فرق تهران 57 با خیابان های قاهره، زاویه و منامه 2011 چیست؟
ماه هاست که جنبش بزرگ بیداری اسلامی، افکار عمومی جهان را به خود مشغول کرده و بسیاری از تحلیلگران مسائل بین الملل، در حالی که تلاش می کنند، تعجب خود را از این رویداد پیش بینی ناشدنی نشان دهند، بر این باورند که این جنبش های سراسری با خط واحد بیداری اسلامی و با پیش زمینه ای هماهنگ پدید آمده است.
به گزارش «تابناک»، ماه هاست کشورهای عربی شمال آفریقا تا سواحل خلیج فارس با موج گسترده ای از بیداری مردم روبه رو شده اند و در این میان، موضوعی که کمتر کسی روی آن اختلاف نظر ندارد، اسلامی بودن آن است؛ موجی که از تونس آغاز شد و با در نوردیدن مصر و لیبی، حتی به جزیره کوچک بحرین هم سرک کشید و دیکتاتورهای خوش خیال را پس از سال های غفلت و خواب زدگی به وحشت انداخت.
مردم کشورهای خاورمیانه که امروز عزم خود را جزم کرده اند تا با یک حرکت گسترده، بتوانند به خواسته های برحق خود در راستای قوانین اسلام برسند و از حقوق متعارف خود برخوردار باشند، در حالی به سرنگونی دیکتاتورهای کشورشان مبادرت می کنند که آمریکا به عنوان اصلی ترین هم پیمان این دیکتاتورها، تلاش بسیاری برای از بین بردن واقعیت این انقلاب ها و به بیراهه کشاندن آنها و در نتیجه، حفظ منافع خود در منطقه انجام می دهد.
اما نکته بسیار مهم که در این موج بیداری تأثیر بسزایی داشته، تأثیر انقلاب اسلامی ایران بر این انقلاب ها بوده است؛ موضوعی که بسیاری از تحلیلگران مسائل خاورمیانه روی آن اتفاق نظر دارند و حتی مقامات غربی در سخنرانی های خود، نسبت به این الگوپذیری ابراز نگرانی کرده اند و صرف نظر از چگونگی این الگوپذیری ـ که در ادامه مطلب خواهد آمد ـ نکته مهم این است که دلایل این تأثیرپذیری، بسیار آشکار و انکارناشدنی است، ولی معلوم نیست با چه منطق و استدلالی، برخی اساتید و تحلیلگران در درون کشور، می کوشند در محافل فکری و دانشجویی این باور را بقبولانند که انقلاب های منطقه، ربطی به انقلاب اسلامی ایران ندارد.
بنا بر این گزارش، روز گذشته، دکتر صادق زیباکلام، استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران در نشستی که با نام «جنبش عربی» در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران برگزار شد، بر مبنای تئوری های گذشته خود، انقلاب اسلامی ایران را انقلابی منفعل و ناتوان تبیین و حساب انقلاب های اسلامی منطقه را از انقلاب اسلامی ایران جدا کرد.
وی در جمع دانشجویان این دانشکده، با اشاره به ساختار سیاسی کشورهای درگیر انقلاب گفت: مشخص است که اگر ساختار آنها، ساختارهایی با میزان کمترین محبوبیت برای مردمان این کشورها بود، قطعا ما شاهد این قیامهای گسترده و عمومی علیه آنها نمیشدیم. ساختار آنها از نظر سیاسی در بهترین حالت، مستبدانه و به کمک قوای مسلح و تشکل های امنیتی و احزاب و تشکلهای مرتبط با حکومت است.
وی ادامه داد: گمان نمیکنم بتوان چیزهای دیگری افزون بر این کلیات درباره این رژیمها گفت. بعضا به دلیل برخورداری از نفت، غنی و ثروتمند هستند؛ مثل الجزایر و لیبی و برخی دیگر هم دارای ثروتهای خداداد نیستند؛ مثل مصر و یمن.
این استاد دانشگاه در ادامه می افزاید: به نظر من، پرسش مهم این است: روایتی که از این جنبشها توسط حاکمیت جمهوری اسلامی ایران و زیرمجموعههای آن صورت میگیرد تا چه اندازه با واقعیت منطبق است؟ روایت رسمی از این جنبشها در ایران برگرفته از انقلاب اسلامی این کشور شناخته میشود و مطالبات، خواستهها و جهتگیری سیاسی آنها همانهایی معرفی میشود که در جمهوری اسلامی ایران، تعقیب و خواسته میشود و در مجموع، این نهضتها را، نهضتهایی علیه غرب و آمریکا توصیف میکنند، در حالی که به گمان من، این گونه نیست.
این جنبشها، سرشت و ذاتشان در حقیقت همچون انقلابهای رنگین و مخملی هستند و هدف اصلی شان، آزادی و تحقق دمکراسی است و مخالفت اصلی آنها نه با آمریکا و غرب، که با استبداد و دیکتاتوری است و نظامهای سیاسی با اختناق.
به باور من، روایتهایی که در ایران میشود، به اصطلاح انگلیسیها wishful thinking است؛ به این معنا که شما در آرزو و تخیلاتتان دوست دارید این گونه بشود و این گونه نیز بیان میکنید.
این اظهار نظر استاد دانشگاه تهران برای حذف نام و تأثیر ایران بر روند انقلاب های منطقه در حالی بیان شده است ـ همان گونه که پیشتر هم گفته شد ـ حذف اثرگذاری ایران از این انقلاب ها، تقریبا محال است، چرا که جرقه این نهضت ها، دقیقا مبتنی و هماهنگ با اصول اسلامی و با تقلید از انقلاب اسلامی ایران زده شده و بیشتر پیشگامان آنها نیز بر این امر تأکید دارند.
صادق زیبا کلام در این محفل دانشجویی، در حالی از جدایی این انقلاب ها از روح اسلامی انقلاب ایران و کمرنگ شدن نقش کشورمان سخن می گوید که از آغاز انقلاب ها در تونس تا اتفاق های اخیر بحرین، به روشنی می توان رنگ و بوی انقلاب ایران را احساس کرد؛ آن جایی که بسیاری از مردم در راهپیمایی های خود با حمل تصویر امام راحل، رهبر انقلاب و... در واقع می خواهند نمادی از تأثیرپذیری انقلاب اسلامی ایران را به نمایش بگذارند و یا در انتخاب موقعیت ها، شعارها و عملکرد خود، دقیقا آرمان هایی را دنبال می کنند که مردم ایران در سال 57 دنبال کردند.
حال پرسش اینجاست، چرا آقای دکتر زیباکلام و اساتیدی چون ایشان، احساس می کنند این انقلاب ها، تنها انقلاب های مخملی هستند که با اهداف مادی گره خورده اند، در حالی که سرآغاز بسیاری از این انقلاب ها، کانون های نماز جمعه بوده و همه شعارهای آنان نیز بر مبنای آموزه های اسلامی و آرمان های دینی است؟
آیا ایشان صدای تکه تکه شدن شیعیان بحرین، که با فریاد یازهرا (س) جلوی تانک های ارتش سعودی پرپر شده اند را نشنیده و یا آتش زدن پرچم آمریکا و موضع گیری های ضد آمریکایی همه گروه های درگیر انقلاب در کشورهای گوناگون را ندیده که این گونه استدلال کرده و معتقد بر عدم ماهیت ضد استبدادی این جنبش هاست؟
حتما آقای زیباکلام باید به یاد داشته باشند که آنچه در خیابان های تهران 57 روی داد، امروز مو به مو و با همان نشانه ها در خیابان های قاهره، زاویه، منامه 2011 تکرار می شود.
در همین راستا، حتی خواندن گزارش های بسیاری از مراکز مطالعاتی غربی و اظهارات مقام های آمریکایی، مبنی بر الگوپذیری انقلاب های منطقه از انقلاب ایران، می تواند بیانگر بسیاری از واقعیات باشد، به ویژه آن که بر همه روشن است که ایران اسلامی، تلاشی برای رخ دادن این انقلاب ها انجام نداده و البته نیازی هم به آرزو و تخیل ندارد، بلکه این ملت های منطقه بودند که در میان حکومت های دیکتاتوری شان، پیشرفت ملت ایران را در سایه اسلام دیدند و تلاش کردند از ایران الگو بگیرند و راه ایران را بروند.



