صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

گزيده سرمقاله‌ روزنامه‌هاي صبح امروز

کد خبر: ۱۷۵۲۰۷
| |
3670 بازدید
كيهان

«شطرنج ايراني و قمار آمريكايي در منطقه» عنوان يادداشت روز روزنامه كيهان به قلم مهدي محمدي است كه در آن مي‌خوانيد:

در يك ماه گذشته، سرعت تحولات منطقه نسبت به 5 ماه قبل از آن اندكي كاهش يافته اما در عوض، تحولات به سطحي بنيادي تر و عميق تر منتقل شده است.

يك روش بررسي استراتژيك تحولات منطقه اين است كه ببينيم فضاي منطقه خاورميانه در مجموع به چه سمتي در حال حركت است و برنده نهايي بازي كيست.

اين روش علاوه بر اينكه مستلزم بررسي دقيق حجم انبوهي از جزئيات است، به‌اندكي قدرت پيشگويي هم نياز دارد و هم اينكه اقتضا مي‌كند از سطح وقايع نگاري صرف فراتر برويم و از منظري راهبردي و بلند مدت به تحولات بنگريم.

يك روش ديگر اما -كه به سختي مي‌توان آن را از روش اول تفكيك كرد- اين است كه تحولات را كشور به كشور بررسي كنيم و ببينيم هر كدام از بازيگران در هر كشور خاص تا چه حد به اهداف خود دست يافته و بعد تلاش كنيم با يافتن روند‌هاي كلي، يك تصوير كلان از وضعيت منطقه به دست بياوريم.

اين يادداشت از روش دوم استفاده مي‌كند و تلاش خواهد كرد با ارائه توصيفي دقيق از وضعيت چند كشور درگير بحران، يك الگوي كلي را بويژه از اين جهت كه راهبرد آمريكا تا چه حد كامياب بوده ترسيم كند.

از ليبي يعني غربي ترين كشور جهان اسلام شروع كنيم. آمريكا و ناتو به اين دليل وارد جنگ ليبي شدند كه تصور مي‌كردند اولا به آساني قادر به حذف قذافي از صحنه و به چنگ آوردن منابع آن، خواهند بود و ثانيا اين پيام را به مردم منطقه خاورميانه مي‌دهند كه براي رها شدن آنها از چنگ آنچه در غرب ديكتاتوري خوانده مي‌شود آماده پول خرج كردن و به خطر انداختن جان سربازانشان هستند.

بويژه تحليل آمريكايي‌ها اين بود كه به اين مداخله نظامي نياز دارند تا بتوانند اعتبار از دست رفته خود را نزد مردم خاورميانه بازسازي كنند.

جنگ اكنون عملا به بن بست رسيده است به اين دليل كه؛ 1- توان نظامي ناتو آنقدر نبوده است كه ابتدا برآورد مي‌شد و همين باعث شد رابرت گيتس در سفر دو هفته پيش خود به بروكسل به صراحت ناتو را به تنبلي و ناشي گري نظامي متهم كند و بگويد كه اگر قرار باشد هميشه بار ناتو را آمريكا به دوش بكشد ديگر نيازي به هم پيماني نظامي به اروپا نخواهد بود.

2- اروپايي‌ها يكي يكي در حال كنار كشيدن از جنگ هستند چرا كه بحران اقتصادي بي سابقه منطقه يورو، اساسا به آنها اجازه چنين ولخرجي‌هايي را نمي‌دهد و احتمال اعتراض‌هاي خياباني در بسياري از كشورهاي اروپايي قوت گرفته است.

3- آمريكا هم حضور نظامي خود در عمليات ليبي را كمرنگ كرده به اين دليل كه اوباما در آستانه انتخابات 2012 به شدت تحت فشار جمهوري خواهاني است كه سياست خارجي او را پرهزينه و فريبكارانه توصيف مي‌كنند. ضمن اينكه بحران اقتصادي دروني آمريكا طوري است كه مسلما مردم آمريكا علاقه‌اي ندارند در حالي كه بچه‌هاي خودشان بي كارند هزينه بازي‌هاي جنگي كمپاني‌هاي نظامي در آفريقا را بدهند.


ملت ما

«هجوم نقدينگي از توليد به بازار» عنوان سرمقاله امروز روزنامه ملت ما به قلم سيدحميد حسيني است که در آن می خوانید:
آحاد هر جامعه از اداره‌كنندگان آن آسايش، آرامش، امنيت و معنويت را طلب مي‌كنند و حاكمان نيز بايد تلاش كنند تا اين مطالبات به بهترين وجه پاسخ داده شود. در اين ميان آرامش و امنيت در حوزه اقتصاد به امنيت سرمايه‌گذاري تعبير مي‌شوند.علني نكردن اختلافات و موضوع جهاد اقتصادي دو محوري است كه از ابتداي سال در بيانات رهبري بارها تذكر داده شده است اما آنچه امروز به چشم مي‌خورد متاسفانه فاصله‌يي بسيار زياد با منويات ايشان دارد.مسوولان نه تنها اختلافات خود را نهان نمي‌كنند بلكه علني شدن آنها سلامت رواني جامعه را نشانه گرفته است.

از سوي ديگر ديده مي‌شود كه در اين سه ماه و نيم گذشته از سال تصميمات اقتصادي نيز رنگ سياست به خود گرفته است و به واقع ما شاهد قرباني شدن اقتصاد هستيم.در اين فضا سرمايه‌گذاري كاهش مي‌يابد و نقدينگي به سمت بازارهايي نظير ارز، بورس و طلا مي‌رود.اين ادعا كه هجوم نقدينگي به بازارهاي ذكرشده سازمان دهي شده از يك مركز خاص است مطابق با واقعيت نيست چرا كه وقتي متوليان سياست‌هاي پولي و مالي نتوانند بازار را به سامان برسانند اين آشفتگي پديد مي‌آيد.

از يك سو نقدينگي زياد در جامعه را به عنوان دردي مطرح مي‌كنند كه بايد درمان شود و از سوي ديگر پروژه‌هاي عمراني و توليدي كشور از نبود نقدينگي لازم نالان هستند.اين نشان مي‌دهد كه نقدينگي به جاي تبديل به سرمايه مولد در توليد و زيرساخت تبديل به پول در گردش جامعه شده است. علت نيز در عدم استقلال بانك مركزي و تصميم‌گيري‌هاي غلط اين نهاد است.

شاهد ديگر بالابودن چك‌هاي برگشتي و افزايش آن در سال‌هاي اخير است. از جمله علل افزايش چك‌هاي برگشتي، برداشتن جزاي كيفري برگشت خوردن چك، كاهش سخت‌گيري‌ها و نظارت بانك مركزي است.البته افزايش چك‌هاي برگشتي علل ديگري هم مي‌تواند داشته باشد اما برداشته شدن جزاي كيفري برگشت خوردن چك نيز راه را براي خلاف باز كرده و با وجود اينكه سيستم‌ نظارتي بانك‌ها بايد اين موضوع را مدنظر قرار دهند اما عملا رعايت نمي‌شود و سخت‌گيري‌هاي بانك مركزي درباره چك‌هاي برگشتي نيز كاهش پيدا كرده است.

در ابتدا بايد بررسي بيشتري درباره ميزان چك‌هاي برگشتي و ذكر نوع آنها انجام شود. اقتصاد ما در شرايط ركود تورمي قرار دارد و سياست انقباضي بانك‌ها و پرداخت نشدن اعتبارات باعث شده كه واحدها با مشكل مالي مواجه شوند.از سوي ديگر استفاده از خط‌‌هاي اعتباري بسياري از واحدهاي توليدي كه مواد اوليه خود را به صورت وام يوزانس ارزي يك ساله دريافت مي‌كردند، به دليل مواردي مانند تحريم محدود شده و به همين دليل فشار براي تامين نقدينگي زياد شده است. البته اكنون معاملات نقدينگي بيشتر از طريق كارت‌هاي اعتباري است تا چك و به همين دليل شايد حجم چك‌ها كاهش يافته باشد اما مقدار برگشتي‌هاي آن زياد شده باشد.

علاوه بر اينكه در دوران ركود تورمي هستيم، نهاد جامعه نيز نهاد ناآرامي است و دولت نتوانسته روان جامعه را آرام كند و هر روز افزايش قيمت در يك بخشي را داريم. بعنوان مثال افزايش قيمت‌ها در بورس، بازار ارز و طلا را كه ببينيم متوجه مي‌شويم فضاي بازار ملتهب است. هم‌اكنون نيز بسياري از كارشناسان احساس مي‌كنند كه اين نقدينگي به سمت مسكن مي‌رود كه به هر حال اين ناآرامي رواني جامعه به چك‌هاي برگشتي دامن مي‌زند.


رسالت

«به حکم عقل تن دهيم» سرمقاله روزنامه رسالت به قلم دکتر امير محبيان است كه در آن مي‌خوانيد:

رهبر معظم انقلاب اسلامي دوشنبه گذشته در ديدار فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامي و مسئولين حوزه نمايندگي ولي فقيه در سپاه نکاتي را تذکر دادند که با توجه به اهميت ويژه آن براي فضاي سياسي کشور ابعاد آن را واکاوي مي‌کنيم.

رهبري انقلاب در ديدار فرماندهان سپاه در باب آثار مضر اختلافات نکات زير را اظهار داشتند.

1. يكي از اين كارهاي مضر، دامن زدن به اختلافات و مشتعل كردن فضاي اختلاف و هو و جنجال است كه بايد همه دستگاه‌ها و نهادهاي نظام مراقب اين موضوع باشند.

2. بايد هرچه ممكن است اختلاف نظرها و اختلاف سليقه‌ها را كم كرد و در فضاي بحث‌هاي اختلافي ندميد.

3. پيرامون برخي بگومگوها و بحث‌هاي اختلافي در كشور : كساني كه به اين بحث‌ها دامن مي‌زنند، آيا خوشحالي دستگاه‌هاي تبليغاتي بيگانه و تحليل‌هاي آنها را نمي‌بينند. ابراز شادماني دشمنان، نشان مي‌دهد اين موضوع يك نقطه ضعف است، بنابراين بايد از ادامه آن جلوگيري كرد.

4. اما زماني موضوع، اختلاف نظر و سليقه است و نه ايستادن در مقابل انقلاب. در چنين شرايطي، وظيفه همه، ندميدن در اختلاف نظرها و در پيش گرفتن شيوه تبيين و روشنگري در مقابل برخي افكار غلط، با در نظر گرفتن همه جوانب آن است.

5. من با حركت روشنگرانه، تبيين منطقي و مستدل در مقابل تفكر غلط مخالفتي ندارم اما نبايد اين تفكر غلط را نيز تابلو كرد تا همه از آن مطلع شوند.

6. هرگونه حركت روشنگرانه بايد به دور از هو و جنجال باشد زيرا جنجال، حرف منطقي را هم خراب مي‌كند.

تحليل بند 1: اختلاف انسان‌ها امري طبيعي بوده وحتي هويت انسان‌ها بر اساس تفاوت‌هايي است که در حوزه‌هاي مختلف با هم داشته و حتي از لحاظي اختلاف ميان آگاهان جامعه مي‌تواند منشا رحمت و نزول برکات ظهور انديشه‌هاي جديد باشد. اما هر چند که اختلاف در حوزه نظر منشا خير و برکت است ولي در عرصه عمل اختلاف، مايه سستي و تعويق امور شده، بويژه در امور حکومتي که لازمه خدمت رساني، سرعت عمل است باعث کندي کارها و ناکارآمدي مي‌شود ؛ ضمن آنکه فضاي هو و جنجال اساسا بستر مناسبي براي حل اختلافات نبوده و منجر به غلبه احساسات و کاهش نقش عقل مي‌گردد. بويژه آنچه که از نهادهاي اجرايي انتظار مي‌رود وحدت رويه در عمل و حل مشکل ونه مشکل سازي است که فضاي اختلاف و اختلاف افکني مي‌تواند به آن بينجامد.


تهران امروز

«با هم دانشگاه را اصلاح كنيم» عنوان يادداشت روز روزنامه تهران امروز به قلم كامران بارنجي است كه در آن مي‌خوانيد:

وزير علوم روز گذشته بار ديگر بر لزوم اجراي قانوني، در دانشگاهها تاكيد كرد كه رسانه‌ها از آن به عنوان «طرح تفكيك جنسيتي» ياد مي‌كنند. طرحي كه قرار است بر اساس آن دانشجويان دختر و پسر شرايط جديدي از زندگي تحصيلي دانشجويي را تجربه كنند.

آن طور كه وزير علوم مي‌گويد در صورتيكه از مهرماه اين طرح اجرايي شود تمامي دانشگاه‌هاي دولتي، آزاد و غيرانتفاعي موظف خواهند شد كه كلاس‌هاي دانشجويي دختران و پسران را از هم جدا كنند و يا اينكه اگر امكان جداسازي فراهم نباشد دانشجويان موظف شوند جدا از هم بنشينند.

اساس الزام به اجراي چنين طرحي هم اظهار نگراني‌هاي عده‌اي از مسئولان تصميم گيرنده و مراجع عظام تقليد از فضاي ناهنجار در برخي از دانشگاهها بود. واقعيت اين است كه در سال‌هاي گذشته فضاهاي دانشگاهي كشور به لحاظ رعايت شئونات اسلامي آن طور كه بايد، از سوي فرهيخته ترين قشر كشور رعايت نمي‌شد.

انتشار بلوتوث‌ها و فيلم‌هاي كوتاهي از كارهاي نامتعارف تعدادي دانشجو در محيط دانشگاهي‌ نگراني‌هاي مراجع و مسئولان را بيشتر از گذشته كرد لذا كسي بر ضرورت اجراي چنين آيين نامه‌اي در فضاي فعلي دانشگاه‌هاي كشور شك ندارد و همين هم باعث شده كه وزارت علوم امروز بعد از سال‌ها به صورت جدي اجراي آيين نامه «حفظ حدود و آداب اسلامي در دانشگاه‌ها و موسسات آموزش عالي» را پيگيري كند. اما برخي نگراني‌ها از نحوه اجراي اين طرح وجود دارد.

نگراني‌هايي از اين دست كه اجراي آيين نامه حفظ حدود و آداب اسلامي در دانشگاه‌ها بهانه‌اي براي برخي برخورد‌هاي ناشايست شود.

چرا كه اجراي چنين طرح هايي(مانند طرح مبارزه با بدپوشي) ظرافت‌هاي خاص خودش را دارد. دانشجو در دانشگاه، زبان و هم‌زبان خودش را مي‌خواهد.

زبان دانشجو زباني است كه خود او بايد ناظر، مجري و حافظ آيين‌نامه‌هاي موجود باشد. همانطور كه امام خميني(ره) فرمودند: «دانشجويان ما بايد خودشان توجه بكنند كه رفتار خودشان، كردار خودشان، گفتار خودشان همه اينها منطبق با موازين اسلامى و اخلاقى باشد.»

و به خاطر همين ديد باز و روشني كه معمار انقلاب درباره دانشجويان داشتند؛ در زماني كه عده‌اي با بد فهمي از موضوع اسلامي كردن دانشگاه‌ها سعي بر ديوار كشي در دانشگاه‌ها داشتند؛ امام(ره) صراحتا دستور دادند كه ديوارها برداشته شود.

البته قطعا نظر امام (ره) مبني بر اختلاط دانشجويان تحت هر شرايط نبود بلكه نظر ايشان بر اين موضوع ناظر بوده است كه دانشجو خودش بايد تصميم بگيرد كه شرايط موجود براي اسلامي كردن دانشگاه‌ها را بوجود آورد لذا در شرايط فعلي و با علم بر ضرورت اجراي طرح‌هايي براي احياي دوباره فضاهاي اسلامي در دانشگاه‌ها به نظر مي‌رسد شايد اگر تنها همين جمله امام(ره) كه خطاب به دانشجويان فرمودند:«همه چيز ما در دانشگاه است. همت كنيد با هم دانشگاه را اصلاح كنيد.»

به عنوان الگويي در سر در دانشگاه‌ها نصب شود؛ شايد ديگر نيازي به دخالت عوامل غير دانشگاهي، در اجراي آيين‌نامه‌اي كه مي‌خواهد حدود و آداب اسلامي را در دانشگاه‌ها حفظ كند نباشد.


جمهوري اسلامي

«موج سواران و قيام‌هاي مردمي جهان عرب» سرمقاله امروز روزنامه جمهوري اسلامي است كه در آن مي‌خوانيد:

بسم‌الله الرحمن الرحيم
نبيل العربي، دبيركل تازه كار اتحاديه عرب در نخستين روزهاي تصدي مسئوليت جديدش ضمن اظهار علاقمندي نسبت به گسترش مناسبات جمهوري اسلامي ايران با كشورهاي عرب ادعا كرد ايران در امور داخلي كشورهاي عرب دخالت مي‌كند و به شرط پايان دادن به اين دخالت‌هاي مورد ادعا مي‌تواند شاهد فراهم شدن زمينه‌هاي بهبود مناسبات با كشورهاي عربي باشد.

اين براي نخستين بار نيست كه ادعاي دخالت ايران در امورداخلي كشورهاي عرب مطرح مي‌شود و احتمالاً آخرين بار هم نخواهد بود. پيش از اين بارها برخي رژيم‌هاي عرب سعي كرده‌اند ناكامي‌هاي سياسي - اجتماعي خود را به حساب دخالت ايران بگذارند و از اين طريق بر بحران‌هاي ريشه‌دار داخلي سرپوش بگذارند.

علاوه بر اين، اشغالگران آمريكائي و برخي رژيم‌هاي اروپائي دنباله روي آمريكا در توجيه شكست‌هاي مستمر نظامي - امنيتي و سياسي در عراق و افغانستان سعي نموده‌اند از شگردهاي تكراري بهره بگيرند و با توسل به تبليغات عوام فريبانه چنين وانمود سازند كه گويا تمامي ناكامي‌ها و شكستهاي آنها به خاطر دخالت ادعائي ايران در عراق و افغانستان بوده است.

اين مسئله همواره جاي تعجب و ترديد بوده است كه اشغالگراني از آنسوي درياها به منطقه آمده‌اند و خاك عراق و افغانستان را زير و رو كرده‌اند و اكنون در توجيه شكست و ناكامي خود، انگشت اتهام را به سوي ايران نشانه گيري مي‌كنند!

دقيقاً در ادامه همين سياست‌هاي ناكام تبليغاتي غرب است كه طي ماههاي اخير شاهد گمانه زني‌ها و تبليغات مسموم در مورد «ريشه‌هاي قيام ملتها در بهار عربي» هستيم.

تصادفي نيست كه مقامات واشنگتن از نخستين روزهاي شكل گيري قيام‌هاي مردمي در كشورهاي عرب تا امروز، مرتباً سعي دارند ايران را به عنوان عامل و هدايتگر امواج قيام‌هاي مردمي در منطقه معرفي كنند ولي هرچه بيشتر تلاش مي‌كنند تا سرنخي نشانگر دخالت ايران پيدا و آنرا افشا نمايند، كمتر نتيجه مي‌گيرند و همچنان عاجز و درمانده هستند.

با وجود اين، حقايق علني و ملموس نشان مي‌دهد ملت‌هاي مظلوم از تجربه‌هاي موفق ايران در مصاف با دشمنان انسانيت، استفاده كرده‌اند و با الگوپذيري از اين «فرهنگ مقاومت»، سعي دارند به حاكميت فضاي جهنمي و خفقان حاكم بر كشورشان خاتمه دهند.

اين براي ايران اسلامي افتخار بزرگي است كه فرهنگ مقاومت را احيا كرده و حتي بدون آنكه خود بخواهد يا تلاش سازمان يافته‌اي در اين مقوله انجام دهد، اين تجربه‌هاي موفق نزد ساير ملت‌ها مطرح و مورد استقبال قرار گرفته است.

در اينجا موضوع حياتي و مهمي وجود دارد كه به بركت خون‌هاي به ناحق ريخته شده مظلومان تاريخ معاصر، پيام‌هاي مقاومت و ايثار و شجاعت و پيامدهاي آن، بيش و پيش از آنكه توسط پرچمداران مقاومت منعكس شود، اتفاقاً توسط دشمنان مقاومت منعكس و جهانگير شده است.

در واقع دشمنان مقاومت بدون آنكه خود بخواهند، «بلندگوي مقاومت» شده‌اند و با نشان دادن ترس و خشم و اعتراض خود، عظمت وعزت بيشتري را براي مقاومت، در نزد ملت‌ها ايجاد كرده‌اند و هنوز هم سرگرم ايفاي همين قبيل نقش‌ها هستند.


ابتكار

«آقاي رئيس، اين کار نشد دارد!» سرمقاله روزنامه ابتكار به قلم سيد علي محقق است كه در آن مي‌خوانيد:

در اوج مباحثات و دعواهاي سياسي اخير اوايل هفته جاري، ناگهان رئيس‌جمهور در سخنان غافلگيرکننده‌اي از طرح «واگذاري زمين در قطعات هزارمتري به هر خانوار ايراني براي احداث باغ و خانه» و رؤيايش براي ويلانشين‌کردن همه مردم ايران سخن گفت.

شش سال از عمر دولتمداري محمود احمدي‌نژاد به‌عنوان رئيس‌جمهور، پشت سر گذاشته شده و طي اين مدت رئيس دولت تجارب متعدد و متفاوتي را از سر گذرانده است.

در اين مدت باوجود اقدامات و طرح‌هاي پايه‌اي و اثرگذار قوه‌مجريه، بسياري از طرح‌ها و ايده‌هايي که رئيس‌جمهور به شيوه غافلگيري و با ضرباهنگ چکشي اعلام کرده يا در همان گام اول متوقف و به فراموشي سپرده شده، يا در ميانه راه رها گرديده، يا بدون هيچ نتيجه‌اي، همچنان مصرانه پيگيري مي‌شود.

او زماني شعار «فرزند کمتر زندگي بهتر» را به چالش کشيد و از رؤياي پرجمعيت‌شدن خانواده‌ها و ايران 150ميليون‌نفري سخن راند.

روزي از ارائه سهام کارخانجات و شرکت‌هاي معظم دولتي به همه مردم در قالب سهام عدالت سخن گفت. يک روز از صفرکردن قيمت زمين در معاملات مسکن با اجراي طرح «مسکن مهر» داد سخن داد و روزي ديگر ايده «هر نوزاد ايراني يک‌ميليون تومان» را پيش کشيد.

چند ماه بعد، از خروج وزارتخانه‌ها و دستگاه‌هاي اداري دولت از پايتخت و توزيع آن در شهرهاي مختلف کشور سخن گفت و متعاقب آن جمعيت ده‌ميليوني تهران را به چالش کشيد و با هشدار درراه‌بودن زلزله بزرگ، طرح دولت براي کاهش پنج‌ميليون‌نفر از جمعيت تهران را مطرح کرد.

بسته‌ شدن پرونده هسته‌اي براي هميشه، اعلام علني اسامي مفسدان اقتصادي، دورکارشدن بيست ‌تا پنجاه‌ درصد کارکنان دولت و دو برابر شدن مبلغ يارانه نقدي مردم هم طرح‌ها و وعده‌هاي بعدي بود، به‌گونه‌اي‌که در اين شش سال سيکل اعلام وعده‌ها تقريباً هيچ‌وقت متوقف نشد.

هرچند برخي از اين ايده‌ها و طرح‌ها در نگاه اول، شيک و اقتصادي و آرماني به‌نظر مي‌رسيد و در جاي خود، درصورت کار کارشناسي صحيح ممکن بود منشاي اثرات مهمي در زندگي مردم شود، اما درعمل اين وعده‌ها ميان زمين و هوا معلق ماند و در همه سال‌هايي که گذشت، آنچه البته به جايي نرسيد اجرا بود.

اما همچنان رئيس‌جمهور هرچند ماه يک‌بار، با ايده‌اي جديد رودرروي دوربين‌ها و مردم مي‌ايستد و همه را غافلگير مي‌کند.

تجربه شش، ‌هفت ‌ساله نشان داده است که آقاي رئيس‌جمهور همواره هنگام طرح ايده‌ها و برنامه‌هاي جديد يا راهکارهايش براي حل موضوعي، از پشت تريبون صورت مسئله و راه حل را آن‌چنان صريح و ساده و قطعي مطرح مي‌کند که مخاطب حتي فرصت تعجب‌کردن و غافلگيرشدن هم پيدا نمي‌کند.

به‌عبارت‌ديگر تقريباً مي‌توان گفت که اصل غافلگيري اصلي‌ترين شگرد و شيوه عمل محمود احمدي‌نژاد براي پيشبرد امور و عملياتي‌کردن ديدگاه‌ها و برنامه‌هايش به‌عنوان رأس قوه‌مجريه کشور بوده است.


حمايت

«جدال در خانه» عنوان يادداشت روز روزنامه حمايت به قلم علي تتماج است كه در آن مي‌خوانيد:
آمريكا كه در صحنه بين‌الملل ادعاي قدرت برتر را سر داده و همچنان به دنبال هژموني انحصاري است، اين روزها در صحنه داخلي با سلسله‌اي از چالش‌ها مواجه شده به گونه‌اي كه كاخ سفيد به رياست جمهوري اوباما در برابر مجموعه‌اي از مخالفان قرار گرفته است. در صحنه داخلي آمريكا اكنون دو دسته بازيگر قابل مشاهده است. ‏

اولا مردم آمريكا كه از وضعيت اقتصادي و سياستهاي جهاني كشورشان به تنگ آمده‌اند خواستار پايان شرايط كنوني هستند. برپايي تظاهرات اعتراض آميز از جمله اعتراض‌ها و اعتصاب‌هاي زنجيره‌اي ايالت ويسكانسين و حتي اعلام تجزيه برخي مناطق نظير تگزاس از جمله اين تحولات مي‌باشد. ‏

‏ ثانيا محور اصلي ديگر تحولات آمريكا را مي‌توان در داخل كنگره آمريكا مشاهده كرد. جايي كه نه صرفا جمهوريخواهان بلكه دموكرات‌ها به صف بندي در برابر اوباما روي آورده‌اند.

مخالفت با اقدام نظامي آمريكا در ليبي و حتي اعلام طرح استيضاح احتمالي اوباما به دليل ورود به جنگ، مخالفت با خواسته‌هاي اقتصادي اوباما در زمينه كسري بودجه، وضع قوانين سخت گيرانه نسبت به دولت در كنگره، افزايش انتقادها و اعتراض‌هاي نمايندگان به سياستهاي كاخ سفيد و... نشانه‌هاي جدايي گسترده كنگره با دولتمردان آمريكا است. ‏

‏ بررسي پرونده تحولات داخلي آمريكا نشان مي‌دهد كه در آستانه انتخابات، جمهوريخواه و دموكرات براي كسب آراي مردمي تحركات گسترده‌اي را آغاز كرده و براي رسيدن به مقصود به هر ابزاري متوسل مي‌شوند.

با توجه به اينكه دموكرات‌ و جمهوريخواه هر دو بر اصل مقابله با كاخ سفيد تاكيد دارند مي‌توان گفت كه فضاي كلي جامع آمريكا نگاه منفي نسبت به سران كاخ سفيد داشته و خواستار دگرگوني در ساختار آن مي‌باشند. ‏

‏ با توجه به اين مساله نمايندگان براي آنكه بتوانند در انتخابات آراي مردمي را كسب كنند، عملا در برابر كاخ سفيد قرار گرفته‌اند. بسياري از ناظران سياسي بر اين عقيده‌اند كه صف بندي كنگره از دو جهت براي اوباما شكست مي‌باشد.

نخست آنكه تزلزل موقعيت سياسي وي در ميان جريان‌هاي سياسي حتي در درون حزب دمكرات (حزب وي) را آشكار مي‌سازد و دوم آنكه عدم محبوبيت مردمي آن را بيش از پيش برملا مي‌كند. ‏

اين شرايط نشان مي‌دهد كه اوباما براي انتخابات سال 2012 با چالشهاي گسترده‌اي مواجه است چرا كه نه از حمايت سياستمداران برخوردار است و نه از حمايت مردمي.


آفرينش

«دود اگر بالا نشيند کسر شأن شعله نيست» سرمقاله روزنامه آفرينش به قلم حميدرضا عسگري است كه در آن مي‌خوانيد:

با تبريک اعياد شعبانيه و ميلاد امام حسين، امام سجاد و حضرت ابوالفضل عليهم السلام و فرارسيدن روز جانباز خالي از لطف نبود تا در حد توان و بضاعت قلممان اين ايام را تبريک بگوييم و مقام شهدا و جانبازان عزيز را گرامي بداريم.

اما بيانات اخير رهبر انقلاب و سفارش ايشان به مسولان در مورد توجه و رسيدگي به اوضاع و احوال خانواده شهدا تلنگري شد تا در اين راستا حرف دلي بزنيم.

رهبر انقلاب در مورد رسيدگي به خانواده شهدا فرمودند:«رسيدگى هم مهمترينش و بهترينش عبارت است از تلطف و احوالپرسى و خبرگيرى؛ همه‌اش كمك نيست، خيلى‌ها هم به كمك احتياج ندارند؛ اما به محبت و ملاطفت و همراهى و همدلى، همه احتياج دارند؛ از بالا تا پائين همه دوست ميدارند كه مورد ملاطفت قرار بگيرند».

ما صحبت‌هاي ايشان را تفسير به راي نمي‌کنيم اما آنچه را که به راحتي مي‌توان از مضمون اين کلمات برداشت کرد چيزي نيست بجز اينکه ما «غرق در خود» شده ايم و افزايش مشغله‌هاي سياسي، دغدغه‌هاي اقتصادي، اختلافات بي مورد، بي مهري و رقابت بر سر رسيدن به اهداف آنقدر ذهن ما را مشغول کرده است که اصلا فراموش کرده ايم که اهداف شهدايي که در راه ارزش‌هاي حقيقي انقلاب جان خود را فدا کردند چيزي وراي رفتار و کردار کنوني ما بود. چرا ما به نصايح و هشدارهاي جانبازان و دل سوختگان واقعي انقلاب که ميراث دار اين ارزش‌ها هستند گوش جان نمي‌سپاريم.

چرا بايد از خود گذشتگي و ايثار از بين ما رخت ببندد و جاي آن را اهانت، تهمت و بد رفتاري با مخالفان و منتقدان پر کند.

مگر شهدايي که رفتند هدفي جز خدمتگزاري به مردم داشتند پس چه تغييري پيش آمده است که مهمترين هدف و ارزش انقلاب يعني خدمت به مردم معناي ديگري يافته است.

اما در آخر حرف دلي با گلگون کفنان انقلاب که جواني و آروزهاي خود را به پاس آرامش خاطر امروزماخرج کردند، مي‌زنيم: اي عاشقان وشيفتگان خدمت اگر امروز ما به هردليلي نتوانستيم رفتار و کردارمان را به افکار شما پيوند بزنيم، چيزي از ارزش خون شما در احقاق اهداف والاي اين انقلاب کاسته نشده است و مطمئنا آرمان‌هاي شما از جان و بطن اين مردم وانقلاب خارج نخواهد شد هرچند کوتاهي‌هايي در اين مهم صورت بگيرد. وبايد به اين نکته اعتراف کنيم که :
«دود اگر بالا نشيند کسر شأن شعله نيست»


دنياي اقتصاد

«ارز، طلا و مسكن مهر» سرمقاله روزنامه دنياي اقتصاد به قلم مهران دبيرسپهري است كه در آن مي‌خوانيد:

به ياد دارم در زمان دانشجويي يكي از هم‌دوره‌اي‌هاي ما، دچار يك سانحه شديد شد و استخوان‌هاي لگن و ران او شكست.

وقتي در بيمارستان به عيادت او رفتم از درد شديدي رنج مي‌برد. پزشكان براي آنكه از درد طاقت فرساي او بكاهند، از مرفين (نوعي ماده مخدر) استفاده مي‌كردند.

به عبارت ديگر يكي از زشت‌ترين و كريه‌ترين محصولات جامعه بشري يعني مواد مخدر، در شرايط مشخص مي‌تواند ضرر كمتري داشته و مورد استفاده قرار گيرد؛ اما نكته مهم در اين موضوع آن است كه استفاده از ماده مخدر براي يك انسان در طول عمرش شايد تنها يك بار لازم شود.

بعد از آنكه بحران مالي سال 2008 بخش بزرگي از جهان را در بر گرفت، بسياري از اين كشورها براي رهايي از بحران، دست به دامن سياست انبساط پولي شدند. با تاسف در همان زمان، ما از اين موضوع بسيار ذوق زده شديم؛ به اين دليل كه احساس كرديم بسياري از كشورهاي مهم دنيا هم به روشي روي آورده‌اند كه ما سال‌ها است از آن پيروي مي‌كرده‌ايم؛ بنابراين راه درست همين است و بايد در پايبندي به سياست بسط شديد پول، ثابت قدم باشيم.

در صورتي كه سياست انبساط پولي از راه انتشار پايه پولي همچون مرفين، شايد هر 40 سال يك بار آن هم از سر ناچاري مورد استفاده قرار گيرد. با اين مقدمه وارد بحث مسكن مهر مي‌شويم.

به نظر مي‌رسد يكي از طرح‌هاي نسبتا موفق دولت، طرح مسكن مهر بود؛ اما اين موفقيت باعث شده است كه نواقص آن تحت‌شعاع قرار گرفته و كمتر مورد بررسي قرار گيرد؛ بنابراين براي هر چه بهتر انجام شدن طرح مسكن مهر به پاره‌اي از نقاط ضعف اين طرح اشاره مي‌كنيم.

شايد مهم‌ترين ايراد در طرح مسكن مهر كه اشكالات ديگر نيز زاييده آن است، سرعت بالا در عملياتي نمودن طرح مزبور ‌باشد. طبيعي است كه عجله در هر كاري ضريب خطا را افزايش مي‌دهد.

بر اساس اطلاعات موجود، بانك مركزي سال گذشته 7 هزار ميليارد تومان خط اعتباري در اختيار بانك مسكن قرار داد تا در قالب مسكن مهر به كار گيرد. اين مقدار پول با ضريب فزاينده 4. 3، خالق بيش از 30 هزار ميليارد تومان نقدينگي است.

اين ميزان عظيم از نقدينگي هم مي‌تواند در هر حركت رفت و برگشتي از بانك‌ها وارد هر بازاري شده و آن را متلاطم كند و مجددا به بانك بازگردد. چيزي كه در بازارهاي طلا، ارز و مسكن قابل وقوع است. ضمن آنكه شتاب بيش از حد طرح مسكن مهر را نيز بايد در تزريق اين پول‌ها دانست.
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟
آخرین اخبار