كاوه: آنها فقط به خودشان فكر ميكردند!
سرمربي سابق تيم ملي كشتي آزاد گفت: پس از شكست در المپيك، بدتر از هر چيز بستن چشمها بر روي حقيقت و توجيه كردن است.
محسن كاوه در گفتوگو با ايسنا، اظهار كرد: پس از بازيهاي آسيايي دوحه و جهاني 2006 چين حرف از 14 مدال المپيك بود اما، حالا مسوول فدراسيون ميگويد توان كشتي ايران در سطح آسياست و هيچگاه در المپيكها خوب نبودهايم كه اين توهين به افكار عمومي است.
وي افزود: بدتر از هر چيز اين است كه ميخواهيم براي اين شكست توجيهات غير منطقي داشته باشيم و چشمها را بر روي حقيقت ببنديم. مشاوران رييس فدراسيون يا از كشتي دور بودهاند و يا اصلا از كشتي نيستند كه اين حرفها شنيده ميشود. توان كشتي ايران بالاتر از آسياست اما، حالا به جايي رسيدهايم كه از آسيا هم عقب ماندهايم. ازبكستان، قزاقستان، ژاپن و تاجيكستان در المپيك از ما بالاتر ايستادند و ما پنجم آسيا شديم. كار به جايي كشيده كه با هند همرده ميشويم.
وي درمورد علل شكست تيم ملي كشتي آزاد در المپيك گفت: از ماهها قبل شاهد عدم برنامهريزي صحيح از همه نوع بودهايم. مسابقات برون مرزي، نوع مسابقات انتخابي، تمرينات و شيوه مربيگري همه دچار مشكل بودند و همه اينها باعث شد تا تيمي بيروح، بيانگيزه و با بدنهايي از فرم خارج شده در المپيك داشته باشيم. فردين معصومي به كشتيگيري باخت كه در دو سال اخير همواره مقابل او برنده بود و رضا يزداني در حالي كه سال قبل "تمرزاف" آذربايجاني را در كشورش شكست داد، حالا يك بازنده مطلق است. بايد به گذشته نگاه كنيم و ببينيم در اين چند ماهه چه كار كردهايم كه اين ناكامي رقم خورد.
كاوه همچنين به هدايت ضعيف كشتيگيران در المپيك اشاره كرد و گفت: اختلاف و دودستگي تفكرات كادرفني مشهود بود و آنها فقط به خودشان فكر ميكردند! مشخص بود كه فرحوشي و معزيپور مشكل داشتند. در صبح روز آخر "دنگسركي" نقش سرمربي را داشت و در هر مسابقه او يا با فرحوشي بود يا با معزيپور. هيچگاه در صبح روز آخر فرحوشي و معزيپور در كنار هم نبودند. همه اين مسايل باعث ميشود زماني كه كشتي گير روي تشك ميآيد، احساس كند پشتوانهاي ندارد و حتي اگر بدون مربي روي تشك ميرفتند شايد بهتر نتيجه ميگرفتند.
سرمربي سابق تيم ملي ادامه داد: وقتي دو مربي قبل از المپيك با هم درگير هستند چطور ميخواهيم در المپيك موفق شويم. رضا يزداني شانس اول مدال بود اما، براي او برنامهاي نداشتيم و آن قدر "كتويف" را براي او بزرگ كرديم كه از لحاظ روحي كم آورد و در كشتي دوم آن گونه ضربه شد. چرا سعيد ابراهيمي نميتواند روبه جلو كشتي بگيرد و يا تقوي نميتواند حريف را در ثانيههاي پاياني خاك كند؟ آيا الان زمان گفتن اين جمله است كه جوكار بيروحيه بود؟
كاوه به تاثير كنارهگيري محمد طلايي از كادر تيم ملي اشاره كرد و افزود: بيشتر از بحث فني، كنارهگيري طلايي از لحاظ روحي به كشتيگيران ضربه زد. بيست و پنج روز قبل از اعزام افكار كل مجموعه به سمت كنارهگيري محمد طلايي ميرود و در حالي كه چندين ماه اتكا اصلي كشتيگيران به او بوده است، با نبردن او به پكن كشتيگيران از لحاظ روحي – رواني افت كردند.
مربي تيم ملي در المپيك آتن همچنين به ايسنا گفت: در آتن "مامياشويلي" رييس فدراسيون كشتي روسيه را در دهكده نديدم. چه لزومي دارد رييس فدراسيون ما يا نايبرييس فدراسيون در دهكده باشند اما، محمد طلايي كه عمده مسايل فني بر دوش او بود را به المپيك نبريم؟ آيا رييس و نايب رييس در كنار تشك و تيم ميتوانستند كمكي به تيم كنند؟ روسيه هفت، هشت مربي كنار تشك داشت و تيم ناقص كانادا سه مربي داشت اما، چرا نميتوانيم چهار مربي در المپيك داشته باشيم؟
كاوه در پايان گفت: سوالهاي بيجواب زيادي است اما بايد عيبهاي كار را پيدا كرد و آنها را برطرف ساخت.


