سرسختترین مخالف قرارداد ۱۹۱۹ که به نفع انگلستان بود، جاسوس خودشان بود/نمونه الی کوهن در ایران!

به گزارش خبرنگار فرهنگی تابناک، چندی پیش دو مطلب را در بررسی معنادار تاریخ معاصر ایران و تامل در قطعات پازل اینتاریخ منتشر کردیم که مربوط به کودتای ۱۲۹۹ در ایران و به سلطنترسیدن حکومت پهلوی بودند. در هر دو مطلب مورد اشاره و تاریخی که در پس آنها نهفته است، میتوان رد پای یکجاسوس ردهبالای انگلستان به نام اردشیر جی ریپورتر را دید که حضورش به خیلی از اتفاقات و حوادث آندوره معنا میدهد.
به اینترتیب پیش از مطالعه مطلبی که در ادامه میآید، مخاطب را به مرور دو مقاله زیر میکنیم:
* «ریشه تنفر رضاخان قزاق از دین و روحانیت/چهکسی مانیفست سلطنت پهلوی را نوشت؟»
* «دین من انسانیت است!/شرایطی که یهود برای کودتا میخواست و رضاخان داشت»
اما مطلب جدید از اینقرار است که در مورد قرارداد 1919 انگلستان با ایران، نکته تاریخی جالبی وجود دارد و آن؛ حضور فعال گروهی از مخالفان قرارداد است که حسن نیتشان مورد تردید جدی است. بهعنوان مثال اردشیر ریپورتر رئیس وقت شبکه اطلاعاتی حکومت هند در بریتانیا در ایران، یکی از سرسختترین مخالفان قرارداد بود و ...
با توسعه فعالیت روسیه در آسیای میانه و تهدید هندوستان از طریق افغانستان پس از جنگ کریمه، جاسوسان حرفه ای از سوی حکومت بریتانیا هند وارد ایران و اینجا مستقر شدند. در قدم بعدی هم موفق به ایجاد شبکه گسترده جاسوسی شدند. مانکجی لیمجی هاتریا موسس این شبکه بود که در دوره ناصری در پوشش رسیدگی به امور زرتشتیان از هند به ایران آمد. او یک فراماسون هندی بود و جانشیناش هم اردشیر ریپورتر بود که دوسال قبل از ترور ناصرالدین شاه یعنی در 1311 هجری قمری به ایران آمد.
تنها یکی از اقدامات اردشیر جی ریپورتر، شرکت در تاسیس لژ بیداری ایران است و از دیگر اقداماتش هم میتوان به حضور در جلسات انجمنهای مخفی مشروطه، زمینهسازی تحصن در سفارت انگلستان، ترویج گرایش به بهاییت در بین زرتشتیان که باعث اعتراض زرتشتیان ایران شد، نفوذ در قوای قزاق و انتخاب و هدایت رضاخان میرپنج برای انجام کودتای اسفند و کمک به او برای صعود به سلطنت، اشاره کرد.
به گفته ارتشبد حسین فردوست، سیستم جذب دستگاه اطلاعاتی انگلیس یکسیستم دودمانی و موروثی است. با اینالگو هم اردشیر و هم پسرش شاپور ریپورتر (که در کودتای ۲۸ مرداد دست داشت) در طول زندگی خود کارت خبرنگاری روزنامه تایمز لندن را در جیب داشتند. به اینترتیب نمیتوان به ظاهر تاریخ دل بست و ایدلجی و شاپور جی (پدربزرگ اردشیر) را گزارشگران ساده روزنامه تایمز محسوب کرد. بلکه بیان درست و صحیح ماجرا این است که بگوییم ایندو کارمندان بومی اینتلیجنس سرویس در بمبئی بودهاند.
اردشیر ۱۱ ساله بود که لژ اسلام توسط فرانسیس ترنر انگلیسی (وابسته به فراماسونری بریتانیا)، در بمبئی تاسیس شد. اینچهره برجسته جاسوسی یهود بینالملل هم مانند دیگر نمونههای بارز اینحوزه، تحصیلات عالی داشت و ظاهر افراد فرهیخته و تحصیلکرده را داشت. چون در نوجوانی برای تحصیل عازم انگلیس شد و با حمایت اینتلیجنس سرویس تحصیلات دانشگاهی را در رشتههای علوم و حقوق سیاسی، تاریخ شرق و تاریخ باستان به پایان رساند و عالیترین آموزشهای اطلاعاتی را فرا گرفت.
اردشیر جی ریپورتر ۲۳ ساله بود که فتوای تاریخی میرزای شیرازی صادر شد و اینمرجع بزرگ شیعه، نهضت تنباکو و استعمار بریتانیا را تحریم کرد. پاییز ۱۹۸۳ که رسید، اردشیر از طرف نایبالسلطنه (انگلستان در) هندوستان ماموریت پیدا کرد راهی ایران شود. اینگونه بود که نقش پنهان و بس موثر ۴۰ ساله اینجاسوس در ایران آغاز شد و نامش بهعنوان موسس و کارگردان نخستین شبکههای اینتلیجنس سرویس و یکی از بنیان گذاران فراماسونری در ایران به ثبت رسید.
انجمن پارسیان هندوستان که اردشیر جی در آن حضور داشت، انجمنی صاحب نفوذ، قدرتمند و ثروتمند از جمعی ایرانیان زرتشتی مقیم هند بود. اما پس از جابهجایی اردشیر جی از هند به ایران، مساله و مخاطرهای برای زرتشتیان ایران به وجود آمد. ایننگرانی هم نفوذ روز افزون فرقه بهاییت بین زرتشتیان یزد و جذب آنها به این فرقه ضاله بود.
اردشیر ریپورتر در ۱۳۱۲ در تهران درگذشت و پسرش شاپور هنگام مرگ پدر نوجوانی ۱۳ ساله بود و تحصیلاتش را تا پایان در دبیرستان فیروز بهرام گذراند که تعداد زیادی از فرزندان رجال آن روز ایران در آن تحصیل می کردند که قرار بود در حکومت بعدی نقش آفرین باشند؛ افرادی مثل فتحالله مینباشیان، حسنعلی منصور، فرهنگ مهر، جواد منصور و ...
مهم ترین قسمت خاطرات اردشیر ریپورتر در ایران، مربوط به زمانی است که رضاخان قزاق را به ژنرال سِر ادموند آیرونساید فرمانده نیروهای نظامی انگلیس مستقر در شمال ایران (نورپوفورس) معرفی کرد و همینکار به ظاهر کوچک، یکسلسله را ساقط و خاندان پهلوی را بر ایران حاکم کرد. درباره آیرونساید هم باید اینتوضیح را اضافه کرد که مجری دستورات وزیر وقت جنگ بریتانیا یعنی سر وینستون چرچیل بود.
درباره به قدرت رساندن رضاخان توسط انگلیسیها در ایران صحبتها و شایعهپراکنیهای زیادی شده تا اینواقعیت تبدیل به مسالهای بیخاصیت شود و به قول معروف اهمیت خود را از دست بدهد. اما واقعیت ماجرا این است که واقعا انگلستان بود که توسط جاسوسان و کارگزارانش در ایران، رضاخان را به قدرت رساند و اگر پرده را کنار بزنیم و باطن مطلب را ببینیم، انگلستان نه که یهود بینالملل اینکار را انجام داد و خاندان پهلوی را به قدرت رساند. اگر بخواهیم اینمطلب را با یکتیتر، خلاص کنیم باید از عبارت «حضور فعال خاندان روچیلد و خانواده ساسون در کودتای 1299» استفاده کنیم. هر دو خانواده مورد اشاره از خاندانهای قدرتمند یهودی بودند که منابع و ثروت انگلستان را به انحصار خود درآوردند.
اینتلیجنس سرویس با شبکهگردانی اردشیر ریپورتر بود که رضاخان را انتخاب کرد و پرورش داد. سپس تمام مقدمات کودتا را فراهم آورد و در مرحله بعد، مسیر رضاخان پهلوی را تا سلطنت هموار کرد.
ماموران اینتلیجنس سرویس از عصر صفوی و سلطنت شاه طهماسب اول در پوشش کمپانی هند شرقی وارد ایران شدند. اینسنت در اروپای سده های هفدهم و هیجدهم میلادی تثبیت شه بودد که یهودیان درباری به شکل گسترده بهعنوان پیمانکاران نظامی تدارکاتی و اطلاعاتی دولتهای کوچک و بزرگ اروپایی عمل کنند و طبقه اجتماعی قدرتمندی در قاره اروپا به شمار میرفتند. این سنت تا امروز هم تداوم داشته و دارد. شاپور ریپورتر هم با لرد ویکتور روچیلد مقتدرترین زرسالار یهودی زمان خود، رابطه ویژه داشت؛ در حدیکه پیتر رایت مامور بازنشسته MI5 از او بهعنوان «رئیس یکشبکه» یاد کرده است.
در مورد قرارداد 1919 انگلستان با ایران، نکته تاریخی جالبی وجود دارد و آن، حضور فعال گروهی از مخالفان قرارداد است که حسن نیتشان مورد تردید جدی است. بهعنوان مثال اردشیر ریپورتر رئیس وقت شبکه اطلاعاتی حکومت هند در بریتانیا در ایران، یکی از سرسختترین مخالفان قرارداد بود و همهجا علیه آن سخن میگفت و به تحریک مردم علیه دولت وثوقالدوله مشغول بود. توضیح آنکه قرارداد مورد اشاره پس از ۷ ماه مذاکره پنهانی بسته شد و به موجب آن، رسما اداره ایران توسط مستشاران انگلیسی و با اجازه آنها انجام میشد و یکی از وظایف سازمانی و جاسوسی اردشیر ریپورتر این بود که در ظاهر سرسختانه با آن مخالفت کند! اینشیوه ظاهرسازی و نقشبازیکردن، ما را یاد دیگر جاسوس یهود یعنی الی کوهن میاندازد که چنان در حکومت سوریه نفوذ داشت، تا مقام مشاور وزیر دفاع اینکشور رشد و ترقی کرد و تندترین مواضع ضد اسرائیلی را در دولت اینکشور اتخاذ و در نماز جمعه با مسلمانان شرکت میکرد.
آنزمان در دولت بریتانیا ۲ گرایش کلان وجود داشت؛ یکی گرایش وینستون چرچیل وزیر جنگ و دیگری گرایش لرد کرزن وزیر امور خارجه. محققان و پژوهشگران میگویند در ظاهرسازیها و هیاهوهایی که یهود بینالملل برای انحراف حواس مردم کردهاند، سیاهنمایی زیادی علیه گرایش دوم شده و با عنوان استعمارگر خوانده شده اما در واقع امر، گرایش اول بوده که کار استعمار یهود بینالملل را جلو میبرده است.
گزینه کودتای ۱۲۹۹ و در پی آن تاسیس سلطنت پهلوی، ارزان ترین راه برای دولت بریتانیا و بهترین راه برای چرچیل یهودی و همفکرانش بود. اینکودتا اهمیت زیادی برای کاهش فشارهای مالی بر دولت بریتانیا داشت و پس از آن دولت اینکشور که در قبضه یهود بینالملل بود از نظر اقتصادی نفسی راحت کشید.



