پاسخهای مطهری به کاربران «الف»
کد خبر: ۱۳۸۴۶۲
| | 4461 بازدید
هفته گذشته علی مطهری به برخی سوالات کاربران الف پاسخ داد. آنچه از پیش رویتان میگذرد مهمترین بخش های این گفت وگوی مکتوب است که در پاسخ به سوالات مخاطبین بیان شده است.
درباره شیوه برکناری متکی
شیوه ی برکناری آقای متکی بیشتر شبیه به یک انتقام گیری بود و موجب صدمه به جایگاه نظام جمهوری اسلامی در جهان و تحقیر آقای متکی شد. هم غیر معقول و هم غیر اخلاقی بود. سخنان آقای رحیمی هم قابل قبول نبود. فرضاً توافقی در کار بوده، قطعاً بر سر شیوه ی کار توافقی نبوده است. به علاوه اگر قبلاً توافقی شده بود، آقای متکی در مراسم معارفه و تودیع شرکت می کرد. به هر حال آقای احمدی نژاد باید مردم را درباره ی این اقدام عجیب خود قانع کند. ما این سؤال را به موارد سؤال از رئیس جمهور اضافه می کنیم.
مشکل اصلی مجلس هشتم
مشکل اصلی مجلس هشتم نداشتن روحیه و داشتن ترس است. اگر نماینده ای در راستای وظیفه ی قانونی خود دست به برخورد جدی با دولت بزند بلافاصله از طرف استاندار و فرماندار حوزه ی انتخابیه تحت فشار قرار می گیرد و بودجه برخی پروژه های عمرانی که او قول آن ها را به مردم خود داده است قطع می شود و حتی گاهی دفتر کار او در حوزه ی انتخابیه اش مورد حمله قرار می گیرد. و الا نمایندگان مجلس هشتم از درک بالایی برخوردارند و همه ی مسائل را می فهمند. در جریان جمع آوری امضا برای سؤال از رئیس جمهور بسیاری از آن ها می گویند ما این کار را قبول داریم و پشتیبان شما هستیم اما امضا نمی کنیم چون ما را از زندگی ساقط می کنند. من به آن ها می گویم یک بار باید ایستادگی کنید تا مجلس اقتدار خود را به دست آورد. اگر استاندار و یا فرماندار بخواهد نماینده ای را به خاطر امضای سؤال از رئیس جمهور تحت فشار قرار دهد وزیر کشور را استیضاح می کنیم. البته عده ای هم فتنه ی اخیر را بهانه ای برای اعمال این فشارها قرار داده اند.
برداشت غلط نمایندگان از ولایت فقیه
برخی از نمایندگان حمایت رهبری از دولت یا دعوت ایشان به وحدت را بهانه می کنند برای فرار از زیر بار مسئولیت نمایندگی و نظارت مؤثر بر دولت . در حالی که ایشان فرمودند وحدت با حفظ اصول . برخی نیز مسئله ی فتنه را به صورت یک لولو در گوشه ای قرار داده اند و هر کس بخواهد یک اقدام اصلاحی انجام دهد این لولو را به او نشان می دهند. با این حال ما مسئله ی سؤال از رئیس جمهور را دنبال می کنیم.
نحوه انتقاد از آقای هاشمی
انتقاد از خانواده ی آقای رفسنجانی باید در زمان خودش و در جای خودش انجام شود مثل آنچه من در سال ۷۹ انجام دادم نه مثل آنچه که آقای احمدی نژاد در مناظره ی انتخاباتی انجام داد و زمینه ی فتنه را فراهم کرد. در مجموع آقای هاشمی در فتنه ی اخیر مظلوم واقع شد. اگر کسی در تلویزیون در مقابل چشم پنجاه میلیون نفر بگوید خانواده ی شما بیت المال را غارت کرده و بعد شما درخواست چند دقیقه وقت از تلویزیون کنید تا از خود دفاع کنید و به شما وقت ندهند شما چه می کنید؟ این که همسر آقای هاشمی چه گفته است، تأثیر چندانی در فتنه نداشته. مگر چند نفر به حرف ایشان گوش می کنند؟
عمار چه کسی است؟
عمار مصداق بارز کسی است که بصیرت داشت و فریب فتنه را نخورد و به امام و مقتدای خود نیز ضربه نزد. بسیاری از افراد در فتنه ی اخیر فریب نخوردند، اما با رفتار غلط خود به رهبری لطمه زدند و مصداق عمار نیستند. کسانی که فجایع کهریزک، کوی دانشگاه و مجتمع سبحان را پدید آوردند یا در مقابل این فجایع و در قبال آن مناظره های کذایی سکوت و یا تأیید کردند، مصداق عمار نیستند. عمارها کسانی هستند که ادعای تقلب در انتخابات و دعوت حضور در خیابان ها را محکوم کردند و آن را ظلم بزرگ تر دانستند و تخلفات طرف مقابل و سوء مدیریت بحران را نیز محکوم کردند. بنابراین امثال خودم را به عمار نزدیک تر می دانم تا کسانی که ادعای عمار بودن دارند. آن ها را دوستان نادان رهبری می دانم که به نوبه ی خود به ایشان ضربه زدند.
احمدی نژاد و فتنه
درباره ی آقای احمدی نژاد گفته ام ایشان آگاهانه و یا نا آگاهانه زمینه ی فتنه را فراهم کرد. من به این مسئله که این فتنه از قبل طراحی شده بود نرسیده ام. فتنه را همه با عملکرد خود آفریدیم. البته نقش آقایان موسوی و کروبی بیش از دیگران بود. روشن است که غربیها از هر صدای مخالفی حمایت می کنند . طراحی آنها قابل انکار نیست اما اینکه بگوییم افرادی مانند آقایان هاشمی ، خاتمی ، کروبی و موسوی از قبل این فتنه را طراحی کرده بودند ، حرف درستی نیست. من قبل از انتخابات با آقایان هاشمی و خاتمی ملاقات کردم و مسئله کاندیداتوری آقای ولایتی را مطرح کردم ، هر دو نفر گفتند اگر اصول گرایان به طور جدی از ایشان حمایت کنند ما هم حمایت می کنیم . چنین افرادی نمی توانند طراح فتنه باشند.
تقسیم بندی اصولگرایان
به نظر من اصول گرایان معتدل و عقل گرا بیشترین پایگاه را در میان مردم دارند. اصلاح طلبان هم دارای پایگاه اجتماعی هستند. اما اصول گرایان احساس گرا و افراطی پایگاه قابل توجهی در میان مردم ندارند و اساساً اصول گرا نیستند؛ زیرا در اثر تعصب گروهی از برخی اصول مثل نظارت بر امور فرهنگی مانند حجاب دست کشیدند. اگر انتخاباتی با مشارکت بالا انجام شود، اصول گرایان منتقد دولت یعنی همان دسته ی اول پیروز این میدان خواهند بود. اگر امثال ما در میان اصول گرایان نباشند، اصول گرایی مساوی می شود با تملق و چاپلوسی. اتفاقاً مواضع کم تر کسی مانند مواضع من روشن و صریح بوده است.
تقلب در انتخابات
در شمارش آراء تقلبی صورت نگرفته اما در مبادی آراء آقای احمدی نژاد مانند توزیع سهام عدالت در آستانه انتخابات و نحوه مناظره ایشان خلل هایی وجود داشته است.
انتقاد از ولی فقیه
همان طور که خود رهبر گرانقدر فرمودند "مرز التزام به ولایت فقیه احکام حکومتی است" و در این جا همه باید تابع باشند. در سایر موارد ممکن است افراد نظری غیر از نظر رهبری داشته باشند و مطابق نظر خود عمل کنند. مثلاً در انتخابات ریاست جمهوری ممکن است نظر رهبری به آقای الف باشد و نظر فرد دیگری به آقای ب. در این جا آن فرد مجاز است که برای کاندیدای مورد نظر خود تلاش کند. حتی اگر آقای ب رأی بیاورد، هیچ شکستی برای رهبری محسوب نخواهد شد؛ زیرا ایشان فقط ارشاد کرده اند نه حکم حکومتی و مردم در انتخاب خود آزاد بوده اند و کسانی که به آقای ب رأی داده اند کاری بر خلاف نظر رهبری و ولایت فقیه انجام نداده اند. بنابراین در پاسخ به سؤال شما، طبق نظر من انتقاد از رهبری باید آزاد باشد مگر در احکام حکومتی. خود آیت الله خامنه ای نیز از انتقاد آن دانشجو استقبال کردند و با آرامش پاسخ دادند.
امیر المؤمنین علی علیه السلام در زمان حکومت خود به مردم می فرماید: از من در خفا و آشکار انتقاد کنید.
شهید آیت الله مطهری می گویند : هر مقام غیر معصومی اگر در جایگاه غیرقابل انتقاد قرار گیرد هم خودش فاسد می شود و هم جامعه را فاسد می کند.
اگر شهید مطهری زنده بودند!
اگر شهید مطهری زنده بودند هم اصول گرا بودند و هم اصلاح طلب. این گونه شخصیت ها فوق این دسته بندی ها هستند و اساساً اگر ایشان در قید حیات بودند و البته الآن ۹۱ سال داشتند، به گفته ی رهبر عزیز انقلاب در اوایل دوره رهبری شان ( در دیدار با ما خانواده ی آن شهید ) ایشان قطعاً رهبر بودند.
اصرار احمدی نژاد بر نام من
اصطلاح «حامی دولت» در ابتدا را برخی برای من بافته اند. من همیشه حامی حق بوده ام. چون گروه رایحه ی خوش خدمت مرا کاندیدا کرد، بنده را در این جرگه به حساب آوردند و الا همان روزها و زمانی که من به رد صلاحیت های گسترده اعتراض کردم، آقایان محصولی و مصلحی از من انتقاد کردند. من گفتم من همین طور هستم و اگر به مجلس بروم نیز همین طور خواهم بود. اگر ناراضی هستید اسم مرا از لیست خارج کنید. گفتند آقای احمدی نژاد اصرار دارد که نام شما باشد. حتی افرادی به این ها گفته بودند که این، آدم شما نیست و حرف خودش را می زند. با این حال گفته بودند که نام ایشان باید باشد.
ماجرای حق تالیف آثار پدر
چون در قانون حمایت از مؤلفان و مصنفان و هنرمندان آمده بود که حقوق مادی اثر تا سی سال بعد از مرگ مؤلف به ورثه یا وصی او تعلق می گیرد، برخی این طور استنباط کرده بودند که پس ، از این به بعد ما می توانیم آثار ایشان را چاپ کنیم، در حالی که حقوق معنوی اثر مهم تر است خصوصاً به خاطر پیوند آثار آن شهید با اعتبار امام خمینی و رهبر انقلاب، بنابراین باز هم باید مانند آثار امام و رهبری در انحصار یک مرجع معین قرار می گرفت و نیازی به قانون جدید نبود. در عین حال برای محکم کاری طرحی تهیه کردیم که ماده ی ۱۲ آن قانون را اصلاح می کرد و ۳۰ سال را به ۵۰ سال افزایش می داد و مشکل بسیاری دیگر از ورثه مؤلفان و مصنفان را نیز حل می کرد. اما اگر نماینده نبودم این قانون خیلی سریع تر تصویب می شد چون برخی نمایندگان ( بلکه فقط یک نماینده که نمی خواهم نام ببرم ) آن را سیاسی کردند و به رسانه ها کشاندند و توهین های عجیبی به من شد.
معیارهای اصولگرایئ
قبلاً اعلام کرده ام که اصول و مبانی اصول گرایی باید به طور جزئی مشخص شود و مورد توافق قرار گیرد و ذکر برخی مبانی به صورت کلی مانند التزام به قانون اساسی و ولایت فقیه کافی نیست؛ بلکه باید مراد از ولایت فقیه به طور دقیق و با ذکر مصادیق و به عبارتی مرز التزام به ولایت فقیه مشخص شود، حدود آزادی بیان و آزادی های اجتماعی روشن شود، وظیفه ی دولت اسلامي در نظارت بر امور فرهنگی جامعه و به طور کلی در آن بخش از امر به معروف و نهی از منکر که مستلزم اعمال قانون است مشخص شود، به طوری که یک دولت موسوم به اصول گرا نگوید من در حوزه ی عفاف و حجاب وظیفه ای ندارم و حوزه ی علمیه و روحانیت وظیفه دارند. مبانی سیاست خارجی مانند اولویت رابطه با کشورهای اسلامی و همسایه و نوع رابطه با کشورهای غیر اسلامی اعم از غربی و غیر آن تدوین شود. اگر این ها مجهول بماند ما فقط از یک سلسله الفاظ مشترک استفاده کرده ایم، در حالی که هر کس مفهوم خاص خود را دارد.
اما این که گفته اید برخی اصول گرایان من را اصول گرا نمی دانند، مطابق برداشت آن ها از برخی اصول و مبانی واقعاً من اصول گرا نیستم، همین طور که مطابق برداشت من از آن اصول و مبانی، آن ها اصول گرا نیستند. مثلاً اگر ولایت فقیه به معنی تعطیل عقل در نظر گرفته شود و آزادی بیان به معنی ایجاد خفقان در کشور باشد و با منتقد یا مخالف نظام مجاز باشیم به هر شکلی رفتار کنیم و این ها از اصول اصول گرایی باشد، بله من اصول گرا نیستم. و اگر بصیرت همان باشد که افراد معلوم الحال دارند كه موجب صدمه به نظام و رهبری شده است، من اساساً کور مادرزاد به دنیا آمده ام.
شهید مطهری و مکتب ایرانی
آن چه که درباره ی ایرانیان در طول تاریخ قابل تقدیر و تحسین بوده است، تسلیم بودن آن ها در مقابل حقیقت است. نمونه ی آن پذیرش اسلام با آغوش باز و سپس خدمات فراوان به این مکتب الهی توسط ایرانیان است. اما اگر بخواهیم همین را به گونه ای مطرح کنیم که ماهیت نژادی و قومی پیدا کند و شخصیت های ایران باستان مانند کوروش و داریوش را الگو قرار دهیم، کاری که آقای مشایی با تز «مکتب ایران» به دنبال آن است، طبیعی است که با آن مخالفت می کنیم؛ زیرا با اسلام که یک مکتب جهانی است و برای ایجاد یکرنگی میان انسان ها آمده و با تعصبات قومی و نژادی مبارزه کرده و عامل برتری انسان ها را فقط علم و تقوا دانسته است، سازگار نیست.
انتقاد از مجلس و هیات رئیسه
رئيس مجلس مصون از اشتباه نبوده است. این طور نیست که در برابر عملکرد هیأت رئیسه ی مجلس موضع گیری نکرده باشم. در ماه های اول مجلس به نوع شمارش آراء آقای محصولی در جلسه ی رأی اعتماد به ایشان برای وزارت کشور که با نیم رأی اضافه بر نصف آراء راي اعتماد گرفتند، اعتراض کردم. زمانی که هیأت رئیسه سؤال از رئیس جمهور درباره ی اظهارات آقای مشایی در مورد دوستی با مردم اسرائیل و تأیید آن توسط رئیس جمهور را با ۸۲ امضاء برخلاف آیین نامه ی داخلی مجلس تحویل نگرفت، در رسانه ها اعتراض کردم. زمانی که رئیس مجلس مواد ۲۲ و ۲۳ قانون حمایت از خانواده را بر خلاف مقررات به کمیسیون قضایی بازگرداند، اعتراض کردم. در مورد تصویب دانشجوی پولی و نپذیرفتن اخطارهای قانون اساسی توسط رئیس وقت جلسه ی علنی، انتقاد خود را در قالب مقاله ای در سایت تابناک منتشر کردم.
اما درباره ی مسئله ی دانشگاه آزاد، مسئله برای مجلس چندان روشن نبود و مصوبه ی شورای عالی انقلاب فرهنگی هم ملاک نیست؛ زیرا شورای عالی انقلاب فرهنگی حق قانون گذاری ندارد، بلکه وظیفه اش صرفاً سیاست گذاری است و به هر حال مجلس باید در اظهار نظر خود آزاد باشد. اگر مصوبه ی او اشکال شرعی داشته باشد، شورای نگهبان اعلام می کند و نیازی به تجمع علیه مجلس که توسط برخی نمایندگان سازمان دهی شده بود وجود نداشت. مسئله را سیاسی کردند و بیشتر می خواستند مجلس را تحقیر کنند و نمایندگان را بترسانند که شما همیشه باید مطابق نظر ما نظر بدهید.
در مورد واردات خودرو، مجلس باید نظرات کارشناسی خود را می داد. نظر رهبری نیز نظر ارشادی بود نه حکم حکومتی. نمایندگان آزاد بودند که با فوریت آن طرح موافقت کنند یا مخالفت. بنابراین اعتراض به هیأت رئیسه ضرورتی نداشت.
درباره برنامه 90 و فردوسی پور
اتفاقاً من آن برنامه را دیدم. آقای فردوسی پور یک مسئله ی کلی را بیان کرد و توهینی به فرد خاصی نکرد. البته بهتر بود همان جمله را نمی گفت؛ چون یک ظن و گمان بود، نه یک امر یقینی. ولی اصل حرف ایشان درست بود که نبايد تیم های تهرانی را با چندین سال سابقه و علیرغم قراردادهايي که بازیکنان و مربیان امضاء کرده و برای زندگی خود برنامه ریزی کرده اند، با یک دستور به یک شهرستان منتقل کنیم، در حالی که مردم آن شهرستان هیچ تعلق خاطری به آن تیم ندارند. بهتر است امکانات در اختیار جوانان آن شهرستان قرار دهیم تا خودشان از پایه تیم بسازند. در این صورت مردم آن شهر نیز حمایت خواهند کرد. به علاوه تجربه ی انتقال تیم های پاس تهران و پیکان نشان داد که این کار درست نیست. به هر حال نمایندگان هم باید تحمل بیشتری در مقابل انتقاد داشته باشند و حداکثر این است که پاسخ بدهند
احمدی نژاد اصولگرا نیست
ایشان را اصول گرا نمی دانم به دلایلی مانند:
1- استفاده از ابزار نامقدس در مناظره ی انتخاباتی برای افزایش آرای خود.
۲- حمایت از تز «مکتب ایران» که با تعلیمات اسلام سازگار نیست.
۳- لیبرالیسم فرهنگی و عدم اعتقاد به نظارت بر امور فرهنگی توسط دولت اسلامی. نمونه ی آن نوع برخورد ایشان با قانون عفاف و حجاب بود که با علم به این که اگر در مصاحبه ی تلویزیونی آن گونه سخن بگوید، بدحجابی و بی حجابی رسمیت پیدا می کند و بدتر می شود، آمد و آن مطالب را اظهار کرد و از آن پس انحطاط وضعیت حجاب سرعت بیشتری پیدا کرد.
۴- رعايت نكردن اخلاق در سیاست. نمونه ی آن حمایت از معاون اول خود در برابر اتهامات وارده و دیگر نحوه ی عزل آقای متکی است.
توهین و پرتاب جاسوزنی
آن نماینده در حالی که بنده در حال صحبت کردن بودم، جاسوزنی را با محتوایش به طرفم پرتاب کرد و سپس به طرف من حمله ور شد و من برای دور کردن او نا خود آگاه کلماتی گفتم که یکی از آن ها کلمه ای بود که معنی آن را هنوز نمی دانم و البته در رسانه و نیز حضوری از آن نماینده عذرخواهی کردم. اما توهین به رئیس جمهور را به خاطر ندارم
سرنوشت سوال از رئیس جمهور
حدود ۵۰ امضاء از اصول گرایان گرفته شده و با احتساب امضاهای اصلاح طلبان به حد نصاب رسیده است، ولی طبیعی است که تعداد امضاها هرچه بیشتر باشد بهتر است. این که برخی سران مجلس هنوز همکاری نکرده اند علل مختلف دارد؛ یکی این که نگران اند به نتیجه نرسد، در حالی که این امر اولاً بستگی به اراده ی ما دارد، ثانیاً فرضاً به نتیجه نرسد، ما وظیفه ی خود را انجام داده ایم و در تاریخ ثبت خواهد شد که مجلس هشتم در برابر سرکشی از قانون و تمایل به استبداد بی تفاوت نبود. برخی نیز مایلند از نظر رهبری مطمئن شوند، بعد امضاء کنند. این هم قابل قبول نیست که برای هر اقدام قانونی اول برویم از رهبری کسب نظر کنیم. فرضاً ایشان اعلام مخالفت کنند، ما اطاعت خواهیم کرد و این، دو افتخار برای نمایندگان خواهد بود؛ یکی انجام وظیفه ی نمایندگی که در تاریخ ثبت می شود كه مجلس در مقابل عدم اجرای قانون و انحرافات فرهنگی سکوت نکرد و دیگر افتخار اطاعت از رهبری است.
درباره مهدی هاشمی
در مورد اتهاماتی که قبل از انتخابات به مهدی هاشمی وارد شده اطلاعات من کافی نیست. معتقدم زودتر باید تکلیف آن روشن شود. اما اعمال ایشان در انتخابات، بخشی از آن ناشی از متهم شدن خانواده ی آقای هاشمی در مناظره ی انتخاباتی به غارت بیت المال و سپس فرصت ندادن به آن ها برای دفاع از خود در تلویزیون بود و اگر به آن ها فرصت داده می شد مسئله به اين صورت حاد در نمی آمد. قرآن می گوید خداوند بدگویی به صورت آشکار را دوست ندارد، مگر در مورد کسی که به او ظلم شده است. اما این که اعمال ایشان در انتخابات در چه حد و چگونه بوده است و چه میزان از آن قبل از مناظره و چه میزان بعد از مناظره بوده که طبعاً حکم آن فرق می کند، اطلاعات من در این زمینه کافی نیست.
چرا به احمدی نژاد می پردازم
چون به طور کلی رئیس جمهور بیشترین تأثیر را در وضعیت اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی کشور دارد، لذا پرداختن به مواضع ایشان که می تواند استقامت یا انحراف در کشور ایجاد کند اولویت دارد. معتقدم چهره، شخصیت و افکار یک رئیس جمهور باید آن چنان که هست برای مردم آشکار باشد. متأسفانه در رقابت ها و گفت و گوهای انتخاباتی بسیاری از آن ها برای مردم روشن نمی شود و گاهی مردم صرفاً برای این که رقیب او رأی نیاورد به او رأی می دهند. مثلاً نگاه فرهنگی آقای احمدی نژاد برای مردم روشن نبود و هنوز هم روشن نشده است. امثال ما باید آگاهی بخشی کنیم تا مردم راه را گم نکنند. مثلاً تیپ هفته نامه ی یالثارات در سال 84 فکر می کردند آقای احمدی نژاد از نظر فرهنگی تیپ خودشان است، بعد از گذشت چند سال فهمیدند که این طور نیست و یکی از آن ها به من گفت شما زودتر از همه این موضوع را فهمیدید. البته یک علت که من بیشتر به آقای احمدی نژاد می پردازم این است که كمتر افراد وارد این حوزه می شوند و من مجبورم کاری کنم که آن چه انحراف به نظرم می آید، با سکوت برگزار نشود. اگر دیگران به صراحت بیان کنند من وارد نمی شوم. به علاوه، به عنوان فرزند شهید آیت الله مطهری برای خود مسئولیت بیشتری نسبت به دیگران قائلم.
کرامت دیدن رئیس جمهور از مشائی
قاي مشائي افکار و برداشت های ویژه ای از اسلام دارد که با برداشت های اسلام شناسان سازگار نیست. در دستگاه های دولتی مهره چینی می کند و ظاهراً برای آینده برنامه هایی دارد. آقای احمدی نژاد مرید ایشان است و قاعدتاً کراماتی از وی مشاهده کرده است. شاید گاهی نسبت به او بی اختیار باشد که این برای یک رئیس جمهور نقص است. من در نطقی در مجلس در حضور این دو گفتم آقای احمدی نژاد باید روشن کند که چگونه میان ولایت فقیه جامع الشرایط و ولایت آقای مشایی جمع می کند. در مورد اتهامات آقای رحیمی چون هنوز در دادگاه ثابت نشده نمی توان اظهار نظر کرد. آن چه من از مقامات قضایی شنیدم این است که اتهامات ایشان جدی است.
درباره کهریزک
برخی از مأموران امنیتی و حتی برخی از مردم فکر می کنند برای حفظ نظام مجاز به هر کاری هستیم. این نگاه باید تغییر کند و روشن شود که حتی یک مجرم حقوقی دارد که باید رعایت شود. تجربه ی بحران اخیر تجربه ی خوبی نبود و باید از آن برای آینده درس بگیریم. به نظر من چون انقلاب ما یک انقلاب کاملاً مردمی است و تا کنون با چنین بحرانی مواجه نشده بودیم مدیریت این بحران قدری خام عمل کرد. نباید یک اعتراض به یک انتخابات را که یک مسأله ی سیاسی است، تبدیل به یک مسأله ی امنیتی کرد یا لااقل خیلی زود وارد مرحله ی امنیتی شد. در آینده باید از اعتراض ها و انتقادها نهراسیم و فرصت اظهار نظر به معترضان بدهیم و همزمان پاسخ بدهیم تا معترضان ریزش پیدا کنند و در نهایت با آن ها که قصد آشوب و تخریب دارند برخورد انتظامی کنیم، نه این که از همان روزهای اول باتوم را بالا ببریم. باید حل این بحران را در درجه ی اول به دست سیاسیون می دادند نه نظامی ها. انقلاب ما در میان مردم بسیار ریشه دار است و نباید فکر کنیم با یک جریان اعتراضی پایه های آن متزلزل می شود.
2. برخورد با حادثه ی کهریزک جدی بوده و بررسی حادثه ی کوی دانشگاه هم به پایان خود و صدور احکام نزدیک می شود. البته نتیجه باید سریع تر مشخص و اعلام شود تا آثار وضعی خود را از نظر تسلی مظلومان و عبرت شروران داشته باشد. همیشه اصلاح از درون و انتقاد از خود در یک نهضت اجتماعی موجب ماندگاری آن نهضت می شود.
3. از این نظر گفتند به نظام ظلم شده است که او را متهم به دروغ گویی و تقلب کردند و دلایل قانع کننده ای هم ارائه نکردند. اگر منظورشان از تقلب، مبادی آرای آقای احمدی نژاد بود باز روشن بیان و پیگیری نکردند و بر ابطال انتخابات خارج از مسیر قانون پای فشردند.
معتقدم راه ماندن در ایران را انتخاب کنید و در ارزش ها تردید نکنید. برای ما حق معیار تشخیص و ارزیابی شخصیت هاست، نه شخصیت ها معیار تشخیص حق. كسي كه اصول فكري ثابت دارد هيچ گاه متزلزل نمي شود. بايد ماند و اصلاح كرد.
سهم موسوی و احمدی نژاد در فتنه
من همیشه گفته ام ظلم بزرگ تر را آقای موسوی انجام داد که ادعای تقلب کرد و مردم را دعوت به حضور در خیابان ها نمود. آقای احمدی نژاد با برخی روش های جلب آراء مانند توزیع سهام عدالت در آستانه ی انتخابات و مناظره ی خود زمینه ی فتنه را فراهم کرد. به عبارتی آقای احمدی نژاد هیزم فتنه را فراهم کرد و آقای موسوی آن را شعله ور ساخت.
فقط دنبال آدم مطیع هستند
متأسفانه روحیه ی همکاری و کار دسته جمعی در میان ما کم است. گاهی می خواهیم خدمت های بزرگ انجام شود ولی به وسیله ی ما و به نام ما تمام شود. این خلاف تقوا و نوعی نفس پرستی است. باید این روحیه در ما وجود داشته باشد که کار انجام شود، به نام هر کس که تمام شد. مثل دوره ی انقلاب و اوایل ِ بعد از پیروزی. من یادم است برخی از طرح هایی که در آستانه ی پیروزی انقلاب از طرف امام داده می شد، از طرف شهید مطهری ارائه شده بود، مثل طرح تأمین سوخت داخلی که شهید مطهری حتی هیأتی را که باید به خوزستان می رفت (آقایان مهندس بازرگان، مهندس کتیرایی و هاشمی رفسنجانی) به امام معرفی کرد. اما شهيد مطهري حتی یک بار نگفت که این طرح از طرف من ارائه شده است. ما باید آن روحیه و به طور کلی اخلاص را زنده کنیم. چه مانعی داشت که آقای احمدی نژاد در کابینه ی خود از آقایان رضایی، لاریجانی، قالیباف، ولایتی و حداد عادل و مانند این ها استفاده می کرد و همه با هم همکاری می کردند، نه این که فقط دنبال افراد مطیع و فرمانبر باشیم.
هاشمی کشور را جمع می کند
این که حملات گسترده علیه آقای هاشمی صورت می گیرد، حاکی از قوت شخصیت و تأثیرگذاری ایشان است. اما این که حذف آقای هاشمی خواست دشمن است حرف درستی است. اگر خدای ناکرده اتفاقی برای رهبری رخ دهد، تنها کسی که می تواند کشور را جمع وجور کند آقای هاشمی است.
در مورد قسمت دوم سؤال به نظر می رسد که قوه ی قضائیه در مورد محاکمه ی آقای مهدی هاشمی جدی است، همان طور که در مورد محاکمه ی آقای رحیمی معاون اول رئیس جمهور جدی است. خوب است تکلیف این دو نفر زودتر روشن شود تا بهانه ی تخریب از دو طرف گرفته شود.
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


