بعید است چین کمکی به ترامپ درباره ایران بکند/ نه آمریکا و نه چین برای یک معامله بزرگ آماده نیستند

به گزارش سرویس بین الملل تابناک، مؤسسه امنیتی اتحادیه اروپا در مقالهای نوشته است:
«از زمانی که دونالد ترامپ در ژانویه ۲۰۲۵ به کاخ سفید بازگشت، امور بینالملل غیرقابلپیشبینیتر شده است. با این حال، بعید است نشست شی و ترامپ در پکن در تاریخ ۱۴-۱۵ مه ۲۰۲۶ غافلگیریهای راهبردی چشمگیری به همراه داشته باشد.
پکن میتواند این دیدار را به گونهای مدیریت کند که ظاهر موفقیت برای ترامپ فراهم شود و ترامپ نیز احتمالاً گفتوگوها را با صفات اغراقآمیز همیشگی خود توصیف کند. با این حال، در ماهیت، این نشست بیشتر بر مدیریت تنشها متمرکز خواهد بود تا ایجاد یک شروع دوباره در روابط.
هیچ یک از دو طرف برای یک معامله بزرگ آماده نیستند و نه تمایل به فروپاشی دارند که به اقتصاد جهانی از قبل شکننده آسیب بیشتری وارد کند.
موضوعات کلیدی که باید رصد کرد عبارتند از: اینکه آیا آتشبس تجاری «بوسان» پایدار میماند، پیشرفت در حوزه حاکمیت فناوری و مشورتهای ایمنی هوش مصنوعی، و اینکه آیا پکن مایل است از نفوذ خود برای کمک به کاهش تنش در درگیری با ایران استفاده کند.
برای اتحادیه اروپا، آنچه در خطر است، جلوگیری از اختلال بیشتر در زنجیرههای تأمین مواد معدنی حیاتی و پتانسیل (هرچند اندک) مشارکت چین در مورد ایران برای بهبود چشمانداز امنیت انرژی میباشد.
رقابت مدیریتشده، نه یک معامله بزرگ
در سال انتخابات میاندورهای، ترامپ و حزب جمهوریخواه دلیل کمی برای به خطر انداختن یک شوک اقتصادی دیگر دارند. قیمت بالای بنزین، کاهش درآمد واقعی قابل تصرف در ماههای اخیر و کاهش ایجاد شغل، از قبل فشار سیاسی ایجاد کرده است. یک انفجار با چین، در بدترین زمان ممکن برای کاخ سفید، عدم اطمینان را به تورم، زنجیرههای تأمین و بازارهای مالی اضافه میکند.
پکن نیز انگیزه کمی برای تشدید دارد. چین فشار تعرفهای ترامپ را بهتر از آنچه بسیاری انتظار داشتند تحمل کرده و نشان داده است که میتواند در مناطقی که آمریکا و متحدانش آسیبپذیرند، تلافی کند.
محدودیتهای صادراتی چین در آوریل ۲۰۲۵ بر روی فلزات خاکی کمیاب و آهنرباها اگرچه به منزله یک تحریم کامل نبود، اما به واشنگتن نشان داد که پکن با چه سرعتی میتواند در زنجیرههای تأمین دفاعی، انرژی، الکترونیک و خودرو گلوگاه ایجاد کند.
بر اساس مقامات مطلع در واشنگتن، رئیسجمهور ترامپ در یک بعدازظهر در مه ۲۰۲۵ مسیر خود را در قبال چین تغییر داد و میزان اهرم فشار چین را پذیرفت.
در اکتبر ۲۰۲۵، چین کنترل صادرات خاکی کمیاب را بیشتر کرد، اما متعاقباً پس از دستیابی به توافقی با دونالد ترامپ، این اقدامات را به حالت تعلیق درآورد. مگر اینکه هر دو طرف توافق را تمدید کنند، این کنترلها قرار است در اوایل نوامبر ۲۰۲۶ مجدداً به اجرا درآیند.
به نظر میرسد تصمیمگیرندگان چینی درک میکنند که برخلاف بسیاری در واشنگتن، ترامپ عمدتاً از دریچه تجاری و معاملاتی به چین مینگرد، نه از منشور رقابت راهبردی بلندمدت؛ بنابراین به نظر میرسد پکن محاسبه میکند که ترکیبی از مشوقهای اقتصادی و اهرم فشار قهری، مؤثرترین ابزار را برای تأثیرگذاری بر رئیسجمهور آمریکا فراهم میکند.
این بدان معنا نیست که پکن احساس رضایت دارد. رهبران چین عمیقاً به ایالات متحده بیاعتماد هستند. ترامپ غیرقابل پیشبینی تلقی میشود و امتیازاتی که امروز داده شود، ممکن است فردا پس گرفته شود.
علاوه بر این، در کمتر از سه سال، او به احتمال زیاد از دفتر خود خارج خواهد شد و از دیدگاه پکن، این خطر را افزایش میدهد که یک اجماع نهادینهتر و دوحزبی علیه چین (که ناپدید نشده است) دوباره بر سیاست واشنگتن مسلط شود. این عدم اطمینان دوگانه باعث میشود پکن به شدت بعید باشد که با هر نوع معامله بزرگ دوردستی موافقت کند.
حتی مقدمات نشست نیز عدم وجود یک فرآیند مشخص در طرف آمریکایی را منعکس میکند. اولویت واشنگتن، تحت فشار قرار دادن پکن برای استفاده از نفوذ خود در قبال تهران است.
چین با توجه به وابستگی خود به واردات انرژی از خاورمیانه و خطرات گستردهای که یک شوک انرژی برای اقتصاد جهانی ایجاد میکند، علاقهای به بسته شدن طولانی مدت تنگه هرمز ندارد.
با این حال، هنوز مشخص نیست که آیا شی مایل است سرمایه سیاسی را در یک نتیجه دیپلماتیک به رهبری آمریکا سرمایهگذاری کند.
با وجود وضوح در مورد اولویت اصلی ایالات متحده، گزارش شده است که روزها قبل از برگزاری نشست، همچنان موضوعات جدیدی در حال طرح شدن بودند. در مقابل، شی جین پینگ به آمادهسازی کامل در مقابل چانهزنی بداهه و مبتنی بر روابط شخصی بین رهبران تمایل دارد.
پکن همچنین الگوی متناقضی را در سیاستگذاری آمریکا تشخیص میدهد: اختیار تصمیمات کلان به شدت در دستان ترامپ و حلقه کوچکی از مشاوران نزدیک او متمرکز است، با این حال هماهنگی ضعیف هنوز اجازه میدهد تا اقدامات تندروانه بدون یک استراتژی منسجم فراگیر ظاهر شوند.
برای شی، تثبیت تاکتیکی ارزشمند است، زیرا اقتصاد داخلی چین همچنان ضعیف است. تقاضای مصرفکننده پایین، بیکاری بالا و صادرات همچنان محور رشد هستند. اگر جنگ با ایران طول بکشد و قیمت انرژی را بالا نگه دارد، رشد چین میتواند بدون توجه به اعتماد نشان داده شده توسط آمارهای رسمی، به طور قابل توجهی کمتر از محدوده هدف پکن (بین ۴.۵ تا ۵.۰ درصد) کاهش یابد.
آنچه باید رصد کرد: تجارت، امنیت و فناوری
جدای از ایران، چندین سوال کلیدی دیگر برای ارزیابی نتیجه نشست حیاتی خواهند بود. در «بوسان»، کره جنوبی، در اکتبر ۲۰۲۵، دو طرف به یک آتشبس تاکتیکی دست یافتند.
واشنگتن تعرفههای مربوط به فنتانیل را ۱۰ درصد کاهش داد و تعرفههای متقابل افزایش یافته را تا ۱۰ نوامبر ۲۰۲۶ به حالت تعلیق درآورد.
در ازای آن، پکن متعهد به اقدام قویتر در مورد پیشسازهای فنتانیل شد، کنترلهای صادراتی اضافی خاکی کمیاب که در اکتبر ۲۰۲۵ معرفی شده بود را به مدت یک سال به حالت تعلیق درآورد، و خریدهای کشاورزی خود را از ایالات متحده افزایش داد.
این توافق فشار بازار را کاهش داد، اما تعارضات اساسی بر سر سیاست صنعتی، کنترلهای فناوری یا بیاعتمادی راهبردی را حل نکرد.
ترامپ پیشنهاد کرد که این توافق میتواند سالانه تمدید شود، اما چین ممکن است تقریباً شش ماه قبل از انقضای آن، مزیت تاکتیکی کمی در تمدید آن ببیند. اهرم تعرفهای ترامپ همچنین توسط دعاوی حقوقی تضعیف شده است: دیوان عالی در فوریه ۲۰۲۶ حکم داد که قانون اختیارات اقتصادی اضطراری بینالمللی (IEEPA) به او اختیار اعمال تعرفههای گسترده را نمیدهد و دادگاهها از آن زمان عوارض جایگزین او را نیز لغو کردهاند.
با این حال، تحقیقات بخش ۳۰۱ در مورد ظرفیت مازاد صنعتی همچنان مبنایی احتمالی برای تعرفههای آینده است. یک نتیجه محتملتر نشست، ممکن است ایجاد هیئتهای تجاری و سرمایهگذاری برای تسهیل تبادلات اقتصادی غیرحساس و مدیریت اختلافات باشد.
در جبهه امنیتی، دستور کار طیف گستردهای از مسائل را در بر میگیرد، از شرکای چین در نیمکره غربی (به ویژه کوبا) گرفته تا ایران و تایوان.
تعداد کمی از ناظران در واشنگتن انتظار دارند که ایالات متحده سیاست اعلامی خود را از «حمایت نکردن از استقلال تایوان» به «مخالفت صریح با استقلال تایوان» تغییر دهد – تغییری در لفاظی که چین قبلاً دولت بایدن را برای اتخاذ آن تحت فشار قرار داده بود.
همچنین انتظار زیادی نمیرود که واشنگتن محدودیتهایی را برای فروش تسلیحات به تایپه بپذیرد، به ویژه پس از آنکه وزارت امور خارجه در دسامبر ۲۰۲۵ به کنگره در مورد فروش احتمالی تسلیحات خارجی به تایوان به ارزش تقریبی ۱۱.۱ میلیارد دلار اطلاع داد.
حتی اگر ترامپ چنین امتیازی بدهد، میتواند ظرف چند روز مسیر خود را معکوس کند. پیشرفت پایدارتر میتواند حاصل شود اگر هر دو طرف بر روی رویههای ارتباطی در بحران توافق کنند: چه کسی به خط تلفن پاسخ میدهد، در چه سطحی، با چه سرعتی و تحت چه قوانینی در طول حوادث دریایی یا هوایی.
نهایتاً، در مورد فناوری، بعید است واشنگتن محدودیتهای خود را بر روی نیمههادیهای پیشرفته بردارد، اگرچه امتیازاتی در مورد تراشههای سطح متوسط (سازگار با چین) ممکن است.
هر دو طرف همچنین ممکن است به سرمایهگذاری مشترک تیکتاک (که در ژانویه ۲۰۲۶ نهایی شد) به عنوان الگویی برای مدیریت اختلافات فناورانه اشاره کنند: بایدانس سهام اقلیت خود را حفظ میکند، در حالی که یک گروه سرمایهگذار اکثریت آمریکایی، با مسئولیت اوراکل در مورد امنیت دادهها و نظارت بر الگوریتم، کنترل عملیات آمریکا را در دست میگیرد.
گام معنادار رو به جلوتر، گشودن مشورتها در مورد ایمنی هوش مصنوعی خواهد بود. این امر ممکن است، اما بسیار دور از قطعیت است.
این چه معنایی برای اروپا دارد
برای اروپا، این نشست مهم است، زیرا عدم تداوم آتشبس «بوسان» امواج شوک بیشتری را به اقتصاد جهانی وارد میکند و میتواند کمبود مواد معدنی حیاتی را تشدید کند. کمک چین در مورد ایران – اگرچه بسیار بعید است – چشمانداز بازگشایی تنگه هرمز و کاهش نگرانیهای امنیت انرژی را نیز بهبود میبخشد.
روسیه همچنان برگ برنده نامشخص (کارت وحشی) است. انتظار میرود پوتین بلافاصله پس از ترامپ از پکن بازدید کند. هماهنگی شی مهم خواهد بود.
استقبال پرشکوه از پوتین میتواند حساسیت ترامپ را نسبت به تحت الشعاع قرار گرفتن برانگیزد و هرگونه ثبات سازی محدودی را که نشست موفق به تولید آن شود، بر هم بزند. این موضوع شکنندگی نتیجه محتمل را برجسته میکند: تنشزدایی مدیریتشده به جای اعتماد واقعی.»
ترامپ رفته خط و نشون بکشه برای چین.
همونطور که برای روسیه کشید و گوش نداد
ولی چین کمونیست هیچوقت معاملات سالیانه ۸۰۰ میلیارد دلار آمریکا
را با ۳۰ میلیارد دلار ایران تعویض نمیکند



