صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

چرایی موضع گیری یکپارچه رجال سیاسی علیه سران فتنه

امیر دبیری مهر
کد خبر: ۱۴۸۸۸۶
| |
12205 بازدید
خشم عقلانی و موضع گیری به هنگام؛ لازمه عدالت سیاسی

خشم و بر آشفتگی دو گونه است. یکی غریزی و از روی احساس که امری مذموم و نکوهیده است و دیگری از روی عقل و در مقام دفاع از حق و در برابر ظلم و ستم است که امری ممدوح و ستوده است. همانگونه که اولی نشان دهنده سبک سری و کم عقلی است دومی حکایت از حس مسئولیت و تعهد و برآمده از یک انتخاب عقلانی است.

 در پی وقایع روز دوشنبه هفته جاری یعنی 25 بهمن که در ادامه رویدادهای متوالی 20 ماه گذشته رخ داده شاهد واکنش های زیادی در کشور بودیم اعم از واکنش های احساسی و واکنش های عقلانی که البته این بار همه در یک چیز مشترک بودند و آن هم محکوم کردن سبکسری و بی مسئولیتی برخی از سیاسیون موسوم به سران فتنه در دعوت از مردم برای راهپیمایی غیر قانونی است.

بسیاری از رجال متعهد و انقلابی و البته معتدل و میانه رو که تا به حال با وجودی که از وقایع پس از انتخابات خون بر دل داشتند و برای فراگیرتر نشدن فضای فتنه؛ صبر و سکوت پیشه کرده بودند و با رصد دقیق تحولات تلاش کرده بودند آب به آسیاب دشمنان آشکار کشور و دوستان نادان نظام نریزند، در پی واقعه 25 بهمن وارد میدان شدند و آشکارا علیه جریان و سران فتنه موضع گیری کردند.

 از برجسته ترین چهره های این جریان می توان از حجت الاسلام والمسلمین ناطق نوری، دکتر محمدباقر قالیباف، دکتر علی لاریجانی، آیةالله واعظ طبسی، آیةالله ری شهری و نام برد. اما چهره ای که اصل و نوع موضع گیری او بازتاب بیشتری در رسانه ها و افکار عمومی داشت واکنش سریع و صریح فرمانده اسبق سپاه پاسداران انقلاب اسلامی از سال 1360تا 1376 و دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام جناب دکتر محسن رضایی است.

 ایشان با عبارات روشن و صریحی سران فتنه را به آلت دست بودن آمریکا متهم کرده و آمادگی خود را برای ایثار و جانفشانی برای انقلاب اعلام کرد.

 اهمیت موضع گیری محسن رضایی از این زاویه است که ایشان یکی از 4 نامزد انتخابات انتخابات دور دهم ریاست جمهوری بود که در ابتدا نسبت به نتایج انتخابات اعتراض داشت ولی به مرور متناسب با شرایط و اقتضائات و مصالح کشور با دیگر معترضین زاویه گرفت و این زاویه در 25 بهمن به تقابل با آنها منتهی شد، بدون اینکه مواضع انتقادی وی به مسائل کشور البته از موضعی اصولگرایانه و انقلابی تغییر کرده باشد.

 در خصوص مواضع این دست رجال سیاسی کشور به ویژه دکتر رضایی، از همان روزها تا به امروز دو دسته همواره اعتراض و نقد داشته اند که از نظر اجتماعی کاملا در دو سوی یک طیف بندی اجتماعی و سیاسی قرار می گیرند.

در یک سو دسته ای نیروهای حزب اللهی عمدتا جوان، سنت گرا و گاه تندرو هستند که مدعی اند محسن رضایی متناسب با سوابق انقلابی و جایگاه حساس خود علیه فتنه گران موضع گیری نکرده و از انقلا ب و نظام آنگونه که انتظار می رود دفاع ننموده است.

دسته دیگر شامل بخشی از معترضین، روشنفکران و نخبگان دانشگاهی داخل و خارج از کشور هستند که معتقدند مواضع ایشان دو پهلو و غیر شفاف و گاه متناقض است و مخاطب را در وضعیت مبهم و غیر شفافی می گذارد.

 این دسته اخیر در پی موضع گیری صریح رضایی علیه موسوی و کروبی، مواضع و عبارات تندی را نیز علیه رضایی بکار بردند. آنها همچنین در نوشته ها و یادداشت های خود گفتند و نوشتند که رضایی با موضع گیری در قبال واقعه 25 بهمن نشان داد همان رضایی فرمانده کل سپاه و یکی از نمادهای انقلاب اسلامی است و وجهه دانشگاهی و نخبگی او که در انتخابات اخیر خیلی برجسته شد چندان عمقی ندارد.

همین مسائل و شبهات موجب شد دغدغه ها و موضوعات مذکور را که چندی است مطرح است و به ویژه پس از 25 بهمن ابعاد جدیدتری یافته؛ طبق روال گذشته و 10 سالی که با دکتر رضایی آشنایی و ارتباط فکری و رسانه ای دارم به صراحت با ایشان در میان بگذارم و توضیحاتش را بشنوم و برای مخاطبان منعکس کنم و قضاوت را هرچه باشد به مخاطبان ارجمند و فهیم واگذار می کنیم و چه بهتر که منصفانه و عادلانه باشد.

اهم نکاتی که به نظر می رسد موجب سوء تفاهم در فهم مواضع و مشی سیاسی دکتر رضایی به ویژه در وقایع پس از انتخابات تا امروز به ویژه بعد از وقایع 25 بهمن می شود عبارت است از:

1 ـ در واقعه 25 بهمن و هفته های قبل از آن برای نخستین بار امریکا و انگلیس به طور کاملا آشکار و علنی و بدون تعارف وارد میدان تبلیغ علیه انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی شدند و به بهانه فضای جدید ایجاد شده در خاورمیانه به ویژه در تونس و مصر خواستار حضور مردم در خیابان های تهران با هدف معارضه با نظام اسلامی شدند و بحث حمایت از مردم مصر و تونس که بهانه فراخوان موسوی و کروبی بود کاملا در حاشیه قرار گرفت و کسی به آن بها نداد زیرا پیشتر و با شعار سبزها در روز قدس 1388 تحت عنوان «نه غزه  نه  لبنان جانم فدای ایران» عملا جایی برای حمایت از کشورهای عربی از جانب آنها وجود نداشت.

 در این روز به طور آشکار عده ای هر چند معدود علیه رهبری نظام اسلامی شعار دادند و با وجود اطلاع از تحریک و تهییج جریان استکبار از این راهپیمایی؛ تیغ معارضه و تقابل به صورت نظام کشیدند و امریکا و انگلیس نیز هم به طور علنی و مستقیم از طریق نهادهای اطلاعاتی و دیپلماتیک و هم رسانه های آنها به طور آشکار از این اقدام غیر قانونی و براندازانه حمایت کرده و خواستار استمرار آن شدند.

 این وضعیت جدید کاملا با شرایط گذشته متفاوت است و موضع گیری در این شرایط نیز منطقا و عقلا باید متفاوت با گذشته باشد و بر همین اساس نیروهای دلسوز و صادق و مخلص انقلاب ـ حتی در میان اصلاح طلبان ـ نیز موضع متفاوتی گرفتند و سکوت و صبر را جایز نشمردند.

محسن رضایی نیز در این عرصه ها نه تنها سکوت نمی کند بلکه به عنوان کسی که جامه سپاهی و صفت پاسداری انقلاب با نام و چهره او عجین شده تلاش می کند در صف اول دفاع از انقلاب باشد و این نه با مواضع گذشته او در تضاد است و نه بوی سازش و مجامله با این و آن می دهد بلکه بالعکس حلقه مکمل مواضع قبلی است و در صورت نگاهی جامع، منطق درونی آن آشکارتر می شود.

2 ـ وقتی در 22 بهمن اقشار مختلف مردم در جشن 33 سالگی انقلاب اسلامی شرکت کردند و با آرمان های امام و شهیدان تجدید بیعت کردند حضور مجدد عده ای در خیابان های تهران در 3 روز بعد با هدف تقابل با آرمان های امام و شهدا آن هم با دعوت گسترده رسانه های بیگانه نه تنها توجیهی ندارد بلکه نشان دهنده اغراض پنهان سردمداران این حرکت غیر قانونی است که نه تنها به حیثیت نظام اسلامی ضربه می زند بلکه به وحدت و منافع ملی نیز خدشه وارد ساخته و دندان طمع دشمنان این ملت را تیز می سازد و از سوی دیگر پرستیژ کشور را در زمانی که عبدلله گل رئیس جمهور ترکیه در ایران است ضربه پذیر می سازد.

 حتی کار چنان می شود که می گویند فلان مربی فوتبال هم به همین دلیل از پذیرش دعوت ایران خودداری می کند. آیا این هزینه های وارد شده به کشور که در برداشتی خوش بینانه ناشی از سبکسری سیاسی و در برداشتی بدبینانه خائنانه است به واکنش صریح و آشکار نیاز ندارد و نباید اعتراضی را بر انگیزد؟

 محسن رضایی و دیگران اگر در برهه ای از زمان به برخی رفتارها و سیاست های رسمی نهادهای کشور مانند قوه مجریه هم اعتراض و انتقادی دارند و خواهند داشت از موضع اصولگرایانه و با هدف دفاع از انقلاب و نظام و منافع و آبروی کشور است و از همین منظر نیز هزینه های آن را به جان می خرند و اجر آن را از حضرت حق می طلبند حال وقتی با حمایت و اشاره دشمنان انقلاب اسلامی؛ منافع و مصالح نظام تهدید می شود چه جای سکوت و صبر است؟ و چه جای اینکه برخی فکر کنند این دست موضع گیری ها با موقعیت نخبگی نمی سازد؟ مگر قرار است نخبگان کاری با امنیت و مصلحت و منافع کشور نداشته باشند؟

3 ـ هیچ مصلحتی در حکومت به ویژه در اختلافات و تنش های سیاسی و اجتماعی بالاتر از حفظ امنیت عمومی و اجتماعی مردم و صیانت از نفوس مردم نیست. ریخته شدن خون جوانان این کشور از هر مسلک و مرام و دسته ای که باشند داغی سنگین بر دل انسان های آزاده و دلسوز می گذارد که متاسفانه در 20 ماه اخیر چنین شده است.

 افراد آگاه به مسائل امنیتی، انتظامی و اطلاعاتی به خوبی می دانند که دعوت غیرقانونی مردم به تجمعات و اعتراضات خیابانی چه فرصت بی مانندی را به تروریست های جانی می دهد تا با غنمیت شمردن فرصت ایجاد شده با بمب گذاری و تیر اندازی های باهدف و هوشمند از این آب گل آلود ماهی بگیرند و جان عزیز و پاک جوانان این کشور را قربانی منافع و مطامع پست دنیوی و سیاسی خود و دیگران سازند.

 آیا کدام انسان آزاده، بشردوست، دیندار و متعهدی حتی حقیقتا مدافع حقوق شهروندی؛ به خود اجازه حراج جان و خون جوانان ایرانی را می دهد؟ و اگر کسانی با بلاهت یا بازی خوردگی در دستان دشمنان چنین فضایی را ایجاد کردند باید سکوت کرد و صبر پیشه نمود؟ و اجازه تکرار آن را داد؟

4 ـ تا قبل از 25 بهمن امکان بازگشت و توبه موسوی و کروبی به دامان نظام وجود داشت و سیاست رهبری نظام نیز در جلوگیری از برخورد قضایی و امنیتی با این افراد ـ که زمانی از مسئولات طراز اول نظام بودند ـ بر همین اساس بود و با وجود اشتباهات بزرگی که اینان در وقایع پس از انتخابات مرتکب شدند که از هیچ منظری قابل دفاع نیست ـ چنانچه دیگران هم به دام اشتباهات اینان افتادند ـ موضع نیروهای انقلاب در قبال آنها یکسان نبود زیرا حقیقت این است که بسیاری از موضع گیرهای تند علیه سران فتنه در گذشته مخلصانه و صادقانه نبود و گاه منافع فردی و حزبی و باندی پشت این موضع گیری ها وجود داشت و اتفاقا یکی از ابعاد پیچیدگی این فتنه نیز همین مساله بود به گونه ای که برخی از کسانی فریاد علیه فتنه می دادند خود آتش بیار فتنه بودند و اجازه نمی دادند جبهه حق و باطل از هم منفک و جدا شود.

 از این رو برخی از نیروهای مخلص و صادق انقلاب با خون دل فراوان و با هدف تیره تر نکردن فضای فتنه سکوت پیشه کردند. اما در واقعه 25 بهمن با آشکارتر شدن جبهه حق و باطل و اتفاقا کاهش غبار فتنه و شفاف شدن مرزها دیگر جای سکوت و صبر نبوده و نیست و همان طور که تا پیش از صبر و سکوت نشان دهنده حزم و دور اندیشی بود امروز زمان موضع گیری و صیانت از حقوق ملت و دفاع از آرمان های انقلاب اسلامی و نشان دهنده حزم و کیاست است.

5 ـ موضع گیری عقلانی و عادلانه تابعی از شرایط زمانی و مکانی است و این افتخار نیست که حرف آخر را در ابتدای هر ماجرایی بزنیم. شرط عقل و عدل این نیست و عقل و عدالت ایجاب می کند متناسب با شرایط و فارغ از سیاه و سفید دیدن افراد و جوسازی های سیاسیون موضع گیری کنیم و اجازه ندهیم در موضع گیری ها؛ حق و عدالت برای منافع زود گذرمان تضییع شود. از این رو در هر دوره ای می توان در قبل موضوعات و افراد مختلف مواضعی ظاهرا متفاوت و مبتنی بر اصول ثابت داشت چنانچه وقتی عزت ملی مبنای تصمیم گیری باشد در شرایطی جهاد و جنگ و در شرایط دیگر صلح و آتش بس حکم صحیح است. این مواضع نه تنها و لزوما متناقض نیستند بلکه با نگاهی کلان مکمل هم می باشند.

6 ـ سخن آخر اینکه نباید در موضع گیری های این روزها علیه قانون شکنان موسوم به سران فتنه در مسیر افراط و قانون شکنی افتاد. نباید عده ای تحت پوشش انقلابی گری برای قوه قضاییه تعیین تکلیف کنند. طرح شعار و مطالبه به حق بلااشکال است اما باید اجازه داد دستگاه ها و نهادهای ذی ربط طبق قانون و مصالح کشور و با کمترین هزینه از امنیت و منافع و مقدسات مردم و کشور صیانت کنند و نباید اجازه دهیم با رفتارهای افراطی فضای مظلوم نمایی برای قانون شکنان ایجاد شود.

7 ـ یکی از مصداق های افراط و تفریط در این مقاطع حساس یک کاسه کردن سهم و نقش افراد در مشکلات پیش آمده است. تا قبل از 25 بهمن با وجود مخالفت های فراوان، موسوی و کروبی امکان بازگشت به دامان نظام و مسیر قانون را ضمن پرداخت هزینه های تحمیل شده به کشور داشتند اما با لجاجت و تکروی، این فرصت تاریخی از دست رفت و مرز آنها با انقلاب و نظام آشکار شد. اما نباید این وضعیت بغرنج را پیرامون دیگران هم تصویر کرد.

از همین زاویه وضعیت آقایان موسوی و کروبی با آقای خاتمی متفاوت است و خاتمی هنوز امکان بازگشت از مسیر رفته را دارد و اتفاقا باید تلاش کرد چنین شود نه اینکه با ذوق و شوق او را نیز منتسب به سران فتنه کنیم. همین قاعده به طریق اولی تر و البته بسیار بعیدتر در مورد آیت الله هاشمی رفسنجانی نیز صادق است و شرط مروت و فهم سیاسی این نیست که در فضای احساسی، حرمت ها را بشکنیم البته مردم و نیروهای انقلابی از آیت الله هاشمی به عنوان یار بی مانند امام و رهبری و رئیس مجلس خبرگان و مجمع تشخیص مصلحت نظام انتظار دارند با شفافیت در مواضع و رفتارها از مبانی و اصول انقلاب و نظام همسو با قرائت مقام معظم رهبری دفاع کرده و اجازه ندهند برچسب همراهی با فتنه گران به ایشان اصابت کند، زیرا واقعیت این است که عده ای در این فضا تلاش می کنند تحت پوشش انقلابی گری به تسویه حساب با دیگران بپردازند و از همین زاویه شاهد هستیم که این روزها علیه آقای هاشمی رفسنجانی شعارها و مواضع تند و ناروایی سرداده می شود که به مصلحت نظام نیست.

 امید است نتیجه تذکر 7 نکته مذکور زمینه ساز داوری های منصفانه تر، تصمیم های عادلانه تر و رفتارهایی منطبق با مسیر حقیقت باشد به گونه ای که برآیند تحولات تلخ و شیرین گذشته و پیش روی کشور عزت روز افزون ملت بزرگ ایران؛ اقتدار و عزت بیشتر کشور در جهان و تامین حداکثری منافع و امنیت ملی در سایه الطاف نامتناهی الهی باشد.
 
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟