گزيده سرمقاله روزنامههاي صبح امروز
کد خبر: ۱۱۸۳۸۳
| | 4317 بازدید
رسالت
«تمرکز زدايي؛ از ادعا تا واقعيت»، عنوان سرمقاله روزنامه رسالت به قلم دکتر امير محبيان است كه در آن ميخوانيد:
مدتهاست که از سوي مسئولان بحث تمرکز زدايي و انتقال پايتخت از تهران به ديگر شهرها مطرح مي شود.مصوبات پي در پي دولت براي انتقال از تهران به ساير شهرستان ها در همين راستا موضوع بحث هاي زيادي در ميان کارمندان و کارشناسان شده است.
نگارنده ضمن پذيرش و عقلاني دانستن ضرورت کاستن از بار جمعيتي و مرکزيتي تهران هماره اين پرسش را با خود تکرار مي کرد که آيا پشتوانه هاي علمي و کارشناسي قدرتمند در پس اين تعجيل دولت براي خروج کارکنانش از تهران وجود دارد يا خير؟ و آيا اين ادراک که تمرکز زدايي فرآيندي مهم و راهبردي است که تغييراتي کليدي را حتي در نوع حکمراني ما ايجاد خواهد کرد؛در پس تصميمات وجود دارد يا خير؟ مصاحبه معاون توسعه مديريت و سرمايه انساني رئيس جمهور[1]عليرغم تلاش وي براي متقاعد کردن خوانندگان مصاحبه دال بر کارشناسي بودن تمرکز زدايي مورد نظر دولت، متاسفانه بر دغدغه ها افزود.
سال ها پيش آقاي هاشمي رفسنجاني با نيتي حتما خوب در پي اجراي سازندگي بر پايه توسعه با مدل نو ليبرالي برآمد.همه چيز به ظاهر خوب پيش مي رفت ؛ ولي با گذشت سال ها اکنون دولت فعلي بر اين باور است که اشتباه دولت هاشمي آن بود که تمامي آثار و تبعات توسعه با مدل ليبرالي را بدرستي درنظر نگرفته بود به همين دليل دولت ليبرال دوم خرداد را مولود طبيعي اقتصاد ليبرال مسلک هاشمي مي دانند. نگارنده تا حد زيادي با اين استنباط موافق است.اما به گمانم دولت کنوني نيز در آستانه برداشتن گامي عجولانه براي اجراي بخشي گزينش شده از يک فرآيند است که همه دامنه سياسي اجتماعي آن دقيقا تبيين نشده است.
تهران امروز
«برنامه پنجم در هالهاي از ابهام» عنوان سرمقاله روزنامه تهران امروز به قلم دكتر امير دبيريمهر است كه در آن ميخوانيد:
بعد از قانون اساسي و سندچشمانداز 20 ساله كشور كه اسناد بالادستي نظام جمهوري اسلامي محسوب شده و چهارچوبي براي برنامهريزي و عملكرد همه بخشهاي كشور محسوب ميشوند، برنامههاي پنج ساله كشور در بالاترين درجه اهميت قرار دارند و در كشوري مثل ايران با همه مختصات بومي، تاريخي و اقتصادي آن بدون برنامههاي ميانمدت مثل برنامههاي پنج ساله و برنامههاي كوتاهمدت مثل برنامههاي سالانه، هيچ چشمانداز روشني از فرآيند توسعه وجود ندارد.
در واقع اگر در سالهاي پس از جنگ تحميلي كشور جهشهاي بزرگي در بخشهاي مختلف داشته است، مرهون تدوين برنامههاي توسعه اول تا چهارم بوده كه دولتها نيز در حد توان به آن جامهعمل پوشاندند. پس از تدوين و تصويب سندچشمانداز كشور اهميت برنامهها مضاعف شد زيرا تحقق سند چشمانداز در گرو تحقق برنامههاي چهارم تا هفتم قرار گرفت ولي متاسفانه در عمل به برنامه چهارم اهمال صورت گرفت و گام اول سند چشمانداز بسيار سست برداشته شد بهگونهاي كه رهبر فرزانه انقلاب در ديدار اخير با هيات دولت در اين خصوص تذكرات جدي و دلسوزانهاي را مطرح فرمودند.
در حالي كه انتظار اين است كه گام دوم تحقق سند چشمانداز يعني برنامه پنجم چنان محكم برداشته شود كه ضعفهاي گام نخست را نيز جبران كند، سال گذشته، ديرهنگام ارائه شدن لايحه برنامه از سوي دولت به مجلس و همزماني ارائه آن با لايحه بودجه موجب شد اجراي برنامه پنجم يكسال به تعويق افتد و بررسي مواد لايحه برنامه به سال 1389 موكول شود.
هياترئيسه محترم مجلس شوراي اسلامي نيز براساس تدبيري پسنديده و با دعوت از همه صاحبنظران و خبرگان كشور در بخشهاي مختلف به همايش ملي بررسي برنامه پنجم توسعه زمينه مشاركت عقل جمعي را در تصحيح و تكميل اين سند مهم بالادستي فراهم كرد كه اينجانب نيز در كميسيونهاي مربوط به حوزه فرهنگ آن مشاركت داشتم و در بخش رسانه و فرهنگ مواردي را به كميسيون تلفيق تقديم كردم.
از همان ابتدا كه مجلس عزم خود را بر بررسي جدي و كارشناسي و بدون تسامح برنامه جزم كرد، زمزمههايي شنيده شد مبني بر اينكه چارچوب برنامه در حال دگرگوني است و اين زمزمهها آنقدر افزايش يافت تا امروز اعلام شد رئيس دولت در نامهاي خواستار استرداد برنامه از مجلس شده است. اين اقدام دولت بسيار نگرانكننده و شتاب زده است. انتظار از دولت اين است كه نقد كارشناسي و اجماع نخبگان و صاحبنظران را با آغوش باز بپذيرد و از واكنشهاي شتابزده بهشدت اجتناب ورزد.
كيهان
«اعتبار 3 روزه !» عنوان يادداشت روز روزنامه كيهان به قلم حميد اميدي است كه در آن ميخوانيد:
پس از مدت ها چانه زني و فشارهاي سياسي آمريكا، دور جديد مذاكرات مستقيم سازش ميان تشكيلات خودگردان فلسطين و رژيم صهيونيستي پنجشنبه گذشته در واشنگتن، بدون هيچ نتيجه قابل بحثي- همانگونه كه انتظار مي رفت- پايان پذيرفت. پيش از اين نيز دو طرف تشكيلات خودگردان و مسئولان اسرائيلي در طول 4 ماه گذشته مذاكرات خود را به صورت غيرمستقيم و با ميانجيگري جرج ميشل- نماينده ويژه اوباما در خاورميانه- انجام داده بودند.
ظاهرا قرار بود اين مذاكرات بدون پيش شرط صورت پذيرد اما در بيانيه اي كه قبل از آغاز مذاكرات از سوي نخست وزيري رژيم صهيونيستي انتشار يافت، نتانياهو قيد كرده بود كه مهمترين شرط وي براي حضور در مذاكرات، تامين امنيت اسرائيل است. در اين بيانيه تاكيد شده بود كه اگرچه رسيدن به صلح- بخوانيد سازش- امري دشوار است و اسرائيل با اشتياق كامل به پاي ميز مذاكرات بازمي گردد ولي اين گفت وگوها بايد با هدف تامين منافع اسرائيل و از همه مهمتر تامين امنيت اين رژيم باشد.
سرانجام اين جلسه در واشنگتن برگزار شد و بدون هيچ نتيجه اي پايان يافت. دو طرف در اين مذاكرات كه بيشتر به يك نمايش شبيه بود تا يك جلسه جدي سياسي، نهايتا توافق كردند كه هر 2 هفته يكبار با هم ملاقات داشته باشند.
مهمترين مسائلي كه بارها از سوي طرف فلسطيني در روند مذاكرات مطرح شده اما هيچ توافقي روي آن صورت نگرفته و يا تل آويو از اندك توافق حاصله سر باز زده است، عبارتند از: حق بازگشت آوارگان فلسطيني، تعيين مرزهاي دائمي، توقف شهرك سازي يهوديان در سرزمين هاي اشغالي به ويژه در كرانه باختري، موضوع قدس شريف به عنوان پايتخت دايمي دولت فلسطين، به رسميت شناختن يك دولت مستقل فلسطيني و عقب نشيني صهيونيست ها از سرزمين هاي اشغالي قبل از سال .1967 به نظر نمي رسد اين خواسته ها هيچگاه از سوي رژيم صهيونيستي مورد موافقت قرار بگيرد.
مذاكرات بي حاصل سازش تاكنون با هدف تضعيف روحيه مقاومت مردم مظلوم فلسطين و انزواي حماس صورت گرفته، اما انتفاضه جانانه و فراگير مردم و مقاومت و مبارزه بي امان حماس و ساير گروه هاي مقاومت نشان داده كه هم سران رژيم صهيونيستي و هم سركردگان خائن فلسطيني در دستيابي به هدف شوم خود ناكام مانده اند.
ابتكار
«در مسير زاينده رود يا در مسير توهين به اقوام» عنوان سرمقاله روزنامه ابتكار به قلم سيد محمد مختاري است كه در آن ميخوانيد:
ديريست بر بلنداي زمان ايستاده ايم و به خود ميباليم که سردر سازمان ملل، يعني همانجا که مدخل سران همه ممالک دنياست به بيتي مزين شده که به زبان مادري ماست و شاعري از اين ديار آن را سروده.
عمريست که به خلوت، دلخوشيم به همين غناي شعر و شعور، که اگر توسعه اقتصادي و صنعتي نداريم باکي نيست، اگر توسعه اجتماعي و سياسي مان به قد قدمتان نيست خيالي نيست، ما صاحب مولانا، حافظ، فردوسي، شيخ بهايي، جامي، خواجه طوسي، مفيد و همين احمد شاملو و مهدي اخوان ثالث هستيم.
غريو رعد کلام مولانا در نامتناهي عرفان چنان قدرتمندانه به خويشتن خويش فرو ميبردت که آهستگي چيني نازک تنهايي سهراب آرامش عاشقانه را برايت به ارمغان ميآورد. آيا اينها چيزي غير از معجزه ي کلمات هستند؟ همين واژگان به ظاهر ساده که متأسفانه در دهه ي اخير آنهم در دانشگاه سراسري ( رسانه ملي ) شاهد کش و قوسهاي فراوان آن بوده و نابودي آنرا به نظاره نشسته ايم،از لوده بازي دارو دسته مهران مديري که به رقت بارترين شکل ممکن و با جز و التماس سعي در خنداندن ملت داشتند که خوشبختانه توفيق چنداني نيافته و بجز دفعات معدودي حاصل کارشان نتيجهاي نداشت.
آيا زبان قدرتمند فارسي که قابليت خلق بديع ترين اشعار انساني را دارد آنقدر ضعيف است که با سرسري گرفتن عدهاي ناچيز و بي مقدار که تمام بضاعت هنري يشان، جز لوده بازي و تمسخر گويشها و احياناً زبان فارسي نميباشد تأثير بپذيرد.
اين روزها با پخش سريال در مسير زاينده رود، ساخته استاد بلامنازع روايت تصويري سينما و تلويزيون، حسن فتحي موجي از انتقادات از سوي مردم، مقامات و مسئولان شهر اصفهان از نحوه ي استفاده از لهجه و گويش اصفهاني در اين سريال به سوي صدا و سيما روان شده است. البته دشواريهاي استفاده از لهجه در سريالها و فيلمهاي سينمايي، قدمتي به اندازه طول عمر سينما دارد. نکتهاي که در اين باره شايد مورد توجه قرار نگرفته اينست که شايد گويش اصفهاني بکار برده شده توسط بعضي بازيگران صحيح نباشد و شاخص تر آنکه افزودن حرف سين در آخر بعضي کلمات و جملات گويش اصفهاني محسوب نميشود و حتي غلط باشد، اما باز هم تمام اين ضعفها دستاويزي براي سازندگان سريال نشده تا مخاطبان را به اين وسيله بخنداند. از طرفي درام شکل گرفته از چنان تلخي برخوردار است که شايد اصلاً مجالي براي خنديدن باقي نميگذارد.
استفاده از لوکيشن اصفهان نيز چيزي جز نشان دادن ظرفيتهاي معماري ايراني و لطافت حاکم بر فضاي زندگي مردم با فرهنگ اصفهان قصد ديگري نداشته، چه اينکه دست کارگردان در تنوع لوکيشن را بسيار باز نموده است. وليکن متأسفانه حدود مسايل مطروحه در سريال از لهجه و گويش فراتر رفته و مسايل فرهنگي مردم با تمدن اصفهان را نشانه رفت، چنانچه در انتقاد و سخنگوي شوراي شهر اصفهان در سايتهاي خبري آمده. بي شک صحبت کردن در اين موضوع مجال کافي ميطلبد وليکن دليل اصلي که بنده را عليرغم ميل باطني در دامن زدن به حاشيههاي اين سريال ديدني که بنده يکي از بينندگان پر و پا قرص آن هستم و آنهم در صورتي که حتي گاهي وقتها فيلمهاي خودم را از تلويزيون نميبينم، وادار به نوشتن کرد، ديالوگ منفورترين کاراکتر اين سريال که نماينده طيف عظيمي از دلالان اين کشور که مسموم کنندگان مسير درست اقتصاد، صنعت، هنر، ورزش و حتي سياست هستند بود.
جمهوري اسلامي
«تدارك نمايش انتخاباتي در مصر» عنوان سرمقاله روزنامهجمهوري اسلامي است كه در آن ميخوانيد:
التهابات سياسي مصر در پرتو انتخابات آينده، تدريجاً به اوج خود ميرسد. از يكسو حسني مبارك رئيسجمهور فرتوت و بيمار مصر به شدت نگران قدرت روزافزون مخالفان است و كمترين اميدي به موفقيت فرزندش "جمال مبارك" در انتخابات آينده ندارد و به همين دليل خود را ناچار به اعلام نامزدي انتخابات ميبيند. از سوي ديگر جبهه نيرومند مخالفان با بهره گيري از هر فرصتي، اقدامات ماجراجويانه از جانب رژيم كمپ ديويدي قاهره را به چالش كشيدهاند.
رژيم قاهره اين روزها سعي دارد با ايجاد جو خفقان و سركوب پليسي، فضاي كشور را به شدت "امنيتي" كند و امكان هرگونه تحرك سياسي را از جبهه مخالفان بگيرد. اما همين رفتارهاي امنيتي دقيقاً به زيان مبارك و فرزند ناكامش تمام شده و تقريباً شانس چنداني براي موفقيت آنها وجود ندارد مگر آنكه مثل هميشه، آراء دلخواه مبارك از صندوق سر برآورد و معجزات هميشگي دستگاه پليسي مبارك تكرار شود. اعلام داوطلبي مبارك زماني جدي شد كه مشاوران به وي هشدار دادند كه احتمال بسيار ضعيفي براي موفقيت "جمال مبارك" وجود دارد و جبهه نيرومند مخالفان، به راحتي هر مانعي را از پيش رو برميدارند و در واقع وي را "جارو" ميكنند.
بدين ترتيب اصرار جنون آميز مبارك براي "موروثي كردن حكومت مصر" فروكش كرده و اين اواخر، كمتر در اين زمينه سخن به ميان ميآيد. احتمال ديگري هم وجود دارد كه براي انحراف افكار عمومي و عدم تمركز بر روي "جمال مبارك" قرار شده مبارك فعلاً شخصاً براي شركت در انتخابات آينده اظهار تمايل كند، ولي در آخرين فرصتها به سود فرزندش كناره گيري نمايد تا لبه تيز حملات متوجه "جمال" نباشد و زمينههاي منفي تبليغاتي از مخالفين گرفته شود.
با اينهمه، روند تحولات سياسي - اجتماعي مصر همچنان به زيان مبارك و حزب حاكم به پيش ميرود. با وجود آنكه وزرا، مسئولان ارشد و جمال مبارك براي ثبت نام در انتخابات مجلس نامزد شدهاند ولي هجوم تبليغاتي مخالفين باعث ايجاد "خلأ سياسي" شده و آنها تهديد كردهاند كه انتخابات را تحريم خواهند كرد. از جمله "محمد البرادعي" ديپلمات سرشناس مصري و رئيس سابق آژانس بينالمللي انرژي اتمي خواستار تحريم است. اگر اين روند اعتراض آميز ادامه يابد و رفتار حاكمان هم تغيير نكند، مصر شاهد انتخابات فرمايشي و يك "نمايش انتخاباتي بي رونق" خواهد بود.
حتي ماه مبارك رمضان هم فرصتي براي تحركات انتخاباتي شده و هر شب هزاران نفر در خيابانهاي قاهره، اسكندريه، اسيوط و اسماعيليه در خيابانها به تظاهرات آرام و گاه به فرياد شعارهاي هماهنگ و منظم ميپردازند و تقريباً هميشه به جنگ و گريز با نيروهاي امنيتي رژيم قاهره ختم ميشود كه التهابات را بيشتر دامن ميزند.
مردم سالاري
«رئيس جمهور و تکرار يک اقدام» عنوان سرمقالهِ روزنامه مردم سالاري به قلم حميد رضا شکوهي است كه در آن ميخوانيد:
پس از فرمايشات اخير مقام معظم رهبري در ديدار اعضاي دولت مبني بر پرهيز از موازي کاري در سياست خارجي، به نظر مي رسيد دولت درصدد حل مشکل انتصاب نمايندگان ويژه رئيس جمهور در حوزه سياست خارجي بربيايد.در حقيقت به نظر مي رسيد اشاره صريح و روشن رهبري در اين ديدار، در مورد انتخاب نمايندگان ويژه رئيس جمهور در سياست خارجي باشد; انتصابي که واکنش هاي منفي فراواني در پي داشت و حضور افرادي بدون تجربه در حوزه ديپلماسي، در اين زمينه انتقاد برانگيز شد.
حال، بگذريم از اين که يکي از همين نمايندگان ويژه، پس از انتصاب، بلا فاصله سخناني بر زبان آورد که تنشي ديپلماتيک بين ايران و ترکيه ايجاد کرد و بعد هم اين نماينده ويژه، به جاي اعتراف به اشتباه، رسانه ها را مقصر قلمداد کرد. اما پس از فرمايشات مقام معظم رهبري در مورد ضرورت پرهيز از موازي کاري در سياست خارجي، نه تنها دولت از اين اقدام عقب نشيني نکرد بلکه ديروز خبري روي خروجي سايت هاي خبري قرار گرفت که تعجب برانگيز بود چرا که حکايت از آن داشت که رئيس جمهور نه تنها درصدد تصحيح اشتباه خود برنيامده، بلکه قصد دارد دو نماينده ويژه ديگر هم انتخاب کند.
در حالي که انتظار از دولتي که ادعاي التزام عملي به رهبري دارد اين بود که با عنايت به فرمايشات رهبري، احکام نمايندگان ويژه منصوب شده را پس بگيرد، نه اين که اعلا م شود دو نماينده ديگر هم در راه هستند.اين اقدام دولت، خاطره انتصاب اسفنديار رحيم مشايي به عنوان معاون اول رئيس جمهور را در تابستان گذشته زنده کرد که علي رغم دستور مقام معظم رهبري، رئيس جمهور از برکناري رحيم مشايي خودداري کرد تا زماني که نامه رهبري از سوي حجت الا سلا م ابوترابي نايب رئيس مجلس علني شد و آنگاه رحيم مشايي به عنوان رئيس دفتر رئيس جمهور برگزيده شد و البته در لواي اين منصب تشريفاتي، 18 مقام ديگر هم گرفت و گاه نقش معاون اول رئيس جمهور را هم ايفا کرد.
حال، رئيس جمهور در مورد انتخاب نمايندگان ويژه خود همان مسير سال گذشته را در پيش گرفته است واين که اين مسير به کجا مي انجامد روشن تر از آن است که نيازي به توضيح داشته باشد. احمدي نژاد روز به روز در ميان اصولگرايان تنهاتر مي شود و حلقه مخالفان و منتقدان اصولگراي دولت گسترش مي يابد.
آفرينش
«حوزه هاي مشترک نفتي نيازمند توجه بيشتر» عنوان سرمقاله روزنامه آفرينش به قلم علي رمضاني است كه در آن ميخوانيد:
کشور ما از آنجا که کشوري داراي منابع هيدروکربني فراوان و سرشار مي باشد نيازمند توجهي دوچندان به اين منابع است اين مهم در حالي است که ايران با اقتصادي رانتي نيازمند شديدي به فروش نفت وگاز خويش داشته و هر گونه خلل و کاهش توليد ويا کاهش صدور آن در کنار ناتواني کشور در بدست آوردن منابع مالي فراوان غير نفتي ضرر هاي جبران ناپذيري به کشور وارد مي کند در اين بين بايد به ياد داشت که اين اهميت بخش انرژي بايسته هايي را براي کشور ايجاد کرده که بي شک نيازمند سرمايه گذاري ميليارد دلاري در بخش اکتشاف،توليد وبهره برداري از منابع نفتي وگازي است.
در اين راستا بايد گفت از آنجا که بيشتر کشور هاي همسايه ما از ترکمنستان در شمال گرفته تا عراق و قطر وعمان و... همگي با سرمايه گذاري هاي چندين ميليارد دلاري قصد توليد وصادرات افزون تر منابع نفتي وگازي خود را دارند در اين بين بايد به ياد داشت که از آنجا که مناطق وسيعي از مرزهاي کشور ما با اين کشور ها مشترک است و اين کشور ها نيز به شدت در حال اکتشاف ،سرمايه گذاري وتوليد از مناطق مرزي با کشورما هستند بر مقامات کشور است تا با توجهي دو چندان مناطق مرزي کشور را مورد توجه دقيق تر قرار دهند در اين بين بايد علاوه بر حوزه هاي مشترک نفت وگازي با همسايگان تمرکز بر اکتشاف نفت وگاز در مناطق مرزي دوچندان شود.
در واقع در طول برنامه پنجم بايد يک ميليون بشکه نفت به توليد فعلي که بالغ بر 4 ميليون بشکه است، اضافه شوددر اين بين ايجاد سازمان جديد اکتشاف نفت در طول برنامه پنجم نيز به تصويب رسيده است وهمچنين اولويت برداشت نفت طي برنامه پنجم از ميدان هاي مشترک اعلام شده است. در اين راستا با توجه به پتانسيل هاي اکتشافي خوبي که در سراسر کشور( در يک سال گذشته 9 مخزن نفتي و 4 ميدان گازي در کشور کشف شده )در بخش هاي دريا و خشکي وجود دارد دولت بايد بکوشد تا در کنار توسعه وبهره برداري از ميدان هاي گازي مشترک با همسايگان در جهت جلوگيري از خسارت اقتصادي به کشور در راستاي کشف منابع انرژي در مناطق مرزي نيز بکوشد . قابل توجه است که با برنامه ريزي دولت قرار است که امکان توليد روزانه نزديک به 200 هزار بشکه نفت خام از ميدان نفتي آزادگان تا سال 1393 فراهم شود در مقابل کشور عراق با توسعه ميدان مجنون( با مشارکت شل، هاليبرتون و پتروناس) که با آزادگان ايران مشترک است قصد دارد تا توليد نفت از ميدان مجنون را از 45 هزار بشکه در زمان حاضر به يک ميليون و 800 هزار بشکه در روز افزايش دهد افزايشي که بي شک به ضرر ايران خواهد بود .
قدس
«پاريس و تداوم رسوايي هاي ديپلماتيک سارکوزي»عنوان سرمقاله روزنامه قدس به قلم غلامرضا قلندريان است كه در آن ميخوانيد:
کولي هاي روماني تبار و مردم فرانسه در قالب اتحاديه ها، وکلا، دوستداران طبيعت، فعالان چپگرا و ساير احزاب در مخالفت با سياست «نيکلا سارکوزي» در اخراج کولي ها تظاهرات کردند و اقدام دولت را تبليغاتي و تحمل ناپذير خواندند.
موارد فوق در کشوري رخ مي دهد که روزي به عنوان مهد تمدن و آزادي مطرح و توانسته بود از طريق روشنفکراني نظير ولتر، کالون و در رأس آنها منتسکيو و روسو گفتمان حقوق بشري را پايه گذاري کند. اما اکنون اين دولت اروپايي در مقايسه با ديگر بازيگران اتحاديه اروپا به نقض گسترده حقوق بشر متهم است. بدرفتاري با مهاجران و تبعيض عليه حقوق فرزندان آنها، نقض آزادي بيان در اين کشور بويژه با محاکمه «فوريسون» و «روژه گارودي» که به اتهام تحقيق در باره هولوکاست محکوم گرديدند و موارد گسترده اي از بي احترامي به حقوق شهروندان و اقليتها را مي توان فهرست نمود که در اين مجال فرصت پرداختن به آنها نيست.
به نظر مي رسد، اعلاميه جهاني حقوق بشر پاريس در 1948 قبل از آنکه ابزار احقاق حق براي شهروندان در جهان باشد، وسيله صيانت حقوقي با برداشتهاي يک سويه از منافع ابر قدرتهاست، به نحوي که رفتارهاي ضد انساني پليس فرانسه اگر در يک کشور جهان سومي يا در يکي از کشورهاي غيرهمسو با منافع دولتهاي غربي رخ مي داد، شوراي امنيت و ديگر نهادهاي سازمان ملل را وادار به تکاپو مي نمود تا از اين رهگذر با صدور قطعنامه هاي متعدد و جوسازيهاي گسترده رسانه اي، نظام سلطه را به عنوان مدافع حقوق بشر معرفي کنند.
اکنون اين پرسش مطرح است، آيا شرکاي سياسي پاريس به همان اندازه اي که در قبال مصاديق نقض حقوق بشر در کشورهاي کوبا، چين، سوريه و ايران احساس مسؤوليت انساني دارند، در قبال فرانسه نيزتعهد دارند؟
آيا ميزگردهاي کارشناسانه حقوقي که در کلوپ رسانه هاي غربي مانند بي بي سي، سي ان ان و ديگر رسانه ها برگزار مي گردد، اقدام به محکوم نمودن حداقل ظاهري موضوع مي نمايند؟ بدون ترديد، ادبيات متفاوت دو سوي آتلانتيک سبب گرديده همواره جايگاهي ثابت براي مدعي و متهم تعريف گردد و هيچ گاه دولتهاي استعماري در جايگاه متهم قرار نخواهند گرفت، زيرا تعابير چند منظوره حقوقي موظف به صيانت از منافع آنهاست.
از سوي ديگر، اين کشور اروپايي يکي از دولتهايي است که همواره نسبت به محکوم نمودن جمهوري اسلامي در اتهامهاي به اصطلاح حقوق بشري پيشگام است، اما اکنون درگير بحران گسترده اعتراضها قرار دارد و اتحاديه ها، سنديکاها و اقشار گوناگون براي محکوميت اقدامهاي سارکوزي در خيابانها حضور پيدا کرده اند تا مراتب انزجار خود را از سياستهاي نژادپرستانه حاکمان کاخ اليزه ابراز نمايند.
گفتني است، اتهامهاي ايران که از سوي رسانه هاي بيگانه با جهت گيري خاصي آناليز مي گرديد، با اعزام نمايندگان پاپ و حتي سفر پاپ ژان پل دوم بر کذب بودن گزارشها و اخبار مبني بر اجحاف حقوق اقليتها صحه گذاشت.
به نظر مي رسد، اقدامهاي خشن، نژادپرستانه و بيگانه ستيزي رئيس جمهور فرانسه مکمل رفتارهاي اسلام هراسي کاخ اليزه مي باشد تا از اين طريق محبوبيت از دست رفته و روبه تنزل را احيا نمايد و با اهتمام به رويکرد فکري ناسيوناليستها، موقعيت خودش را تقويت نمايد. پر واضح است، اين اقدامهاي دولتمردان پاريس، نه تنها کمکي به محبوبيت سارکوزي نخواهد نمود، بلکه جايگاه وي را در افکار عمومي بيش از گذشته متزلزل خواهد کرد.
براساس نتايج تازه ترين نظرسنجي که اخيراً در روزنامه فرانسوي لوپاريزين منتشر شده، محبوبيت «نيکلا سارکوزي» نزد مردم فرانسه در ماه اوت جاري به 45 درصد کاهش يافته است.
خبر سازي آقاي رئيس جمهور در ماه هاي اخير صرفاً به سياستهاي وي در خصوص افزايش سن بازنشستگي و يا تحميل هزينه هاي غيرمتعارف رياست جمهوري محدود نمي شود، بلکه فراتر از موضوعهاي مذکور و از همه مهمتر خيانت «کارلا بروني» به رئيس جمهور فرانسه است که بصراحت اعلام کرد تک همسري را بر نمي تابد. خيانتهاي متعدد وي به همسرانش در روزهاي اخير بانوي اول فرانسه را تيتر اول رسانه ها نمود که گسترش دامنه تظاهرات به روزهاي آتي و ديگر شهرهاي فرانسه دور از انتظار نيست.
آرمان
«اصلاح سياست ارزي و فضاي کسب و کار دو عامل تنظيم واردات»عنوان سرمقاله روزنامه آرمان به قلم دکتر طهماسب مظاهري است كه در آن ميخوانيد:
حمايت از توليد داخل و اهميت صادرات غيرنفتي موضوعي است که همواره مد نظر همه خيرخواهان بوده است. همه دولتها همواره حمايت از توليد داخل را در سرلوحه برنامهها و اهداف و شعارهاي خود قرار داده اند. صاحب نظران اقتصادي، اتاق بازرگاني، اساتيد دانشگاه از چندي پيش به صورتهاي مختلف آگاهي ميدادند که ترکيب سياستهاي مالي و سياستهاي ارزي،
شرايط اقتصاد کلان کشور را به نوعي تحت تاثير قرار ميدهد که به تدريج توليد کنندگان ايراني، قدرت رقابت با رقباي خارجي خود را از دست ميدهند. فضاي کسب و کار ناشي از رفتار دولت با بخش خصوصي و سياستهاي توزيع امتيازات دولتي(امتيازات تجاري، ورود کالا، حساب ذخيره ارزي، ريفاينانس، وام ارزان با تضمين دولت، اعتبارات تکليفي بانکها) نيز به اين شرايط دامن زده و روند پس زدن توليد کنندگان داخلي و شيرين کردن بازار براي ورود کالاي خارجي را شتاب بخشيد.
هم اکنون وضعيت به نحوي شده که بازارکالاهاي کشاورزي اعم ازميوه و غلات ، در اختيار کالاهاي وارداتي قرار گرفته است. در موردساير کالاهاي مصرفي اعم از وسائل خانگي، صنايع چرم، مبلمان، البسه، کفش و ... نيز کالاي داخلي عرصه را به کالاي وارداتي، واگذار کردهاند. اين نقيصه ناشي ازکم کاري يا بي دقتي يک يا چند صنعت گر يا توليد کننده ايراني نيست ، نتيجه سيستماتيک اعمال سياستهاي غيرهمه جانبه است.
ظرفيتهاي بالقوه و استعدادهاي يک کشور به همراه فضاي کسب وکار حاکم، شوق و انگيزه سرمايهگذاري و توليد را ايجاد ميکند؛ چيزي که امروز به آن نيازمنديم . تذکر جدي روزهاي اخير در خصوص لزوم مراقبت از توليد داخل در مقابل واردات، بالاخص کالاهاي مصرفي، فضا را براي طرح مجدد موضوع و بسيج نظرات مشفقانه براي حل مشکل فراهم کردد. اگرچه اين تذکر دير هنگام نبود اما اگر زودتر از اين مطرح ميشد، عمق مشکل و ميزان اهميت آن به روشني براي همه آحاد مردم، ملموس نميشد.
امروز در سايه بروز و ظهور نتايج سياستهاي اقتصادي، وبه مدد تذکر جدي و ماموريتي که از طرف مقام معظم رهبري به دولت و مجلس شوراي اسلامي داده شده است، ميتوان و بايد راههاي اصولي و صحيح و درازمدت براي حل مسئله انتخاب کرد. براي يافتن اين راه حلهاي صحيح و اصولي، آسيب شناسي عوامل بروز وضعيت فعلي و يافتن ريشههاي مشکل، ضروري مينمايد. شناخت اين ريشهها و تمرکز روي حل آن و جلوگيري از کارهاي پراکنده ، تنها راه چاره است. اين استدلال که دولت اجازه قانوني براي منع يا محدود کردن واردات کالا يا خدمات را ندارد، صحيح، کامل و دقيق نيست.
نکته مهم اين است که محدود کردن و تنظيم واردات کشور و به تبع آن مديريت تراز پرداخت ارزي کشور از طريق تنظيم سياستهاي اقتصادي، بسيار
کارآمدتر و موثرتر از اقدامات فيزيکي است. منع واردات به صورت فيزيکي، به همراه تداوم سياستهاي مالي و ارزي فعلي، موجب تشويق و رونق قاچاق ميشود خرد حکم ميکند که براي حفظ و صيانت از سياست ارزي و محيط کسب وکار براساس اصول و علم اقتصاد اصلاح شود. برگشتن اعتماد و به ثمر رسيدن نتايج تصميمات اصلاحي نياز به زمان دارد و مستلزم صبر و تاني است.
جهان صنعت
«پافشاري بدون نتيجه»عنوان سرمقاله روزنامه جهان صنعت به قلم مريم باستاني است كه در آن ميخوانيد:
خروج از تهران که تا همين يک ماه پيش ضربالاجل شد با سرشماري نتايج به دست آمده از فوريت بيرون آمد و به برنامهاي مدتدار تبديل شد. اين خبري بود که ديروز معاون رييسجمهور از نتايج اجراي مصوبه خروج کارکنان دولت از پايتخت اعلام کرد. برنامهاي که قرار بود ظرف مدت يکماه منجر به خروج 144 شرکت شود، حتي با هشدار کارشناسان مبني براينکه چنين مصوبهاي عملي نيست به اجرا گذاشته شد.
تحصن کارمندان سازمان ميراث فرهنگي دولت هم مانع از اجراي اين مصوبه نشد و دولت با تبليغات رسانهاي بر اجراي مصوبه پافشاري کرد و مقابل منتقدان تمام قد ايستاد. حالا اين طرح هم مثل طرحهاي ديگري که يکشبه مصوب شد، مدتدار شده است.
نمونه اينگونه طرحها در سالهاي اخير کم نيستند؛ از طرح انتقال پايتخت و انحلال سازمان مديريت و برنامهريزي گرفته تا مصوبه تغيير ساعت همگي حاصل بيتوجهي به بدنه کارشناسي کشور براي اجراي چنين تصميمهايي است. نتيجه تصميم دولت به تغيير فوريت خروج از تهران از يک ماه به پايان سال و پاس دادن آن به برنامه پنجم چنين مينماياند که اين طرح نتيجهاي که منجر به خروج 400 هزار کارمند از تهران شود دربرندارد. اگر واقعا قرار است جمعيت تهران کاهش يابد تا خطرات ناشي از زلزله دردسرساز نشود، قطعا راهحل آن دستور به خروج يکشبه و يکماهه نيست.
اگر دولت به برنامه چهارم عنايت بيشتري ميکرد و طرح آمايش سرزمين را به اجرا ميگذاشت شايد اينک اندکي از جمعيت تهران به شهرهاي ديگر سرريز شده بود، بدون آنکه نيازي به مشوق يا دستور باشد. ضمن آنکه اشتغال هم به شهرهاي کشور هديه ميشد تا امروز نياز نباشد با دستکاري تعريف مبناي کار ، نرخ بيکاري پايين نگه داشته شود.
دنياي اقتصاد
«تاملي بر موضوع واردات» عنوان سرمقاله روزنامه دنياي اقتصاد به قلم محمود اسلاميان است كه در آن ميخوانيد:
پس از رهنمودهاي مقام معظم رهبري درخصوص مديريت واردات، بحثهايي در رسانهها، مجلس و دولت محترم مطرح ميشود.
استفاده از واژه مديريت واردات انتخاب عالمانهاي است؛ زيرا ما ايرانيها به اشكالي در موضوعات گوناگون با افراط و تفريط مواجه ميشويم. به نظر ميرسد افراط و تفريط در يك مساله به علت بيحوصلگي و عدم مطالعه علمي آن موضوع به منظور دستيابي به يك راهحل فوري است. ميخواهيم همه كارها را ضربتي حل كنيم. سرعت در انجام يك كار مهم است؛ مشروط به آنكه با مطالعه دقيق و همهجانبه به راهحل معقول رسيده باشيم. اينكه خداوند متعال خطاب به پيامبر خويش ميفرمايند: «همه سخنها را بشنو و بهترين را انتخاب نما» از اين رهگذر است. قبل از آنكه به بحث بپردازيم اجازه دهيد نتايج مثبت از واردات به اختصار و كلي بيان شود.
1 - واردات به مفهوم ارتباط صنايع و توليدات داخلي يك كشور با مجموعه توليدات جهاني است. اين امر باعث ايجاد فضاي رقابتي و ارتقاي كيفيت توليدات داخلي ميشود. تجربه سالهاي اخير نشان داده است، توليداتي كه از تعرفههاي بسيار بالا استفاده كردهاند، در توسعه كيفيت خود موفق نبودهاند. هرگاه توليدكننده داخلي خود را از ناحيه واردات در خطر احساس كند مجبور به توسعه كمي و كيفي كالا و كاهش هزينهها خواهد بود. ثمره اصلي اين رقابت علاوهبر صاحب سرمايه به مردم خواهد رسيد. كشورهاي سوسياليستي در گذشته با اقتصاد بسته، نمونه روشني از عقبافتادگي توليدي و صنعتي هستند.
2 - واردات، امكان تنظيم بازار داخل را به دولتها ميدهد.در هر صورت نهايت هدف هر دولتي تامين رفاه بهتر مردم است، دولت به عنوان حكمي فيمابين توليدكننده و مصرفكننده ميتواند با مديريت واردات ضمن حفظ اشتغال ملي، نيازمنديهاي بازار داخل را تامين و از افزايش قيمتها به دليل توليدات انحصاري جلوگيري بهعمل آورد. تعرفه مكانيزمي است كه دولت ميتواند از آن به عنوان تنظيم بازار استفاده كند.
3 - از رهگذر واردات مواد اوليه و محصولات مياني ميتوان به توليد محصولات نهايي پرداخت و تراز صادرات – واردات را به نفع صادرات تغيير داد. كاري كه عملا در كشورهايي همچون ژاپن و كره انجام ميشود.بنابراين، واردات يك تيغ دو لبه است كه با مديريت دولت ميتواند در خدمت مردم و توليدكنندگان قرار گيرد. پرواضح است كه حفظ اشتغال ملي كه كالاهاي وارداتي براي آن يك تهديد محسوب ميشوند، خود الزاماتي دارد. چنانچه بتوانيم با تامين فضاي مناسب كسبوكار قدرت رقابتي واحدهاي داخلي را افزايش دهيم، مكانيزم واردات ميتواند بهبوددهنده اين فضا باشد.
«تمرکز زدايي؛ از ادعا تا واقعيت»، عنوان سرمقاله روزنامه رسالت به قلم دکتر امير محبيان است كه در آن ميخوانيد:
مدتهاست که از سوي مسئولان بحث تمرکز زدايي و انتقال پايتخت از تهران به ديگر شهرها مطرح مي شود.مصوبات پي در پي دولت براي انتقال از تهران به ساير شهرستان ها در همين راستا موضوع بحث هاي زيادي در ميان کارمندان و کارشناسان شده است.
نگارنده ضمن پذيرش و عقلاني دانستن ضرورت کاستن از بار جمعيتي و مرکزيتي تهران هماره اين پرسش را با خود تکرار مي کرد که آيا پشتوانه هاي علمي و کارشناسي قدرتمند در پس اين تعجيل دولت براي خروج کارکنانش از تهران وجود دارد يا خير؟ و آيا اين ادراک که تمرکز زدايي فرآيندي مهم و راهبردي است که تغييراتي کليدي را حتي در نوع حکمراني ما ايجاد خواهد کرد؛در پس تصميمات وجود دارد يا خير؟ مصاحبه معاون توسعه مديريت و سرمايه انساني رئيس جمهور[1]عليرغم تلاش وي براي متقاعد کردن خوانندگان مصاحبه دال بر کارشناسي بودن تمرکز زدايي مورد نظر دولت، متاسفانه بر دغدغه ها افزود.
سال ها پيش آقاي هاشمي رفسنجاني با نيتي حتما خوب در پي اجراي سازندگي بر پايه توسعه با مدل نو ليبرالي برآمد.همه چيز به ظاهر خوب پيش مي رفت ؛ ولي با گذشت سال ها اکنون دولت فعلي بر اين باور است که اشتباه دولت هاشمي آن بود که تمامي آثار و تبعات توسعه با مدل ليبرالي را بدرستي درنظر نگرفته بود به همين دليل دولت ليبرال دوم خرداد را مولود طبيعي اقتصاد ليبرال مسلک هاشمي مي دانند. نگارنده تا حد زيادي با اين استنباط موافق است.اما به گمانم دولت کنوني نيز در آستانه برداشتن گامي عجولانه براي اجراي بخشي گزينش شده از يک فرآيند است که همه دامنه سياسي اجتماعي آن دقيقا تبيين نشده است.
تهران امروز
«برنامه پنجم در هالهاي از ابهام» عنوان سرمقاله روزنامه تهران امروز به قلم دكتر امير دبيريمهر است كه در آن ميخوانيد:
بعد از قانون اساسي و سندچشمانداز 20 ساله كشور كه اسناد بالادستي نظام جمهوري اسلامي محسوب شده و چهارچوبي براي برنامهريزي و عملكرد همه بخشهاي كشور محسوب ميشوند، برنامههاي پنج ساله كشور در بالاترين درجه اهميت قرار دارند و در كشوري مثل ايران با همه مختصات بومي، تاريخي و اقتصادي آن بدون برنامههاي ميانمدت مثل برنامههاي پنج ساله و برنامههاي كوتاهمدت مثل برنامههاي سالانه، هيچ چشمانداز روشني از فرآيند توسعه وجود ندارد.
در واقع اگر در سالهاي پس از جنگ تحميلي كشور جهشهاي بزرگي در بخشهاي مختلف داشته است، مرهون تدوين برنامههاي توسعه اول تا چهارم بوده كه دولتها نيز در حد توان به آن جامهعمل پوشاندند. پس از تدوين و تصويب سندچشمانداز كشور اهميت برنامهها مضاعف شد زيرا تحقق سند چشمانداز در گرو تحقق برنامههاي چهارم تا هفتم قرار گرفت ولي متاسفانه در عمل به برنامه چهارم اهمال صورت گرفت و گام اول سند چشمانداز بسيار سست برداشته شد بهگونهاي كه رهبر فرزانه انقلاب در ديدار اخير با هيات دولت در اين خصوص تذكرات جدي و دلسوزانهاي را مطرح فرمودند.
در حالي كه انتظار اين است كه گام دوم تحقق سند چشمانداز يعني برنامه پنجم چنان محكم برداشته شود كه ضعفهاي گام نخست را نيز جبران كند، سال گذشته، ديرهنگام ارائه شدن لايحه برنامه از سوي دولت به مجلس و همزماني ارائه آن با لايحه بودجه موجب شد اجراي برنامه پنجم يكسال به تعويق افتد و بررسي مواد لايحه برنامه به سال 1389 موكول شود.
هياترئيسه محترم مجلس شوراي اسلامي نيز براساس تدبيري پسنديده و با دعوت از همه صاحبنظران و خبرگان كشور در بخشهاي مختلف به همايش ملي بررسي برنامه پنجم توسعه زمينه مشاركت عقل جمعي را در تصحيح و تكميل اين سند مهم بالادستي فراهم كرد كه اينجانب نيز در كميسيونهاي مربوط به حوزه فرهنگ آن مشاركت داشتم و در بخش رسانه و فرهنگ مواردي را به كميسيون تلفيق تقديم كردم.
از همان ابتدا كه مجلس عزم خود را بر بررسي جدي و كارشناسي و بدون تسامح برنامه جزم كرد، زمزمههايي شنيده شد مبني بر اينكه چارچوب برنامه در حال دگرگوني است و اين زمزمهها آنقدر افزايش يافت تا امروز اعلام شد رئيس دولت در نامهاي خواستار استرداد برنامه از مجلس شده است. اين اقدام دولت بسيار نگرانكننده و شتاب زده است. انتظار از دولت اين است كه نقد كارشناسي و اجماع نخبگان و صاحبنظران را با آغوش باز بپذيرد و از واكنشهاي شتابزده بهشدت اجتناب ورزد.
كيهان
«اعتبار 3 روزه !» عنوان يادداشت روز روزنامه كيهان به قلم حميد اميدي است كه در آن ميخوانيد:
پس از مدت ها چانه زني و فشارهاي سياسي آمريكا، دور جديد مذاكرات مستقيم سازش ميان تشكيلات خودگردان فلسطين و رژيم صهيونيستي پنجشنبه گذشته در واشنگتن، بدون هيچ نتيجه قابل بحثي- همانگونه كه انتظار مي رفت- پايان پذيرفت. پيش از اين نيز دو طرف تشكيلات خودگردان و مسئولان اسرائيلي در طول 4 ماه گذشته مذاكرات خود را به صورت غيرمستقيم و با ميانجيگري جرج ميشل- نماينده ويژه اوباما در خاورميانه- انجام داده بودند.
ظاهرا قرار بود اين مذاكرات بدون پيش شرط صورت پذيرد اما در بيانيه اي كه قبل از آغاز مذاكرات از سوي نخست وزيري رژيم صهيونيستي انتشار يافت، نتانياهو قيد كرده بود كه مهمترين شرط وي براي حضور در مذاكرات، تامين امنيت اسرائيل است. در اين بيانيه تاكيد شده بود كه اگرچه رسيدن به صلح- بخوانيد سازش- امري دشوار است و اسرائيل با اشتياق كامل به پاي ميز مذاكرات بازمي گردد ولي اين گفت وگوها بايد با هدف تامين منافع اسرائيل و از همه مهمتر تامين امنيت اين رژيم باشد.
سرانجام اين جلسه در واشنگتن برگزار شد و بدون هيچ نتيجه اي پايان يافت. دو طرف در اين مذاكرات كه بيشتر به يك نمايش شبيه بود تا يك جلسه جدي سياسي، نهايتا توافق كردند كه هر 2 هفته يكبار با هم ملاقات داشته باشند.
مهمترين مسائلي كه بارها از سوي طرف فلسطيني در روند مذاكرات مطرح شده اما هيچ توافقي روي آن صورت نگرفته و يا تل آويو از اندك توافق حاصله سر باز زده است، عبارتند از: حق بازگشت آوارگان فلسطيني، تعيين مرزهاي دائمي، توقف شهرك سازي يهوديان در سرزمين هاي اشغالي به ويژه در كرانه باختري، موضوع قدس شريف به عنوان پايتخت دايمي دولت فلسطين، به رسميت شناختن يك دولت مستقل فلسطيني و عقب نشيني صهيونيست ها از سرزمين هاي اشغالي قبل از سال .1967 به نظر نمي رسد اين خواسته ها هيچگاه از سوي رژيم صهيونيستي مورد موافقت قرار بگيرد.
مذاكرات بي حاصل سازش تاكنون با هدف تضعيف روحيه مقاومت مردم مظلوم فلسطين و انزواي حماس صورت گرفته، اما انتفاضه جانانه و فراگير مردم و مقاومت و مبارزه بي امان حماس و ساير گروه هاي مقاومت نشان داده كه هم سران رژيم صهيونيستي و هم سركردگان خائن فلسطيني در دستيابي به هدف شوم خود ناكام مانده اند.
ابتكار
«در مسير زاينده رود يا در مسير توهين به اقوام» عنوان سرمقاله روزنامه ابتكار به قلم سيد محمد مختاري است كه در آن ميخوانيد:
ديريست بر بلنداي زمان ايستاده ايم و به خود ميباليم که سردر سازمان ملل، يعني همانجا که مدخل سران همه ممالک دنياست به بيتي مزين شده که به زبان مادري ماست و شاعري از اين ديار آن را سروده.
عمريست که به خلوت، دلخوشيم به همين غناي شعر و شعور، که اگر توسعه اقتصادي و صنعتي نداريم باکي نيست، اگر توسعه اجتماعي و سياسي مان به قد قدمتان نيست خيالي نيست، ما صاحب مولانا، حافظ، فردوسي، شيخ بهايي، جامي، خواجه طوسي، مفيد و همين احمد شاملو و مهدي اخوان ثالث هستيم.
غريو رعد کلام مولانا در نامتناهي عرفان چنان قدرتمندانه به خويشتن خويش فرو ميبردت که آهستگي چيني نازک تنهايي سهراب آرامش عاشقانه را برايت به ارمغان ميآورد. آيا اينها چيزي غير از معجزه ي کلمات هستند؟ همين واژگان به ظاهر ساده که متأسفانه در دهه ي اخير آنهم در دانشگاه سراسري ( رسانه ملي ) شاهد کش و قوسهاي فراوان آن بوده و نابودي آنرا به نظاره نشسته ايم،از لوده بازي دارو دسته مهران مديري که به رقت بارترين شکل ممکن و با جز و التماس سعي در خنداندن ملت داشتند که خوشبختانه توفيق چنداني نيافته و بجز دفعات معدودي حاصل کارشان نتيجهاي نداشت.
آيا زبان قدرتمند فارسي که قابليت خلق بديع ترين اشعار انساني را دارد آنقدر ضعيف است که با سرسري گرفتن عدهاي ناچيز و بي مقدار که تمام بضاعت هنري يشان، جز لوده بازي و تمسخر گويشها و احياناً زبان فارسي نميباشد تأثير بپذيرد.
اين روزها با پخش سريال در مسير زاينده رود، ساخته استاد بلامنازع روايت تصويري سينما و تلويزيون، حسن فتحي موجي از انتقادات از سوي مردم، مقامات و مسئولان شهر اصفهان از نحوه ي استفاده از لهجه و گويش اصفهاني در اين سريال به سوي صدا و سيما روان شده است. البته دشواريهاي استفاده از لهجه در سريالها و فيلمهاي سينمايي، قدمتي به اندازه طول عمر سينما دارد. نکتهاي که در اين باره شايد مورد توجه قرار نگرفته اينست که شايد گويش اصفهاني بکار برده شده توسط بعضي بازيگران صحيح نباشد و شاخص تر آنکه افزودن حرف سين در آخر بعضي کلمات و جملات گويش اصفهاني محسوب نميشود و حتي غلط باشد، اما باز هم تمام اين ضعفها دستاويزي براي سازندگان سريال نشده تا مخاطبان را به اين وسيله بخنداند. از طرفي درام شکل گرفته از چنان تلخي برخوردار است که شايد اصلاً مجالي براي خنديدن باقي نميگذارد.
استفاده از لوکيشن اصفهان نيز چيزي جز نشان دادن ظرفيتهاي معماري ايراني و لطافت حاکم بر فضاي زندگي مردم با فرهنگ اصفهان قصد ديگري نداشته، چه اينکه دست کارگردان در تنوع لوکيشن را بسيار باز نموده است. وليکن متأسفانه حدود مسايل مطروحه در سريال از لهجه و گويش فراتر رفته و مسايل فرهنگي مردم با تمدن اصفهان را نشانه رفت، چنانچه در انتقاد و سخنگوي شوراي شهر اصفهان در سايتهاي خبري آمده. بي شک صحبت کردن در اين موضوع مجال کافي ميطلبد وليکن دليل اصلي که بنده را عليرغم ميل باطني در دامن زدن به حاشيههاي اين سريال ديدني که بنده يکي از بينندگان پر و پا قرص آن هستم و آنهم در صورتي که حتي گاهي وقتها فيلمهاي خودم را از تلويزيون نميبينم، وادار به نوشتن کرد، ديالوگ منفورترين کاراکتر اين سريال که نماينده طيف عظيمي از دلالان اين کشور که مسموم کنندگان مسير درست اقتصاد، صنعت، هنر، ورزش و حتي سياست هستند بود.
جمهوري اسلامي
«تدارك نمايش انتخاباتي در مصر» عنوان سرمقاله روزنامهجمهوري اسلامي است كه در آن ميخوانيد:
التهابات سياسي مصر در پرتو انتخابات آينده، تدريجاً به اوج خود ميرسد. از يكسو حسني مبارك رئيسجمهور فرتوت و بيمار مصر به شدت نگران قدرت روزافزون مخالفان است و كمترين اميدي به موفقيت فرزندش "جمال مبارك" در انتخابات آينده ندارد و به همين دليل خود را ناچار به اعلام نامزدي انتخابات ميبيند. از سوي ديگر جبهه نيرومند مخالفان با بهره گيري از هر فرصتي، اقدامات ماجراجويانه از جانب رژيم كمپ ديويدي قاهره را به چالش كشيدهاند.
رژيم قاهره اين روزها سعي دارد با ايجاد جو خفقان و سركوب پليسي، فضاي كشور را به شدت "امنيتي" كند و امكان هرگونه تحرك سياسي را از جبهه مخالفان بگيرد. اما همين رفتارهاي امنيتي دقيقاً به زيان مبارك و فرزند ناكامش تمام شده و تقريباً شانس چنداني براي موفقيت آنها وجود ندارد مگر آنكه مثل هميشه، آراء دلخواه مبارك از صندوق سر برآورد و معجزات هميشگي دستگاه پليسي مبارك تكرار شود. اعلام داوطلبي مبارك زماني جدي شد كه مشاوران به وي هشدار دادند كه احتمال بسيار ضعيفي براي موفقيت "جمال مبارك" وجود دارد و جبهه نيرومند مخالفان، به راحتي هر مانعي را از پيش رو برميدارند و در واقع وي را "جارو" ميكنند.
بدين ترتيب اصرار جنون آميز مبارك براي "موروثي كردن حكومت مصر" فروكش كرده و اين اواخر، كمتر در اين زمينه سخن به ميان ميآيد. احتمال ديگري هم وجود دارد كه براي انحراف افكار عمومي و عدم تمركز بر روي "جمال مبارك" قرار شده مبارك فعلاً شخصاً براي شركت در انتخابات آينده اظهار تمايل كند، ولي در آخرين فرصتها به سود فرزندش كناره گيري نمايد تا لبه تيز حملات متوجه "جمال" نباشد و زمينههاي منفي تبليغاتي از مخالفين گرفته شود.
با اينهمه، روند تحولات سياسي - اجتماعي مصر همچنان به زيان مبارك و حزب حاكم به پيش ميرود. با وجود آنكه وزرا، مسئولان ارشد و جمال مبارك براي ثبت نام در انتخابات مجلس نامزد شدهاند ولي هجوم تبليغاتي مخالفين باعث ايجاد "خلأ سياسي" شده و آنها تهديد كردهاند كه انتخابات را تحريم خواهند كرد. از جمله "محمد البرادعي" ديپلمات سرشناس مصري و رئيس سابق آژانس بينالمللي انرژي اتمي خواستار تحريم است. اگر اين روند اعتراض آميز ادامه يابد و رفتار حاكمان هم تغيير نكند، مصر شاهد انتخابات فرمايشي و يك "نمايش انتخاباتي بي رونق" خواهد بود.
حتي ماه مبارك رمضان هم فرصتي براي تحركات انتخاباتي شده و هر شب هزاران نفر در خيابانهاي قاهره، اسكندريه، اسيوط و اسماعيليه در خيابانها به تظاهرات آرام و گاه به فرياد شعارهاي هماهنگ و منظم ميپردازند و تقريباً هميشه به جنگ و گريز با نيروهاي امنيتي رژيم قاهره ختم ميشود كه التهابات را بيشتر دامن ميزند.
مردم سالاري
«رئيس جمهور و تکرار يک اقدام» عنوان سرمقالهِ روزنامه مردم سالاري به قلم حميد رضا شکوهي است كه در آن ميخوانيد:
پس از فرمايشات اخير مقام معظم رهبري در ديدار اعضاي دولت مبني بر پرهيز از موازي کاري در سياست خارجي، به نظر مي رسيد دولت درصدد حل مشکل انتصاب نمايندگان ويژه رئيس جمهور در حوزه سياست خارجي بربيايد.در حقيقت به نظر مي رسيد اشاره صريح و روشن رهبري در اين ديدار، در مورد انتخاب نمايندگان ويژه رئيس جمهور در سياست خارجي باشد; انتصابي که واکنش هاي منفي فراواني در پي داشت و حضور افرادي بدون تجربه در حوزه ديپلماسي، در اين زمينه انتقاد برانگيز شد.
حال، بگذريم از اين که يکي از همين نمايندگان ويژه، پس از انتصاب، بلا فاصله سخناني بر زبان آورد که تنشي ديپلماتيک بين ايران و ترکيه ايجاد کرد و بعد هم اين نماينده ويژه، به جاي اعتراف به اشتباه، رسانه ها را مقصر قلمداد کرد. اما پس از فرمايشات مقام معظم رهبري در مورد ضرورت پرهيز از موازي کاري در سياست خارجي، نه تنها دولت از اين اقدام عقب نشيني نکرد بلکه ديروز خبري روي خروجي سايت هاي خبري قرار گرفت که تعجب برانگيز بود چرا که حکايت از آن داشت که رئيس جمهور نه تنها درصدد تصحيح اشتباه خود برنيامده، بلکه قصد دارد دو نماينده ويژه ديگر هم انتخاب کند.
در حالي که انتظار از دولتي که ادعاي التزام عملي به رهبري دارد اين بود که با عنايت به فرمايشات رهبري، احکام نمايندگان ويژه منصوب شده را پس بگيرد، نه اين که اعلا م شود دو نماينده ديگر هم در راه هستند.اين اقدام دولت، خاطره انتصاب اسفنديار رحيم مشايي به عنوان معاون اول رئيس جمهور را در تابستان گذشته زنده کرد که علي رغم دستور مقام معظم رهبري، رئيس جمهور از برکناري رحيم مشايي خودداري کرد تا زماني که نامه رهبري از سوي حجت الا سلا م ابوترابي نايب رئيس مجلس علني شد و آنگاه رحيم مشايي به عنوان رئيس دفتر رئيس جمهور برگزيده شد و البته در لواي اين منصب تشريفاتي، 18 مقام ديگر هم گرفت و گاه نقش معاون اول رئيس جمهور را هم ايفا کرد.
حال، رئيس جمهور در مورد انتخاب نمايندگان ويژه خود همان مسير سال گذشته را در پيش گرفته است واين که اين مسير به کجا مي انجامد روشن تر از آن است که نيازي به توضيح داشته باشد. احمدي نژاد روز به روز در ميان اصولگرايان تنهاتر مي شود و حلقه مخالفان و منتقدان اصولگراي دولت گسترش مي يابد.
آفرينش
«حوزه هاي مشترک نفتي نيازمند توجه بيشتر» عنوان سرمقاله روزنامه آفرينش به قلم علي رمضاني است كه در آن ميخوانيد:
کشور ما از آنجا که کشوري داراي منابع هيدروکربني فراوان و سرشار مي باشد نيازمند توجهي دوچندان به اين منابع است اين مهم در حالي است که ايران با اقتصادي رانتي نيازمند شديدي به فروش نفت وگاز خويش داشته و هر گونه خلل و کاهش توليد ويا کاهش صدور آن در کنار ناتواني کشور در بدست آوردن منابع مالي فراوان غير نفتي ضرر هاي جبران ناپذيري به کشور وارد مي کند در اين بين بايد به ياد داشت که اين اهميت بخش انرژي بايسته هايي را براي کشور ايجاد کرده که بي شک نيازمند سرمايه گذاري ميليارد دلاري در بخش اکتشاف،توليد وبهره برداري از منابع نفتي وگازي است.
در اين راستا بايد گفت از آنجا که بيشتر کشور هاي همسايه ما از ترکمنستان در شمال گرفته تا عراق و قطر وعمان و... همگي با سرمايه گذاري هاي چندين ميليارد دلاري قصد توليد وصادرات افزون تر منابع نفتي وگازي خود را دارند در اين بين بايد به ياد داشت که از آنجا که مناطق وسيعي از مرزهاي کشور ما با اين کشور ها مشترک است و اين کشور ها نيز به شدت در حال اکتشاف ،سرمايه گذاري وتوليد از مناطق مرزي با کشورما هستند بر مقامات کشور است تا با توجهي دو چندان مناطق مرزي کشور را مورد توجه دقيق تر قرار دهند در اين بين بايد علاوه بر حوزه هاي مشترک نفت وگازي با همسايگان تمرکز بر اکتشاف نفت وگاز در مناطق مرزي دوچندان شود.
در واقع در طول برنامه پنجم بايد يک ميليون بشکه نفت به توليد فعلي که بالغ بر 4 ميليون بشکه است، اضافه شوددر اين بين ايجاد سازمان جديد اکتشاف نفت در طول برنامه پنجم نيز به تصويب رسيده است وهمچنين اولويت برداشت نفت طي برنامه پنجم از ميدان هاي مشترک اعلام شده است. در اين راستا با توجه به پتانسيل هاي اکتشافي خوبي که در سراسر کشور( در يک سال گذشته 9 مخزن نفتي و 4 ميدان گازي در کشور کشف شده )در بخش هاي دريا و خشکي وجود دارد دولت بايد بکوشد تا در کنار توسعه وبهره برداري از ميدان هاي گازي مشترک با همسايگان در جهت جلوگيري از خسارت اقتصادي به کشور در راستاي کشف منابع انرژي در مناطق مرزي نيز بکوشد . قابل توجه است که با برنامه ريزي دولت قرار است که امکان توليد روزانه نزديک به 200 هزار بشکه نفت خام از ميدان نفتي آزادگان تا سال 1393 فراهم شود در مقابل کشور عراق با توسعه ميدان مجنون( با مشارکت شل، هاليبرتون و پتروناس) که با آزادگان ايران مشترک است قصد دارد تا توليد نفت از ميدان مجنون را از 45 هزار بشکه در زمان حاضر به يک ميليون و 800 هزار بشکه در روز افزايش دهد افزايشي که بي شک به ضرر ايران خواهد بود .
قدس
«پاريس و تداوم رسوايي هاي ديپلماتيک سارکوزي»عنوان سرمقاله روزنامه قدس به قلم غلامرضا قلندريان است كه در آن ميخوانيد:
کولي هاي روماني تبار و مردم فرانسه در قالب اتحاديه ها، وکلا، دوستداران طبيعت، فعالان چپگرا و ساير احزاب در مخالفت با سياست «نيکلا سارکوزي» در اخراج کولي ها تظاهرات کردند و اقدام دولت را تبليغاتي و تحمل ناپذير خواندند.
موارد فوق در کشوري رخ مي دهد که روزي به عنوان مهد تمدن و آزادي مطرح و توانسته بود از طريق روشنفکراني نظير ولتر، کالون و در رأس آنها منتسکيو و روسو گفتمان حقوق بشري را پايه گذاري کند. اما اکنون اين دولت اروپايي در مقايسه با ديگر بازيگران اتحاديه اروپا به نقض گسترده حقوق بشر متهم است. بدرفتاري با مهاجران و تبعيض عليه حقوق فرزندان آنها، نقض آزادي بيان در اين کشور بويژه با محاکمه «فوريسون» و «روژه گارودي» که به اتهام تحقيق در باره هولوکاست محکوم گرديدند و موارد گسترده اي از بي احترامي به حقوق شهروندان و اقليتها را مي توان فهرست نمود که در اين مجال فرصت پرداختن به آنها نيست.
به نظر مي رسد، اعلاميه جهاني حقوق بشر پاريس در 1948 قبل از آنکه ابزار احقاق حق براي شهروندان در جهان باشد، وسيله صيانت حقوقي با برداشتهاي يک سويه از منافع ابر قدرتهاست، به نحوي که رفتارهاي ضد انساني پليس فرانسه اگر در يک کشور جهان سومي يا در يکي از کشورهاي غيرهمسو با منافع دولتهاي غربي رخ مي داد، شوراي امنيت و ديگر نهادهاي سازمان ملل را وادار به تکاپو مي نمود تا از اين رهگذر با صدور قطعنامه هاي متعدد و جوسازيهاي گسترده رسانه اي، نظام سلطه را به عنوان مدافع حقوق بشر معرفي کنند.
اکنون اين پرسش مطرح است، آيا شرکاي سياسي پاريس به همان اندازه اي که در قبال مصاديق نقض حقوق بشر در کشورهاي کوبا، چين، سوريه و ايران احساس مسؤوليت انساني دارند، در قبال فرانسه نيزتعهد دارند؟
آيا ميزگردهاي کارشناسانه حقوقي که در کلوپ رسانه هاي غربي مانند بي بي سي، سي ان ان و ديگر رسانه ها برگزار مي گردد، اقدام به محکوم نمودن حداقل ظاهري موضوع مي نمايند؟ بدون ترديد، ادبيات متفاوت دو سوي آتلانتيک سبب گرديده همواره جايگاهي ثابت براي مدعي و متهم تعريف گردد و هيچ گاه دولتهاي استعماري در جايگاه متهم قرار نخواهند گرفت، زيرا تعابير چند منظوره حقوقي موظف به صيانت از منافع آنهاست.
از سوي ديگر، اين کشور اروپايي يکي از دولتهايي است که همواره نسبت به محکوم نمودن جمهوري اسلامي در اتهامهاي به اصطلاح حقوق بشري پيشگام است، اما اکنون درگير بحران گسترده اعتراضها قرار دارد و اتحاديه ها، سنديکاها و اقشار گوناگون براي محکوميت اقدامهاي سارکوزي در خيابانها حضور پيدا کرده اند تا مراتب انزجار خود را از سياستهاي نژادپرستانه حاکمان کاخ اليزه ابراز نمايند.
گفتني است، اتهامهاي ايران که از سوي رسانه هاي بيگانه با جهت گيري خاصي آناليز مي گرديد، با اعزام نمايندگان پاپ و حتي سفر پاپ ژان پل دوم بر کذب بودن گزارشها و اخبار مبني بر اجحاف حقوق اقليتها صحه گذاشت.
به نظر مي رسد، اقدامهاي خشن، نژادپرستانه و بيگانه ستيزي رئيس جمهور فرانسه مکمل رفتارهاي اسلام هراسي کاخ اليزه مي باشد تا از اين طريق محبوبيت از دست رفته و روبه تنزل را احيا نمايد و با اهتمام به رويکرد فکري ناسيوناليستها، موقعيت خودش را تقويت نمايد. پر واضح است، اين اقدامهاي دولتمردان پاريس، نه تنها کمکي به محبوبيت سارکوزي نخواهد نمود، بلکه جايگاه وي را در افکار عمومي بيش از گذشته متزلزل خواهد کرد.
براساس نتايج تازه ترين نظرسنجي که اخيراً در روزنامه فرانسوي لوپاريزين منتشر شده، محبوبيت «نيکلا سارکوزي» نزد مردم فرانسه در ماه اوت جاري به 45 درصد کاهش يافته است.
خبر سازي آقاي رئيس جمهور در ماه هاي اخير صرفاً به سياستهاي وي در خصوص افزايش سن بازنشستگي و يا تحميل هزينه هاي غيرمتعارف رياست جمهوري محدود نمي شود، بلکه فراتر از موضوعهاي مذکور و از همه مهمتر خيانت «کارلا بروني» به رئيس جمهور فرانسه است که بصراحت اعلام کرد تک همسري را بر نمي تابد. خيانتهاي متعدد وي به همسرانش در روزهاي اخير بانوي اول فرانسه را تيتر اول رسانه ها نمود که گسترش دامنه تظاهرات به روزهاي آتي و ديگر شهرهاي فرانسه دور از انتظار نيست.
آرمان
«اصلاح سياست ارزي و فضاي کسب و کار دو عامل تنظيم واردات»عنوان سرمقاله روزنامه آرمان به قلم دکتر طهماسب مظاهري است كه در آن ميخوانيد:
حمايت از توليد داخل و اهميت صادرات غيرنفتي موضوعي است که همواره مد نظر همه خيرخواهان بوده است. همه دولتها همواره حمايت از توليد داخل را در سرلوحه برنامهها و اهداف و شعارهاي خود قرار داده اند. صاحب نظران اقتصادي، اتاق بازرگاني، اساتيد دانشگاه از چندي پيش به صورتهاي مختلف آگاهي ميدادند که ترکيب سياستهاي مالي و سياستهاي ارزي،
شرايط اقتصاد کلان کشور را به نوعي تحت تاثير قرار ميدهد که به تدريج توليد کنندگان ايراني، قدرت رقابت با رقباي خارجي خود را از دست ميدهند. فضاي کسب و کار ناشي از رفتار دولت با بخش خصوصي و سياستهاي توزيع امتيازات دولتي(امتيازات تجاري، ورود کالا، حساب ذخيره ارزي، ريفاينانس، وام ارزان با تضمين دولت، اعتبارات تکليفي بانکها) نيز به اين شرايط دامن زده و روند پس زدن توليد کنندگان داخلي و شيرين کردن بازار براي ورود کالاي خارجي را شتاب بخشيد.
هم اکنون وضعيت به نحوي شده که بازارکالاهاي کشاورزي اعم ازميوه و غلات ، در اختيار کالاهاي وارداتي قرار گرفته است. در موردساير کالاهاي مصرفي اعم از وسائل خانگي، صنايع چرم، مبلمان، البسه، کفش و ... نيز کالاي داخلي عرصه را به کالاي وارداتي، واگذار کردهاند. اين نقيصه ناشي ازکم کاري يا بي دقتي يک يا چند صنعت گر يا توليد کننده ايراني نيست ، نتيجه سيستماتيک اعمال سياستهاي غيرهمه جانبه است.
ظرفيتهاي بالقوه و استعدادهاي يک کشور به همراه فضاي کسب وکار حاکم، شوق و انگيزه سرمايهگذاري و توليد را ايجاد ميکند؛ چيزي که امروز به آن نيازمنديم . تذکر جدي روزهاي اخير در خصوص لزوم مراقبت از توليد داخل در مقابل واردات، بالاخص کالاهاي مصرفي، فضا را براي طرح مجدد موضوع و بسيج نظرات مشفقانه براي حل مشکل فراهم کردد. اگرچه اين تذکر دير هنگام نبود اما اگر زودتر از اين مطرح ميشد، عمق مشکل و ميزان اهميت آن به روشني براي همه آحاد مردم، ملموس نميشد.
امروز در سايه بروز و ظهور نتايج سياستهاي اقتصادي، وبه مدد تذکر جدي و ماموريتي که از طرف مقام معظم رهبري به دولت و مجلس شوراي اسلامي داده شده است، ميتوان و بايد راههاي اصولي و صحيح و درازمدت براي حل مسئله انتخاب کرد. براي يافتن اين راه حلهاي صحيح و اصولي، آسيب شناسي عوامل بروز وضعيت فعلي و يافتن ريشههاي مشکل، ضروري مينمايد. شناخت اين ريشهها و تمرکز روي حل آن و جلوگيري از کارهاي پراکنده ، تنها راه چاره است. اين استدلال که دولت اجازه قانوني براي منع يا محدود کردن واردات کالا يا خدمات را ندارد، صحيح، کامل و دقيق نيست.
نکته مهم اين است که محدود کردن و تنظيم واردات کشور و به تبع آن مديريت تراز پرداخت ارزي کشور از طريق تنظيم سياستهاي اقتصادي، بسيار
کارآمدتر و موثرتر از اقدامات فيزيکي است. منع واردات به صورت فيزيکي، به همراه تداوم سياستهاي مالي و ارزي فعلي، موجب تشويق و رونق قاچاق ميشود خرد حکم ميکند که براي حفظ و صيانت از سياست ارزي و محيط کسب وکار براساس اصول و علم اقتصاد اصلاح شود. برگشتن اعتماد و به ثمر رسيدن نتايج تصميمات اصلاحي نياز به زمان دارد و مستلزم صبر و تاني است.
جهان صنعت
«پافشاري بدون نتيجه»عنوان سرمقاله روزنامه جهان صنعت به قلم مريم باستاني است كه در آن ميخوانيد:
خروج از تهران که تا همين يک ماه پيش ضربالاجل شد با سرشماري نتايج به دست آمده از فوريت بيرون آمد و به برنامهاي مدتدار تبديل شد. اين خبري بود که ديروز معاون رييسجمهور از نتايج اجراي مصوبه خروج کارکنان دولت از پايتخت اعلام کرد. برنامهاي که قرار بود ظرف مدت يکماه منجر به خروج 144 شرکت شود، حتي با هشدار کارشناسان مبني براينکه چنين مصوبهاي عملي نيست به اجرا گذاشته شد.
تحصن کارمندان سازمان ميراث فرهنگي دولت هم مانع از اجراي اين مصوبه نشد و دولت با تبليغات رسانهاي بر اجراي مصوبه پافشاري کرد و مقابل منتقدان تمام قد ايستاد. حالا اين طرح هم مثل طرحهاي ديگري که يکشبه مصوب شد، مدتدار شده است.
نمونه اينگونه طرحها در سالهاي اخير کم نيستند؛ از طرح انتقال پايتخت و انحلال سازمان مديريت و برنامهريزي گرفته تا مصوبه تغيير ساعت همگي حاصل بيتوجهي به بدنه کارشناسي کشور براي اجراي چنين تصميمهايي است. نتيجه تصميم دولت به تغيير فوريت خروج از تهران از يک ماه به پايان سال و پاس دادن آن به برنامه پنجم چنين مينماياند که اين طرح نتيجهاي که منجر به خروج 400 هزار کارمند از تهران شود دربرندارد. اگر واقعا قرار است جمعيت تهران کاهش يابد تا خطرات ناشي از زلزله دردسرساز نشود، قطعا راهحل آن دستور به خروج يکشبه و يکماهه نيست.
اگر دولت به برنامه چهارم عنايت بيشتري ميکرد و طرح آمايش سرزمين را به اجرا ميگذاشت شايد اينک اندکي از جمعيت تهران به شهرهاي ديگر سرريز شده بود، بدون آنکه نيازي به مشوق يا دستور باشد. ضمن آنکه اشتغال هم به شهرهاي کشور هديه ميشد تا امروز نياز نباشد با دستکاري تعريف مبناي کار ، نرخ بيکاري پايين نگه داشته شود.
دنياي اقتصاد
«تاملي بر موضوع واردات» عنوان سرمقاله روزنامه دنياي اقتصاد به قلم محمود اسلاميان است كه در آن ميخوانيد:
پس از رهنمودهاي مقام معظم رهبري درخصوص مديريت واردات، بحثهايي در رسانهها، مجلس و دولت محترم مطرح ميشود.
استفاده از واژه مديريت واردات انتخاب عالمانهاي است؛ زيرا ما ايرانيها به اشكالي در موضوعات گوناگون با افراط و تفريط مواجه ميشويم. به نظر ميرسد افراط و تفريط در يك مساله به علت بيحوصلگي و عدم مطالعه علمي آن موضوع به منظور دستيابي به يك راهحل فوري است. ميخواهيم همه كارها را ضربتي حل كنيم. سرعت در انجام يك كار مهم است؛ مشروط به آنكه با مطالعه دقيق و همهجانبه به راهحل معقول رسيده باشيم. اينكه خداوند متعال خطاب به پيامبر خويش ميفرمايند: «همه سخنها را بشنو و بهترين را انتخاب نما» از اين رهگذر است. قبل از آنكه به بحث بپردازيم اجازه دهيد نتايج مثبت از واردات به اختصار و كلي بيان شود.
1 - واردات به مفهوم ارتباط صنايع و توليدات داخلي يك كشور با مجموعه توليدات جهاني است. اين امر باعث ايجاد فضاي رقابتي و ارتقاي كيفيت توليدات داخلي ميشود. تجربه سالهاي اخير نشان داده است، توليداتي كه از تعرفههاي بسيار بالا استفاده كردهاند، در توسعه كيفيت خود موفق نبودهاند. هرگاه توليدكننده داخلي خود را از ناحيه واردات در خطر احساس كند مجبور به توسعه كمي و كيفي كالا و كاهش هزينهها خواهد بود. ثمره اصلي اين رقابت علاوهبر صاحب سرمايه به مردم خواهد رسيد. كشورهاي سوسياليستي در گذشته با اقتصاد بسته، نمونه روشني از عقبافتادگي توليدي و صنعتي هستند.
2 - واردات، امكان تنظيم بازار داخل را به دولتها ميدهد.در هر صورت نهايت هدف هر دولتي تامين رفاه بهتر مردم است، دولت به عنوان حكمي فيمابين توليدكننده و مصرفكننده ميتواند با مديريت واردات ضمن حفظ اشتغال ملي، نيازمنديهاي بازار داخل را تامين و از افزايش قيمتها به دليل توليدات انحصاري جلوگيري بهعمل آورد. تعرفه مكانيزمي است كه دولت ميتواند از آن به عنوان تنظيم بازار استفاده كند.
3 - از رهگذر واردات مواد اوليه و محصولات مياني ميتوان به توليد محصولات نهايي پرداخت و تراز صادرات – واردات را به نفع صادرات تغيير داد. كاري كه عملا در كشورهايي همچون ژاپن و كره انجام ميشود.بنابراين، واردات يك تيغ دو لبه است كه با مديريت دولت ميتواند در خدمت مردم و توليدكنندگان قرار گيرد. پرواضح است كه حفظ اشتغال ملي كه كالاهاي وارداتي براي آن يك تهديد محسوب ميشوند، خود الزاماتي دارد. چنانچه بتوانيم با تامين فضاي مناسب كسبوكار قدرت رقابتي واحدهاي داخلي را افزايش دهيم، مكانيزم واردات ميتواند بهبوددهنده اين فضا باشد.
گزارش خطا
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟


