نشست پاستور، نخستين گام براي انتخابات مجلس
حسن غفوريفرد
کد خبر: ۱۳۵۰۲۲
| | 2314 بازدید
سرویس مجلس تابناک: دكتر حسن غفوريفرد، از جمله چهرههاي باسابقه عضو جمعيت موتلفه است كه علاوه بر فعاليتهاي حزبي، در عرصه پارلمان نيز فعال است. عضو سابق هيات رئيسه مجلس هشتم، در ماههاي اخير اگرچه كمتر درباره مسائل جاري جريان اصولگرا مانند وحدت سخن گفته است ولي آنچنان كه روايت ميكند، سخت مشتاق است كه چنين مباحثي قوام بگيرد و هر چه زودتر، تلاشهاي جاري به سامان برسد. غفوريفرد با اشاره به نشست اخير پاستور، از تلاشهاي همسويي خبر ميدهد كه اين روزها در جريان است تا در آستانه انتخابات مجلس، بار ديگر وحدت اصولگرايان، منجر به توفيق حداكثري اين جريان شود.
آقاي غفوريفرد، چند وقت پیش گفته بودید جامعه اسلامی مهندسین، ورزشکاران، دانشجویان و اصناف به اضافه موتلفه قصد دارند یک حزب جدید تشكيل بدهند. اخيرا آقای باهنر هم گفتهاند جبهه متحد اصولگرایان را میخواهند با یک عنوان دیگر احیاء بکنند، آیا ارتباطی میان این دو موضوع وجود دارد؟
من نمیدانم آقای باهنر چه گفتهاند، اما حرف من این بود که در حال حاضر 220 یا 230 حزب و گروه سیاسی مختلف در مملکت فعال است، طبیعتا این مقدار فعالیت نمیتواند دارای عمق باشد، مقدار زیادی همپوشانی با هم دارند و امکانات میان اینها تقسیم میشود، اما وقتی یک حزب فراگیر تشكيل شود، اين مشكلات حل ميشود. در کنگره دو سال قبل جامعه مهندسین هم شورای مرکزی موظف شد که اقداماتی جهت ایجاد یک حزب فراگیر انجام دهد اما به دلیل مسائل مربوط به انتخابات سال 88، کمتر به ادامه این کار توجه شد. البته از پيشنهاد بنده هم ظاهرا استقبال زیادی نشد، من هم پیگیری نکردم و به احتمال زیاد تا انتخابات مجلس نهم هم با توجه به اقدامات زیادی که در حال انجام است، اینکار به نتیجه نمی رسد.
بحث جبهه فراگير را در ماههاي اخير به نوعي آقای عسکراولادی دنبال ميكنند. ايشان سخن از جبههاي گفتهاند كه يك سر آن احمدينژاد است و سوي ديگر، هاشميرفسنجاني...
آنچه آقای عسکراولادی گفتهاند تا آنجا که من میدانم این نیست که ما تشکیل یک جبهه بدهیم، ایشان گفتهاند آنچه که میان اصولگرایان مطرح است این است که هم آقاي احمدینژاد در اصولگرایی تعریف میشود و هم آقای هاشمی رفسنجانی. در اين ميان، تعریف آقای هاشمی از اصولگرایی به گونهای است که تقریبا همه در اصولگرایی میگنجند و تعریف دقیق آقای احمدینژاد از اصولگرایی به گونهای است که بجز خودشان و چند نفر دیگر کسی در این میان نمیگنجد. آقای عسکراولادی میگوید هیچکدام از این دو تعریف برای ما ملاک نیست، بلکه آنچه برای ما ملاک است، تعریف رهبری است. یعنی تعریف دقیق اصولگرایی که من هم به آن معتقدم، چیزی میان این دو است و کسانی که به اصول اولیه محکمات انقلاب یعنی اسلام حکومتی و حکومت اسلامی و نیز امام و رهبری و قانون اساسی معتقدند طبق سفارش رهبری به جذب حداکثری و دفع حداقلی جزو اصولگرایان محسوب میشوند، اما کسی که نسبت به اینها شبهه داشته باشد، خارج از دایره اصولگرایی است.
در مقابل اين بحث شما، بحث اصولگراي ناب و غيرناب مطرح شده است، تحليل شما از اين رويكرد چيست؟
آن بحث را باید از خود آقای حسینیان بپرسید، اما من میگویم که اصولگرایی چنین چارچوبهایی دارد، مثل اینکه همه مسلمانان و شیعیان که در برابر خدا یکسان نیستند. اصولگرایی هم به همین صورت است که گفتم. بعضیها به مبانی نزدیکترند، بعضیها دورتر. مبانی را هم مقام معظم رهبری تعیین میکنند و این میتواند فصلالخطاب همه باشد.
آقاي دكتر، در حاشيه همه اين رويكردهايي كه درباره وحدت اصولگرايان مطرح ميشود، يك نكته به چشم ميخورد. اگر بحث وحدت براي حصول توفيق در انتخابات مجلس و به دست گرفتن مجدد قوه مقننه است. خوب! الان قوه مقننه و مجريه در اختيار اصولگرايان است ولي چالشهاي زيادي مطرح است. منظورم اين است كه تقليل اين بحثها به موضوع انتخابات، در حالي كه مسائل مهمتري مانند اداره امور كشور مطرح است، درست است؟
برای ما همیشه بحث وحدت از انتخابات مهمتر بوده است، وگرنه همینطور که شما گفتید هر سه قوه در اختیار اصولگرایان است اما وحدت بحثی است که حضرت امام (ره)، همواره بر روی آن تاکید میکردند و عمده بحث ایشان کلمه توحید و توحید کلمه بود و این مباحث هم در اداره کشور و هماهنگی خط مشیها موثر خواهد بود.
با وجود اين اهميت، وحدت در سطح كلان به خوبي پيش نميرود، علت چيست؟
لزوما اینگونه نیست که وقتی از وحدت سخن میگوییم، حتما موانعی هم سر راه این وحدت وجود داشته باشند، البته ممکن است موانعی هم وجود داشته باشد اما در حال حاضر اصولگرایان از وحدت خوبی برخوردار هستند. در انتخابات مجلس هشتم با وحدت خوبی وارد شدیم یا در مجلس هفتم در مهمترین نقطهای که پایگاه اصلاحطلبان بود، از لیست 30 نفره تهران 29 نفر اصولگرا رای آوردند که از این بهتر نمیشد.
منظورم اختلافات فعلی قوای مجریه و مقننه است...
به نظر من این چیزها خیلی طبیعی است، بالاخره دو برادر هم ممکن است با روشهای هم اختلاف داشته باشند، مثلا در همین هدفمندکردن یارانهها یک نظر این است که اگر به یکباره، قیمت را آزاد کنید، ممکن است یک شوک اقتصادی غیرقابل تحمل به جامعه وارد شود، اما نظر دیگری میگوید اگر این طرح پله پله اجرا شود، ممکن است مجموع فشار آن از اجرای یکباره بیشتر است. بنابراین بسیار طبیعی است که اختلاف وجود داشته باشد. این در هر کاری ممکن است اتفاق بیفتد و این دلیل عدم وحدت نمیشود. ضمن اینکه اگر مشکل خاصی هم پیش بیاید، همیشه سخنان مقام معظم رهبری فصلالخطاب است كه در همین برنامه پنجم هم این اتفاقات افتاد و در مجموع برای اداره مملکتی به این عظمت و این مسائلی که در داخل و خارج دارد، این موضوع طبیعی است.
برخي بر اين اعتقادند كه چون سطح اين اختلافات بيش از حد شده است، تلاشهايي مانند جلسه 30 نفرهای که در پاستور تشکیل شد، صورت گرفت.
نه، قضیه به این صورت بود که شبیه آن کاری که در مورد مجلس هشتم صورت گرفت، انجام بشود که گروه 6+5 مطرح شد. این هم همان روشی بود که برای رسیدن به نتایجی درباره انتخابات در پیش گرفته شد و آقای احمدینژاد 29 نفر را به علاوه خودشان که 30 نفر شدند دور هم جمع کردند تا برای انتخابات تصمیمگیری شود و این صحبت شد که اگر اینبار هم بخواهیم موفقیت مجلس هشتم تکرار شود، باید چه اقداماتی انجام دهیم. احمدینژاد هم گفت من که نمیتوانم بیایم ولی آقایان حداد، ولایتی و عسگراولادی هستند و اینها میتوانند مقدمات انتخابات مجلس نهم را هماهنگ کنند، در واقع اولین جلسه هماهنگی برای انتخابات مجلس نهم بوده است.
برخي فعالیتهای انتخاباتی برای مجلس نهم را از الان زود دانستند، شما چنین اعتقادی ندارید؟
برای تبلیغات شاید زود باشد اما فعالیتهای انتخاباتی در همه جای دنیا از یکسال قبل از انتخابات شروع میشود. دقت کنید که مهمترین کار یک تشکل سیاسی انتخابات است. ممکن است عدهای بگویند چون اصلاحطلبان به عنوان رقبای اصولگرایان نمیتوانند حضور پررنگی در انتخابات داشته باشند، نبايد فعاليتها را الان شروع كرد، ولي من معتقدم چه اصلاحطلبان بیایند و چه نیایند وحدت میان اصولگرایان امری مهم و حیاتی است. مسئله دیگر که مقام معظم رهبری همواره روی آن تاکید دارند، حضور حداکثری مردم در انتخابات است. بنابراين بايد همه اين تمهيدات انديشيده شود.
به اصلاحطلبان اشاره کردید. فکر میکنید با توجه به وضعیت فعلی آنها به چه صورتی میتوانند در انتخابات شرکت کنند؟
بستگی دارد خودشان چه تصمیمی میخواهند بگیرند، اینکه میخواهند فعال باشند یا نه و اینکه بالاخره پرچمدار این حرکت آنها چه کسی خواهد بود اما در حال حاضر به نظر میرسد. آنها یک مقدار زیادی دچار تشتت و اختلاف داخلی هستند و هنوز نتوانستهاند، بعد از فتنه سال 88 به یک جمعبندی برسند و اگر انتخابات مثلا همین هفته بود، نمیتوانستند به جمعبندی برسند اما تا سال آینده باید منتظر ماند و دید که چه میکنند و اگر بتوانند خودشان را جمع کنند و چهرههای تندرو را کنار بزنند و با چهره های جوانتر شرکت کنند، میتوانند در انتخابات موثر باشند و علاقه ما هم این است که همه گرایشها در چارچوب نظام در انتخابات باشند، اینکه چه کسی رای میآورد را مردم انتخاب میکنند اما انتخابات یکطرفه هم خیلی نمیپسندیم.
اگر موافق باشيد، به بحث حزب موتلفه بپردازيم. چندي پيش اعلام شد كه موتلفه دنبال قدرت نيست. اگر اينطور هست، براي چه موضوعي سياستورزي ميكنيد؟ به نظر ميرسد اين اظهارات، بيشتر نوعي عدم اعتماد به نفس را ميرساند؟
اصولا هر حزب سیاسی که تشکیل میشود برای کسب قدرت است اما کسب قدرت برای ما هدف نیست، قدرت وسیلهای است برای پیادهکردن اندیشههای اسلامی، ضمن اینکه همین الان آقای احمدینژاد، کاندید حزب موتلفه هم بوده است. خود من دوبار کاندید شدم و در هیچکدام از این دوبار من حتی امید هم نداشتم که بتوانم رای بیاورم یکبار زمان کاندیداتوری مقام معظم رهبری بود و یکبار هم سال 80 . در سال 60 دلیل من این بود که میخواستم خطر ترور مقام معظم رهبری کم شود و مرحوم ربانی املشی به من توصیه کرد که خوب نیست فقط یک نفر کاندید شود. ضمن اینکه کاندیداتوری دیگران خطر ترور را کمتر میکند، دفعه دومی هم که من کاندید شدم، معلوم بود آقای خاتمی رای می آورد.
ولی خیلی فعال بوديد؟
بله، ما تبلیغات میکردیم اما در عین حال میدانستیم آقای خاتمی رای میآورد، حتی قبل از انتخابات، آقای هاشمی از من پرسیدند فکر میکنید چقدر رای میآورید، گفتم اگر همه کمک کنند ما 4 یا 5 میلیون رای میآوریم که همین رای میان کاندیداها تقسیم شد. اما موتلفه اصولا روش و منشش این است که انتخاب شایسته، حالا اگر این آدم درون موتلفه بود که هیچ وگرنه هر که از بیرون حزب بود، برای ما شایستگی مهم است. بنابراين ما صد در صد اعتماد به نفس داریم، اما اگر کسی پیدا شد که اصلحتر از ما بود، از او حمایت می کنیم.
در واقع بیشتر ترجيح ميدهيد كه پشتپرده را مديريت كنيد..
خير، ما در متن حوادث هستیم که این مربوط به امروز نمیشود و قبل از انقلاب هم ما در متن مبارزات علیه شاه بودیم، ما صد در صد در متن هستیم اما روشمان با گروههای سیاسی مختلف فرق دارد. ما در کنگره 3 سال قبل یکی از شعارهایمان جوانگرایی بود و در حال حاضر هم در شورای مرکزی حزب موتلفه تقریبا یک سوم افراد جوانان حتی زیر 40 سال هستند و این روند را هم ادامه میدهیم. در حال حاضر شاخه دانشجویی ما فعال است و اصرار موتلفه بر جوانگرایی است و این روند را هم انشاءالله ادامه خواهیم داد. در مجموع ميخواهم تاكيد كنم روش ما این نیست که الزاما افرادی که انتخاب میشوند، از درون موتلفه باشند. مهم برای ما انتخاب اصلح است.
منبع: تهران امروز
آقاي غفوريفرد، چند وقت پیش گفته بودید جامعه اسلامی مهندسین، ورزشکاران، دانشجویان و اصناف به اضافه موتلفه قصد دارند یک حزب جدید تشكيل بدهند. اخيرا آقای باهنر هم گفتهاند جبهه متحد اصولگرایان را میخواهند با یک عنوان دیگر احیاء بکنند، آیا ارتباطی میان این دو موضوع وجود دارد؟
من نمیدانم آقای باهنر چه گفتهاند، اما حرف من این بود که در حال حاضر 220 یا 230 حزب و گروه سیاسی مختلف در مملکت فعال است، طبیعتا این مقدار فعالیت نمیتواند دارای عمق باشد، مقدار زیادی همپوشانی با هم دارند و امکانات میان اینها تقسیم میشود، اما وقتی یک حزب فراگیر تشكيل شود، اين مشكلات حل ميشود. در کنگره دو سال قبل جامعه مهندسین هم شورای مرکزی موظف شد که اقداماتی جهت ایجاد یک حزب فراگیر انجام دهد اما به دلیل مسائل مربوط به انتخابات سال 88، کمتر به ادامه این کار توجه شد. البته از پيشنهاد بنده هم ظاهرا استقبال زیادی نشد، من هم پیگیری نکردم و به احتمال زیاد تا انتخابات مجلس نهم هم با توجه به اقدامات زیادی که در حال انجام است، اینکار به نتیجه نمی رسد.
بحث جبهه فراگير را در ماههاي اخير به نوعي آقای عسکراولادی دنبال ميكنند. ايشان سخن از جبههاي گفتهاند كه يك سر آن احمدينژاد است و سوي ديگر، هاشميرفسنجاني...
آنچه آقای عسکراولادی گفتهاند تا آنجا که من میدانم این نیست که ما تشکیل یک جبهه بدهیم، ایشان گفتهاند آنچه که میان اصولگرایان مطرح است این است که هم آقاي احمدینژاد در اصولگرایی تعریف میشود و هم آقای هاشمی رفسنجانی. در اين ميان، تعریف آقای هاشمی از اصولگرایی به گونهای است که تقریبا همه در اصولگرایی میگنجند و تعریف دقیق آقای احمدینژاد از اصولگرایی به گونهای است که بجز خودشان و چند نفر دیگر کسی در این میان نمیگنجد. آقای عسکراولادی میگوید هیچکدام از این دو تعریف برای ما ملاک نیست، بلکه آنچه برای ما ملاک است، تعریف رهبری است. یعنی تعریف دقیق اصولگرایی که من هم به آن معتقدم، چیزی میان این دو است و کسانی که به اصول اولیه محکمات انقلاب یعنی اسلام حکومتی و حکومت اسلامی و نیز امام و رهبری و قانون اساسی معتقدند طبق سفارش رهبری به جذب حداکثری و دفع حداقلی جزو اصولگرایان محسوب میشوند، اما کسی که نسبت به اینها شبهه داشته باشد، خارج از دایره اصولگرایی است.
در مقابل اين بحث شما، بحث اصولگراي ناب و غيرناب مطرح شده است، تحليل شما از اين رويكرد چيست؟
آن بحث را باید از خود آقای حسینیان بپرسید، اما من میگویم که اصولگرایی چنین چارچوبهایی دارد، مثل اینکه همه مسلمانان و شیعیان که در برابر خدا یکسان نیستند. اصولگرایی هم به همین صورت است که گفتم. بعضیها به مبانی نزدیکترند، بعضیها دورتر. مبانی را هم مقام معظم رهبری تعیین میکنند و این میتواند فصلالخطاب همه باشد.
آقاي دكتر، در حاشيه همه اين رويكردهايي كه درباره وحدت اصولگرايان مطرح ميشود، يك نكته به چشم ميخورد. اگر بحث وحدت براي حصول توفيق در انتخابات مجلس و به دست گرفتن مجدد قوه مقننه است. خوب! الان قوه مقننه و مجريه در اختيار اصولگرايان است ولي چالشهاي زيادي مطرح است. منظورم اين است كه تقليل اين بحثها به موضوع انتخابات، در حالي كه مسائل مهمتري مانند اداره امور كشور مطرح است، درست است؟
برای ما همیشه بحث وحدت از انتخابات مهمتر بوده است، وگرنه همینطور که شما گفتید هر سه قوه در اختیار اصولگرایان است اما وحدت بحثی است که حضرت امام (ره)، همواره بر روی آن تاکید میکردند و عمده بحث ایشان کلمه توحید و توحید کلمه بود و این مباحث هم در اداره کشور و هماهنگی خط مشیها موثر خواهد بود.
با وجود اين اهميت، وحدت در سطح كلان به خوبي پيش نميرود، علت چيست؟
لزوما اینگونه نیست که وقتی از وحدت سخن میگوییم، حتما موانعی هم سر راه این وحدت وجود داشته باشند، البته ممکن است موانعی هم وجود داشته باشد اما در حال حاضر اصولگرایان از وحدت خوبی برخوردار هستند. در انتخابات مجلس هشتم با وحدت خوبی وارد شدیم یا در مجلس هفتم در مهمترین نقطهای که پایگاه اصلاحطلبان بود، از لیست 30 نفره تهران 29 نفر اصولگرا رای آوردند که از این بهتر نمیشد.
منظورم اختلافات فعلی قوای مجریه و مقننه است...
به نظر من این چیزها خیلی طبیعی است، بالاخره دو برادر هم ممکن است با روشهای هم اختلاف داشته باشند، مثلا در همین هدفمندکردن یارانهها یک نظر این است که اگر به یکباره، قیمت را آزاد کنید، ممکن است یک شوک اقتصادی غیرقابل تحمل به جامعه وارد شود، اما نظر دیگری میگوید اگر این طرح پله پله اجرا شود، ممکن است مجموع فشار آن از اجرای یکباره بیشتر است. بنابراین بسیار طبیعی است که اختلاف وجود داشته باشد. این در هر کاری ممکن است اتفاق بیفتد و این دلیل عدم وحدت نمیشود. ضمن اینکه اگر مشکل خاصی هم پیش بیاید، همیشه سخنان مقام معظم رهبری فصلالخطاب است كه در همین برنامه پنجم هم این اتفاقات افتاد و در مجموع برای اداره مملکتی به این عظمت و این مسائلی که در داخل و خارج دارد، این موضوع طبیعی است.
برخي بر اين اعتقادند كه چون سطح اين اختلافات بيش از حد شده است، تلاشهايي مانند جلسه 30 نفرهای که در پاستور تشکیل شد، صورت گرفت.
نه، قضیه به این صورت بود که شبیه آن کاری که در مورد مجلس هشتم صورت گرفت، انجام بشود که گروه 6+5 مطرح شد. این هم همان روشی بود که برای رسیدن به نتایجی درباره انتخابات در پیش گرفته شد و آقای احمدینژاد 29 نفر را به علاوه خودشان که 30 نفر شدند دور هم جمع کردند تا برای انتخابات تصمیمگیری شود و این صحبت شد که اگر اینبار هم بخواهیم موفقیت مجلس هشتم تکرار شود، باید چه اقداماتی انجام دهیم. احمدینژاد هم گفت من که نمیتوانم بیایم ولی آقایان حداد، ولایتی و عسگراولادی هستند و اینها میتوانند مقدمات انتخابات مجلس نهم را هماهنگ کنند، در واقع اولین جلسه هماهنگی برای انتخابات مجلس نهم بوده است.
برخي فعالیتهای انتخاباتی برای مجلس نهم را از الان زود دانستند، شما چنین اعتقادی ندارید؟
برای تبلیغات شاید زود باشد اما فعالیتهای انتخاباتی در همه جای دنیا از یکسال قبل از انتخابات شروع میشود. دقت کنید که مهمترین کار یک تشکل سیاسی انتخابات است. ممکن است عدهای بگویند چون اصلاحطلبان به عنوان رقبای اصولگرایان نمیتوانند حضور پررنگی در انتخابات داشته باشند، نبايد فعاليتها را الان شروع كرد، ولي من معتقدم چه اصلاحطلبان بیایند و چه نیایند وحدت میان اصولگرایان امری مهم و حیاتی است. مسئله دیگر که مقام معظم رهبری همواره روی آن تاکید دارند، حضور حداکثری مردم در انتخابات است. بنابراين بايد همه اين تمهيدات انديشيده شود.
به اصلاحطلبان اشاره کردید. فکر میکنید با توجه به وضعیت فعلی آنها به چه صورتی میتوانند در انتخابات شرکت کنند؟
بستگی دارد خودشان چه تصمیمی میخواهند بگیرند، اینکه میخواهند فعال باشند یا نه و اینکه بالاخره پرچمدار این حرکت آنها چه کسی خواهد بود اما در حال حاضر به نظر میرسد. آنها یک مقدار زیادی دچار تشتت و اختلاف داخلی هستند و هنوز نتوانستهاند، بعد از فتنه سال 88 به یک جمعبندی برسند و اگر انتخابات مثلا همین هفته بود، نمیتوانستند به جمعبندی برسند اما تا سال آینده باید منتظر ماند و دید که چه میکنند و اگر بتوانند خودشان را جمع کنند و چهرههای تندرو را کنار بزنند و با چهره های جوانتر شرکت کنند، میتوانند در انتخابات موثر باشند و علاقه ما هم این است که همه گرایشها در چارچوب نظام در انتخابات باشند، اینکه چه کسی رای میآورد را مردم انتخاب میکنند اما انتخابات یکطرفه هم خیلی نمیپسندیم.
اگر موافق باشيد، به بحث حزب موتلفه بپردازيم. چندي پيش اعلام شد كه موتلفه دنبال قدرت نيست. اگر اينطور هست، براي چه موضوعي سياستورزي ميكنيد؟ به نظر ميرسد اين اظهارات، بيشتر نوعي عدم اعتماد به نفس را ميرساند؟
اصولا هر حزب سیاسی که تشکیل میشود برای کسب قدرت است اما کسب قدرت برای ما هدف نیست، قدرت وسیلهای است برای پیادهکردن اندیشههای اسلامی، ضمن اینکه همین الان آقای احمدینژاد، کاندید حزب موتلفه هم بوده است. خود من دوبار کاندید شدم و در هیچکدام از این دوبار من حتی امید هم نداشتم که بتوانم رای بیاورم یکبار زمان کاندیداتوری مقام معظم رهبری بود و یکبار هم سال 80 . در سال 60 دلیل من این بود که میخواستم خطر ترور مقام معظم رهبری کم شود و مرحوم ربانی املشی به من توصیه کرد که خوب نیست فقط یک نفر کاندید شود. ضمن اینکه کاندیداتوری دیگران خطر ترور را کمتر میکند، دفعه دومی هم که من کاندید شدم، معلوم بود آقای خاتمی رای می آورد.
ولی خیلی فعال بوديد؟
بله، ما تبلیغات میکردیم اما در عین حال میدانستیم آقای خاتمی رای میآورد، حتی قبل از انتخابات، آقای هاشمی از من پرسیدند فکر میکنید چقدر رای میآورید، گفتم اگر همه کمک کنند ما 4 یا 5 میلیون رای میآوریم که همین رای میان کاندیداها تقسیم شد. اما موتلفه اصولا روش و منشش این است که انتخاب شایسته، حالا اگر این آدم درون موتلفه بود که هیچ وگرنه هر که از بیرون حزب بود، برای ما شایستگی مهم است. بنابراين ما صد در صد اعتماد به نفس داریم، اما اگر کسی پیدا شد که اصلحتر از ما بود، از او حمایت می کنیم.
در واقع بیشتر ترجيح ميدهيد كه پشتپرده را مديريت كنيد..
خير، ما در متن حوادث هستیم که این مربوط به امروز نمیشود و قبل از انقلاب هم ما در متن مبارزات علیه شاه بودیم، ما صد در صد در متن هستیم اما روشمان با گروههای سیاسی مختلف فرق دارد. ما در کنگره 3 سال قبل یکی از شعارهایمان جوانگرایی بود و در حال حاضر هم در شورای مرکزی حزب موتلفه تقریبا یک سوم افراد جوانان حتی زیر 40 سال هستند و این روند را هم ادامه میدهیم. در حال حاضر شاخه دانشجویی ما فعال است و اصرار موتلفه بر جوانگرایی است و این روند را هم انشاءالله ادامه خواهیم داد. در مجموع ميخواهم تاكيد كنم روش ما این نیست که الزاما افرادی که انتخاب میشوند، از درون موتلفه باشند. مهم برای ما انتخاب اصلح است.
منبع: تهران امروز
گزارش خطا
نظرسنجی
امضای یادداشت تفاهم ایران با آمریکا را در این مقطع...



