درسی از رهبر ایران به رهبران کشورهای دیگر
رهبر جمهوری اسلامی ایران، لحظه آغازین هر سال جدید هجری شمسی در مدت زمانی کوتاه پس از تحویل سال نو، که مصادف است با 21 مارس میلادی، با تبریک سال جدید به ایرانیان و مردم دیگر کشورها، به ارزیابی سال گذشته و تحلیل مسائل روز ایران، منطقه خاورمیانه و جهان میپردازد.
رهبری نظام، سپس سیاستهای اجرایی را در سال جدید با اعلام نامگذاری سال نو به صورت خلاصه تشریح مینماید که البته من آن را سیاستهای کوتاه مدت یا سالانه مینامم و به این ترتیب، قوای مجریه، مقننه و قضائیه و مردم پس از این نامگذاری، همه یکدل و همزبان، عزم خویش را برای تحقق و اجرای آن در سال جدید جزم می کنند.
ذکر این نیز لازم است که همه کشورها بسان ایران، یکسری اهداف و سیاست های کلان را دارا هستند که در عرف بین الملل و دیپلماتیک به آن سیاستها یا افقهای بلند مدت میگوییم. این اهداف کلان (استراتژی ها) در سیاستهای بیست یا سی ساله هر نظام سیاسی، جای دارد و در هر کشور، بر پایه اجماع نخبگان در هر امور، با دستور و سپس تأیید قانونگذار و یا رهبر آن کشور، برای اجرا ابلاغ میشود؛ بنابراین، هر گروه و حزبی با هر دیدگاهی که سکاندار دولت باشد، باید این سیاستها را اجرا و در رسیدن به ملزومات آن تلاش کند.
البته باید یادآور شد که بدون شک، این احتمال نیز هست که با تغییر هر دولت و روی کار آمدن دولت جدید، در نحوه اجرای سیاستهای کلان و درازمدت، تغییراتی تاکتیکی ایجاد شود.
همچنین یکسری سیاستها و اهداف دولتی نیز هست که ما از دید سیاسی به آن شعار انتخاباتی و یا سیاستهای کوتاه مدت و بلند مدت میگوییم. در این نوع سیاست ها، دولتها برای برگزیده شدن از سوی مردم، در انتخابات، یکسری شعارهای انتخاباتی به مانند رفاه عمومی، اشتغال، عدالت، پیشرفت و ... اعلام مینمایند؛ هرچند میتوان گفت، این سیاستها نیز همخوان یا نزدیک به سیاستهای کلان آن کشور است و دولتها برای اجرا و به تحقق رساندن آنها، نیاز به عزم ملی و حمایت مردم و قانونگذار دارند.
رهبر جمهوری اسلامی ایران، سال 1390 شمسی (21 مارس 2011 تا 21 مارس 2012) را سال «جهاد اقتصادی» نامید، در حالی که دو سال پیش از آن را (1388) سال «اصلاح الگوی مصرف» نامیده بود و سال گذشته، (1389) را نیز سال «همت مضاعف و کار مضاعف» نامگذاری کرده بود.
اگر خلاصه وار به روند و سیاستهای دو سال گذشته ایران بنگریم، درخواهیم یافت که رهبر ایران، سال 1388 را با توجه به تهدیدات و تحریمهای متحمل به ایران و با آگاهی دقیق از بحرانهای سونامی وار اقتصادی آمریکا و اروپا و همچنین با پیش بینی درست در راستای آماده کردن فضای عمومی جامعه، مردم و دولت را تشویق به اصلاح سیستمهای مصرفی خود و به ویژه، آغاز بحث اساسی و ریشهای هدفمندی کردن یارانه ها، به نام اصلاح الگوی مصرف نامگذاری کرد؛ بنابراین، با توجه به این مهم، دولت اجرای هدفمندی یارانهها را در سال 1389 در سیاستهای اجرایی خود گمارد و آموزشهای لازم را به آحاد مردم و بطن جامعه را در سال 1388 آغاز کرد.
همچنین در سال 1389 (سالی که گذشت)، دولت ایران، مکلف بر اجرای آن طرح بزرگ ملی شد و بی شک، این طرح دارای ریسک بالا و خطراتی بود که همچنان نیز هست.
گویا، رهبر نظام جمهوری اسلامی ایران، با توجه به درک و دریافت ملی، منطقهای و جهانی و با در نظر گرفتن منافع ملی و نظام، سال 1389 را سال همت مضاعف و کار مضاعف نامید تا با این نام نشانه گذاری شده، دولت را مکلفتر از پیش به تلاش شبانه روزی و خدمات دهی به مردم ـ که احتمال خطر و نارضایتی در اجرای آن طرح نیز به چشم میخورد ـ ترغیب کند و جدیت بخشد.
اما چرا رهبری ایران، برای سال 1390 و آغاز دهه 90 شمسی عنوان «جهاد اقتصادی» را برگزید؟ در واقع، میتوان با مطالعه دقیق در استراتژهای بلند مدت ایران و دو سال گذشته و همچنین تحلیل شرایط روز دنیا، آن را مکمل و در برگیرنده شعارهای دو سال پیش و جاده راه چشم انداز ایران تا سال 2025 دانست؛ یعنی این سال، مکمل دو سال دیگر و تریلوژی (سه گانه) نامگذاری شده رهبری بر پایه واقع بینی و درک و دریافت ویژگی جهان کنونی است تا با اتصال این سه سال، راه را برای رسیدن به استراتژیهای کلان نظام آماده سازد.
در این سه گانه بیش از هر چیز، نگاه رهبری معطوف به اقتصاد و مشارکت اجتماعی است و به همین دلیل، مردم بیش از دولت، مخاطب این نامگذاری و نشانه شناسی هستند.
و اما چرا جهاد اقتصادی؟!
آقای امام خامنه ای، بیشتر به سیاست و استراتژی پیشگیری پیش از درمان، در اصول رهبری خود توجه دارد. ایدئولوژی ایشان، افزون بر حمایت از فرصت ها، تبدیل تهدید به فرصت در همه امور سیاسی، نظامی، مدیریتی و ... است که به روشنی دیده میشود. در واقع، پیدا کردن این اصول آن هم یکجا در یک رهبر معاصر، بسیار سخت، و تقریبا امکانپذیر نیست.
رهبر ایران، اجمال فرصتها و تهدیدات را می داند که البته اهداف زیر نیز مد نظر وی است؛ بنابراین، از لحاظ سیستمهای مدیریتی و رهبری، با توجه به بافت مذهبی ایران و استراتژیهای کلی آن، از نگاه رهبری بهترین نام را معین کردند:
تهدیدات داخلی:
* اختلافات دولت و مجلس که به شدت علنی شده است. دیرکرد دولت در ارایه بودجه 1390 به مجلس، یا اجرا نشدن مصوبات مجلس
* اختلاف دولت و قوه قضائیه؛ مانند کمبود شدید بودجه قوه قضائیه در سال 1390
* اخلاف دولت و مجمع تشخیص مصلحت نظام، مانند حضور نیافتن رئیس دولت در نشست های مجمع
* تشدید گرانی در کنار اجرای هدفمندی یارانهها
* تضعیف سرمایه گذاران داخلی
* نرخ بالای بیکاری و رشد تورم اقتصادی
* نگاه مصرفی و صرفه جویی نکردن در مواد اساسی و اولیه، مانند آب، انرژی
تهدیدات خارجی:
* تحریمهای شدید و کارشکنی کشورهای اروپایی و آمریکا
* پایبند نبودن روسیه به پایان دادن کار نیروگاه اتمی بوشهر
* ناآرامیهای سیاسی مردمی کشورهای منطقه خاورمیانه و اعراب
* بهره گیری مخالفان ایران با تحرمهای فشار بر نرخ ارز و نفت
* تزریق نگاه مادی گرایانه به پول و ثروت
فرصتهای داخلی:
* رشد جهشی علمی دانشمندان جوان ایرانی و رسیدن به فناوریهای نوین
* تبدیل فناوریهای علمی نوین به تجاری کردن و ارایه آن به بازارهای جهانی
* داشتن ضرایب بالای امنیتی، نظامی و مشارکتهای مردمی و کارآمدی سیاسی
* باورهای مذهبی اسلامی همراه با حس ملی گرایانه مردم
* نیروی انسانی جوان، تحصیل کرده و متخصص
فرصتهای خارجی:
* داشتن هم پیمانانی چون ترکیه، ونزوئلا، مالزی و ...
* رشد تقاضای نفت از دولت ایران به دلیل نابسمانیهای کشورهای نفتی مانند لیبی و ...
* تقاضای روزافزون مواد اولیه چین از ایران
* کنترل نقطه ثقل اقتصاد نفتی دنیا «تنگه هرمز در خلیج فارس»
فلسفه جهاد اقتصادی در این نامگذاری چیست؟
کلمه «جهاد» در بیشتر فرهنگ کشورها و ادیان، جایگاهی بزرگ، محترم و تعریف شده دارد که همواره، نماینگر از خودگذشتگی، ایثار و عزم عمومی یا ملی است که در نتیجه رسیدن به اهداف معین و افقهای زرین ـ که منزلگه نجات بحران، یا تحکیم توسعه وقت و یا رشد آرمانی است ـ پدید می آید؛ بنابراین، فلسفه جهاد در فرهنگ ایرانی، بر پایه باورهای مقدس و مذهبی بر مسئولین و مردم ایجاد تکلیف مینماید.
بی شک، با قرار دادن کلمه جهاد در این نامگذاری، اتمام حجت با همه مسئولین در راستای پیشرفت کشور ایران بوده است.
رهبری نظام جمهوری اسلامی ایران، پیشتر با درخواست تحقیقاتی نمودن طرحهای اقتصادی از دولت، نخبگان و دانشگاهها برای ایجاد تحولهای اقتصادی و انتقال آن به بطن جامعه، این نکته مهم را اشاره نموده بودند، ولی هنگامی که آنها نتوانستند این بحث را عملی کنند و دولت ایران نیز نتوانست با هرم قدرتمند قانون اصل 44 در فضای کسب و کار، تحولی جهشی پدید آورد و همچنان از 178 کشور دنیا، رتبه 137 را دارد و در کنار اینها، با علم بر رشد تقریبی ایران در رفاه عمومی و شکستن خط فقر، اکنون نیاز به انقلابی اقتصادی برای ایجاد تحولی اصولی ـ اقتصادی و به روز یافته است؛ بنابراین، ایشان با آوردن دو کلمه جهاد و اقتصاد در کنار هم، تصمیم به عزم معنوی همراه با همگانی و ملی برای تحول اقتصادی کرده است.
همچنین ایشان بر خلاف باورها، افزون بر تأیید، حامی پولدار شدن سرمایه گذاران و عاملان کسب و کار از راههای قانونی است، زیرا در عمق تفکر کاملا اقتصادی صحیح او، اشتغال زایی را در حمایت از سرمایه گذار صاحب پول میبیند، چرا که کارگر و کارمند هم در راستای کار خود دارای پول میشوند.
اهداف مورد استفاده از این نام که میتواند ملزومات آن را نیز برشمرد:
* اتمام حجت با مسئولین برای رسیدن به افقهای کلان و تأکید در اجرای چشم انداز ایران 1404– 2025 و دوری از حاشیهها در اجرای آن
* اتحاد سران سه قوا، دولت و مجلس و قضاییه و همه دستگاههای دولتی و خصوصی
* ترغیب و تشویق نخبگان برای رفع موانع رشد اقتصادی
* کاهش شکاف درآمدی دهکهای بالا و پایین جامعه و ایجاد تعادل در هزینهها و درآمدها
* دوری از سیاستهای نفتی (وابستگی بودجه به نفت)، کاهش تقاضا به درآمدهای نفتی و ترغیب صادرات غیر نفتی
* حمایت همه جانبه از تولید علم و نوآوری علمی و تجاری کردن آن
* ایجاد قوانین به روز در سرمایه گذاری، مالیات، بانک ها، بیمه ها، گمرکات با رویکرد حذف موانع اقتصادی
* ایجاد روحیه و فضای معنوی در مردم درباره مباحث اقتصادی و فرهنگ سازی و نهادینه کردن آن در رسانهها و مبادی آموزشی
* تجدید نظر در قوانین قضایی و حقوقی مرتبط با امور اقتصادی
* ایجاد نگرش تحول بنیادی با استانداردهای بین المللی در بخشهای صنعت، خودکفایی در اقلام کشاورزی، خدمات عمومی و ...
* تأمین امنیت غذایی، پوشش همه جانبه درمانی، تجدید نظر در شیوههای آموزشی و امنیت همگانی
* افزایش تولید ناخالص ملی و درآمد سالانه و تقویت صندوق ذخیره ارزی
* تغییر و تحول سیستمهای غربی رایج در بانکهای ایران
* ایجاد امنیت و آرامش اقتصادی با اعتمادسازی دولت و حمایت از ریسکهای سرمایه گذاری
* مبارزه با مفاسد اقتصادی و تحقق عدالت اقتصادی
* تغییر سیستم اداری دولت سالاری به مردم سالاری
* توجه فوق العاده به سهم بهره وری و نقش آن در رشد اقتصادی و نهادینه کردن آن در درون جامعه
* افزایش و حمایت از بخش خصوصی در سرمایه گذاری در قالب تعاونی ها
* افزايش كارآيي و اثربخشي تجارت كشور، توسعه فضاي رقابتي كسب و كار
* جذب سرمایه گذار خارجی و تقویت سرمایه گذار داخلی
با نگاه جامعتر به ایران، میتوان دید، با وجودی که ایران، 1 درصد کل جمعیت جهان داراست، دارای رشد 11 درصدی پیشرفت علمی در دنیا بوده که این رشد، بسیار شگفت انگیز است.
بواقع، این نشان از تقویت و حمایت از آن و توجه بیش از پیش بوده و گفتمان راهبردی رهبر ایران، مدت زمان پانزده ساله مانده برای تحقق اهداف و سیاستهای کلان (2025) 1404، را داراست که مبتنی بر حمایت و همراهی جمعیت جوان و تحصیل کرده است. برای این مهم، دانشگاهها و زیرساختهای مورد نیاز نیز آماده بوده و نقشه راه هم سند چشم انداز ایران است.
سرانجام رهبر جمهوری اسلامی ایران، با تدبیر و شیوه خاص مدیریتی خود، آموزشی رایگان در امور اقتصادی، کشورداری و رهبری برای رهبران دیگر کشورها داده است و من، ایدئولوژی و راهبرد ایشان در این نامگذاری را مدل گفتمان معنویت در ایجاد انقلاب اقتصادی مینامم.
*رئیس گروه مدیریت، استاد و مدرس حرفهای بحرانها، اقتصادی، تجارت، کسب وکار، مدیریت، سیاسی، اجتماعی و فاجعهها
سیدنی، استرالیا / بیستم آوریل 2011
Email: elahi_ac_edu@yahoo.com


