المپيك و واقعبيني افكار عمومي
عيسي اسحاقي•
کد خبر: ۱۵۲۳۸
| | 8644 بازدید
اين روزها تب و تاب المپيك تمام جهان را فرا گرفته و هر كشور و هر فردي به فراخور علاقه خود، به ورزشها و ورزشكاران كشور خود به المپيك مينگرد و شايد تنها در ورزش است كه هر چهار سال عملكرد كشورها ارزيابي و مشخص ميشود كه هر كشور، در ورزش چه جايگاهي دارد و چه مقدار رشد يا نزول كرده است كه آنها به نقاط ضعف و قوت خود پي ميبرند كه بايد در كجاها سرمايهگذاري كنند.
خوشبختانه در ايران، چند سالي است كه پس از بازيهاي آسيايي و المپيك، مسئولان ورزش پي بردهاند كه بايد روي رشتههاي مدالآور بيشتر سرمايهگذاري كنند و تا حدودي در اين دوره ديديم كه ورزشكاراني از تير و كمان، شنا و قايقراني ـ كه رشتههاي پرمدالآوري هستند ـ براي نخستين بار به اين مسابقات راه يافتهاند، اما لازم است مسئولان ورزش ـ البته اگر به فكر رسيدن به مقام چهارم بازيهاي آسيايي و حضوري مقتدرانه در بازيهاي المپيك 2010 لندن هستند ـ در دو بخش سختافزاري و نرمافزاري رشتههاي مدالآور سرمايهگذاري مناسب انجام دهند. همچنين حتي با سرمايهگذاري روي رشتههاي گمنام، ميتوان در بحث قهرماني گامهاي جدي برداشت، كما اينكه در تير و كمان ـ كه چند سالي از تأسيس فدراسيون آن نميگذرد ـ ديديم كه براي نخستين بار سهميه المپيك را به دست آورديم.
با نگاهي به دورههاي گذشته، ميبينيم پس از مسابقات المپيك 1964 توكيو و 1976 مونترال كه با 64 و 88 ورزشكار حضور داشتيم، در اين دوره با 55 ورزشكار، بيشترين ورزشكار شركتكننده را داريم، اما نبايد اين حضور 55 نفره مطالبات افكار عمومي را بالا ببرد؛ بايد واقعبين باشيم.
در دوره پيش كه 38 ورزشكار ايراني حضور داشتند، با به دست آوردن دو طلا، دو نقره و دو برنز و رويارو نشدن آرش ميراسماعيلي با نماينده رژيم اشغالگر قدس، مقام 29 بيست و هشتمين دوره مسابقات به كشور عزيزمان ايران اختصاص يافت، اما در اين دوره، بسياري از ورزشها از جمله قايقراني، شنا، بسكتبال و بدمينتون كه براي اولين بار سهميه المپيك كسب كردهاند، نبايد انتظار مدال از آنها داشت و شكست آنها را بزرگنمايي كرد، بلكه بايد به آنها آفرين گفت كه توانستهاند گام جدي تا رسيدن به المپيك بردارند و بايد با كسب تجربهها و ميدانهاي بيشتر، حضوري بهتر در مسابقات المپيك و بازيهاي آسيايي داشته باشيم.
با توجه به اينكه در دوره گذشته از نزديك نظارهگر مبارزه ورزشكاران عزيزمان در آتن بوديم، بايد گفت، معمولا در روزهاي ابتدايي، نبايد انتظار چنداني از ورزشكاران داشت و در دوره قبل تا پنج روز اول، نااميد از كسب مدال بوديم تا اينكه قهرمان عزيز كشورمان حسين رضازاده، فضاي نااميدي و سنگين حاكم بر كاروان را شكست و باعث شد تا ورزشكاران، دو مدال طلا و دو نقره و دو برنز را به دست آورند. متأسفانه، در اين دوره، حضور نداشتن رضازاده كه ورزشكاري با اعتماد به نفس بالا بود بر كاروان اعزامي تأثير منفي گذاشت، اما اميدوارم چهرههاي گمنام و جوان و يا باتجربه همچون حميد سوريان و هادي ساعي، جور رضازاده را بكشند و شادي را به كاروان اعزامي هديه كنند تا در روزهاي پاياني، شاهد مدالهاي رنگارنگ براي كشور عزيزمان باشيم.
خوشبختانه در ايران، چند سالي است كه پس از بازيهاي آسيايي و المپيك، مسئولان ورزش پي بردهاند كه بايد روي رشتههاي مدالآور بيشتر سرمايهگذاري كنند و تا حدودي در اين دوره ديديم كه ورزشكاراني از تير و كمان، شنا و قايقراني ـ كه رشتههاي پرمدالآوري هستند ـ براي نخستين بار به اين مسابقات راه يافتهاند، اما لازم است مسئولان ورزش ـ البته اگر به فكر رسيدن به مقام چهارم بازيهاي آسيايي و حضوري مقتدرانه در بازيهاي المپيك 2010 لندن هستند ـ در دو بخش سختافزاري و نرمافزاري رشتههاي مدالآور سرمايهگذاري مناسب انجام دهند. همچنين حتي با سرمايهگذاري روي رشتههاي گمنام، ميتوان در بحث قهرماني گامهاي جدي برداشت، كما اينكه در تير و كمان ـ كه چند سالي از تأسيس فدراسيون آن نميگذرد ـ ديديم كه براي نخستين بار سهميه المپيك را به دست آورديم.با نگاهي به دورههاي گذشته، ميبينيم پس از مسابقات المپيك 1964 توكيو و 1976 مونترال كه با 64 و 88 ورزشكار حضور داشتيم، در اين دوره با 55 ورزشكار، بيشترين ورزشكار شركتكننده را داريم، اما نبايد اين حضور 55 نفره مطالبات افكار عمومي را بالا ببرد؛ بايد واقعبين باشيم.
در دوره پيش كه 38 ورزشكار ايراني حضور داشتند، با به دست آوردن دو طلا، دو نقره و دو برنز و رويارو نشدن آرش ميراسماعيلي با نماينده رژيم اشغالگر قدس، مقام 29 بيست و هشتمين دوره مسابقات به كشور عزيزمان ايران اختصاص يافت، اما در اين دوره، بسياري از ورزشها از جمله قايقراني، شنا، بسكتبال و بدمينتون كه براي اولين بار سهميه المپيك كسب كردهاند، نبايد انتظار مدال از آنها داشت و شكست آنها را بزرگنمايي كرد، بلكه بايد به آنها آفرين گفت كه توانستهاند گام جدي تا رسيدن به المپيك بردارند و بايد با كسب تجربهها و ميدانهاي بيشتر، حضوري بهتر در مسابقات المپيك و بازيهاي آسيايي داشته باشيم.
با توجه به اينكه در دوره گذشته از نزديك نظارهگر مبارزه ورزشكاران عزيزمان در آتن بوديم، بايد گفت، معمولا در روزهاي ابتدايي، نبايد انتظار چنداني از ورزشكاران داشت و در دوره قبل تا پنج روز اول، نااميد از كسب مدال بوديم تا اينكه قهرمان عزيز كشورمان حسين رضازاده، فضاي نااميدي و سنگين حاكم بر كاروان را شكست و باعث شد تا ورزشكاران، دو مدال طلا و دو نقره و دو برنز را به دست آورند. متأسفانه، در اين دوره، حضور نداشتن رضازاده كه ورزشكاري با اعتماد به نفس بالا بود بر كاروان اعزامي تأثير منفي گذاشت، اما اميدوارم چهرههاي گمنام و جوان و يا باتجربه همچون حميد سوريان و هادي ساعي، جور رضازاده را بكشند و شادي را به كاروان اعزامي هديه كنند تا در روزهاي پاياني، شاهد مدالهاي رنگارنگ براي كشور عزيزمان باشيم.
•رئيس فدراسيون گلف
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۰
ورزشی مانند تیراندازی به اهداف پرنده نیاز به این دارد که تیرانداز تفنگ خود را داشته باشد و با آن خو بگیرد. ولی متاسفانه مکانیزم زمان رضاخان برای گرفتن جواز و خرید تفنگ وجود دارد که سبب می شود یک تفنگ 1000 دلاری در ایران 20 میلیون تومان قیمت داشته باشد.
غیراز این است که ورزش گلف را درسایه دلارهای دیپلماتها ومرفهین بی درد شمال تهران انحصاری وتبدیل به یک مغازه کردید!
بجز تهران واهواز وآبادان اونهم فقط شرکت نفت که پرسنلی مرفه دارد ، این رشته را کجا توسعه دادید؟؟؟؟؟؟؟
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟



