سید کمال خرازی؛ دیپلماتی که جمهوری اسلامی تنها جناحش بود
جمهوری اسلامی ایران در جریان حملات اخیر آمریکا و رژیم صهیونیستی، یکی از برجستهترین دیپلماتهای خود را از دست داد. شهید دکتر سید کمال (علینقی) خرازی، رئیس شورای راهبردی روابط خارجی و مشاور ارشد رهبر معظم انقلاب، روز ۲۱ فروردین ۱۴۰۵ پس از جراحات ناشی ازحمله تروریستی به اقامتگاه شخصیاش درتهران به شهادت رسید.
کد خبر: ۱۳۶۶۵۸۱
| | 2141 بازدید

به گزارش تابناک، سید کمال خرازی هیچگاه خود را در معرض رأی قرار نداد و کاندید هیچ مقامی نشد، همیشه به عنوان «تمامکننده» و هماهنگکننده عمل کرد؛ فردی بدون جناح که تنها جناح او اصل جمهوری اسلامی بود. هرچند به جناح اصلاحطلبی منتسب میشد، اما در همه دورانها، خط قرمزهای نظام را حفظ کرد و منافع ملی را فراتر از هر جناحبندی پیگیری نمود.
شهید خرازی متولد ۱۰ آذر ۱۳۲۳ در تهران بود. پدرش سید مهدی، کاسب بازار، و همسرش بانو منصوره رئیس قاسم.
او برادر سید محسن خرازی (عضو مجلس خبرگان رهبری)، برادرزاده محمدباقرخرازی (دبیرکل حزبالله ایران و ناشر نشریه این حزب) و خواهرزادهاش با سید مسعودحسینی خامنهای ازدواج کرده است. پیش از انقلاب، سابقه فعالیت در مدرسه علوی را داشت و ناظم آن مدرسه بود. او همچنین عضو شورای نهضت آزادی در آمریکا بود.
عکس یادگاری سید کمال خرازی در کنار علامه کرباسیان(موسس مدارس علوی)
تحصیلات او شامل کارشناسی زبان و ادبیات عرب (دانشگاه تهران، ۱۳۴۷)، کارشناسی ارشد علوم تربیتی (دانشگاه تهران، ۱۳۵۱) و دکتری مدیریت آموزشی (دانشگاه هوستون آمریکا، ۱۳۵۵) با پایاننامه «بررسی رابطه تمایل به پیشرفت مدیران و معلمان مدارس متوسطه با رفتار رهبری مدیران طبق رتبهبندی مافوق و زیردستان» بود.
کمال خرازی اولین مدیر عامل ایرنا بود که حکمش را بنی صدر صادر کرد، اما ایشان به دلیل تقید شخصی تا زمان صدور اجازه از امام خمینی (ره) در محل کار خود حاضر نشد.
او استاد دانشگاه تهران نیز بود و مسنترین وزیر در کابینه دوم دولت اصلاحات به شمار میرفت.
در کوچه شترداران(بلوار قیام فعلی) مجلس روضهای با قدمت شاید صدساله است که معروف است به «خونه سیدها». کمال خرازی وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی که برادرزاده صاحب خانه بود، پای ثابت این روضه بود. چندین نسل از اهالی محله خراسان، حضور کمال خرازی را با همان کت و شلوار همواره مرتب و با ادب و تواضع، چندینبار در درب ورودی روضه شاهد بودند و گاهی نیز کفش جفت میکرد، گاهی پذیرایی معروف چای و نان قندی را برای مهمانان روضه سالار شهیدان میبرد و گاهی جای خودش را که نزدیک صاحبخانه در اتاق ورودی خونه سیدها بود، به بزرگانی، چون آیت الله سیبویه و آیت الله جبرئیل میداد و دو زانو کنارشان مینشست.
سید کمال خرازی هیچگاه خود را در معرض رأی قرار نداد و کاندید هیچ مقامی نشد، همیشه به عنوان «تمامکننده» و هماهنگکننده عمل کرد؛ فردی بدون جناح که تنها جناح او اصل جمهوری اسلامی بود. هرچند به جناح اصلاحطلبی منتسب میشد، اما در همه دورانها، خط قرمزهای نظام را حفظ کرد و منافع ملی را فراتر از هر جناحبندی پیگیری نمود.
کمال خرازی اولین مدیر عامل ایرنا بود که حکمش را بنی صدر صادر کرد، اما ایشان به دلیل تقید شخصی تا زمان صدور اجازه از امام خمینی (ره) در محل کار خود حاضر نشد.
او استاد دانشگاه تهران نیز بود و مسنترین وزیر در کابینه دوم دولت اصلاحات به شمار میرفت.
در کوچه شترداران(بلوار قیام فعلی) مجلس روضهای با قدمت شاید صدساله است که معروف است به «خونه سیدها». کمال خرازی وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی که برادرزاده صاحب خانه بود، پای ثابت این روضه بود. چندین نسل از اهالی محله خراسان، حضور کمال خرازی را با همان کت و شلوار همواره مرتب و با ادب و تواضع، چندینبار در درب ورودی روضه شاهد بودند و گاهی نیز کفش جفت میکرد، گاهی پذیرایی معروف چای و نان قندی را برای مهمانان روضه سالار شهیدان میبرد و گاهی جای خودش را که نزدیک صاحبخانه در اتاق ورودی خونه سیدها بود، به بزرگانی، چون آیت الله سیبویه و آیت الله جبرئیل میداد و دو زانو کنارشان مینشست.
هشت سال نمایندگی در سازمان ملل: پایهگذاری دیپلماسی پس از جنگ
دکتر خرازی از ۲۳ فروردین ۱۳۶۸ تا ۸ شهریور ۱۳۷۶ (۱۲ آوریل ۱۹۸۹ تا ۳۰ اوت ۱۹۹۷) به مدت هشت سال نماینده دائم ایران در سازمان ملل متحد در نیویورک بود.
این دوره مصادف با پایان جنگ تحمیلی و آغاز بازسازی در دوران ریاست جمهوری آیتالله اکبر هاشمی رفسنجانی بود. او هدایت هیئتهای ایرانی در کنفرانسهای بینالمللی را بر عهده داشت، معاونت ریاست چندین جلسه مجمع عمومی سازمان ملل را عهدهدار شد و در اجلاس سران محیط زیست و توسعه ریو (۱۹۹۲) شرکت کرد.
یکی از مهمترین دستاوردهای او، تلاش موفق برای محکومیت عراق به عنوان متجاوز جنگ تحمیلی بود؛ اقدامی که در شرایط سکوت یا موضعگیری ناکافی شورای امنیت رخ داد.
خرازی با سخنرانیها و فعالیتهای پشتپرده، نقش کلیدی در تغییر روایت جهانی نسبت به جنگ ایفا کرد و خود در مصاحبهای شخصی این موفقیت را یکی از نقاط برجسته کارنامهاش دانست.
خاطرات آیتالله هاشمی رفسنجانی سند ارزشمندی از این دوره است؛ از جمله دیدار ۲۳ مرداد۱۳۷۰ که خرازی اجازه لابی در آمریکا برای تبیین مواضع رسمی جمهوری اسلامی را خواست و بر هماهنگی کامل با تهران تأکید داشت.
او در بریفینگهای مطبوعاتی پس از مشورتهای شورای امنیت درباره عراق (آوریل ۱۹۹۱) موضع ایران را در قبال پیامدهای جنگ خلیج فارس تبیین کرد و در مجمع عمومی بر مبارزه با تروریسم، خلع سلاح، حقوق بشر از منظر اسلامی و تقویت نقش سازمان ملل در حل اختلافات پافشاری ورزید. نظام دوقطبی را نقدکرد و خواستار رویکردهای چندجانبه و عادلانه شد.
ویژگی بارز دیپلماسی او در این دوره، توازن میان اصول انقلابی و واقعگرایی عملی بود؛ در حالی که خطوط قرمز نظام مانند حمایت از مقاومت و مخالفت با سلطه قدرتهای بزرگ را حفظ میکرد، تصویر ایران را به عنوان کشوری مسئول و خواهان تعامل سازنده معرفی مینمود. این رویکرد در هدایت هیئت ایرانی در کنفرانسهای محیط زیستی و توسعه پایدار مشهود بود، جایی که ایران صدای کشورهای جنوب را تقویت کرد. اتاقهای فکر و رسانههای بینالمللی این دوره را نمونهای از دیپلماسی محتاطانه، اما مؤثر ارزیابی کردهاند که ایران را از انزوای پس از جنگ خارج کرد و زمینه تحولات بعدی سیاست خارجی را فراهم آورد.
دوران نمایندگی او الگویی از تعهد به اصول و انعطاف در تاکتیکها بود و برای دیپلماتهای جوان ایرانی، درس صبر استراتژیک، تبیین دقیق مواضع و دفاع هوشمندانه از حقوق ملت ایران به شمار میرود.
وزارت امور خارجه: شفافیت و واقعبینی در برابر چالشهای جهانی
پس از سازمان ملل، شهیدخرازی در کابینه اول (۲۹ مرداد ۱۳۷۶ تا ۱۰ مرداد ۱۳۸۰) و کابینه دوم رئیسجمهور سیدمحمد خاتمی (۳۱ مرداد ۱۳۸۰ تا ۱۱ مرداد ۱۳۸۴) وزیر امور خارجه شد.
خاطرات آیتالله هاشمی رفسنجانی (۲۱ بهمن ۱۳۸۱) نقل میکند که خرازی وزیر امور خارجه آمد و گفت: «مشکل جدی ما با آمریکا و غرب، بر سر مسئله تکنولوژی هستهای خواهد بود.» او پیشنهاد داد «شفاف و صادقانه برخورد کنیم و تصمیم این باشد که در محدوده استفادههای صلحآمیزباشد و پروتکل الحاقی ۲+۹۳ را هم امضا کنیم و حضور بازرسان آژانس انرژی هستهای رادر همه بخشها بپذیریم.»
دکتر علیاکبرصالحی، نماینده وقت ایران در آژانس، روایت میکند: «آنموقعی که من نماینده ایران در آژانس اتمی بودم، قرار شد دولت پروتکل الحاقی را امضا کند. آقای خرازی که وزیرخارجه بود گفتند شما برو و امضا کن! من گفتم این وضع داخل را چه میکنید؟ گفت، یعنی چی؟ دولت تصمیم گرفته است. گفتم تا شما به من نامه ندهید من نمیروم. در هر صورت نامه زدند و ما هم رفتیم امضا کردیم. کیهان آن زمان چه چیزهایی علیه ما نوشت... بعدها حسین شریعتمداری را دیدم و پرسیدم اینها چه بود؟ گفت اشتباه شد آقای دکتر! من یک کتابی دارم مینویسم و آنجا جبران میکنم.»
این دوره مصادف با پایان جنگ تحمیلی و آغاز بازسازی در دوران ریاست جمهوری آیتالله اکبر هاشمی رفسنجانی بود. او هدایت هیئتهای ایرانی در کنفرانسهای بینالمللی را بر عهده داشت، معاونت ریاست چندین جلسه مجمع عمومی سازمان ملل را عهدهدار شد و در اجلاس سران محیط زیست و توسعه ریو (۱۹۹۲) شرکت کرد.
یکی از مهمترین دستاوردهای او، تلاش موفق برای محکومیت عراق به عنوان متجاوز جنگ تحمیلی بود؛ اقدامی که در شرایط سکوت یا موضعگیری ناکافی شورای امنیت رخ داد.
خرازی با سخنرانیها و فعالیتهای پشتپرده، نقش کلیدی در تغییر روایت جهانی نسبت به جنگ ایفا کرد و خود در مصاحبهای شخصی این موفقیت را یکی از نقاط برجسته کارنامهاش دانست.
خاطرات آیتالله هاشمی رفسنجانی سند ارزشمندی از این دوره است؛ از جمله دیدار ۲۳ مرداد۱۳۷۰ که خرازی اجازه لابی در آمریکا برای تبیین مواضع رسمی جمهوری اسلامی را خواست و بر هماهنگی کامل با تهران تأکید داشت.
او در بریفینگهای مطبوعاتی پس از مشورتهای شورای امنیت درباره عراق (آوریل ۱۹۹۱) موضع ایران را در قبال پیامدهای جنگ خلیج فارس تبیین کرد و در مجمع عمومی بر مبارزه با تروریسم، خلع سلاح، حقوق بشر از منظر اسلامی و تقویت نقش سازمان ملل در حل اختلافات پافشاری ورزید. نظام دوقطبی را نقدکرد و خواستار رویکردهای چندجانبه و عادلانه شد.
ویژگی بارز دیپلماسی او در این دوره، توازن میان اصول انقلابی و واقعگرایی عملی بود؛ در حالی که خطوط قرمز نظام مانند حمایت از مقاومت و مخالفت با سلطه قدرتهای بزرگ را حفظ میکرد، تصویر ایران را به عنوان کشوری مسئول و خواهان تعامل سازنده معرفی مینمود. این رویکرد در هدایت هیئت ایرانی در کنفرانسهای محیط زیستی و توسعه پایدار مشهود بود، جایی که ایران صدای کشورهای جنوب را تقویت کرد. اتاقهای فکر و رسانههای بینالمللی این دوره را نمونهای از دیپلماسی محتاطانه، اما مؤثر ارزیابی کردهاند که ایران را از انزوای پس از جنگ خارج کرد و زمینه تحولات بعدی سیاست خارجی را فراهم آورد.
دوران نمایندگی او الگویی از تعهد به اصول و انعطاف در تاکتیکها بود و برای دیپلماتهای جوان ایرانی، درس صبر استراتژیک، تبیین دقیق مواضع و دفاع هوشمندانه از حقوق ملت ایران به شمار میرود.
وزارت امور خارجه: شفافیت و واقعبینی در برابر چالشهای جهانی
پس از سازمان ملل، شهیدخرازی در کابینه اول (۲۹ مرداد ۱۳۷۶ تا ۱۰ مرداد ۱۳۸۰) و کابینه دوم رئیسجمهور سیدمحمد خاتمی (۳۱ مرداد ۱۳۸۰ تا ۱۱ مرداد ۱۳۸۴) وزیر امور خارجه شد.
خاطرات آیتالله هاشمی رفسنجانی (۲۱ بهمن ۱۳۸۱) نقل میکند که خرازی وزیر امور خارجه آمد و گفت: «مشکل جدی ما با آمریکا و غرب، بر سر مسئله تکنولوژی هستهای خواهد بود.» او پیشنهاد داد «شفاف و صادقانه برخورد کنیم و تصمیم این باشد که در محدوده استفادههای صلحآمیزباشد و پروتکل الحاقی ۲+۹۳ را هم امضا کنیم و حضور بازرسان آژانس انرژی هستهای رادر همه بخشها بپذیریم.»
خاطرات آیتالله هاشمی رفسنجانی (۲۱ بهمن ۱۳۸۱) نقل میکند که خرازی وزیر امور خارجه آمد و گفت: «مشکل جدی ما با آمریکا و غرب، بر سر مسئله تکنولوژی هستهای خواهد بود.»
دکتر علیاکبرصالحی، نماینده وقت ایران در آژانس، روایت میکند: «آنموقعی که من نماینده ایران در آژانس اتمی بودم، قرار شد دولت پروتکل الحاقی را امضا کند. آقای خرازی که وزیرخارجه بود گفتند شما برو و امضا کن! من گفتم این وضع داخل را چه میکنید؟ گفت، یعنی چی؟ دولت تصمیم گرفته است. گفتم تا شما به من نامه ندهید من نمیروم. در هر صورت نامه زدند و ما هم رفتیم امضا کردیم. کیهان آن زمان چه چیزهایی علیه ما نوشت... بعدها حسین شریعتمداری را دیدم و پرسیدم اینها چه بود؟ گفت اشتباه شد آقای دکتر! من یک کتابی دارم مینویسم و آنجا جبران میکنم.»
یکی از سکانسهای طلایی مستند «ایران و غرب» مربوط به اواخر سال ۸۳ است: پس از امتناع غربیها از پذیرش سانتریفیوژهای ایران، اشغال عراق توسط آمریکا و انگلیس و شروع تلفات بالای متحدین، خرازی با لبخند سنگیاش در جلسه غیررسمی به هیئت انگلیسی گفت: «خوب! اوضاع عراق سخت شده، نه؟!»
در آستانه مذاکرات اسلامآباد، کتاب «The English Job» نوشته جک استراو (وزیر خارجه سابق انگلیس) نقل قولی خواندنی دارد:
«مذاکره با ایرانیها مثل خریدن یک ماشین دستدوم است. وقتی بالاخره بر سر قیمت توافق میکنید و چک را میکشید، آنها میگویند: بسیار خب، حالا بیایید در مورد لاستیکها صحبت کنیم. آنها جزو معامله نبودند! و وقتی در مورد لاستیکها توافق میکنید، میگویند: حالا بیایید درمورد فرمان توافق کنیم.» استراو بعدها خرازی را «دوست قدیمی» و مذاکرهکنندهای سختکوش و قاطع خواند و او را عضو همیشگی و ماندگار نظام توصیف کرد که «ایدهای از مذاکره درون دولت ایران» داشت.
نیویورک تایمز نیز به نقل از مقامات ایرانی گزارش داد که خرازی نظارت بر هماهنگی با پاکستان را برای برگزاری نشست احتمالی با ونس، معاون ترامپ، بر عهده داشت.
در آستانه مذاکرات اسلامآباد، کتاب «The English Job» نوشته جک استراو (وزیر خارجه سابق انگلیس) نقل قولی خواندنی دارد:
«مذاکره با ایرانیها مثل خریدن یک ماشین دستدوم است. وقتی بالاخره بر سر قیمت توافق میکنید و چک را میکشید، آنها میگویند: بسیار خب، حالا بیایید در مورد لاستیکها صحبت کنیم. آنها جزو معامله نبودند! و وقتی در مورد لاستیکها توافق میکنید، میگویند: حالا بیایید درمورد فرمان توافق کنیم.» استراو بعدها خرازی را «دوست قدیمی» و مذاکرهکنندهای سختکوش و قاطع خواند و او را عضو همیشگی و ماندگار نظام توصیف کرد که «ایدهای از مذاکره درون دولت ایران» داشت.
نیویورک تایمز نیز به نقل از مقامات ایرانی گزارش داد که خرازی نظارت بر هماهنگی با پاکستان را برای برگزاری نشست احتمالی با ونس، معاون ترامپ، بر عهده داشت.

میراث راهبردی و هماهنگکنندهای بدون جناح
پس از وزارت، آیتالله خامنهای در سال ۱۳۸۵ او را به ریاست شورای راهبردی روابط خارجی منصوب کرد؛ سمتی که تا آخرین لحظات بر عهده داشت. او همچنین عضو دوره نهم مجمع تشخیص مصلحت نظام (۱۴۰۱ تا ۱۴۰۵) بود. خرازی در همه این مسئولیتها به عنوان هماهنگکننده عمل کرد؛ فردی که هیچگاه جناح خاصی را بر اصل نظام ترجیح نداد و همواره بر وحدت داخلی و عزت ملی تأکید ورزید.
اتاقهای فکر غربی او را به عنوان دیپلماتی با توازن اصول و عملگرا توصیف کردهاندکه در سختترین شرایط، منافع ملی را پیگیری میکرد.
کوبه آذقی
اتاقهای فکر غربی او را به عنوان دیپلماتی با توازن اصول و عملگرا توصیف کردهاندکه در سختترین شرایط، منافع ملی را پیگیری میکرد.
کوبه آذقی
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟




