سرعت شدید فروپاشی آمریکا ازنگاه نویسنده آمریکایی

در چشم تحلیلگران جهانی، عصر پساآمریکایی آغاز شده است. قطبنمای سیاسی از تعادل خارج شده و نابرابری اقتصادی به حالت انفجار رسیده است.
به گزارش تابناک به نقل از فارس؛ رسانه ها و اندیشمندان بینالمللی این بحران را یک روند ساختاری میدانند و مشغول فهرستبندی دلایل زوال آمریکا و پایان نظم آمریکایی هستند. برخی از این نظریات را بازخوانی و مرور می کنیم:
جان مرشایمر: آمریکا از درون در حال فروپاشی است
«جان مرشایمر» نظریهپرداز «رئالیسم تهاجمی» چندی پیش در اظهاراتی ویدیویی در یوتیوب تصریح می کند، آمریکا در حال فروپاشی از درون است و با سرعت به سمت «خودکشی» پیش میرود.
این نظریهپرداز برجسته آمریکایی گفت: ما شاهد ازهم گسیختن امپراتوری آمریکا هستیم؛ نه از بیرون، بلکه از درون؛ فرایندی که بهواسطه آمیزهای آشفته از غرور امپراتوری و ناتوانی دیپلماتیک پیش میرود؛ آمیزهای که اگر پیامدهایش تا این اندازه هولناک و پرمخاطره نبود، میتوانست مضحک به نظر برسد... مفهوم حاکمیت که سنگبنای نظام بینالملل است آشکارا از سوی واشنگتن به سخره گرفته میشود. پیامی که به هر پایتخت اروپایی مخابره میشود، روشن است. ایالات متحده دیگر شما را شریکانی در یک سازوکار امنیت جمعی نمیبیند. شما را دولتهای تابعی میبیند که قلمرو و منابعشان، اگر قیمت مناسب باشد یا فشار به اندازهی کافی بالا رود، قابل تملک است.
مرشایمر با بیان اینکه با دانمارک بر سر سرزمینی که از نظر حقوقی نمیتوانیم تصاحبش کنیم، درگیر میشویم، خاطرنشان می کند: بریتانیاییها را وادار میکنیم بهدلیل رفتار شبهعدالتخواهانهی ما در آبهای آزاد، از دستگاه اطلاعاتیمان جدا شوند. ائتلافی را که برای مهار چین به آن نیاز داریم، از هم میگسلانیم. شی جینپینگ و ولادیمیر پوتین اگر هم میخواستند، نمیتوانستند سناریویی بهتر از این بنویسند. آنها نظارهگر ازهمدریدگیِ غرب هستند... اگر اروپاییها به این نتیجه برسند که آمریکا دیگر شریک قابل اعتمادی نیست یا بدتر از آن، تهدیدی غارتگر برای تمامیت ارضی آنهاست شروع به پوشش ریسک خواهند کرد. بهدنبال خودمختاری راهبردی خواهند رفت. تجارت خود را متنوع خواهند کرد.
وی می گوید: ما در حال فاصله گرفتن از ساختارهای همکاریای هستیم که ثبات جهان را حفظ میکنند؛ ساختارهایی مانند ناتو و سازمان ملل متحد. اما در عین حال، هر جا که صلاح بدانیم، بهصورت تهاجمی و یکجانبه ــ چه از نظر نظامی و چه دیپلماتیک ــ مداخله میکنیم، بدون آنکه از مشروعیت یا حمایت متحدان برخوردار باشیم. این وضعیت، ایالات متحده را در موقعیتی آسیبپذیر قرار میدهد. ما بیشازحد درگیر شدهایم، از پشتیبانی کافی برخوردار نیستیم و هرچه بیشتر ــ حتی در نگاه دوستانمان ــ بهعنوان یک دولت مطرود دیده میشویم. مالیاتدهنده آمریکایی هزینه ارتشی را میپردازد که به شیوههایی به کار گرفته میشود که امنیت ما را کاهش میدهد، نه افزایش.
این نظریهپرداز برجسته آمریکایی معتقد است: ما وارد دورهای از بیثباتی عمیق میشویم. قواعد بازی در حال بازنویسیاند؛ نه از راه اجماع، بلکه با زور عریان و خطاهای فاحش. خطر جنگ رو به افزایش است؛ نه لزوماً چون کسی خواهان جنگ جهانی است، بلکه چون وقتی نردههای محافظ دیپلماسی را برمیدارید، وقتی کانالهای تبادل اطلاعات را خاموش میکنید، و وقتی استراتژی را با تصمیمهای آنی و احساسی جایگزین میکنید، حادثه اجتنابناپذیر میشود... جهان به انبار باروت تبدیل شده است. ایالات متحده که زمانی آتشنشان بود، اکنون با شعلهافکن در حال دویدن است. این تغییر، بر تکتک شهروندان آمریکایی اثر میگذارد... نخبگان حاکم یا خریداری شدهاند یا مرعوب. ما بهسوی صخرهها رانده میشویم و ناخدا بهجای تمرکز بر نجات کشتی، با خدمه بر سر اینکه چه کسی بهترین کابین را داشته باشد، مشغول جر و بحث است؛ آن هم در حالی که بدنه کشتی در حال شکافتن است.
مرشایمر تاکید میکند: آمریکا به قدرتی غیرقابل پیشبینی، تهاجمی و منزوی تبدیل میشود و در دنیای بیرحم سیاست بینالملل، انزوا مقدمه شکست است. ما داریم خودمان را مات میکنیم. ما با نابود کردن ائتلافهایی که میتوانستند به پیروزیمان در جنگ کمک کنند، خود را برای جنگ آماده میکنیم. این راهبردی است از جنس خودکشی که در لباس قدرت پنهان شده است.
فوکویاما: هژمونی آمریکا در جهان به پایان رسیده است
«فرانسیس فوکویاما» نظریهپرداز و متخصص روابط بینالملل آمریکایی نیز در سال 1400 با اعتراف به پایان هژمونی جهانی آمریکا، نوشت، پایان دوران آمریکا خیلی زود فرا رسید و اگر نتواند مشکلات داخلی را حل کند، دیگر در جهان أثرگذار نخواهد بود.
فوکویاما خطرنشان می کند: آمریکا از جهان رویگردان شده است. با این حال در حقیقت، پایان دوران آمریکا خیلی زودتر از موعد رسیده بود. سرچشمههای قدیمی ضعف و افول آمریکا بیشتر داخلی است تا بینالمللی... چالش بسیار بزرگتر برای جایگاه جهانی آمریکا، چالش داخلی است.
این تحلیلگر آیندهنگر آمریکایی همچنین می نویسد: جامعه آمریکا عمیقاً دو قطبی شده است... این دوقطبی شدن بر سر مسائل مربوط به سیاست های مرسوم مانند مالیات و سقط جنین آغاز شد، اما از آن زمان به یک مبارزه تلخ بر سر هویت فرهنگی تبدیل شده است... قطبی شدن، مستقیماً بر سیاست خارجی تأثیر گذاشته است در دوران ریاست جمهوری باراک اوباما، جمهوری خواهان موضعی جنگ طلبانه اتخاذ کردند و دموکراتها را به دلیل آغاز مجدد [روابط با] روسیه و ادعای سادهلوحی در مورد ولادیمیر پوتین سرزنش کردند. دونالد ترامپ با در آغوش گرفتن آقای پوتین جدول را برگرداند و امروز تقریباً نیمی از جمهوریخواهان معتقدند که دموکراتها تهدیدی بزرگتر از روسیه برای سبک زندگی آمریکایی هستند.
فارینپالیسی: قرن ضدآمریکایی آغاز شده است
همچنین، «فارینپالیسی»، نشریه معتبر سیاست خارجی آمریکا این دیدگاه را مطرح میکند که رؤیای «قرن جدید آمریکایی» در واقع به کابوس «قرن ضدآمریکایی» تبدیل شده است. این در حالی است که «قرن جدید آمریکایی» عبارتی است که آمریکایی ها نامگذاری کرده بودند.
استفان والت: نظم جهانی کهن که با رهبری آمریکا شکل گرفته بود اکنون فروپاشیده است
استفان والت، نظریه پرداز روابط بین الملل نیز در سال 1399 نوشت: نظم جهانی کهن که با رهبری آمریکا شکل گرفته بود اکنون فروپاشیده است... بهرغم دهها سال تسلط جهانی، آمریکا در خانه موفق نبوده است. استانداردهای زندگی به مانند بسیاری از کشورها رشد نکرده و نژادپرستی همچنان به قوت خود باقی است. امروز نه لحظه استثناگرایی آمریکایی بلکه لحظه فروتنی آمریکایی است. لحظهای که آمریکا میپذیرد مانند هر کشور دیگری یک کشور عادی است. پایان قرن آمریکایی فرصتی برای احیای آن چیزهایی است که از دست رفتهاند. این یک تراژدی نیست بلکه آغاز یک فصل جدید است.
نشنال اینترست: آمریکا دیگر قدرت برتر نیست
همچنین، نشریه نشنال اینترست 7 فاکتور را ذکر کرده بود که بر اساس آن دیگر آمریکا تک قطب و قدرت برتر نیست.
این هفت فاکتور به ترتیب عبارتند از: قابلیت آمریکا در غلبه یافتن در مداخلات نظامی گسترده و طولانی مدتش در افغانستان و عراق. پاسخ غیرموثر آمریکا به تصرف خاک گرجستان در سال 2008 و تصرف خاک اوکراین در سال 2014 از سوی روسیه. واگذاری ابتکار عمل از سوی آمریکا به دیگر قدرتهای خارجی (روسیه، ایران یا ترکیه) در نزاعهای مداوم پسا 2011 در سوریه، لیبی و یمن. ناتوانی آمریکا در پیش گیری از ظهور یک چین هر چه قدرتمندتر و ادعاهای دریایی گسترده جسورانه آن در دریای چین جنوبی و دریای چین شرقی و همچنین افزایش نفوذ پکن در سطح جهانی با ابتکار عمل کمربند و جاده. تلاشهای ناموفق واشنگتن برای نزدیکی به دشمنان آمریکا (همانطور که دونالد ترامپ به طور خاص در قبال کره شمالی و حتی ایران تلاش کرد). تلاشهای ناموفق واشنگتن برای برحذر داشتن همپیمانان آمریکا از همکاری با دشمنان آمریکا. برنامه خروج نظامی آمریکا در سال 2021 از افغانستان و همچنین این اعلامیه که آمریکا به نقش رزمی خود در عراق تا پایان 2021 پایان میدهد؛ جدیدترین نشانهها از این است که جهان تک قطبی تحت تسلط آمریکا (چنانچه واقعا تا کنون وجود داشته) رو به پایان است.
فارن افرز: هیچ کشوری در دنیا به آمریکا اعتماد ندارد
نشریه آمریکایی «فارنافرز» نیز در گزارشی با عنوان «متحدان آمریکا در جستوجوی پلن B» تاکید کرد: دیگر هیچ کشوری در جهان و حتی متحدان، به آمریکا اعتماد ندارند دوران اتکا به آمریکا برای حفظ نظم جهانی تمام شده است.
این نشریه آمریکایی تصریح کرد: ایالات متحده دیگر به عنوان رهبر قابل اعتماد جهانی عمل نمیکند و متحدان باید به سرعت گزینههای جایگزین و برنامههای مستقل برای امنیت و اقتصاد خود ایجاد کنند. هرگونه اعتماد مطلق به آمریکا، ناامیدکننده و خطرناک است.
آنچه از این گزارشها برمیآید، این واقعیت است که امروز دیگر فروپاشی آمریکا یک واقعیت در بطن جامعه آمریکایی است. ابرقدرتی که روزی با شعار آزادی و عدالت، شرارت میکرد، اکنون زیر بار تناقضهای خود خم شده است.
نژادپرستی مزمن، اقتصاد بدهکار، نظام سیاسی فلج و فرهنگ فردگرایی افسارگسیخته، پایههای این بنا را از درون متزلزل ساخته اند. باور مردم به رؤیای آمریکایی؛ اکنون به یک افسانه مرده بدل شده است.
پایان آمریکا آغاز شده و به سرعت پیش می رود و جهان به نظاره فروپاشی آمریکا نشسته است.
اعتراف تحلیلگران آمریکایی و اروپایی، گواهی تاریخی بر درستی تحلیلهای جبهه انقلاب اسلامی است؛ انقلابی که آمریکا مقابل اقتدار و پیشرفت آن زانو زده است و برای پوشاندن این حقیقت، ناوهایش را نمایش میدهد.
جریان انقلاب اسلامی سالها پیش از ضعف ذاتی و بحران ساختاری تمدن غرب سخن گفته بود. اکنون بسیاری از ناظران بینالمللی بر این باورند که نظم نوین جهانی با محوریت قدرت جبهه مقاومت در حال شکلگیری است.



