پایان یک توهم اقتصادی

مسئله اصلی دقیقاً از همینجا شروع میشود که ارز ترجیحی ذاتاً یک سیاست ضدشفاف است، نه صرفاً یک ابزار حمایتی بد اجراشده. این سیاست بر یک پیشفرض غلط بنا شده بود؛ اینکه میتوان از بالای زنجیره، رفاه را به انتهای آن تزریق کرد. درحالیکه اقتصاد سیاسی ایران نشان داده هر جا شکاف اطلاعاتی، تعدد بازیگران و امکان واسطهگری وجود دارد، یارانه قیمتی بهطور سیستماتیک به رانت تبدیل میشود. نکتهای که عامدانه یا از سر ناتوانی نادیده گرفته میشود این است که ارز رانتی ترجیحی نهتنها تورم را مهار نکرد، بلکه با افزایش کسری بودجه و تشدید انتظارات تورمی، خود به عامل بیثباتی بدل شد. این دقیقاً همانجایی است که خطای سیاستگذار عیان میشود؛ دفاع از ابزاری که هم ناکارآمد است و هم فسادزا، فقط به این دلیل که حذف آن شجاعت سیاسی میخواهد.
در مقابل، اقدام شجاعانه رئیسجمهور در ارائه «کالابرگ» بر یک منطق کاملاً متفاوت استوار است؛ تفکیک «حمایت اجتماعی» از «دستکاری قیمت». کالابرگ بهجای آنکه بازار را مختل کند، مستقیماً قدرت خرید را هدف میگیرد و از همین رو، هم هزینه کمتری برای دولت دارد و هم نشتی منابع را به حداقل میرساند. نکتهای که عامدانه یا از سر ناتوانی نادیده گرفته میشود این است که مخالفت با کالابرگ، در عمل دفاع از همان سیاستهای غیرمستقیمی است که بارها شکست خوردهاند. حمایت از کالابرگ یعنی پذیرش این اصل بدیهی که فقر با ارزانسازی صوری درمان نمیشود؛ با تضمین دسترسی درمان میشود. به تعبیری «راهِ خطا را اگر هزار بار هم بزنی، صواب نمیشود.» کالابرگ، تغییر راه است نه تکرار آن. امیدوارم این مسیر ادامه یابد و ارائه کالابرگ ریالی به کالابرگ کالایی (با کیفیت) استمرار یابد که از نوسانات تورمی فاصله بگیرد.
نکتهای که عامدانه یا از سر ناتوانی نادیده گرفته میشود این است که ارز ترجیحی هرگز به نفع طبقات ضعیف طراحی نشد، حتی اگر نیت اولیه چنین بوده باشد. تجربه نشان داد که این سیاست، منابع عمومی را پیش از رسیدن به مردم، در ایستگاههای خاص متوقف میکند. مرغ و روغنی که با ارز ارزان وارد شد؛ اما با قیمت آزاد فروخته شد، دارویی که روی کاغذ، یارانه داشت اما در بازار نایاب بود و نهادهای که سهمش به دلال رسید نه تولیدکننده، همه نشانههای یک سیاست شکستخوردهاند.
در این بستر است که حرکت مدبرانه در ارائه «کالابرگ» و حذف «رانت ارز ترجیحی» معنا پیدا میکند. «حمایت از کالابرگ» یعنی پایان دادن به سیاستگذاری غیرمستقیم و رساندن منفعت به خودِ شهروند. یعنی دولت دیگر با قیمتها نمایش اجرا نمیکند، بلکه مسئولیت دسترسی را میپذیرد. به تعبیری عالمانه «عدالت با نیت خیر زاده نمیشود؛ با سازوکار درست متولد میشود.»
این دقیقاً همانجایی است که خطای سیاستگذار عیان میشود؛ آنجا که حذف رانت را ضد مردم معرفی میکند؛ اما از بقای رانت، برای سیاستورزی بهره میبرد. تجربه جهانی بارها نشان داده که هیچ اصلاح اقتصادی بدون حذف امتیازهای پنهان به سرانجام نرسیده است؛ از اصلاح یارانه انرژی گرفته تا بازتوزیع مستقیم منابع. در حاشیه، این موضوع مهم را اشاره کنم که اگر قرار است این مسیر به انحراف نرود، علاوه بر توجه به سازوکار اقتصاد آزاد، ناگزیر باید از ابزارهای شفافساز هم بهره گرفت. اقتصاد دیجیتال و حکمرانی داده، نه بهعنوان هدف، بلکه بهمثابه تضمین اجرا اهمیت دارند؛ تا منابع حذفشده از رانت، واقعاً به مقصد برسند و دوباره در میانه راه گم نشوند؛ همینقدر و نه بیشتر.
بنده بهعنوان منتقد جریان سیاسی حاکم بر دولت بر این باورم که ایستادن پای این تصمیم، هزینه دارد؛ و دقیقاً به همین دلیل است که باید آن را اجتماعی و مردمی فهمید، نه صرفاً اقتصادی و سیاسی. امروز دیگر نمیتوان پشت عناوین فنی پنهان شد. همه جریانها موظفند پزشکیان را در این امر حمایت کنند؛ چون عقبنشینی از این نقطه، بازگشت بیپرده به اقتصاد امتیازمحور و رانتخوار است. برایند این مسیر چیزی جز انباشت هزینههای بدون بازده نیست، اگر این اصلاح نیمهکاره رها شود؛ اما اگر حذف رانت، کالابرگ و حداقلی از شفافیت اجرایی کنار هم نگه داشته شوند، میتوان امید داشت که این بار، اصلاح اقتصادی نه یک مانور، بلکه یک نقطه عطف باشد.
کارشناس اقتصاد دیجیتال و حکمرانی داده
حالا بماند که خود نظریه هم جای تامل و اما و اگر بسیار دارد
مگر نه اینکه هدف نهایی هر سیاستی، افزایش رفاه مردم است؟ اینکه شما ارز ترجیحی را حذف می کنید و قدرت خرید مردم را به بهانه حذف رانت کاهش می دهید، سیاستی به نفع مردم است یا به ضرر مردم؟
در ثانی، دولت مابه التفاوت چند قلم جنس را بصورت نقدی به مردم داده و ارز ترجیحی آنها را حذف می کند. پس تکلیف چند صد قلم کالای دیگری که گران می شود چه می شود؟ مابه التفاوت آن را چه کسی به مردم پرداخت خواهد کرد؟ تکلیف تورم مازاد ناشی از این گرانی ها چه خواهد شد؟
و در نهایت، این توده مردم هستند که از حذف ارز ترجیحی ضرر کرده و قدرت خریدشان ضعیف تر از قبل می شود
مهمونی از جیب مردم برای مردم تموم شد.
دیگه هر کس مهمون جیب خودشه
و این خیلی خوبه




