صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
در مقاله‌ای بررسی شد

دریای سرخ ناامن شود صادرات ۵ میلیون بشکه نفت عربستان مختل می‌شود/ پروژه‌های جاه طلبانه سعودی تعطیل شد

صادرات نفت عربستان از بنادر ساحل غربی، از جمله نفت ینبع، در صورت از سرگیری حملات حوثی‌های یمن به کشتیرانی در دریای سرخ، همچنان آسیب‌پذیر می‌ماند.
کد خبر: ۱۳۷۶۰۸۷
| |
3692 بازدید

دریای سرخ ناامن شود صادرات ۵ میلیون بشکه نفت عربستان مختل می‌شود/ پروژه‌های جاه طلبانه سعودی تعطیل شد

عربستان سعودی (سعودی آرامکو) از افزایش ۲۵ درصدی سود سه‌ماهه نخست خود خبر داد (که هم از سطوح بالاتر صادرات در ژانویه و فوریه ۲۰۲۶ و هم از سطوح بالای قیمت در مارس بهره برد)، اما افزایش پیش‌بینی‌نشده هزینه‌های دولتی به دلیل جنگ باعث شد کسری بودجه به شدت افزایش یابد و بالاترین کسری سه‌ماهه تاریخ خود را ثبت کند.

به گزارش سرویس بین الملل تابناک، «کریستین اولریکسن» استاد شناخته شده مطالعات خلیج فارس در دانشگاه رایس آمریکا در مقاله‌ای که از سوی مرکز عربی واشنگتن منتشر شده به بررسی چشم انداز اقتصادی ۲۰۳۰ عربسستان متعاقب جنگ ایران پرداخته که در ادامه آمده است.

لازم به ذکر است انتشار مقالات خارجی به معنای تایید محتوای آن از سوی تابناک نیست.
 
سه ماه پس از حمله ایالات متحده و اسرائیل به ایران در ۲۸ فوریه ۲۰۲۶، این درگیری به بن‌بست رسیده است: آتش‌بسی که از ۸ آوریل ۲۰۲۶ آغاز شده، نه به راه‌حلی سیاسی انجامیده و نه به توافقی برای بازگشایی تنگه هرمز به روی کشتیرانی. 

این وضعیت بلاتکلیفی، زنجیره‌های تأمین جهانی را مختل کرده و فشار‌های اقتصادی دیگری را در سراسر جهان ایجاد کرده است. برای کشور‌های حاشیه خلیج فارس که به شدت به تنگه هرمز برای صادرات و واردات وابسته هستند، این جنگ آسیب‌پذیری‌های شدید اقتصادی را آشکار ساخته است. 

موشک‌های بالستیک و پهپاد‌های ارزان و فراوان ایرانی به زیرساخت‌های حیاتی آسیب رسانده، احساسات سرمایه‌گذاران را تضعیف کرده و هزینه‌های بیمه کشتیرانی را افزایش داده است. تأثیر اقتصادی و انرژی این جنگ در کویت و قطر بیشتر از همه بوده است، زیرا این دو کشور در حال حاضر فاقد جایگزین‌های عملی برای تنگه هرمز به ترتیب برای صادرات نفت خام و گاز طبیعی مایع هستند.

در مقایسه با همسایگان خود در خلیج فارس، عربستان سعودی در موقعیت نسبتاً مطلوب‌تری قرار دارد. وسعت سرزمینی این پادشاهی به این معناست که بیشتر رویداد‌های گردشگری، فرهنگی و ورزشی با وجود جنگ می‌توانند ادامه یابند.

برای مثال، در ۲۵ آوریل ۲۰۲۶، زمانی که بسیاری از رویداد‌ها در دیگر کشور‌های حاشیه خلیج فارس لغو شده بودند، نزدیک به ۶۰،۰۰۰ هوادار، ورزشگاه شهر ملک عبدالله در جده را برای تماشای فینال لیگ قهرمانان فوتبال آسیا پر کردند. 

دسترسی عربستان به دریای سرخ و زیرساخت‌های موجود حمل‌ونقل انرژی، انعطاف‌پذیری بیشتری را برای این پادشاهی در خلال اختلالی طولانی فراهم کرده است. به‌طور معمول‌تر، مسیر‌های جایگزین صادراتی و لجستیکی که توسط جغرافیای عربستان فراهم شده، باعث می‌شود جنگ کمتر اصول بنیادین مدل تنوع‌بخشی اقتصادی ریاض را به چالش بکشد. 

این امر به ویژه به این دلیل است که پیش از جنگ، پادشاهی پیش‌تر شروع به دور شدن از «ابرپروژه‌های» فوق‌العاده پرهزینه املاک و مستغلات مرتبط با چشم‌انداز ۲۰۳۰ به سوی بخش‌هایی مانند هوش مصنوعی (AI) و انرژی‌های تجدیدپذیر کرده بود. 

شوک خارجی ناشی از جنگ با ایران همچنین می‌تواند به افزایش سرمایه‌گذاری در صنایع داخلی و تاب‌آوری زنجیره تأمین کمک کند، که در این صورت، درگیری به تسریع تغییرات سیاستی که از پیش در جریان بودند، یاری رسانده است. برای ریاض، جنگ به جای آوردن یک جهت‌گیری اقتصادی جدید، تأییدی است بر این که تصمیم قبلی آن برای اتخاذ واقع‌گرایی مالی، تصمیمی درست بوده است.

مزیت عربستان

وجود بنادر و تأسیسات انرژی در ساحل غربی (دریای سرخ) عربستان و زیرساخت‌های فراسرزمینی مانند خط لوله شرق به غرب و کریدور‌های ریلی و جاده‌ای حمل بار، به پادشاهی گزینه‌هایی برای دور زدن تنگه هرمز برای جریان قابل توجه (هرچند نه تمام) نفت و حجم کالا‌ها بخشیده است. 

اینها جایگزین‌های کاملاً ایمن نیستند: برای مثال، ظرفیت خط لوله شرق به غرب نمی‌تواند به طور کامل جایگزین نفت حمل‌شده توسط نفتکش‌ها از طریق هرمز شود، بنابراین صادرات حدود دو میلیون بشکه در روز نسبت به سطوح پیش از جنگ کاهش یافته است. 

بخش قابل توجهی از محصولات پالایش‌شده و پتروشیمی در تأسیسات ساحل شرقی (خلیج فارس) به دلیل بسته بودن هرمز همچنان محبوس مانده است، در حالی که تأسیسات نفتی در پایانه دریای سرخ خط لوله در برد موشک‌ها و پهپاد‌ها قرار دارند.

خط لوله شرق به غرب، مقامات سعودی را قادر ساخته است نسبت بالاتری از صادرات نفت پیش از جنگ خود را نسبت به هر کشور حاشیه خلیج فارس به جز عمان (که بنادرش فراتر از هرمز و با دسترسی مستقیم به اقیانوس قرار دارند) حفظ کنند. 

این خط لوله که در جریان جنگ ایران و عراق در دهه ۱۹۸۰ میلادی افتتاح شد، به ندرت با ظرفیت کامل استفاده شده است، اما ارزش خود را در درگیری کنونی اثبات کرده است. توانایی آن در حمل هفت میلیون بشکه نفت در روز از میادین شرقی (که پنج میلیون بشکه آن برای صادرات و مابقی برای مصارف داخلی است) بسیار بیشتر از ظرفیت سایر خطوط لوله در منطقه شورای همکاری خلیج فارس است. 

با این حال، صادرات از بنادر ساحل غربی، از جمله نفت ینبع، در صورت از سرگیری حملات حوثی‌های یمن به کشتیرانی در دریای سرخ، همچنان آسیب‌پذیر می‌ماند که در این صورت باب المندب به دومین نقطه عملاً بسته برای تجارت تبدیل خواهد شد. 

به طرز طعنه‌آمیزی، بازگشت نفتکش‌ها و خدمات دریایی به بنادر دریای سرخ عربستان پس از آغاز جنگ ایران نشان داد که چگونه نگرانی‌های قبلی پادشاهی در مورد ریسک (که در خلال کارزار حوثی‌ها علیه کشتیرانی در جنگ غزه از نوامبر ۲۰۲۳ تا سپتامبر ۲۰۲۵ به شدت افزایش یافته بود) به محض مسدود کردن هرمز توسط ایران، به سرعت مورد بازنگری قرار گرفت.

با توجه به اینکه صادرات نفت پادشاهی همچنان بین ۶۰ تا ۷۰ درصد سطوح پیش از جنگ باقی مانده است و اقتصاد آن از مواهب درآمد‌های نفتی ناشی از قیمت‌هایی که پس از آغاز درگیری به شدت افزایش یافت بهره‌مند است، این اثرات ثانویه و زنجیره‌ای جنگ ایران است که بیشتر برای عربستان مصداق دارد. 

عربستان سعودی (سعودی آرامکو) از افزایش ۲۵ درصدی سود سه‌ماهه نخست خود خبر داد (که هم از سطوح بالاتر صادرات در ژانویه و فوریه ۲۰۲۶ و هم از سطوح بالای قیمت در مارس بهره برد)، اما افزایش پیش‌بینی‌نشده هزینه‌های دولتی به دلیل جنگ باعث شد کسری بودجه به شدت افزایش یابد و بالاترین کسری سه‌ماهه تاریخ خود را ثبت کند. 

کاهش تولید پالایشگاه‌ها و کارخانه‌های پتروشیمی و همچنین بخش‌های کود و آلومینیوم به رشد اقتصادی ضربه زده است. در همین حال، کاهش تولید نفت بر تولید گاز طبیعی که در تولید برق داخلی استفاده می‌شود، تأثیر خواهد گذاشت. 

در هر مورد، تأثیر این اختلال هرچه بن‌بست با ایران طولانی‌تر شود و شهر‌های صنعتی و بنادر حاشیه خلیج فارس مانند راس تنوره و راس الخیر بیشتر تحت تأثیر قرار گیرند، بیشتر خواهد شد و در نتایج سه‌ماهه دوم که در طول تابستان منتشر می‌شوند، منعکس خواهد گردید.

تأثیر جنگ بر استراتژی اقتصادی عربستان

به طور کلی‌تر، جنگ ایران چالش‌های کلیدی اقتصاد سیاسی پیش روی عربستان را مورد توجه قرار داده است، زیرا رهبری این کشور دهمین سالگرد آغاز چشم‌انداز ۲۰۳۰ در آوریل ۲۰۱۶ را جشن گرفته و در حال بازنگری اهداف کلیدی و اولویت‌های سیاستی خود است. 

این فرآیند پیش از جنگ ایران آغاز شده (و بی‌ارتباط با آن است) و بخشی از تخصیص مجدد هزینه‌های دولتی از ابرپروژه‌هایی مانند شهر آینده‌نگر «د لاین» (The Line)، پیست اسکی «تروجنا» در نئوم و آسمانخراش «مکعب» در ریاض است که پیش از شروع جنگ متوقف شده بودند.

توقف این پروژه‌ها نشان می‌دهد که شاهزاده محمد بن سلمان و اطرافیانش نسبت به زمان اعلام این پروژه‌ها در سال‌های ۲۰۲۱-۲۰۲۲، بیشتر پذیرای محدودیت‌های مالی و واقعیت‌های بودجه‌ای هستند. 

تأثیر جنگ احتمالاً این روند را تقویت خواهد کرد. تغییرات سیاستی که پیش از ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ در جریان بودند، با ورود چشم‌انداز ۲۰۳۰ به مرحله نهایی خود، به تغییر تمرکز سیاست‌گذاری سعودی ادامه خواهند داد.

تحلیلگران و مفسران به استراتژی پنج‌ساله جدید صندوق سرمایه‌گذاری عمومی (PIF) که در ۱۵ آوریل ۲۰۲۶ اعلام شد، توجه زیادی نشان دادند، به خصوص برای آنچه درباره روحیه واقع‌گرایی مالی در ریاض در میانه اختلالات زمان جنگ نشان می‌داد.

با این حال، این بازنگری استراتژیک – یعنی دور شدن از هزینه‌های کلان بر روی ابرپروژه‌ها به سوی سبد سرمایه‌گذاری هدفمندتر – نخستین بار توسط یاسر الرمایان، فرماندار PIF، در اواخر اکتبر ۲۰۲۵ اعلام شده بود و بنابراین ماه‌ها پیش از جنگ در جریان بوده است. 

تا آنجا که انتظار می‌رفت اجرای طرح PIF در ابتدا در فوریه ۲۰۲۶ انجام شود، ممکن است توسط جنگ به تأخیر افتاده باشد، اما تمرکز بر شش حوزه اصلی و سه مضمون کلیدی، تفاوت چندانی با اظهارات رمایان در اکتبر ۲۰۲۵ ندارد.

در حالی که استراتژی جدید تغییر پیش از ۲۸ فوریه را به نفع هوش مصنوعی، توسعه صنعتی و معدن، لجستیک، سفر، سرگرمی و گردشگری تأیید کرد، جنگ ممکن است باعث شود سیاست‌گذاران در ریاض حتی انتخابی‌تر بر توسعه زیرساخت‌ها و کریدور‌های لجستیکی جدید تمرکز کنند، مانند تغییر کاربری نئوم و بندر آن به یک قطب صنعتی دور از تنگه هرمز و باب المندب.

با در نظر داشتن این موضوع، واضح است که فرآیندی از منطقی‌سازی از پیش صورت گرفته است که کدام پروژه‌ها اولویت‌بندی شوند و منابع کمیاب چگونه تخصیص یابند، و اختلال ناشی از جنگ ممکن است روشن‌تر نشان دهد که کدام ابتکارات باید ادامه یابند. 

افزایش تاب‌آوری در برابر شوک‌های آینده (و همچنین در برابر اختلال جاری، اگر به طور قابل توجهی ادامه یابد) با تجهیز مجدد اولویت‌های ملی پیش از جنگ، هرچند با فوریتی افزوده، همسو است. 

خروج از توافق تأمین مالی ۲۰۰ میلیون دلاری برنامه‌ریزی‌شده با ساختمان اپرای متروپولیتن در شهر نیویورک و احتمال تمدید نشدن قرارداد سه ساله میزبانی مسابقات قهرمانی پایان فصل انجمن تنیس زنان (WTA) در ریاض، نشان‌دهنده کاهش معاملات است، همانطور که تصمیم به قطع بودجه از تور جداگانه LIV Golf که توجه جهانی را به خود جلب کرده بود، نیز چنین است. 

کنار گذاشتن پروژه‌های زیان‌ده و پیوند مستقیم‌تر سرمایه‌گذاری‌های جدید با ابتکارات اقتصادی داخلی ممکن است عربستان را برای پیمایش یک چشم‌انداز نامطمئن پس از جنگ مجهزتر کند.

نتیجه‌گیری: تاب‌آوری بدون راه‌حل

شاید معمای بزرگ‌تر برای محمد بن سلمان حول چالش تبدیل اهرم مالی به نفوذ سیاسی در مقابل کاخ سفیدی فوق‌العاده معامله‌گر (hyper-transactional) می‌چرخد. تقریباً از همان روزی که دونالد ترامپ در ژانویه ۲۰۲۵ به دفتر بیضی بازگشت، شاهزاده ولعیهد تعهدات سرمایه‌گذاری سعودی در اقتصاد آمریکا را به عنصری مرکزی در روابط عربستان و آمریکا تبدیل کرد – و این ارقام با سفر مه ۲۰۲۵ رئیس‌جمهور به ریاض و سفر نوامبر ۲۰۲۵ محمد بن سلمان به واشنگتن به تدریج افزایش یافت. 

احتمالاً مایه حیرت واقعی در ریاض، ابوظبی و دوحه است که رئیس‌جمهوری که فرصت‌های ایالات متحده را در یک منطقه خلیج فارس پایدار، امن و مرفه با چشمان خود دید، این چنین حاضر بوده همه آن را به خطر بیندازد، ابتدا در جنگ ۱۲ روزه در ژوئن ۲۰۲۵ و اخیراً، و در مقیاسی بسیار بزرگتر، با حمله به ایران بدون هیچ برنامه آشکاری برای پیامد‌های آن. 

به نظر نمی‌رسد مقامات سعودی هنوز عقب‌نشینی از ایالات متحده برای تجمیع سرمایه‌گذاری‌ها در داخل کشور را مد نظر قرار داده باشند، اما این ممکن است ورقه‌ای باشد که در صورت حادتر شدن فشار‌های مالی ناشی از بن‌بست طولانی با جمهوری اسلامی، آن را نگه دارند.

در حالی که جنگ ایران آسیب‌پذیری‌هایی را در سراسر منطقه خلیج فارس آشکار ساخته است، عربستان سعودی به طور نسبی در برابر بدترین اختلالات تجربه‌شده در کشور‌هایی که فاقد راه‌های دور زدن هرمز یا مزیت عمق سرزمینی (که مقداری در برابر حملات ایران مصونیت می‌بخشد) هستند، محافظت شده است. 

بازاندیشی در اجرای چشم‌انداز ۲۰۳۰ و استراتژی‌های سرمایه‌گذاری عربستان پیش از جنگ آغاز شده است، اما هم در فاز جنگی و هم فاز بن‌بست، با تأثیر درگیری تشدید می‌شود، زیرا آتش‌بس شکننده بیشتر از عملیات نظامی طول کشیده، اما بدون راه‌حلی دیپلماتیک. 

از آنجایی که مقامات پیش‌تر در حالی که پادشاهی خود را برای فشار نهایی به سوی ۲۰۳۰ و سپس برای چهار سال پروژه‌ها به منظور آماده‌سازی برای جام جهانی فوتبال ۲۰۳۴ مردان آماده می‌کند، نشانه‌هایی از تغییر مسیر داده بودند، تأثیر جنگ بیشتر شتاب‌دهنده به روند‌هایی است که از پیش در جریان بودند تا یک تغییر مسیر اساسی.

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
برچسب ها
سفرمارکت
گزارش خطا
مطالب مرتبط
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟