نکاتی درباره قطع رابطه با انگلیس و دیپلماسیایرانی
داریوش قنبری نماینده مردم ایلام ،ایوان،مهران،شیروان و چرداول طی یادداشتی به بررسی موضوع قطع رابطه جمهوری اسلامی ایران با انگلیس پرداخته است.
متن این یادداشت که در نشریه طنین منتشر شده در پی می آید:
اخیراً در کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس مصوبهای برای قطع رابطه با دولت انگلستان به تصویب رسیده که البته در همین کمیسیون دارای مخالفان جدی بوده است و علیالظاهر دولت نیز چندان موافقتی برای قطع کامل رابطه با انگلیس ندارد و شاید بحث کاهش رابطه را مدنظر داشته باشد.
اما در هر حال و به اعتقاد من قطع رابطه با انگلیس یا هر کشور دیگری در دنیای امروز تأمینکننده منافع ملی نخواهد بود. اما نکتهای که نباید در این میان از نظر دور داشت سوابق نامطلوب مداخلات انگلیس در ایران است که یادداشت اخیر سفیر انگلیس در وبلاگش در واقع یادآور همان سوابق نامطلوب شد و كمیسیون امنیت ملی نیز به صورت طبیعی به این اقدام نسنجیده و برخلاف حسننیت این دیپلمات بریتانیایی حساسیت نشان داد.
با این حال به نظر من برای برخورد با چنین اقدامی لزومی ندارد که حتماً از راهکار قطع رابطه استفاده شود بلکه از راههای دیگری از جمله تغییر سفیر براساس کنوانسیون وین میتوان استفاده كرد چرا که قطع رابطه منجر به تبعات و هزینههایی در زمینههای اقتصادی، علمی و سیاسی میشود.
به عنوان مثال در زمینه علمی و آموزشی ما در حالحاضر دارای حدود 5هزار دانشجو در انگلستان هستیم که در صورت قطع رابطه، وضعیت تحصیلی این دانشجویان به مخاطره میافتد و روابط تجاری و اقتصادی نیز آسیب میبیند هرچند حجم این روابط به اندازه حجم روابط اقتصادی با کشورهای آلمان و ایتالیا نیست و در سالهای اخیر نیز تحتتأثیر مباحث هستهای با انگلیس و سایر کشورهای اروپایی دچار کاهش روابط شدهایم.
معالوصف باید توجه داشت که اقدام سفیر انگلیس نیز بیپاسخ نماند. به نظر من برای مقابله با چنین وضعیتی یا وضعیتهای مشابه باید به وضعیت انفعالی سفرای خودمان در سایر کشورها رسیدگی کنیم و در سفارتخانهها به امر خانهتکانی مبادرت ورزیم و به سمتی حرکت کنیم که دارای سفرایی با آگاهی و درک درست از روابط بینالملل و منافع ملی باشیم و از طرف دیگر وضعیت ملوکالطوایفی حاکم بر وزارت خارجه که با انتصاب نمایندگان و مشاوران ویژه رئیسجمهور تشدید شده خاتمه یابد و نقش افراد خارج از وزارت خارجه کاهش یابد تا این وزارتخانه جایگاه واقعی خویش را بازیابد. هرچند سفر اخیر آقای بقایی به یمن نشانگر نقشآفرینی فراوان افراد خارج از وزارت خارجه است که بعضاً حتی در عزل و نصبها و تحولات مدیریتی این وزارتخانه نیز مؤثرند و به نظر من در عزل آقای متکی نیز بیتأثیر نبودند.
اینجانب همواره به مدیریت آقای متکی انتقاد داشتم اما معتقدم عزل او نه به دلیل ناتوانی بلکه به دلایل شخصی صورت گرفته و در حالحاضر نیز معتقدم که آقای صالحی ضمن احترام به شخصیت متخصص او در مباحث انرژی هستهای، صاحب تجربه خاص در عرصه سیاست خارجی و دیپلماتیک نیست و این در حالی است که سیاست خارجی عرصه چندوجهی و پیچیده است که صرف حضور در چند مذاکره هستهای نمیتواند دلیل توانمندی برای مدیریت دیپلماسی کشور باشد.


