سرآمد خودروهاي لوكس اسپرت 50 سال پيش
از مدل خاك رُسي تا ترمزهاي طبلي
کد خبر: ۱۳۳۷۰۵
| | 3003 بازدید
Thunderbird در دنياي خودروهاي لوكس اسپرت يك محصول خبرساز به شمار ميآيد. از فرآيند تبديل شدن از مدل 2 به 4سرنشينه تا انتخاب نام، همه چيز بستر شكلگيري رويدادهاي جالب توجهي بوده است كه شايد در تاريخ خودروسازي جهان كم سابقه باشد.به 50 سال پيش باز ميگرديم، دوراني كه صنعت خودروسازي جهان به نوعي دستخوش پوستاندازي هيجانانگيزي شده بود.
بتدريج مفهوم خودروهاي اسپرت معناي واقعي پيدا ميكرد و شركتهاي نهچندان پرشمار خودروسازي آن دوران نيمنگاهي نيز به اين مقوله هيجانانگيز پيدا كرده بودند.
جلب توجه جوانان به ميدان اصلي رقابت ميان اين شركتها تبديل شده بود. خودروهايي كه در اين كلاس طراحي و ساخته ميشدند جداي از اينكه قوارهاي بزرگ و كشيده داشتند به واسطه اسپرت بودنشان از يكسري آپشنهاي اضافي نيز برخوردار بودند، مثلا چراغهاي بزرگ در قسمت عقب و جلو و برجستگيهاي متنوع بر روي بدنه. Thunderbird شركت فورد را ميتوان نمونه بارزي از اين نگرش ديدني عنوان كرد كه در ابتداي دهه 70 به يك محصول خبرساز تبديل شده بود.
فورد سال 1960 خودروي Thunderbird را رونمايي كرد. البته نخستين سري اين خودرو سال 1955 طراحي و ساخته شده بود، با اين حال هر سال ابداعات تازهاي در آن صورت ميگرفت اما مدلي كه سال 1955 ارائه شد يكي از بهترين نسخهها در نوع خود به شمار ميآمد.
اين خودرو در سالهاي بعدي يعني حتي در سالهاي 1968، 1970 و آخرين بار در سال 2004 مفهومي و با 6 چرخ! ارائه شد تا پرونده Thunderbird در اين سال رسما بسته شود. فورد اين خودرو را با هدف به دست آوردن سهم قابل توجهي از بازار تازه رونق يافته خودروهاي اسپرت آن دوران ارائه كرد.
البته بر خلاف خودروهاي رقيب آن زمان نظير Corvette ساخت شورلت، خودروي Thunderbird صرفا يك خودروي تمام عيار اسپرت نبود به طوري كه فورد آن را يك خودروي لوكس شخصي عنوان كرده بود.
اما نكته جالب توجه اين است كه دقيقا از همان روزي كه اين توصيف ارائه شد، گويي مفهوم تازهاي در دنياي خودروسازي شكل گرفته بود؛ خودروي لوكس شخصي! تا سال 1958 اين خودرو تنها داراي 2 صندلي بود اما در اين سال رديف دوم نيز به آن اضافه شد.
فورد اين ابتكار عمل را صرفا براي افزايش سطح عملكرد اين خودرو به كار گرفت. به اين ترتيب نسخههاي بعدي اين خودرو بزرگتر و البته لوكستر شدند تا اينكه سال 1977 و پس از آن سال 1980 خط توليد اين خودرو دچار تغيير و تحولات اساسي شد. فروش اين خودرو تا دهه 90 ميلادي هم ادامه داشت و استقبال خوبي نيز از آن ميشد.
نخستين جرقههاي Thunderbird
تاريخ خودروسازي جهان نشان ميدهد 3 نفر در شكلگيري خط توليد اين خودرو نقش اساسي داشتند.
لوس دي كورس از مديران ارشد اجرايي و بازنشسته جنرال موتورز، جورج والكر از معاونين ارشد در شركت فورد و فرانك هرشي از طراحان فورد. كورس و والكر اكتبر 1951 ديداري در فرانسه داشتند.
آنها در حالي كه در يكي از خيابانهاي پاريس با يكديگر قدم ميزدند خودروهاي اسپرتي كه در خيابانهاي شلوغ آن روزهاي پايتخت فرانسه در تردد بودند را به يكديگر نشان ميدادند كه در اين لحظه والكر گفت: چرا ما نبايد يكي شبيه آنها داشته باشيم؟! او بلافاصله با يكي از طراحان فورد تلفني درباره اين قضيه صحبت كند.
اين شخص كسي نبود جز ضلع سوم اين مثلث هيجانانگيز يعني فرانك هرشي. او اين ايده را بارها و بارها مورد بررسي قرار داد و در نهايت كار بر روي طراحي يك خودروي لوكس اسپرت را آغاز كرد.
طراحي مورد نظر وي براي يك خودروي 2 نفره با 1145 كيلوگرم وزن و موتوري 8 سيلندر بود كه سرعتي حدود 160 كيلومتر در ساعت داشت.
مدلي از جنس خاك رس
ايده اوليه والكر در حال تبديل شدن به واقعيت بود. هرشي بارها طراحي اوليه را اصلاح كرد و در نهايت در 18 مي 1953 مدلي بر اساس آن كه البته با استفاده از خاك رس تهيه شده بود ارائه كرد.
آنچه كه وي به عنوان مدل نهايي ارائه كرد با مدلهاي اسپرت و لوكس اروپايي توان رقابت داشت. البته پس از طراحي نهايي مشكل بعدي به سرعت خودنمايي كرد و آن چيزي نبود جز تعيين نام براي اين محصول جديد. نامهاي زيادي كه عمدتا يا مضحك يا عجيب و غريب بودند براي آن پيشنهاد شد، نامهايي همچون
Hep Cat،Beaver (سگ آبي)، Runabout (سرگردان)، Detroiter وCoronado . در پيشنهاد اين نامها همواره به نوعي تلاش ميشد تا خبر از تولد محصولي متفاوت و هيجانبرانگيز داده شود.
گفته ميشود حدود 5000 نام مختلف و اكثرا عجيب براي اين خودرو ارائه شد.
Whizzer (غژغژكننده) نيز يكي از اصليترين پيشنهادات بود. كار به جايي رسيد كه كورس براي كسي كه مناسبترين نام را پيشنهاد كند كت و شلواري به ارزش 250 دلار تعيين كرد.
آلدين كه يكي از طراحان بنام خودرو در آن زمان بود
Thunderbird به معناي (مرغ افسانهاي رعد و برق) را پيشنهاد كرد. البته او هيچگاه درخواستي براي دريافت كت و شلوار تعيين شده مطرح نكرد اما در نهايت كت و شلواري به ارزش 95 دلار به همراه يك شلوار اضافه به دست آورد.
تا زماني كه اين خودرو به صورت 2 سرنشينه ساخته ميشد استقبال چشمگيري از آن به عمل نميآمد، هر چند گروه سني جوان آن روزهاي آمريكا به شدت به اين خودرو علاقه نشان ميدادند.
مديران فورد همواره در اين فكر بودند كه چه فاكتورهايي موجب فروش نه چندان دلچسب اين خودرو در سطح عموم مردم شده است.
در نهايت به اين نتيجه رسيدند كه 2 سرنشينه بودن آن و اينكه نميتوان از اين خودرو به عنوان يك خودروي خانوادگي استفاده كرد علت اصلي فروش نه چندان زياد بوده است. از اين رو نسل بعدي آن كه در سال 1958 عرضه شد خودرويي با 4 صندلي و مناسب براي كاربردهاي خانوادگي بود. بدنه
Thunderbird تقريبا يكپارچه بود تا به اين ترتيب دست طراحان براي كار در قسمتهاي داخلي خودرو باز باشد.
يكي از نكات بارز در طراحي اين خودرو گوشههاي قائم در قسمتهاي مختلف آن است، به طوري كه لقب
Square Bird (پرنده چهارگوش) را به آن داده بودند.
البته در آن دوران خودروهايي كه چنين گوشههايي داشتند از محبوبيت خاصي نيز برخوردار بودند. استفاده از ترمزهاي طبلي كه در آن دوران مظهري از فناوريهاي نوين بود بيش از پيش بر محبوبيت اين خودرو افزوده بود.
نسخه جديد
Thunderbird از موتور بسيار قدرتمندي برخوردار بود، به طوريكه جايزه سال موتور خودروها در آمريكا به سازندگان آن اعطا شد.
اين خودرو آنچنان محبوبيتي پيدا كرده بود كه زماني نسخه 4 سرنشينه آن روانه بازار شد بسياري از طرفداران نسخه 2سرنشينه آن ناراحت شدند. براي آنها
Thunderbird تنها با 2 صندلي معنا داشت.
در سال 1959 براي نخستينبار استفاده از پوشش چرم در بخشهاي مختلف داخل اين خودرو باب شد تا فورد در ساخت
Thunderbird دست به تحولي بزرگ زده باشد.
گزارش خطا
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟


