پیمان دفاعی پاکستان و قطر در دست تهیه است/ نقش پاکستان در خلیج فارس در حال تقویت است

به گزارش سرویس بین الملل تابناک، روزنامه «ساوت چاینا مورنینگ پست» در گزارشی به نقش نوظهور کشورهای پاکستان، ترکیه، عربستان و مصر در تحولات منطقهای پرداخته که در ادامه آمده است.
در میان آوارهای جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران، به نظر میرسد خاورمیانهای جدید در حال شکلگیری است، چراکه مجموعهای از قدرتهای منطقهای برای کسب جایگاهی بر سر میز مذاکره با یکدیگر رقابت میکنند.
این گروهبندی به رهبری ترکیه و عربستان سعودی، از خلیج فارس تا قفقاز و آسیای مرکزی و جنوبی امتداد دارد و کشورهایی را گرد هم میآورد که دارای منافع مشترک، مشارکتهای بههمپیوسته و این باور همگانی هستند که نظم پس از جنگ نباید صرفاً توسط ائتلاف آمریکا و اسرائیل یا ایران و «محور مقاومت» آسیبدیده، اما شکستناپذیر آن دیکته شود.
آندریاس کریگ، دانشیار مطالعات دفاعی در کینگز کالج لندن که پیشتر از طرف وزارت دفاع بریتانیا به نیروهای مسلح قطر مشاوره میداد، گفت: «ترس از رها شدن توسط آمریکا، کشورها را به سمت ایجاد وزن دیپلماتیک بیشتر سوق میدهد، حتی اگر هنوز نتوانند یک بلوک نظامی یکپارچه بسازند.»
به گفته او، «یک سیستم ترکیبی» در حال ظهور است – سیستمی که در آن قالبهای چندجانبه «به طور فزاینده مسائل راهبردی بزرگ را مدیریت میکنند» در حالی که توازن سخت امنیتی همچنان در اختیار واشنگتن و هر آنچه از شبکه نیابتی تهران باقی مانده باشد، خواهد بود.
مهمترین این گروهبندیهای جدید، چارچوب هماهنگی منطقهای موسوم است که متشکل از ترکیه (عضو ناتو)، عربستان سعودی، مصر – بزرگترین قدرت نظامی جهان عرب – و پاکستان دارای سلاح هستهای میباشد.
این چهار کشور با هم فشاری شدید برای حل و فصل مذاکرهای جنگ ایران وارد میکنند، و اسلامآباد نقش دوگانه میانجی میان تهران و واشنگتن و همچنین نماینده مورد اعتماد شرکای منطقهای خود – به ویژه ریاض – را ایفا میکند.
عربستان سعودی پیمان دفاعی خود را با پاکستان در سپتامبر گذشته امضا کرد، پس از آنکه شاهد حملات هوایی همسایه خود، قطر، از سوی ایران و اسرائیل بود.
این حملات – که به ترتیب یک پایگاه نظامی آمریکا و مذاکرهکنندگان حماس را هدف قرار داد – با بیپروایی آشکاری انجام شد که لرزه بر اندام پادشاهیهای خلیج فارس انداخت.
ریاض با تقویت رابطه با اسلامآباد که اکنون آن را یک بیمهنامه راهبردی میداند، پاسخ داد.
علیرغم تلاشهای همهجانبه برای جلوگیری از کشیده شدن به درگیری که ریشه در حمله حماس به جنوب اسرائیل در اکتبر ۲۰۲۳ (آغازگر جنگ غزه) دارد، کشورهای خلیج فارس در تازهترین آتشافروزی که آمریکا و اسرائیل در ۲۸ فوریه راهاندازی کردند، شاهد بودهاند که زیرساختهای اقتصادیشان بارها هدف ایران قرار گرفته است.
در پی جنگ، امارات متحده عربی طی دو ماه گذشته بیش از هر کشور دیگری حملات موشکی و پهپادی ایران را متحمل شده است.
اتحادهای آنتالیا
در همین حال، پاکستان به عنوان میانجیگری محوری در قدرت و صلح در بازآرایی منطقهای جاری ظهور کرده است.
شهباز شریف، نخستوزیر پاکستان، در ۱۵ آوریل با تمیم بن حمد آل ثانی، امیر قطر، در دوحه دیدار کرد، و به گفته دفتر شریف، این دو رهبر «راههای تقویت بیشتر روابط، به ویژه در زمینههای امنیت، دفاع و انرژی» را بررسی کردند.
دو روز بعد آنها دوباره در ترکیه دیدار کرده و با رجب طیب اردوغان، رئیسجمهور ترکیه، گفتوگو کردند و این گمانهزنی را تقویت کرد که پیمان دفاعی میان اسلامآباد و دوحه در دست تهیه است – که به طور بالقوه نقش پاکستان در خلیج فارس را گسترش میدهد.
در همان کنفرانس در آنتالیا، اردوغان و شریف همچنین با الهام علی اف، رئیسجمهور آذربایجان، دیدار کردند که نشاندهنده مشارکت سهجانبهای است که به دلیل هم مرز بودن این کشور با ایران و روابط نزدیکش با اسرائیل، به خط گسل ثانویهای در قفقاز جنوبی تبدیل شده است.
جمهوری آذربایجان اوایل درگیری اخیر مورد حمله ایران قرار گرفت، زیرا جنگجویان کرد در شمال عراق در آستانه یک حمله احتمالی به ایران تجمع کرده بودند: اقدامی که در نهایت توسط دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، «رد» شد.
از آن زمان به نظر میرسد روابط باکو و تهران تثبیت شده است، و حتی گزارش شده که جمهوری آذربایجان کمکهای بشردوستانه به ایران ارسال کرده است.
اردوغان همچنین از گردهمایی آنتالیا برای میزبانی اجلاس کشورهای ترکزبان استفاده کرد که اعضای آن شامل جمهوری آذربایجان و چندین کشور آسیای مرکزی است.
قاسم‑ژومارت توکایف، رئیسجمهور قزاقستان، در این اجلاس حضور یافت و بر وزن بزرگترین اقتصاد منطقه تأکید کرد، در حالی که حضور شریف باعث ایجاد خواستههایی برای پیوستن پاکستان به این گروه شد – تحولی که شبکه ارتباطات زمینهساز این گروهبندیهای نوظهور را بیش از پیش عمیق میکند.
با این حال، هیچ یک از این چارچوبهای همپوشان در مسیر تبدیل شدن به یک ائتلاف امنیتی به سبک ناتو نیستند. هاکان فیدان، وزیر خارجه ترکیه، در آنتالیا در این باره صریح بود و بر بحثها درباره کسب بعد نظامی توسط چارچوب هماهنگی آب سرد ریخت.
فیدان گفت: «ما مانند اسرائیل نیستیم. آنها یک ائتلاف نظامی با یونان و قبرس علیه کشورهای مسلمان تشکیل دادند. ما بر خلاف اسرائیل، سعی میکنیم به درگیریهای منطقه پایان دهیم و آن را تثبیت کنیم.»
به گفته کریگ، این گروهبندیها «وزن واقعی خواهند داشت، اما به شکلی متفاوت» نسبت به مشارکت آمریکا و اسرائیل یا شبکه نیابتی ایران. ارزش آنها نه در آتش خام قدرت نظامی، بلکه در اهرم سیاسی نهفته است: «شکلدهی به نتایج دیپلماتیک، تعیین خطوط قرمز و سازماندهی مواضع منطقهای وقتی واشنگتن غیرقابل اعتماد به نظر میرسد.»
با این حال، ظهور یک ناتوی عربی‑اسلامی به «معنای دقیق و معاهدهمحور» بعید است. کریگ گفت منطقه «برای اولویتبندی تهدیدات بسیار دچار اختلاف است و نسبت به تعهدات دفاعی متقابل خودکار بسیار محتاط است» تا چنین ترتیباتی را بپذیرد.
ناامیدی امارات از دیگر اعضای اتحادیه عرب و شورای همکاری خلیج فارس این نکته را برجسته میکند.
ابوظبی، که ایران – نه اسرائیل – را تهدید اصلی خود میداند، به طور فزایندهای از فلج به نظر رسیدن هر دو گروه ناامید شده است.
انور قرقاش، مشاور دیپلماتیک رئیسجمهور امارات، در کنفرانس مطبوعاتی ۱۷ آوریل در دبی کوتاه نیامد و واکنش شورای همکاری خلیج فارس را «از نظر سیاسی و امنیتی در پرتو آنچه در روزهای اخیر از تجاوز آشکار ایران شاهد بودهایم، ضعیف» خواند.
بازاریابی و قدرت نظامی
به گفته کریگ، یک ساختار واقعبینانه برای منطقه، الگوی دو لایه خواهد بود که شبکهای از پیمانهای دفاعی دوجانبه را برای «انجام کار واقعی در زیربنا» با «چتری سیاسی چندجانبه سستتر که شبیه معماری امنیتی است» در بالا ترکیب میکند.
به گفته او، بیانیههای مشترک، رزمایشها و جلسات برنامهریزی دورهای که «به عنوان امنیت جمعی بازاریابی میشوند» به احتمال زیاد حاصل خواهند شد.
اما قدرت نظامی واقعی در مشارکتهایی مانند پیمان دفاعی عربستان و پاکستان و ائتلافهای کوچک واحدمحور و هدفمندی خواهد بود که به شیوهای چابک و کارآمد عمل میکنند – چیزی که ساختارهای بزرگ چندجانبه نمیتوانند با آن برابری کنند.
برای قدرتهای به اصطلاح متوسط منطقه، این هنوز یک تغییر معنادار محسوب میشود. کریگ گفت آنها قرار نیست از نظر «قدرت نظامی خام» با ائتلاف آمریکا و اسرائیل برابری کنند، و نه میتوانند دسترسی نامتقارن ایران را تکرار کنند.
اما آنها با هماهنگی و اعتقاد روزافزون، اصرار دارند که صدای خود را در آنچه در پی میآید به گوش دیگران برسانند.
ترکیه و آذربایجان اول منتظر شکست ایران بودند تا غلطی بکنند اما وقتی با ایران قدرتمند روبرو شدند مسیرشون را برای سوء استفاده تغییر دادند




