اگر ایران به عربستان حمله کند پاکستان وارد جنگ با تهران میشود؟

به گزارش سرویس بین الملل تابناک، موسسه کشورهای عربی خلیح فارس در مقالهای به بررسی پیمان دفاعی پاکستان و عربستان پرداخته که در ادامه آمده است.
لازم به ذکر است انتشار مقالات خارجی به معنای تایید محتوای آن از سوی تابناک نیست.
جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران، پاکستان را در موقعیتی بهویژه دشوار قرار داده است. هنگامی که اسلامآباد در سپتامبر ۲۰۲۵ (شهریور ۱۴۰۴)، تنها چند روز پس از حمله به قطر توسط اسرائیل، یک پیمان دفاعی راهبردی متقابل با عربستان سعودی امضا کرد، این پیمان پاسخی به برتری نظامی اسرائیل و درک فروپاشی تضمینهای امنیتی آمریکا تلقی شد.
همچنین این گمانهزنی وجود داشت که عربستان سعودی احتمالاً میتواند از چتر هستهای پاکستان بهرهمند شود، هرچند این موضوع تأیید نشده است. هر دو طرف عمداً ابهام راهبردی را در مورد نقشی که نیروهای مسلح پاکستان و زرادخانه هستهای آن میتوانند در یک وضعیت اضطراری نظامی ایفا کنند، حفظ کردهاند.
این توافق زمانی به آزمایش گذاشته شد که ایران در ۲۸ فوریه (۹ اسفند) پرتاب موشک و پهپاد به سوی عربستان سعودی را آغاز کرد و این پرسش را مطرح ساخت که چرا بند دفاع متقابل پیمان فعال نشد. در عوض، پاکستان مسیر دیپلماتیک را برگزید و در کنار مصر، ترکیه و عربستان سعودی برای میانجیگری بین واشنگتن و تهران همکاری کرد.
در تفکر پاکستان، همراهی آشکار با عربستان سعودی، روابط نزدیک، اما گاه متشنج پاکستان با ایران را پیچیدهتر میکرد. در عین حال، پاکستان به شدت به سرمایهگذاریهای خارجی وابسته است و عربستان سعودی نقش محوری در حمایت از اقتصاد این کشور ایفا کرده است.
حفظ تعادل در همسایگی
محاسبه اسلامآباد ریشه در وضعیت شکنندهٔ ژئوپلیتیکی در همسایگی فوری خود داشته است. برای پاکستان، ایران همسایهای مهم است که روابط اقتصادی نزدیکی با آن دارد. ایران همچنین یک قدرت انرژی مهم، یک تمدندولت با ریشههای عمیق تاریخی، و بازیگر کلیدی در خاورمیانه و جنوب آسیا محسوب میشود. در واقع، برای پاکستان، جنگ جایگاه ایران را ارتقا داده و تابآوری این نظام را تحت فشار مداوم تحریمهای اقتصادی غرب، تنشهای داخلی اجتماعی و انزوای دیپلماتیک به نمایش گذاشته است.
پاکستان همچنین دارای مرزی نزدیک به ۶۰۰ مایل با ایران است که در سالهای اخیر تنشهایی در آن بروز کرده است. در سال ۲۰۲۴، حملات فرامرزی نگرانیهایی را در مورد تشدید نظامی گستردهتر بین دو کشور ایجاد کرد.
با این حال، پاکستان از رویارویی با ایران هراس دارد، زیرا نزدیک به یکپنجم جمعیت پاکستان شیعه هستند و بسیاری از آنها با ایران همدردی میکنند. این موضوع در روزهای اولیه جنگ با ایران مشهود بود، زمانی که معترضان به کنسولگری آمریکا در کراچی یورش بردند، که بخشی از مجموعه اعتراضات سراسری بود که ۲۲ کشته و دهها زخمی بر جای گذاشت.
پاکستان با بیثباتی گستردهتری در همسایگی خود دست و پنجه نرم میکند. از ماه فوریه (بهمن)، پاکستان کارزاری نظامی علیه افغانستان به راه انداخته است؛ و از زمان تشدید شدید نظامی بر سر کشمیر در مه ۲۰۲۵ (اردیبهشت ۱۴۰۴)، اوضاع با رقیب خود، هند، همچنان شکننده باقی مانده است.
در اوایل درگیری آمریکا با ایران، همزمان با گفتوگوها درباره تغییر رژیم، پاکستان همچنین نگران فروپاشی ایران بود و بیم داشت که این امر وضعیت شکنندهٔ ژئوپلیتیکی موجود در منطقه را بر هم بزند. پیامدهای داخلی، مانند بحران پناهجویان، فشارهای اقتصادی، و افزایش تنشهای اجتماعی در امتداد مرز ایران و پاکستان، نگرانیهای دیگری را ایجاد میکرد.
راهبرد پوشش ریسک (Hedging)
پیمان نظامی پاکستان با عربستان سعودی مبادلاتی (تراکنشی) است و به احتمال زیاد همینگونه باقی خواهد ماند. نه عربستان سعودی و نه پاکستان مایل نیستند با توجه به طیف متنوع تهدیداتی که هر یک با آن روبهرو هستند، به طور کامل وارد صحنههای درگیری یکدیگر شوند.
کمکهای متقابل مرحلهای و محدود خواهد بود. برای مثال، در ماه آوریل (فروردین)، پاکستان جنگندههایی را به عربستان سعودی اعزام کرد – بیش از یک ماه پس از شروع جنگ با ایران. یک ماه بعد، پاکستان ۸۰۰۰ نیروی دیگر را به همراه جنگندهها و یک سامانه دفاع هوایی به عربستان اعزام کرد. در همین حال، ریاض بهویژه مشتاق نبود که در درگیری اخیر پاکستان با افغانستان به این کشور کمک نظامی کند و بعید است که در صورت بروز دور دیگری از درگیری با هند، چنین کاری انجام دهد.
تعهد کامل به عربستان سعودی در برابر ایران، مجال مانور پاکستان را محدود میکرد؛ بنابراین پاکستان ترجیح میدهد که پیمان دفاعی به عنوان یک عامل بازدارنده عمل کند، که لزوماً مستلزم آن نیست که اسلامآباد به یاری نظامی عربستان بشتابد و سیاست خارجی چندجهته خود را به خطر اندازد. برای پاکستان، این توافق ابزاری برای شکلدهی به رفتار بازیگران بالقوه متخاصم است.
حتی با دیدگاه مبادلاتی پاکستان نسبت به پیمان دفاعی، عربستان سعودی همچنان انتظار دارد از حمایت محدود ارتش قدرتمند پاکستان بهرهمند شود. عربستان سعودی با چارچوببندی این پیمان به عنوان یک چتر هستهای، سود بیشتری از آن میبرد. این توافق همچنین به ریاض کمک میکند تا نشان دهد که گزینههای دیگری فراتر از تعهدات امنیتی مبهم ارائه شده توسط ایالات متحده دارد.
جای تعجب نیست که پاکستان به میانجیگری دیپلماتیک فعال روی آورده است، که منعکسکننده یک راهبرد به دقت تنظیمشده از پوشش ریسک، نشانهدهی نظامی محدود، و ابهام نظامی عمدی است.
اسلامآباد در تلاش است تا دو الزام متضاد را آشتی دهد: همراستایی عمیق امنیتی و اقتصادی خود با عربستان سعودی و روابط تاریخی نزدیک با ایران. پاکستان عمداً تلاش میکند تا آسیبپذیری ژئوپلیتیکی خود را به اهرم دیپلماتیک تبدیل کند و ارتباط بینالمللی خود را افزایش دهد و در عین حال احتمال تشدید تنشی را که آن را به همراستایی کامل با عربستان سعودی وادار کند، کاهش دهد.
با این حال، پایداری این رویکرد ژئوپلیتیکی به سه شرط بستگی دارد: اینکه درگیری نظامی محدود باقی بماند، مشارکتهای نظامی پاکستان تدافعی باشد نه تهاجمی، و اینکه هم ایران و هم عربستان سعودی موقعیت دوگانه اسلامآباد را تحمل کنند.
اگر هر یک از این شرایط فرو بریزد – بهویژه اگر ایران حملات به زیرساختهای عربستان را تشدید کند، یا اگر ریاض به طور رسمی تعهدات دفاع جمعی را فراخواند – راهبرد موازنهگری پاکستان به سرعت میتواند غیرقابل دفاع شود.
واقعیت در حال تحول – اینکه ایران از این مناقشه در موقعیتی قویتر و با اعتمادبهنفستر از نظر ژئواستراتژیک بیرون میآید، ظاهراً با درجهای از کنترل بر ترافیک دریایی از طریق تنگه هرمز – همچنین میتواند راهبرد پوشش ریسک به دقت تنظیمشده پاکستان بین این دو قدرت منطقهای را بر هم بزند.
فرضیات پیش از ۲۸ فوریه که به ایجاد تعادل برای راهبرد پاکستان کمک کردند، ممکن است در ماههای آینده نیاز به بازنگری اساسی داشته باشند، زیرا ایران آسیبدیده، اما احیاشونده، شروع به اعمال فشار برای کسب مزیت منطقهای میکند.



