فوتبال كثيف يا فوتبال حرفهاي؟
دو تيم رئال مادريد و بارسلونا چهارشنبه شب در استاديوم مستايا برابر يكديگر صفآرايي كردند كه اين جدال حساس و پربيننده كه حداقل 18 ميليون نفر در سراسر جهان را مقابل تلويزيون ميخكوب كرده بود در نهايت با برتري يك بر صفر سپيدهاي پايتخت و قهرماني پرافتخارترين تيم لاليگا و ليگ قهرمانان اروپا به پايان رسيد.
به گزارش فارس و به نقل از اداره آمار فدراسيون فوتبال اسپانيا، با توجه به حساسيت اين بازي جهاني در دو روز گذشته اخبار و تحليلهاي مختلف و متنوعي منتشر شده اما آنچه كه هرگز به آن پرداخته نشده توجه به نوع بازي دو تيم در 120 دقيقه جدال ديدني ثبت شده در فينال است.
بسياري از هواداران بارسلونا معتقدند آقاي خاص با ارائه يك فوتبال كثيف تنها به تابلوي نتايج نگاه ميكند و برايش ارائه يك فوتبال زيبا هيچ اهميتي ندارد. توجه به چند نكته كليدي لازم به نظر ميرسد. اول اينكه مورينيو در باشگاه بارسلونا رشد كرده و خود را وارث مكتب فكري نارنجي رنگ دهههاي 60-70 و 80 بارسلونا ميداند.
مسئله دوم اينكه در فوتبال حرفهاي امروز توجه به تابلوي نتايج براي يك مربي امري بديهي است تا در قبال پول نجومي دريافت شده و حداقل وظيفه خود يعني تصاحب جام عمل كرده باشد. آنچه كه در تاريخ ثبت ميشود صورت فتوژنتيك مورينيو يا چهره مؤدب گوارديولا نيست بلكه در تاريخ تنها به گل دقيقه 103 رونالدو به بارسلونا اشاره ميشود و حتي كسي از زيبايي اين گل هم نخواهد نوشت.
و اما به فوتبال كثيف ارائه شده توسط رئال مادريد ميپردازيم كه طي آن مادريد در كل 120 دقيقه 15 موقعيت حساس و تا حدودي نزديك به خلق موقعيت گل ايجاد كرده و اين مسئله با واژه فوتبال كثيف سنخيتي ندارد.
در دقيقه 4 راموس مدافع اين تيم با پاي راست به سمت دروازه بارسلونا شوت ميزند. مادريد در دقيقه 7 توسط خديرا موقعيت مسلم گلزني پيدا ميكند. رونالدو در دقيقه 11 با پاي راست موقعيت مسلم گلزني را به خاطر شجاعت ماسكرانو در دفع اين توپ از دست ميدهد به طوري كه گوينده تلويزيوني در شبكه ملي اسپانيا در ابتدا فرياد گل سرميدهد اما بعد متوجه ميشود كه اين توپ به گل تبديل نشده است.
رئال مادريد در دقيقه 20 توسط اوزيل صاحب موقعيت گلزني ميشود. اين تيم در دقيقه 29 توسط همين بازيكن خود را در آستانه يك گل ميبيند اما پينتو آن را مهار ميكند. در دقيقه 35 بازي فردي رونالدو ، مستايا را به هم ميريزد و پينتو به شايستگي موقعيت مسلم گلزني رئال مادريد را مهار ميكند.
درست دو دقيقه بعد اين ژابيآلونسو است كه يكي ديگر از موقعيتهاي ديگر مهم مادريد را به خاطر موقعيت خوب بارسلونا از دست ميدهد. آخرين موقعيت مادريد در نيمه اول به دقيقه 43 برميگردد. جايي كه پهپه مدافع موفق مادريد كه در مهار مسي دست به كار بزرگي زده و هرگز زير ذرهبين كارشناسان بارسلونايي قرار نميگيرد موقعيت مسلم گلزني پيدا ميكند و در ريباند اين مسعود اوزيل است كه بار ديگر گل مسلمي را به ثمر نميرساند.
رئال مادريد در نيمه دوم هرگز مثل نيمه اول نشان نداد و بايد گفت كه طبق پيشبينيهاي كارشناسان زبده اروپايي آقاي خاص كنترل ميانه ميدان را به بهاي كاهش زهر حملات بارسلونا به حريف واگذار كرد.
آلونسو در دقيقه 64 موقعيت مسلم گلزني را از دست ميدهد و اين آخرين باري است كه رئال مادريد در نيمه دوم پينتو را به دردسر مياندازد. بارسلونا به واقع در نيمه دوم تماما تهاجمي نشان ميدهد و ثابت ميكند كه تيمي بزرگ و باشخصيت است.
موقعيت مسلم گلزني در دقيقه 90 براي ديماريا با پاس زيباي رونالدو از دست ميرود و مستايا نفس راحتي مي كشد اگر پينتو نبود كار به دقايق اضافي كشيده نميشد اين آخر ماجرا نبود و رئال مادريد درست يك دقيقه بعد از اين هم توسط ديماريا موقعيت مسلم گلزني داشت.
در وقتهاي تلف شده رونالدو و آلونسو در طول دقيقه 98 دو بار موقعيت مسلم گلزني داشتند تا اينكه بالاخره كريس در دقيقه 103 پس از پاس زيباي مارسلو به ديماريا و جاماندن مدافعيني كه مشغول بازي زيبا در زمين بودند سانتر زيبايي را روي سر مهاجم پرتغالي مادريد ارسال ميكند و ضربه سر زيباي اين بازيكن دروازه پرافتخارترين تيم جام حذف اسپانيا را باز ميكند. مادريد تا پايان كار دو بار و در دقايق 105 و 119 موقعيت مسلم گلزني داشت كه به خصوص بايد به موقعيت آدهبايور در دقيقه 119 اشاره كرد.
به سراغ بارسلونا ميرويم كه بين دقيقه 6 و 19 يعني دو شوت چاوي هيچ موقعيت ديگري نداشت. اين تيم در دقيقه 31 هم توسط آدريانو صاحب موقعيت شد و چاوي و آلوس در دقايق 39 و 40 نيز ميتوانستند به كاسياس نزديك شوند. اين تمام چيزي بود كه بارسا در نيمه اول از خود نشان داد اما نيمه دوم كاملا رنگ آبي و اناري به خود گرفته بود و موقعيتهاي بارسلونا آنقدر زياد بود كه برشمردن آنها در حوصله اين مطلب نميگنجد. البته در پايان مسابقه 24 موقعيت ثبت شده براي بارسا ديده ميشد.
سؤالي كه مطرح ميشود اينكه آيا وجود واژه فوتبال كثيف نشانه نقص قوانين فوتبال نيست و آيا توانايي يك مربي در فتح جام با ارائه يك فوتبال كثيف، كثيف بودن خود اين ورزش را نشان نميدهد؟ نكته ديگر اينكه اگر رئال مادريد با مورينيو همانند ديدار رفت الكلاسيكو بازي باز را انجام و به بارسا فضا ميداد و 5 بر صفر شكست ميخورد، اسمش فوتبال كثيف نبود؟ و نكته ديگر اينكه خوب دفاع كردن در فوتبال هنر است، هنري كه خيليها در اجراي آن ناتوان هستند.


