از جنجال های فوتبالی، غیر فوتبالی ها سود می برند
برخی از فدراسیون های ورزشی، برای توجیه ناکامی ها و سوءمدیریت ها و همچنین صرف هزینه هایی که دارند و ایجاد راهی برای خرج و بریز و بپاش های مورد نظر، دست به ابتکارات جالبی می زنند.../ فدراسیونی از آغاز ورود مدیریت جدیدش با آب و تاب از قرارداد با مربیان بزرگ دنیا خبر می دهد و این در حالی است که اکنون مشخص شده این آقای مربی صاحب نام، سالی یکی دو بار بیشتر به ایران نمی آید و آن هم در حد مشاوره حاضر است به فدراسیون مشورت بدهد.
سرویس ورزشی «تابناک» ـ برخی از فدراسیون های ورزشی برای توجیه ناکامی ها و سوءمدیریت ها و همچنین صرف هزینه هایی که دارند و ایجاد راهی برای خرج و بریز و بپاش های مورد نظر، ابتکارات جالبی انجام می دهند و اگر کاری به کار آنها نداشته باشید، تلاش می کنند، آهسته آهسته حرکت کنند تا در سکوت به اهداف خود برسند.
این گروه، هر کدام شیوه خاص خود را دارند و در سال با بزرگنمایی یکسری رخدادهای بسیار ناچیز و کوچک مانند موفقیت در تورنمنت هایی که هیچ محلی از اعراب در ورزش دنیا ندارند، به دستگاه ورزش یادآور می شوند که ما در حال پیشرفت هستیم.
یکی از این ترفندها، حواله کردن موفقیت ها به چند سال آینده است و برای اینکه در دوره مدیریت چهار ساله و یا هشت ساله، بتوانند حرفی برای گفتن داشته باشند، از توجه به زیرساخت ها سخن می گویند و چنان عکس مار را برای خلق الله ترسیم می کنند که برخی در جامعه باور می کنند، این مار همان مار واقعی است و غافل از این که اصل قضیه چیزی، جز فریب مردم نیست.
برای ورود به بحث اصلی، بحث قرارداد با مربیان صاحب نام دنیا را که برخی فدراسیون ها با توجه به اینکه در این بین دلارهای خوبی رد و بدل می شود، به میان می آوریم تا بهتر وارد قضیه شویم.
فدراسیونی از آغاز ورود مدیریت جدیدش با آب و تاب، از قرارداد با مربیان بزرگ دنیا خبر می دهد و این در حالی است که اکنون مشخص شده، این آقای مربی صاحب نام، سالی یکی دو بار بیشتر به ایران نمی آید و آن هم در حد مشاوره، حاضر است به فدراسیون مشورت بدهد.
اکنون مشت این فدراسیون در جریان مسابقات قهرمانی جهان باز شده که سایت فدراسیون جهانی با همان مربی مشهور به عنوان مشاور چند کشور مصاحبه کرده و هیچ نامی از عنوان سرمربی تیم ملی ایران به میان نیاورده است.
اما نکته قابل تأمل در این میان، وعده مسئولان این فدراسیون است که از جوانگرایی سخن می گویند و وعده داده اند که حتما در بازی های آسیایی 2014 مدال خواهند گرفت؛ اما وقتی به فهرست ملی پوشان این رشته نگاه می کنیم، چیزی جز همان نام های تکراری و همیشگی نمی بینیم و این نشان می دهد که وعده جوانگرایی، تنها در حد حرف و برای این است که توجیهی بر ناکامی های حال و آینده خود داشته باشند.
نمونه این مورد را در فدراسیونی دیگر سراغ داریم؛ فدراسیونی که به دلیل مشکلات فراوان، حسابش دو سه ماه است بسته شده و عنوان کرده اند که این مربوط به ریاست گذشته است، در حالی این مشکلات به فدراسیون گذشته نسبت داده می شود که دو سال از مدیریت کنونی گذشته، ولی اگر هم بپذیریم این بدهی ها مربوط به گذشته است، موفقیت هایی هم که به دست آمده، در این رشته ورزشی باید متعلق به گذشته دانست؛ حال آنکه این موفقیت های نسبی را گروه کنونی به نام خود ثبت می کنند و هیچ یادی از گذشته نمی کنند.
می رسیم به فدراسیونی که از آغاز راه اندازی تا امروز (نزدیک شش سال) نتوانسته دست کم از پتانسیل موجود در پارک ها و خیابان ها استفاده کند و شمار ورزشکاران این رشته مفرح و زیبا از زمان تأسیس فدراسیون کمتر شده که بیشتر نشده است؛ نه باشگاهی هست و نه خبری از سرمایه گذاری روی نسل آینده، ولی دکان های پر درآمدی را در برخی نقاط می بینیم که زیر نظر افرادی خاص اداره می شود و به واسطه تفریحی بودنش، محل درآمد خوبی برای همین افراد شده است.
بی گمان، این عده کاری به پیشرفت ندارند و تنها به فکر در آمد هستند و جالب اینکه در هر نقطه از همین شهر تهران ـ که سری بزنیم ـ علاقه مندانی را می بینیم که سنتی و تفریحی کار می کنند، ولی کسی به آنها توجه نمی کند.
یکی دیگر از فدراسیون ها که با سر و صدای فراوان وعده صعود در رده بندی آسیا و جهان را شعار خود کرده، بسیار زود از جوانگرایی پشیمان و بار دیگر، دست به دامن همان نسل قدیمی ورزشکارانش شد تا شاید از سه به دو و یا از دو به یک راه یابد، ولی با این اوضاع و احوال بعید است اتفاق خاصی بیفتد.
نمونه های زیادی در این فدراسیون ها رخ می دهد که متأسفانه در هیاهوی روزمره فوتبال بی سر و ته ما گم می شود و در حقیقت، فوتبال هاله ایی است که این فدراسیون ها داخل آن هاله خود را گم و قایم می کنند.
اگر برنامه ای و تقویمی و مسابقاتی هم برگزار می کنند، برای پر کردن جدول و خالی نبودن عریضه است تا با توسل به آن، بتوانند بودجه های دریافتی از سازمان و کمیته را خوب هضم و جذب کنند!
حالا ما همه چسبیده ایم به کارلوس کرش و رفتن قاضی شریفی و دعواهایی که برنامه نود سیما، نشان می دهد و نمایش می دهد و دیگر هیچ!
این گروه، هر کدام شیوه خاص خود را دارند و در سال با بزرگنمایی یکسری رخدادهای بسیار ناچیز و کوچک مانند موفقیت در تورنمنت هایی که هیچ محلی از اعراب در ورزش دنیا ندارند، به دستگاه ورزش یادآور می شوند که ما در حال پیشرفت هستیم.
یکی از این ترفندها، حواله کردن موفقیت ها به چند سال آینده است و برای اینکه در دوره مدیریت چهار ساله و یا هشت ساله، بتوانند حرفی برای گفتن داشته باشند، از توجه به زیرساخت ها سخن می گویند و چنان عکس مار را برای خلق الله ترسیم می کنند که برخی در جامعه باور می کنند، این مار همان مار واقعی است و غافل از این که اصل قضیه چیزی، جز فریب مردم نیست.
برای ورود به بحث اصلی، بحث قرارداد با مربیان صاحب نام دنیا را که برخی فدراسیون ها با توجه به اینکه در این بین دلارهای خوبی رد و بدل می شود، به میان می آوریم تا بهتر وارد قضیه شویم.
فدراسیونی از آغاز ورود مدیریت جدیدش با آب و تاب، از قرارداد با مربیان بزرگ دنیا خبر می دهد و این در حالی است که اکنون مشخص شده، این آقای مربی صاحب نام، سالی یکی دو بار بیشتر به ایران نمی آید و آن هم در حد مشاوره، حاضر است به فدراسیون مشورت بدهد.
اکنون مشت این فدراسیون در جریان مسابقات قهرمانی جهان باز شده که سایت فدراسیون جهانی با همان مربی مشهور به عنوان مشاور چند کشور مصاحبه کرده و هیچ نامی از عنوان سرمربی تیم ملی ایران به میان نیاورده است.
اما نکته قابل تأمل در این میان، وعده مسئولان این فدراسیون است که از جوانگرایی سخن می گویند و وعده داده اند که حتما در بازی های آسیایی 2014 مدال خواهند گرفت؛ اما وقتی به فهرست ملی پوشان این رشته نگاه می کنیم، چیزی جز همان نام های تکراری و همیشگی نمی بینیم و این نشان می دهد که وعده جوانگرایی، تنها در حد حرف و برای این است که توجیهی بر ناکامی های حال و آینده خود داشته باشند.
نمونه این مورد را در فدراسیونی دیگر سراغ داریم؛ فدراسیونی که به دلیل مشکلات فراوان، حسابش دو سه ماه است بسته شده و عنوان کرده اند که این مربوط به ریاست گذشته است، در حالی این مشکلات به فدراسیون گذشته نسبت داده می شود که دو سال از مدیریت کنونی گذشته، ولی اگر هم بپذیریم این بدهی ها مربوط به گذشته است، موفقیت هایی هم که به دست آمده، در این رشته ورزشی باید متعلق به گذشته دانست؛ حال آنکه این موفقیت های نسبی را گروه کنونی به نام خود ثبت می کنند و هیچ یادی از گذشته نمی کنند.
می رسیم به فدراسیونی که از آغاز راه اندازی تا امروز (نزدیک شش سال) نتوانسته دست کم از پتانسیل موجود در پارک ها و خیابان ها استفاده کند و شمار ورزشکاران این رشته مفرح و زیبا از زمان تأسیس فدراسیون کمتر شده که بیشتر نشده است؛ نه باشگاهی هست و نه خبری از سرمایه گذاری روی نسل آینده، ولی دکان های پر درآمدی را در برخی نقاط می بینیم که زیر نظر افرادی خاص اداره می شود و به واسطه تفریحی بودنش، محل درآمد خوبی برای همین افراد شده است.
بی گمان، این عده کاری به پیشرفت ندارند و تنها به فکر در آمد هستند و جالب اینکه در هر نقطه از همین شهر تهران ـ که سری بزنیم ـ علاقه مندانی را می بینیم که سنتی و تفریحی کار می کنند، ولی کسی به آنها توجه نمی کند.
یکی دیگر از فدراسیون ها که با سر و صدای فراوان وعده صعود در رده بندی آسیا و جهان را شعار خود کرده، بسیار زود از جوانگرایی پشیمان و بار دیگر، دست به دامن همان نسل قدیمی ورزشکارانش شد تا شاید از سه به دو و یا از دو به یک راه یابد، ولی با این اوضاع و احوال بعید است اتفاق خاصی بیفتد.
نمونه های زیادی در این فدراسیون ها رخ می دهد که متأسفانه در هیاهوی روزمره فوتبال بی سر و ته ما گم می شود و در حقیقت، فوتبال هاله ایی است که این فدراسیون ها داخل آن هاله خود را گم و قایم می کنند.
اگر برنامه ای و تقویمی و مسابقاتی هم برگزار می کنند، برای پر کردن جدول و خالی نبودن عریضه است تا با توسل به آن، بتوانند بودجه های دریافتی از سازمان و کمیته را خوب هضم و جذب کنند!
حالا ما همه چسبیده ایم به کارلوس کرش و رفتن قاضی شریفی و دعواهایی که برنامه نود سیما، نشان می دهد و نمایش می دهد و دیگر هیچ!
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۶
خلعی که اکنون بشدت محسوس است عدم پیگیری این گزارشات و مقالات از سوی مراجع ذیربط و اطلاع رسانی در خصوص برخورد با متخلفان به منظور شفاف سازی عمومی است.
مطمئن هستم در صورتیکه برخوردی مناسب با اینگونه افراد صورت پذیرد کمتر کسی جرات خواهد کرد تا با به بازی گرفتن آبرو و توانایی های ملت و نظام و تضعیف ارکانهای فرهنگی و ورزشی و ارزشی آن که نقش بسزایی در معرفی انقلاب شکوهمند اسلامی به تشنگان عدالت در جهان دارد جیب خود را پر نماید.
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟





