گزارش نيوزويک از دانشگاه صنعتي شريف تهران
کد خبر: ۱۵۲۱۶
| | 30997 بازدید
هاروارد را فراموش کنيد، يکي از بهترين دانشگاههاي جهان در مقطع ليسانس، در ايران است. اين عبارتي است که «افشين مولوي»، گزارشنويس هفته نامه آمريکايي نيوزويک، گزارش خود را با آن آغاز کردهاست. افشين مولوي که گزارشهايي از او درباره مسائل ايران در واشنگتنپست و رويترز نيز منتشر شدهاست، در گزارشي که در شماره هفته آينده نيوزويک منتشرخواهد شد، (و هماکنون بر روي سايت نيوزويک در دسترس است)، با تمجيد از جايگاه علمي برجسته دانشجويان ايراني به مسأله فرار نخبگان از ايران پرداخته و از آن به عنوان تراژدي نام بردهاست. آنچه در پي ميآيد، متن کامل اين گزارش است.
به گزارش «آفتاب»، در سال 2003، مسئولان دانشگاه استنفورد از نمرههاي بالا و کم سابقه چندين شرکت کننده در آزمون دوره دکتراي اين دانشگاه که به سختي شهرت دارد، شگفت زده شده بودند. آمريکايي نبودن اين داوطلبان چيز غير عادياي نبود؛ دانشجويان آسيايي و ديگر جاها در دانشگاههاي آمريکا برتري خود را قبلاً نيز به نمايش گذاشته بودند. نکته شگفت اين بود که همه اين شگفتي سازها از يک کشور و يک دانشگاه بودند: دانشگاه صنعتي شريف ايران.
دانشگاه استنفورد به يکي از دانشگاههاي مورد علاقه فارغ التحصيلان شريف تبديل شده است. «بروس ا. وولي» يکي از اساتيد سابق دانشکده مهندسي برق اين دانشگاه بر اين اعتقاد است که دانشگاه شريف در حال حاضر يکي از بهترينهاي دنيا در ارايه دوره ليسانس است. اين تمجيد کمينيست اگر رقباي اين حوزه را به ياد بياوريم: «MIT» ، «Caltech» و «استنفورد» در آمريکا، «ژينگهوا» در چين و «کمبريج» در بريتانيا.
اعتبار دانشگاه شريف نشان ميدهد در زماني که ايران بهخاطر ادبيات خاص رييس جمهورش -محمود احمدي نژاد- و زورآزمايي هستهاياش با ايالات متحده يکي از خبرسازترين کشورها است، دانشجويان ايراني در حال توسعه شهرتي بينالمللي به عنوان فوقِ ستارههاي حيطه علم هستند.
استنفورد تنها دانشگاهي نيست که دانشجويان ايراني در آن خودي نشان دادهاند. دانشگاههاي کشورهاي کانادا و استراليا که محدوديت اخذ ويزا براي آنها کمتر است از رونق بالاي حضور ايرانيان خبر ميدهند. رشد 240 درصدي تعداد دانشجويان ايراني در کانادا از سال 1985 و پنج برابر شدن آمار دانشجويان ايراني در استراليا طي پنج سال اخير و رسيدن آن به 1500 نفر حاکي از اين نکته است.
دانشجويان ممتاز ايراني از شريف و ديگر دانشگاههاي برتر ايران مانند دانشگاه تهران و دانشگاه صنعتي اصفهان، در المپيادهاي بينالمللي با کسب جوايز در فيزيک، رياضيات، شيمي، و رباتيک تبديل به پاي ثابت جمع برندگان اين مسابقات شدهاند. گواه ديگري به اين مطلب، برگزاري المپياد بينالمللي فيزيک سال گذشته در شهر اصفهان ايران است که در منطقه خاورميانه اتفاق بديعي بوده و به دليل برتري قشر دانشور اين کشور نسبت به همسايگانش در منطقه است.
دانشگاه استنفورد به يکي از دانشگاههاي مورد علاقه فارغ التحصيلان شريف تبديل شده است. «بروس ا. وولي» يکي از اساتيد سابق دانشکده مهندسي برق اين دانشگاه بر اين اعتقاد است که دانشگاه شريف در حال حاضر يکي از بهترينهاي دنيا در ارايه دوره ليسانس است. اين تمجيد کمينيست اگر رقباي اين حوزه را به ياد بياوريم: «MIT» ، «Caltech» و «استنفورد» در آمريکا، «ژينگهوا» در چين و «کمبريج» در بريتانيا.
اعتبار دانشگاه شريف نشان ميدهد در زماني که ايران بهخاطر ادبيات خاص رييس جمهورش -محمود احمدي نژاد- و زورآزمايي هستهاياش با ايالات متحده يکي از خبرسازترين کشورها است، دانشجويان ايراني در حال توسعه شهرتي بينالمللي به عنوان فوقِ ستارههاي حيطه علم هستند.
استنفورد تنها دانشگاهي نيست که دانشجويان ايراني در آن خودي نشان دادهاند. دانشگاههاي کشورهاي کانادا و استراليا که محدوديت اخذ ويزا براي آنها کمتر است از رونق بالاي حضور ايرانيان خبر ميدهند. رشد 240 درصدي تعداد دانشجويان ايراني در کانادا از سال 1985 و پنج برابر شدن آمار دانشجويان ايراني در استراليا طي پنج سال اخير و رسيدن آن به 1500 نفر حاکي از اين نکته است.
دانشجويان ممتاز ايراني از شريف و ديگر دانشگاههاي برتر ايران مانند دانشگاه تهران و دانشگاه صنعتي اصفهان، در المپيادهاي بينالمللي با کسب جوايز در فيزيک، رياضيات، شيمي، و رباتيک تبديل به پاي ثابت جمع برندگان اين مسابقات شدهاند. گواه ديگري به اين مطلب، برگزاري المپياد بينالمللي فيزيک سال گذشته در شهر اصفهان ايران است که در منطقه خاورميانه اتفاق بديعي بوده و به دليل برتري قشر دانشور اين کشور نسبت به همسايگانش در منطقه است.

کمپانيهاي غربي فعال در حوزه تکنولوژي نيز از قافله اين روند جا نمانده و به اصطلاح ايرانيها را روي هوا ميقاپند. کمپانيهاي «دره سيليکون» از جمله گوگل و ياهو و انستيتوهاي تحقيقاتي غرب شمار کثيري از فارغالتحصيلان ايراني را جذب ميکنند. مخصوصاً دانشجويان برنده المپياد؛ به گزارش رسانههاي داخلي ايران نزديک به 90 درصد اين دانشاموزان المپيادي براي تحصيل يا کار از ايران خارج ميشوند.
اما دليل اين همه چيست؟ کشور ايران درگير مشکلات زيادي است؛ تورم مزمن و ريشه دار، دستمزدهايي که بر خلاف تورم، ثابت ميمانند و بخش خصوصي ضعيف و کم جان، که همه زاييده مديريت ضعيف اقتصادي و سيستم مديريتي سست بنياد است. اساتيد دانشگاه وضعيت خوبي ندارند و درآمدها گاهي به قدري ناکافي است که بعضي از اساتيد مجبورند به شغل دوم تن در دهند؛ حتي به عنوان راننده تاکسي و يا کاسب خرده ريز.
تحريمهاي بينالمللي نيز عرصه زندگي را تنگتر کرده و ورود تجهيزات علمي را به تاخير مياندازند و جامعه ايراني را از جامعه پوياي بين المللي ايزوله ميکند. تا همين چندي پيش ايرانيان از حق ارايه مقاله در نشريه بينالمللي مهندسان الکتريک و الکترونيک (IEEE) -اصلي ترين انجمن بين المللي اين حيطه- محروم بودند. متحمل شدن بي احتراميِ رد درخواست ويزا براي شرکت در کنفرانسهاي علمي غرب نيز مزيد بر همه اينهاست.
اما هنوز شريف و شريفيها به رشد و برومندي ادامه ميدهند. دليل اين ادامه حيات را محمد منصوري- فارغ التحصيل سال 1997 شريف- که هم اکنون استاد دانشگاهي در نيويورک است در تمايل پدر و مادرهاي ايراني به رهنمون کردن فرزندان شان بيشتر به سوي رشتههاي پزشکي و مهندسي تا ديگر رشتهها مانند حقوق ميداند. پذيرفته شدن در دانشگاه شريف نيز به نوبه خود به غايت سخت است. هر ساله يک و نيم ميليون نفر در آزمون ورودي دانشگاهها شرکت ميکنند که تنها درصد کمي از آنها در دانشگاههاي دولتي پذيرفته ميشوند و از اين ميان نيز تنها 1 درصد موفق به راهيابي به دانشگاههاي برتري مانند شريف ميشوند. «فرآيند پذيرش به دانشگاههايي مانند شريف باهوش ترين، با انگيزه ترين و سخت کوشترين دانشجويان را اختصاص ميدهد».
دليل ديگر اين است که شريف اساتيد بسيار عالي دارد. اين دانشگاه در سال 1965 توسط حاکمان ايران که ميخواستند دانشگاهي صنعتي، که درجه يک و اعلي باشد، بسازند تاسيس شد. دانشگاه تحت نظارت مشاوراني از دانشگاه MIT دائر شد و بسياري از اساتيد کنونياش تحصيل کردگان ايالات متحده هستند (با توجه به آمار انستيتوي آموزش بينالملل، در آن زمان ايرانيان بزرگترين گروه دانشجويان خارجي در ايالات متحده بودند).
راز ديگر دست يافتهاي شريف، سيستم آموزشي دبيرستانيها در ايران است که در آن به علم ارزشي خاص نهاده شده و مطالبي عرضه ميشود که در آمريکا تا ورود به کالج ارايه نميشود. اين سيستم در دانشگاهها نيز ادامه مييابد.
به گفته آقاي منصوري منصوري و ديگران در دوره ليسانس مطالبي به آنها آموخته شده که در دانشگاههاي آمريکا در دوره فوق ليسانس آموزش داده ميشود.
چند فارغالتحصيل ديگر شريف به انگيزه ديگري اشاره ميکنند؛ يکي از آنها که نخواست نامش ذکر شود گفت: «وقتي در ايران زندگي ميکني و انواع و اقسام مشکلات و محروميتها و دغدغههاي زندگي روزانه را تجربه ميکني، آرزو ميکني بتواني از ايران بروي، و کتابها و تحصيلاتت ميتوانند راهي برايت باز کنند؛ و درس ديگر فقط درس نيست، درس ميشود يک وسواس فکري که بخاطرش ساعت 4 صبح بيدار ميشوي تا چند ساعتي بيشتر قبل از کلاس درس وقت داشته باشي».
اين موفقيت ايران، از سوي ديگر، تراژدي ايران نيز هست: دانشجوهايي که ميخواهند به محض فارغالتحصيلي ايران را ترک کنند. اتفاقي که براي دانشگاههاي خارجي و کمپانيهاي غربي فعال در حوزه تکنولوژي بسيار نافع بوده ولي دليلي است براي کمبود نيروي خلاق در ايران.
رامين فرجاد راد ـ فارغ التحصيل سال 1997 شريف ـ که هم اکنون مديرعاملي در شرکت Aquantia در دره سيليکون است ميگويد: «دليل ساده اين موضوع نبود شغل خوب مناسب فارغ التحصيلان در ايران است». بدين طريق بسياري از ايرانياني که نميتوانند به غرب بروند، رهسپار دوبي ميشوند.
چنين روندي پيام آور مشکلات براي آينده ايران است. درست است که محصول اين سيستم تعداد شگفت انگيزي از دانشجويان فوقالعاده شگفتيآفرين در سالهاي اخير است.
تاريخ اين کشور غني از دستاوردهاي پربهايي است: ابن سينا، بزرگترين دانشمند قرون وسطي؛ خوارزمي، مبدع الگوريتم رياضي (پايه علم کامپيوتر)؛ عمر خيام، رياضيدان و منجم مشهور. اينها همه ميراث فاخري است؛ اما اگر ايران روند موجود را بهبود نبخشد و روال بر همين منوال پيش رود، تمامي آن مباهات کردنيها و تمامي اين استعدادها بر باد خواهد رفت.
اما دليل اين همه چيست؟ کشور ايران درگير مشکلات زيادي است؛ تورم مزمن و ريشه دار، دستمزدهايي که بر خلاف تورم، ثابت ميمانند و بخش خصوصي ضعيف و کم جان، که همه زاييده مديريت ضعيف اقتصادي و سيستم مديريتي سست بنياد است. اساتيد دانشگاه وضعيت خوبي ندارند و درآمدها گاهي به قدري ناکافي است که بعضي از اساتيد مجبورند به شغل دوم تن در دهند؛ حتي به عنوان راننده تاکسي و يا کاسب خرده ريز.
تحريمهاي بينالمللي نيز عرصه زندگي را تنگتر کرده و ورود تجهيزات علمي را به تاخير مياندازند و جامعه ايراني را از جامعه پوياي بين المللي ايزوله ميکند. تا همين چندي پيش ايرانيان از حق ارايه مقاله در نشريه بينالمللي مهندسان الکتريک و الکترونيک (IEEE) -اصلي ترين انجمن بين المللي اين حيطه- محروم بودند. متحمل شدن بي احتراميِ رد درخواست ويزا براي شرکت در کنفرانسهاي علمي غرب نيز مزيد بر همه اينهاست.
اما هنوز شريف و شريفيها به رشد و برومندي ادامه ميدهند. دليل اين ادامه حيات را محمد منصوري- فارغ التحصيل سال 1997 شريف- که هم اکنون استاد دانشگاهي در نيويورک است در تمايل پدر و مادرهاي ايراني به رهنمون کردن فرزندان شان بيشتر به سوي رشتههاي پزشکي و مهندسي تا ديگر رشتهها مانند حقوق ميداند. پذيرفته شدن در دانشگاه شريف نيز به نوبه خود به غايت سخت است. هر ساله يک و نيم ميليون نفر در آزمون ورودي دانشگاهها شرکت ميکنند که تنها درصد کمي از آنها در دانشگاههاي دولتي پذيرفته ميشوند و از اين ميان نيز تنها 1 درصد موفق به راهيابي به دانشگاههاي برتري مانند شريف ميشوند. «فرآيند پذيرش به دانشگاههايي مانند شريف باهوش ترين، با انگيزه ترين و سخت کوشترين دانشجويان را اختصاص ميدهد».
دليل ديگر اين است که شريف اساتيد بسيار عالي دارد. اين دانشگاه در سال 1965 توسط حاکمان ايران که ميخواستند دانشگاهي صنعتي، که درجه يک و اعلي باشد، بسازند تاسيس شد. دانشگاه تحت نظارت مشاوراني از دانشگاه MIT دائر شد و بسياري از اساتيد کنونياش تحصيل کردگان ايالات متحده هستند (با توجه به آمار انستيتوي آموزش بينالملل، در آن زمان ايرانيان بزرگترين گروه دانشجويان خارجي در ايالات متحده بودند).
راز ديگر دست يافتهاي شريف، سيستم آموزشي دبيرستانيها در ايران است که در آن به علم ارزشي خاص نهاده شده و مطالبي عرضه ميشود که در آمريکا تا ورود به کالج ارايه نميشود. اين سيستم در دانشگاهها نيز ادامه مييابد.
به گفته آقاي منصوري منصوري و ديگران در دوره ليسانس مطالبي به آنها آموخته شده که در دانشگاههاي آمريکا در دوره فوق ليسانس آموزش داده ميشود.
چند فارغالتحصيل ديگر شريف به انگيزه ديگري اشاره ميکنند؛ يکي از آنها که نخواست نامش ذکر شود گفت: «وقتي در ايران زندگي ميکني و انواع و اقسام مشکلات و محروميتها و دغدغههاي زندگي روزانه را تجربه ميکني، آرزو ميکني بتواني از ايران بروي، و کتابها و تحصيلاتت ميتوانند راهي برايت باز کنند؛ و درس ديگر فقط درس نيست، درس ميشود يک وسواس فکري که بخاطرش ساعت 4 صبح بيدار ميشوي تا چند ساعتي بيشتر قبل از کلاس درس وقت داشته باشي».
اين موفقيت ايران، از سوي ديگر، تراژدي ايران نيز هست: دانشجوهايي که ميخواهند به محض فارغالتحصيلي ايران را ترک کنند. اتفاقي که براي دانشگاههاي خارجي و کمپانيهاي غربي فعال در حوزه تکنولوژي بسيار نافع بوده ولي دليلي است براي کمبود نيروي خلاق در ايران.
رامين فرجاد راد ـ فارغ التحصيل سال 1997 شريف ـ که هم اکنون مديرعاملي در شرکت Aquantia در دره سيليکون است ميگويد: «دليل ساده اين موضوع نبود شغل خوب مناسب فارغ التحصيلان در ايران است». بدين طريق بسياري از ايرانياني که نميتوانند به غرب بروند، رهسپار دوبي ميشوند.
چنين روندي پيام آور مشکلات براي آينده ايران است. درست است که محصول اين سيستم تعداد شگفت انگيزي از دانشجويان فوقالعاده شگفتيآفرين در سالهاي اخير است.
تاريخ اين کشور غني از دستاوردهاي پربهايي است: ابن سينا، بزرگترين دانشمند قرون وسطي؛ خوارزمي، مبدع الگوريتم رياضي (پايه علم کامپيوتر)؛ عمر خيام، رياضيدان و منجم مشهور. اينها همه ميراث فاخري است؛ اما اگر ايران روند موجود را بهبود نبخشد و روال بر همين منوال پيش رود، تمامي آن مباهات کردنيها و تمامي اين استعدادها بر باد خواهد رفت.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۴
انتشار یافته: ۰
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟



