران خراسان و شاه عبّاس صفوي نشان داده که رواج توقيت و تطبيق نه تنها باعث تقويت اعتقادات مذهبي مردم نمي‌شود بلکه با عدم تحقق آنها به لاقيدي و اباحي گري در سطح اجتماع مي‌انجامد. ‏قابله نسخه تقلبي گفتمان مهدويت کساني هستند که دست به کار عاميانه و جاهلانه در اين حوزه مي‌زنند. اقدامات غيرمستند، غير متقن و بدون تکيه بر منابع و مدارك معتبر، بدون آشنايي با علم فلسفه، حديث و رجال، صرف تخيلات و توهمات و يا تکيه صرف بر چند حديث ضعيف زمينه را براي مدعيان دروغين و نسخه تقلبي گفتمان مهدويت فراهم مي‌کند. ‏

خوشبختانه يکي از امتيازات مذهب تشيع در اين است كه موضوع مهدويت در آن يك مسئله‌ مبهم نيست. در واقع مهدويت اگر چه در زمره آن دست از مفاهيم عالي است که جزء چند مسئله‌ اصلي در حلقه‌ معارف عاليه‌ ديني و حتي همتراز نبوت قلمداد مي‌شود و انتظار منجي و رويکرد مثبت به آخر الزمان در اغلب اديان اله به چشم مي‌خورد اما هيچ يک از مذاهب و اديان اله به روشني مذهب تشيع آدرس گفتمان اصلي را چه به لحاظ مصداقي و چه مفهومي نداده‌اند.


سياست روز

«آمانو دست‌پرورده آمريکا» عنوان سرمقاله روزنامه سياست روز به قلم محمد صفري است كه در آن مي‌خوانيد:
هرگاه مذاکراتي ميان مقامات جمهوري اسلامي ايران و آژانس يا گروه 1+5 انجام مي‌شود، ابتدا اخباري مبني بر مثبت بودن مذاکرات و ثمربخش بودن آن منتشر مي‌شود.

رسانه‌هاي داخلي هم براساس آن گفته‌ها تحليل‌هاي خود را ارائه مي‌دهند و روزنه‌اي براي گفت‌وگوهاي هدفمند و مثمر ثمر باز مي‌شود.

اما بلافاصله رسانه‌هاي غربي و اروپايي اخباري را منتشر مي‌کنند که خلاف آن چيزي است که در ابتدا اعلام شده است.

نمونه‌هاي بارز آن، گفت‌وگوي اخير دکتر جليلي با گروه 1+5 بود که پس از پايان گفت‌وگوها و بازگشت دبير شوراي عالي امنيت ملي به کشورمان، گروه 1+5 بيانيه‌اي را صادر کرد که متفاوت از گفت‌وگوهاي خانم اشتون و جليلي پس از پايان مذاکرات بود.
وزير امور خارجه کشورمان هم که روز سه‌شنبه به وين رفته بود و با آمانو دبير کل آژانس ديدار و گفت‌وگو کرد، پس از پايان گفت‌وگوها در وين اظهار داشته بود که؛ «مذاکرات بسيار ثمر‌بخشي با مدير کل آژانس داشت و دو طرف موافقت کردند که به کمک يکديگر براي حل مسائل باقي مانده تلاش کنند.»

اما، آژانس بين‌المللي انرژي اتمي پس از پايان مذاکرات صالحي و آمانو بيانيه‌اي را منتشر کرد که، به خوبي نشان مي‌دهد بيانيه‌اي سفارشي و ديکته شده است.
آژانس در بيانيه خود نوشته است؛ «مدير کل آژانس به نوبه خود موضع آژانس را مبني بر اين که ايران به وظايفش عمل نمي‌کند، تکرار کرد و گفت که معتقد است ايران همچنان به تعهداتش پايبند نيست.»

هنگامي که البرادعي مدير کل پيشين آژانس بود، وي نيز همين سياست را دنبال مي‌کرد. در گزارش‌هاي او از فعاليت‌هاي هسته‌اي ايران اتهامات همچنان باقي بود و تناقض‌گويي و دو پهلو حرف زدن از شگردهايي بود که اکنون نيز آمانو آن را دنبال مي‌کند.
اما هنگامي که البرادعي از سمت مدير کل آژانس خداحافظي کرد شاهد آن بوديم که او بارها در گفت‌وگوهايي که در اين باره انجام داد اعلام کرد که فعاليت‌هاي هسته‌اي ايران صلح‌آميز است. اعترافي که گرچه اکنون کارايي لازم را شايد نداشته باشد اما بر اين نکته صحه مي‌گذارد که البرادعي تحت فشار غرب و آمريکا به اتخاذ سياست‌هاي دستوري و ديکته شده آنها عليه جمهوري اسلامي ايران مي‌پرداخت. کاري که آمانو نيز انجام مي‌دهد.

برخي اسناد منتشر شده توسط پايگاه «و يکي ليکس» تاکيد دارد که آمانو به آمريکايي‌ها قول داده است درباره همه جوانب مديريت آژانس بين‌المللي انرژي هسته‌اي به ويژه موضوع هسته‌اي ايران، با آنها (آمريکا) هماهنگ باشد.

آژانس بين‌المللي انرژي هسته‌اي تنها مرجع قانوني در امور هسته‌اي کشورهاي عضو آژانس است. اما متاسفانه اين آژانس تحت تاثير فشارهاي آمريکا و لابي صهيونيستي همواره سياست تبعيض را در قبال جمهوري اسلامي ايران اتخاذ کرده است.

در حالي که ايران همواره همکاري نزديکي با آژانس و بازرسان آن داشته است و تعداد بازرسي‌هاي صورت گرفته از مراکز هسته‌اي ايران نسبت به ديگر کشورها بي‌سابقه بوده که اين خود مويد شفاف بودن فعاليت‌هاي هسته‌اي صلح‌آميز ايران است.

وظيفه آژانس و مدير کل آن طبق اساسنامه آژانس اين است که دسترسي کشورهاي عضو را به فناوري صلح‌آميز هسته‌اي تسهيل کند که ايران را نيز شامل مي‌شود، اما شاهد آن هستيم که اين کار‌کرد دقيقا در قبال ايران برعکس عمل مي‌کند يعني آژانس درصدد است که از دستيابي ايران به فناوري صلح‌آميز هسته‌اي جلوگيري کند.


تهران امروز

«پرهيز از سياه نمايي، چگونه؟» عنوان سرمقاله روزنامه تهران امروز به قلم افشين زماني است كه در آن مي‌خوانيد:
سخنان مقام معظم رهبري در جمع اعضاي اتاق بازرگاني و تاكيد ايشان بر پرهيز از سياه نمايي در حوزه اقتصاد، بر اهميت موضوع اقتصاد كه سال جاري هم به نام جهاد اقتصادي نامگذاري شده است، افزوده است.

براي دريافت اهميت موضوع، بايد توجه داشت كه اگر در تشريح واقعيات اقتصادي كشور، صرفا به بيان نقاط منفي آن هم با ادبيات بسيار مايوس كننده و بزرگنمايي غير طبيعي مشكلات بپردازيم، در واقع سياه‌نمايي رخ داده و چنين اقدامي نه تنها كمكي به حل مسائل اقتصادي كشور نمي‌كند كه بر عكس موجب تشويش اذهان عمومي و ارسال پالس‌هاي منفي خواهد شد كه خود به زنجيره‌اي از مشكلات متعدد در عرصه اقتصادي كشور منجر خواهد شد كه عمدتا ريشه در تبليغات رواني دارند تا واقعيت.

يكي از اهداف دشمن در تحميل تحريمهاي يكجانبه به ايران هم راه‌انداختن تبليغات جنجالي و فشار غير واقعي بر كشور است تا زمينه براي سياه‌نمايي عليه اوضاع اقتصادي كشور فراهم شود. در اين ميان ذكر اين نكته الزامي است كه اساسا علم اقتصاد پايه گذاري شده است تا بين كالاهاي كمياب و تقاضاهاي روزافزون نوعي از تعادل را ايجاد كند.

در مباحث اقتصادي تا آنجا كه از حوزه تخصصي خارج نشويم و بحث مسائل اقتصادي را با مباحث علم اقتصاد مورد واكاوي و تجزيه و تحليل قرار دهيم، مشكلي پيش نمي‌آيد و از قضا راهگشا هم هست. به عنوان مثال ابلاغ سياستهاي كلي اصل 44 قانون اساسي و تاكيد مقام معظم رهبري بر زمينه سازي براي حضور شجاعانه بخش خصوصي در عرصه‌هاي اقتصادي، دقيقا برگرفته از نظريات كارشناسي و علمي است كه براي حل برخي مشكلات اقتصاد كشور اعلام و بيان شده است.

اما به همان ميزان كه كه در بيان مسائل اقتصادي از حوزه تخصصي خارج شده و آلوده اغراض و مطامع سياسي شويم و در واقع مسائل اقتصادي را به واسطه مطامع جناحي يا مخالفت با كليت نظام، بسيار منفي جلوه دهيم و هيچ نقطه روشني را در اقتصاد نبينيم، سياه نمايي رخ داده است.

مثال ديگر در اين زمينه مي‌تواند اجراي قانون هدفمندي يارانه‌ها باشد. اين قانون يكي از مهمترين تصميمات اقتصادي كشور طي يك قرن اخير است كه به واسطه اهميت ان، تمام بخشهاي نظام از دولت در اجراي اين قانون ياري رساندند. طبيعتا در اجرا هم مشكلاتي به وجود آمده كه انتظار مي‌رود دولت با شناسايي نقاط ضعف و قوت، در ادامه راه بهتر به اجراي اين قانون بپردازد. نكته اينجاست كه برخي جريانها به خصوص مخالفين نظام به‌رغم اطلاع از اينكه نجات اقتصاد كشور از ورطه يارانه‌هاي بي هدف يك ضرورت تاريخي است اما در همان حال عامدانه به مخالفت با اجراي اين قانون مي‌پردازند و به سياه نمايي رو مي‌آورند.

اين در حالي است كه مسائل اقتصادي مكانيسم‌هاي خاص خود را دارد و اينگونه نيست كه با سياه نمايي بتوان برخي ضروريات اقتصاد كشور را بيهوده جلوه داد. سياه‌نمايي پديده‌اي است كه در هر حوزه‌اي از جمله اقتصاد راه پيدا كند به بروز تشويش و نگراني در جامعه منجر مي‌شود و به لحاظ رواني زنجيره‌اي از مشكلات غيرواقعي توليد مي‌كند و اين بزرگترين اجحافي است كه مي‌شود در حق مردمي روا داشت كه به هر حال درگير برخي مشكلات واقعي اقتصادي هستند.

در پايان هم ذكر اين نكته خالي از فايده نيست كه رويكرد واقع‌گرايانه چه از جانب دولتمردان و چه از جانب رسانه‌ها به مسائل اقتصادي باعث افزايش اعتماد عمومي مي‌شود و اگر فردا روزي آماري واقعي از رشد و رونق اقتصادي براي مقابله با سياه نمايي ارائه داديم، مورد پذيرش افكار عمومي قرار مي‌گيرد.


آفرينش

«نگاه راهبردي به دريا» عنوان سرمقاله روزنامه آفرينش به قلم حميد رضا عسگري است كه در آن مي‌خوانيد؛
امروزه تمامي کشورهاي قدرتمند نگاه عميق و راهبردي به مرزهاي دريايي و آب‌هاي آزاد دارند. به گونه‌اي که در حال حاضر بيشترين هزينه‌هاي کشورهاي بزرگ براي ارتقاي موقعيت و حضور خود در سراسر جهان در بخش نيروي دريايي صورت مي‌گيرد. يکي از مولفه‌هايي که در ارتقاي قدرت و توانايي کشورها براي استفاده از ظرفيت‌هاي دريا ضروري تلقي مي‌شود داشتن سواحل مناسب است که از مولفه‌هاي پيشرفت يك كشور مي‌تواند باشد و ما با دارا بودن 3 هزار كيلومتر مرز دريايي كه هزار كيلومتر آن مشرف به دريا است، از اين نعمت برخوردار هستيم و به نوعي مي‌توان ادعا کرد که به عنوان يک کشور دريايي تلقي مي‌شويم. امروزه بيش از 90 درصد تجارت‌هاي جهان از طريق دريا انجام مي‌شود و با نگاه گذرا مي‌بينيم که مهمترين قطب‌هاي اقتصادي جهان کشورهايي هستند که داراي مرزهاي دريايي هستند و از اين پتانسيل نهايت استفاده را مي‌برند.

در چند سال اخير حضور کشورمان در آب‌هاي داخلي و آب‌هاي آزاد پرنگ تر از گذشته گرديده است اما دستاوردهاي ما از اين آب‌ها به هيچ وجه قابل مقايسه با ديگر کشورها با شرايط مشابه ما همانند هند و چين و کره نيست. در طول اين دوره‌ها و حتي در قرون گذشته حقيقتاً يك رويكرد دريايي موثر نداشته‌ايم و عمدتاً رويكردهاي ما قاره‌اي، سرزمين محور و خشكي محور بوده است و متاسفانه هيچگاه نعمت دريا را به خوبي درك نكرده‌ايم.

جداي از اينکه ما نقاط فوق استراتژيک دريايي را در خليج فارس و درياي عمان و حتي درياي خزر در اختيار داريم اما هنوز به ايجاد زيرساخت‌هاي اصلي جهت استفاده از اين نقاط قوت اهتمام کامل نورزيده ايم. هيچ کشوري را در دنيا مشاهده نمي‌کنيم که رويکردي دريا محور داشته باشد و از سير توسعه اقتصادي عقب مانده باشد. اما با مشاهده وضعيت خود مي‌بينيم که دريا تاثير خاصي را در روند توسعه و پيشرفت اقتصاد ما نداشته است. شايد تنها بخشي که با استفاده از دريا بر اقتصاد ما تاثير گذار است صادرات نفت است که آن هم راه ديگري به جز دريا براي انتقال آن وجود ندارد.

متاسفانه در حال حاضر به غير از چند استان جنوبي که همجوار دريا هستند ديگر استان‌هاي ما هيچ ارتباطي با درياهاي شمال وجنوب کشور ندارد و اصلا قابليت و پتانسيل‌هاي دريا به غير از مردم حاشيه نشين دريا براي ديگر مردم کشور ناشناخته است. و به همين علت که ديگر استان‌هاي کشور با دريا ارتباط ندارند بسياري از موقعيت‌ها و سرمايه گذاري‌هاي اقتصادي از بين مي‌روند و مردم حاشيه دريا هم چون پشتوانه مالي قوي ندارند نمي‌توانند در عرصه بهره برداري و توسعه قابليت‌هاي دريا نقش چنداني داشته باشند. همانطور که گفته شد استفاده از ظرفيت‌هاي دريا نياز به ايجاد زير ساخت‌هاي قوي دارد.

ساخت اسکله‌هاي بزرگ و مجهز، ارتقاي صنايع دريايي وکشتي راني، افزايش قدرت و توانايي‌هاي نظامي دريايي در ايجاد ثبات و امنيت در مرزهاي آبي از نيازهايي است که جهت ايجاد زيرساخت‌هاي مناسب به آنها نيازداريم. البته با تاکيد مقام معظم رهبري بر نگاه راهبردي به دريا در چند سال گذشته اقدامات مهمي از سوي نيروي دريايي صورت گرفته است که از ميان آنها مي‌توان به عبور ايران از کانال سوئز، حضور در آب‌هاي آزاد و نجات و اسکورت کشتي‌هاي تجاري از دست دزدان دريايي و بسياري از اقدامات و فناوري‌هاي دريايي که توسط متخصصان داخلي صورت گرفته است اشاره داشت. اما با تمام اوصاف صرف توجه نظامي به مقوله دريا نمي‌توان انتظار داشت که در عرصه‌هاي اقتصادي نيز به پيشرفت‌هاي چشمگير برسيم.


حمايت

«نگاه تركيه به ليبي» عنوان يادداشت روز روزنامه حمايت به قلم علي تتماج است كه در آن مي‌خوانيد:
يك ماه پس از آغاز حركت مردم ليبي براي پايان دادن به 4 دهه حاكميت قذافي (17 فوريه) ناتو به بهانه حمايت از مردم وارد صحنه جنگ شد و از ماه مارس تاكنون با قطعنامه 1973 شوراي امنيت اين كشور را در مسير سرنوشتي نامعلوم قرار داده است.

 در كنار اعضاي حاضر در اين جنگ، نقش و عملكرد تركيه از نكات قابل توجه مي‌باشد. تركيه به عنوان يكي از اعضاي ارشد ناتو در حالي در اين صحنه حضور يافت كه مواضعي چند وجه را ايفا كرده است. تركيه كه از ابتدا با تحرك نظامي عليه ليبي مخالف بود سرانجام به عنوان يكي از اعضاي ناتو وارد صحنه شد و تا حدودي نيز مديريت آن را بر عهده گرفت. قطع روابط با قذافي و رويكرد به معارضان قذافي و چند كشور غربي و عربي با محوريت تحولات ليبي و در نهايت برگزاري نشست گروه تماس در آنكارا (24 تير) با محوريت بررسي تحولات ليبي و... نشانگر عمق اهميت ليبي براي تركيه مي‌باشد. ‏

‏ بسياري از ناظران سياسي تاكيد دارند كه نگاه تركيه به ليبي در دو منظر مي‌باشد. نخست آنكه تركيه تلاش دارد تا با حضور در صحنه در آينده ليبي نيز ايفاي نقش داشته باشد. آنها تجربه جنگ افغانستان را داشته و به نوعي با نيات يك جانبه گرايانه غرب نيز آشنايي دارند. تركيه با حضور در عمليات ناتو تلاش دارد تا بتواند سهمي ازسرنوشت ليبي براي خود داشته باشد كه برخوردار شده از منابع انرژي ليبي و موقعيت جغرافيايي آن بخشي از اين خواسته است. ‏

دوم آنكه تركيه نگاه جهاني نيز به تحولات دارد. تركيه با اين حضور ارتقاي جايگاه خود در ميان اعضاي ناتو، ‌برخوردار شدن از شرايط كنوني براي امتيازگيري از غرب از جمله تسهيل پيوند آن به جمع اعضاي اتحاديه اروپا، دريافت كمكهاي مالي و نظامي از غرب به عنوان اقدامي براي مشاركت اين كشور در ليبي، رسيدن به موقعيتي جهاني به عنوان كشوري تاثيرگذار در حوزه بين‌الملل و تصميمات كلان جهاني، استمرار سياست ميانجي گري و بازيگري در پرونده‌هاي حساس جهاني به عنوان مولفه‌اي براي رسيدن به سطح كشورهاي بزرگ و... از جمله اهداف تركيه از مشاركت در ليبي مي‌باشد. ‏

‏ بر اين اساس نيز مي‌توان گفت كه تركيه ميزبان نشست گروه تماس را بر عهده گرفته تا گامي براي رسيد به اين اهداف باشد. البته عملكردهاي سالهاي اخير تركيه و نيز ضعف شديد ناتو موجب شده تا اعضا ناتو نيز نقش اين كشور را در معادلات پذيرفته و حتي به نحوي تلاش مي‌كنند از آن در جهت تحقق اهداف خود برخوردار شوند هرچند كه نارضايتي مردم تركيه از همگرايي كشورشان با اهداف غرب تا حدودي بر اين روند تاثير منفي داشته است.


شرق

«كيفيت دكترا قرباني تصميمات لحظه‌اي» عنوان يادداشت روز روزنامه شرق به قلم غلامرضا ظريفيان است كه در آن مي‌خوانيد:
اخيرا رييس‌جمهوري اظهاراتي درخصوص افزايش ظرفيت دانشجويان دوره دكترا مطرح كرده است كه مي‌توان گفت هم امكان انجام آن و هم عدم امكان انجام آن قابل تصور است. مسايل مطرح شده در حوزه آموزش عالي بدون كارشناسي لازم مطرح و اجرا مي‌شود و در نتيجه ناقص و غيرمحققانه اجرا مي‌شود و در عمل نيز به نتيجه لازم نمي‌رسد كما اينكه تاكنون نيز به همين ترتيب شده است.

در سيستم آموزش عالي بدون كار كارشناسي شده ظرفيت دوره‌هاي كارشناسي ارشد چند برابر شد درحالي‌كه زيرساختار‌هاي لازم براي اين كار فراهم نشده بود؛ اساتيد لازم و كافي در نظر گرفته نشده بود و ظرفيت مناسبي براي اين كار وجود نداشت. پنج نفر تبديل به 15نفر شدند و تا 25نفر دانشجوي دوره كارشناسي ارشد در كلاس‌ها حضور يافتند در حالي‌كه كيفيت لازم برقرار نبود. اساتيد اندكي وجود داشتند كه بايد نهايتا مسووليت دو پايان‌نامه را بر عهده مي‌گرفتند كه اين امر سبب شد تا پايان‌نامه‌هاي بيشتري را بپذيرند و در نتيجه كيفيت لازم وجود ندارد.

اين امر سبب شد تا خروجي ما از دانشگاه‌ها دچار افت كيفيت شود و سطح كارشناسي ارشد در حد كارشناسي تنزل پيدا كند. اكنون با اين ايده دوره دكترا نيز به همين سرنوشت دچار خواهد شد و آن نيز از نظر كيفي به شدت تنزل پيدا خواهد كرد و خسارات زيادي براي ما به بار خواهد آورد. كما اينكه تغيير رويه در پذيرش دكترا از طريق برگزاري امتحان عمومي نيز به اين مساله ضربه زد. هيچ جاي دنيا مرسوم نيست كه دانشجوي دكترا از طريق امتحان عمومي وارد اين سطح شود و معمولا در دانشگاه‌هاي معتبر دنيا بر اساس استادمحوري دانشجوي دكترا انتخاب مي‌شود.

در حال حاضر نيز به دليل اين امتحان، دانشجوياني كه صلاحيت علمي كافي را براي حضور در دوره دكترا داشتند نتوانستند به اين مقطع راه پيدا كنند و دانشجوياني رفتند كه صلاحيت لازم را نداشتند. از طرفي ديگر بسياري از آمار و ارقام دولت مانند آمار 10درصد رشد اقتصادي يا تورم تك نرخي اشتباه و غيركارشناسانه بوده و اين خبر آخر مبني بر افزايش ظرفيت دوره دكترا نيز به همين‌گونه است. پيشتر مي‌توان گفت كه چنين اظهاراتي تبليغاتي است و جنبه اجرايي ندارد. اگر چنين طرحي بخواهد اجرايي شود بايد بودجه علمي كشور چند برابر شود در حالي‌كه اين امر محقق نشده است.

همچنين دوره دكترا به اساتيد مجربي نياز دارد كه متاسفانه بهترين اساتيد ما يا بازنشسته شده‌اند يا بازنشسته‌شان کردند. طبيعتا بخشي از توانايي علمي ما به همين دليل كنار گذاشتن اساتيد مجرب در حقيقت سبب شده تا بخشي از بنيه علمي كشور ضعيف شود. پس دو برابر كردن ظرفيت دانشجويان كشور همزمان با نبودن اساتيد مجرب در حقيقت از بين بردن دوره دكترا در كشور است. بررسي وضعيت دانشگاه‌هاي معتبر كشور نيز بيان‌كننده همين حقيقت است كه نبود اساتيد خبره چه مشکلي به بار آورده است. وجود فضاي آموزشي كافي نيز يكي از پيش‌شرط‌هاست و متاسفانه ما فضاي لازم را براي دانشجويان نداريم و يك دانشجوي دكترا تمام وقت فضاي لازم و امكانات كافي را براي پژوهش‌هاي خود مي‌خواهد.

در حال حاضر صندلي مکفي براي دانشجويان نداريم و آنها بايد يا به كتابخانه مركزي بروند يا در راهرو‌هاي دانشگاه به مطالعه و بحث بپردازند. در كنار فضاي كاربردي، دانشجويان به فضاي مجازي گسترده نيز نياز دارند و بايد براي آنان اينترنت با سرعت پرشتاب تا جايي‌كه بتوانند به كتاب‌هاي پژوهشي دسترسي داشته باشند، فراهم كرد. همچنين دانشجويان بايد به نشريات علمي بيشتري دسترسي داشته باشند چرا كه يكي از خصيصه‌هاي دوران دكترا چاپ مقالات علمي در نشريات است. در حالي‌كه در حال حاضر تعداد نشريات كم و در نتيجه فعاليت علمي دانشجويان كاهش پيدا مي‌كند.


جهان صنعت

«زمان مناسب» عنوان سرمقاله روزنامه جهان صنعت به قلم اردلان عطارپور است كه در آن مي‌خوانيد:
همین ابتدا عرض کنم که اینجانب حسن زیادی در این نمی‌بینم که چهار صفر را از پول ملی برداریم، این را هم عرض کنم که قبح زیادی هم در این کار نمی‌بینم پس نسبت به اجرای آن علی‌السویه هستم، اما می‌پرسم اگر قرار است چهار صفر را از ابتدای پول ملی برداریم، بهترین زمان آن کی است؟

آیا بهتر نیست در زمان کاهش بیکاری این کار را انجام دهیم؟ آیا بهتر نیست در زمان کاهش تورم این کار را انجام دهیم؟ آیا بهتر نیست در زمان رشد اقتصادی این کار را انجام دهیم؟ آیا بهتر نیست در زمان افزایش صادرات این کار را انجام دهیم؟ آیا بهتر نیست در زمان کاهش واردات این کار را انجام دهیم؟... اگر جواب منفی است دست به کار شوید که زمان مناسبی است.
 

دنياي اقتصاد

«اتاق‌هاي بازرگاني و رسالت تاريخي» عنوان سرمقاله روزنامه دنياي اقتصاد به قلم محمود اسلاميان است كه در ان مي‌خوانيد:
اتاق‌هاي بازرگاني و صنايع‌و‌معادن با قدمتي بيش از 200 سال در بسياري از كشورها و تاريخي 127 ساله در ايران، مركزي براي تعامل كارآفرينان و دولت‌ها هستند.

ترديدي وجود ندارد كه هدف مسوولان و اعضاي اتاق چيزي جز عزت و آباداني ميهن اسلامي نيست. هر آن كس كه ايراني است و در اين خاك مقدس تنفس مي‌نمايد يا حتي جلاي وطن نموده است و ريشه در اين مرز و بوم دارد نمي‌تواند جز به اعتلاي ميهن بينديشد. اصولا تشكل‌ها، مركزي براي هم‌انديشي و تعامل با اجزاي كشور براي توسعه ميهن است. آنچه باعث پيشرفت مي‌شود نقد منصفانه با ديدي اميدبخش است.

ملاقات اعضاي هيات‌رييسه اتاق ايران و تهران با مقام معظم رهبري مي‌تواند نقطه عطفي براي اين تشكل باسابقه باشد، تشكلي كه توسط بازرگاني متدين به نام حاج امين‌الضرب تاسيس و طي 127 سال منشاء خدمات اقتصادي و خيريه‌اي بزرگ در سطح كشور بوده است. نكات مهمي كه مقام معظم رهبري طرح فرمودند مي‌تواند تحولي در سير اتاق‌هاي كشور ايجاد كند.

1- ايشان حضور در جهاد اقتصادي را داشتن روحيه اميدبخش و با نشاط بيان فرمودند. زيرا اصولا در هر شرايطي اميد رهايي بخش است. منابع عظيم خدادادي، نيروي انساني خلاق، موقعيت استراتژيك كشور و ده‌ها دليل ديگر پتانسيل بزرگي است كه مي‌توان با اتكا بر آن بر مشكلات فائق آمد.

2- اصل 44 قانون اساسي: سال‌هاي سال اقتصاد كشور بر مبناي مديريت دولتي اداره مي‌گرديد. بلوغ جامعه و مسووليت‌پذيري و تجربه كارآفرينان از يك سو و ناكارآمدي اقتصاد دولتي از سوي ديگر، باعث گرديد همگان بر عبور از آن به اتفاق نظر برسند. ايشان اصل 44 را يك ريل‌گذاري جديد در اقتصاد كشور توصيف كردند كه با يك زاويه دقيق مسائل اقتصادي را به سمت ديگري هدايت مي‌نمايد.

توجه به روح اصل 44 و كاهش تصديگري دولت باعث يك جهش اقتصادي بزرگ در كشور مي‌شود. بررسي مشكلات و نارسايي‌هاي اجراي قانون و اصلاح آن يك الزام است. هر چند به نظر نگارنده صرف شكسته شدن تابوي مذكور يك گام بزرگ به جلو بوده است. مجلس محترم شوراي اسلامي مي‌تواند با نظارت بر اجراي قانون و آسيب‌شناسي آن نسبت به اصلاح قانون به منظور تطبيق اجرا و روح آن اقدام نمايد.
بدون شك يكي از مهم‌ترين اقدامات اقتصادي كشور كه مي‌تواند تحولي بزرگ ايجاد نمايد، اجراي اصل 44 قانون اساسي است. موضوعي كه مقام معظم رهبري بر آن تاكيد فراواني داشتند.

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
آیا جام جهانی می‌تواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟