روایت تلخ رئیس کانون؛ تامین اجتماعی با کارگران بازنشسته چه کرد؟!

بازنشستگان سازمان تامین اجتماعی با چالشهای بسیاری دست به گریبان هستند. در حالی که بازنشستگان کشوری و لشگری و دیگر صندوقها از همان ابتدای سال افزایش حقوق مصوب را دریافت کرده اند، بازنشستگان تامین اجتماعی هنوز نمی دانند حقوقشان چقدر اضافه شده، افزایش حقوقی دریافت نکرده اند و معلوم نیست معوقاتشان را چه زمانی دریافت خواهند کرد.
سرویس اجتماعی تابناک، برای اطلاع از وضعیت حقوق بازنشستگان تامین اجتماعی و دلایل این همه مشکلات، با علی دهقان کیا رییس کانون کارگران بازنشسته و مستمری بگیر تهران گفت و گو کرده و از آخرین پی گیریها پرسیده است.
آقای دهقان کیا شرایط افزایش حقوق سال جاری چگونه انجام شد؟
همه ساله بحث افزایش حقوق در سه ماه آخر سال داغ میشود. اگرچه اعضای شورای عالی کار نمایندگان کارگری، کارفرمایی و دولت هستند، اما کانون عالی بازنشستگان نیز مطالعات گستردهای در زمینه گرانی، تورم، سبد معیشت و افزایش حقوق به عمل میآورد و نظرات خود را با نمایندگان کارگری شورای عالی کار در میان میگذارد که در پایان سال ۱۴۰۴ نیز این مهم را انجام دادیم و بر افزایش حقوق متناسب با تورم و سبد معیشت تاکید کردیم. خوشبختانه اعضای شورای عالی کار با کانون عالی بازنشستگان همراه و هماهنگ بودند و در نتیجه مستندات مرتبط با تورم و دستمزد، افزایش ۶۰ درصدی دستمزد برای حداقل بگیران و ۴۵ درصد به علاوه یک میلیون و ۵۵۰ هزار تومان برای سایر سطوح تصویب شد.
اگر در پایان سال افزایش دستمزد تصویب شد، چرا ابلاغ نشد؟
اگرچه سالهای گذشته در ابتدای سال افزایش حقوق از سوی وزارت کار ابلاغ می شد، اما امسال این افزایش حقوق با تاخیر یک ماهه برای شاغلین ابلاغ شد و از آنجا که مبنای مذاکرات افزایش حقوق بازنشستگان تامین اجتماعی مطابق ماده 96 و 111 قانون تامین اجتماعی، مصوبه شورای عالی کار است، و افزایش دستمزد تا پایان فروردین ابلاغ نشده بود، اولین جلسه افزایش حقوق کانون عالی بازنشستگان با مدیرعامل و معاونان سازمان در ۲۲ اردیبهشت برگزار شد. در آن جلسه قائم مقام مدیرعامل سازمان توضیحاتی در مورد وضعیت نامناسب سازمان و هزینهها ارایه داد. بر مبنای توضیحات آقای دهدشتی، سازمان ماهیانه ۲۰۷ همت هزینه دارد که ۱۶۰ همت برای حقوق بازنشستگان ۴۰ همت هزینههای درمانی و هفت همت بابت حقوق کارکنان و هزینههای جاری سازمان در سراسر کشور اختصاص می یابد که متاسفانه منابع این هزینهها تامین نمیشود. دلیل تامین نشدن هزینهها، شرایط ویژه نه جنگ نه صلح کشور بود که تولید را مختل کرده بود. در این شرایط شورای عالی امنیت ملی مصوب کرد کارخانهها ۲ تا ۳ ماه با تاخیر حق بیمههایشان را بپردازند و کارخانههایی که نیاز به مواد اولیه دارند نیز تامین مواد اولیه بر پرداخت حق بیمه اولویت داشته باشد. از سوی دیگر شاهد تعطیلی کارخانهها، اخراجهای گسترده و کاهش تعداد بیمه شدهها بودیم، وضعیتی که درآمد سازمان را که بیش از ۹۰ درصد آن از محل حق بیمهها تامین میشود، کاهش داد. از سوی دیگر اخراج گسترده کارگران باعث افزایش تعداد متقاضیان بیمه بیکاری شد به نوعی که بیکاران از مرز ۳۰۰ هزار نفر عبور کرد. در نتیجه نه تنها سازمان درآمد نداشت، بلکه هزینه بالای بیمه بیکاری بر هزینههای آن افزود، مواردی که باعث میشد سازمان منابع لازم را برای پرداخت حقوق بازنشستگان و مزایا نداشته باشد.
آیا موارد مطرح شده غیر واقع بود؟
تمامی مشکلات سازمان تامین اجتماعی در شرایط جنگی و اقتصادی کشور را پذیرفتیم، اما تاکید کردیم که اینها مشکلات سازمان است. اعلام کردیم در کنار سازمان میمانیم تا مشکلات رفع شود، اما کانون عالی به عنوان نماینده بازنشستگان بر مصوبه شورای عالی کار اصرار کرد و مدیران سازمان دو پیشنهاد را مطرح کردند. اول اینکه افزایش حقوق بازنشستگان به اندازه کشوری و لشکری یعنی ۴۳ درصد برای حداقل بگیران و ۲۰ درصد برای سایر سطوح باشد که نپذیرفتیم. پیشنهاد دوم تلفیقی از افزایش حقوق بازنشستگان کشوری و مصوبه شورای عالی کار بود که در هر دو مورد شرط اجرا، تامین منابع را میگذاشتند. به عنوان نماینده بازنشستگان هیچ یک از دو پیشنهاد را نپذیرفتیم و همچنان بر اجرای مصوبه شورای عالی کار تاکید کردیم. این جلسه تخصصی بین نماینده بازنشستگان و مدیرعامل و معاونان سازمان تامین اجتماعی حدود ۷ ساعت طول کشید تا در نهایت آقایان پذیرفتند مصوبه شورای عالی کار مبنای افزایش حقوق بازنشستگان قرار گیرد. اما باز هم چالش مشکلات مالی سازمان مطرح شد و برای اجرای آن سه ماه مهلت خواستند که این را نیز نپذیرفتیم.
شما بارها نسبت به وضعیت نامناسب سازمان هشدار داده اید، چرا بر سازمان فشار می آورید؟
اینها دو مقوله جداگانه است. سازمان تامین اجتماعی موظف است حق بیمه هایی که در دوران اشتغال دریافت کرده با سرمایهگذاری مناسب به اندازهای افزایش میداد که امروز مشکلی در پرداخت حقوق بازنشستگان نداشته باشد. در نهایت نیز اصرار کانون عالی بازنشستگان به کرسی نشست و افزایش حقوق ۶۰ درصد برای حداقل بگیران و ۴۵ به علاوه یک میلیون و ۵۵۰ هزار تومان برای سایر سطوح تصویب و احکام آن ابلاغ شد.

بحث همسان سازی نیز مطرح است، این بحث به کجا رسید؟
بحث دیگر در افزایش حقوق، اجرای بخش سوم همسان سازی بود. از آنجا که هزینه همسان سازی بسیار سنگین بود و سازمان امکان اجرای آن را در یک مرحله نداشت، به سه بخش تقسیم شد که در سال اول ۴۰ درصد و در سال دوم و سوم نیز هر سال ۳۰ درصد باشد تا مجموع صددرصد متناسب سازی اجرا شود و اکنون 30 درصد نهایی باقی مانده بود. اما مدیران سازمان باز هم به دنبال شرایط متفاوتی بودند تا همسان سازی را کاهش دهند. در این مورد نیز اصرار کردیم که فرمول ۳۰ درصد سال سوم باید مانند روشهای قبل اجرا شود، به نوعی که بازنشسته بتواند ۹۰ درصد حقوق زمان برقراری را دریافت کند.
چرا به روش سازمان تن ندادید؟
اگر روش پیشنهادی سازمان اجرایی میشد، بسیاری از بازنشستگان سایر سطوح که حقوقشان نزدیک حداقل بگیران بود در عمل حداقل بگیر میشدند که با اعتراضهای گسترده این بازنشستگان روبرو میشدیم. البته این بازنشستگان حق داشتند و نباید فردی که سالها در گروه سایر سطوح جای گرفته، یکباره به حداقل بگیر سقوط کند.
چرا سازمان با افزایش برخی مزایا مخالفت و برخی را حذف کرده است؟
چالش جدی بازنشستگان بحرانی است که در سایر مزایا ایجاد شد. در سالهای گذشته بن، حق مسکن، عائلهمندی، حق اولاد اضافه و معیشت ۷۱۶ هزار تومان نیز پرداخت می شد، اما امسال آقایان نه تنها این مزایا را افزایش ندادند، بلکه حق عائلهمندی و معیشت را حذف کردند. البته هیات مدیره سازمان نسبت به بن و حق مسکن نظر خاصی نداد و هیات امنا نیز این دو مورد را فریز کرد و افزایش نداد. در مورد حق اولاد و عائلهمندی هم هرچه دولت برای کارمندان مصوب میکند سازمان نیز باید همان را به بازنشستگان بپردازد که امسال بازنشستگان دولتی از این افزایش بهرهمند شدند اما سازمان برای بازنشستگان تامین اجتماعی افزایش نداد.
سازمان ادعا کرده این پرداختی ها حق بازنشستگان نبوده و می توانسته حذف کند؟
بر اساس قانون، هر آنچه که یک نهاد یا بنگاه اقتصادی به کارکنان و بازنشستگان میپردازد، عرف است، باید ادامه پیدا کند و نباید قطع شود، اما سازمان مزایای بازنشستگان را قطع کرد و قطع یکباره این مزایا، باعث نگرانی بازنشستگان تامین اجتماعی شد. بازنشستگان احساس کردند سازمان در سراشیبی سقوط قرار گرفته و نگران شدند که مبادا در آینده نزدیک حقوق شان هم پرداخت نشود. بی شک قطع مزایای جانبی ۵ میلیون بازنشسته تامین اجتماعی اشتباهی جبران ناپذیر بود که نشان می داد مسوولان سازمان به سیم آخر زدند و در بدترین شرایط ، بدترین تصمیمات را گرفتند.




